دوره و شماره: دوره 7، شماره 3 - شماره پیاپی 25، پاییز 1399 

بررسی اثر غلظت های مختلف نانوذرات اکسیدآهن بر بیان ژن p53در سلول های بنیادی مشتق شده از غشای آمنیوتیک انسانی

صفحه 256-266

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.256

ندا تکیه معروف، ناهید ابوطالب، مریم ناصرالاسلامی

چکیده نانوذرات سوپر پارامغناطیس اکسیدآهن، پیشرفت­های گسترده­ای را در نانوتکنولوژی ایجاد کرده است. خصوصیات منحصر به فرد این ذرات موجب گسترش روزافزون کاربرد آن­ها در زمینه­های مختلف از جمله حوزه­های پزشکی شده است. یکی از این کاربرد­ها، امکان تجزیه و تحلیل غیرتهاجمی برای ردیابی سلول­ها است. با این حال، احتمال ایجاد سمیت در سلول­ها توسط این نانوذرات گزارش شده است. با توجه به این­که آسیب سلولی ناشی از نانوذرات اکسید­آهن وابسته به غلظت است، بنابراین پیدا کردن غلظت مناسب نانوذرات اکسید آهن برای جلوگیری از آسیب سلولی یا مرگ سلولی ناشی از آپوپتوز بسیار مهم است. هدف از این مطالعه یافتن غلظتی از نانوذرات سوپر پارامغناطیس اکسیدآهن است که منجر به ایجاد آپوپتوز در سلول­ها نشود. این مطالعه با هدف بررسی اثر غلظت­های مختلف نانوذره اکسید­آهن بر بقای سلول، تاثیر بر افزایش بیان ژن دخیل در آپوپتوز در سلول­های بنیادی مزانشیمی مشتق از غشای آمنیوتیک انسان مورد ارزیابی و بررسی قرار گرفت. ابتدا سلول­های بنیادی از بافت غشای آمنیوتیک انسانی استخراج و کشت داده شدند و جهت اثبات ویژگی مولتی پوتنت بودن این سلول­ها به رده­های سلولی چربی، استخوانی و غضروفی متمایز شدند. سپس درصد زنده­مانی سلول­های تیمار شده با غلظت­های مختلف نانوذره اکسید­آهن (200، 150، 100، 50، 0 میکروگرم در میلی­لیتر) در بازه زمانی 24 و 48 ساعت به روش MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. سپس اثر غلظت­های 0، 100،150 و 200 میکروگرم بر میلی­لیتر از نانوذره بعد از 24 ساعت در hAMSCs از نظر بیان ژن p53 با روش Real-time PCR سنجیده شد. سلول های hAMSC استخراج شده در کشت دو بعدی ظاهری دوکی شکل داشتند که در بررسی مارکرهای سطحی توسط فلوسایتومتری، مشخص شد که این سلول­ها CD29، CD90 و CD105 را بیان کرده و در مقابل CD34 و CD45 را قادر به بیان نبودند. نتایج حاصل از بررسی توانایی چند توانی hAMSCs نشان داد که این سلول­ها قابلیت تمایز به رده­های سلول­های چربی، استخوانی و غضروفی را دارا هستند. نانوذره اکسید­آهن در غلظت 50 و 100 میکروگرم در میلی­لیتر در مدت زمان 24 ساعت تاثیری معنادار بر بقا سلول­ها نداشت. در حالی­که از غلظت 150 به بعد بقا سلولی به شکل قابل ملاحظه­ای کاهش یافت (%4/1±42، 001/0 >P ). نتایج حاصل از آنالیز Real-time PCR نشان داد که بیان ژن p53 ناشی از مواجه سلول با نانوذره با غلظت­های 150 میکروگرم در میلی­لیتر (1/0±4/2، 001/0 >P ) و 200 میکروگرم در میلی­لیتر (11/0±1/4، 001/0 >P ) به شکل قابل ملاحظه­ای افزایش می‌یابد. با توجه به نتایج، نانوذرات مورد استفاده در این مطالعه در غلظت 100 میکروگرم در میلی­لیتر برای ردیابی سلول­ها مناسب هستند.

اثر عصاره شاهدانه در آسیب القایی میدان‌های الکترومغناطیسی بر بلوغ فولیکول‌های تخمدانی و تغییرات سطح هورمونی در موش کوچک آزمایشگاهی

صفحه 267-277

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.267

آزیتا مهربخش، جواد بهارآرا، سعیده ظفر بالانژاد، محمد امین کراچیان

چکیده امواج الکترومغناطیسی (EMF) ترکیبی از امواج الکتریکی و مغناطیسی هستند. انرژی حمل شده به وسیله این تابش‌ها در بافت‌های زنده جذب ‌می‌شود. به نظر می‌رسد که میدان‌های الکترومغناطیسی می‌توانند باعث ناباروری در زنان شوند. شاهدانه گیاهی یک­ساله و لیفی است و در مناطق گرمسیری به طور خودرو می‌روید. این پژوهش با هدف بررسی اثر حفاظتی عصاره شاهدانه با غلظت‌های 50، 100 و 150 ‌میلی‌گرم بر کیلوگرم و میدان الکترومغناطیسی با فرکانس 50 هرتز و شدت 50 گاوس بر بلوغ فولیکول‌های تخمدانی و تغییرات سطح هورمون‌های FSH، LH، استرادیول و پروژسترون در موش ماده نابالغ نژاد NMRI انجام شده است. در پژوهش حاضر 48 سر موش کوچک آزمایشگاهی نژاد ماده نابالغ NMRI با سن تقریبی 16 روزه و وزن حدود 18 گرم در 8 گروه تقسیم شدند. بعد از تیمار، نمونه‌ها تشریح و تخمدان‌ها از بدن آن‌ها خارج شدند. سپس وزن تخمدان‌ها با ترازوی دیجیتال ثبت شد و پس از طی مراحل آماده‌سازی بافتی شمارش تعداد فولیکول‌های بدوی، اولیه، ثانویه و آترزی و تعیین سطح هورمون‌ها انجام شد. نتایج نشان داده است که غلظت 50 ‌میلی‌گرم بر کیلوگرم عصاره شاهدانه می‌تواند بعد از اثر میدان 50 گاوس، تعداد انواع فولیکول‌ها را افزایش و تعداد فولیکول‌های آترزی را کاهش دهد. کاربرد غلظت 50 بعد از تیمار با میدان 50 گاوس افزایش سطح هورمون‌های FSH، LH و استرادیول را باعث شد و سطح پروژسترون را کاهش داد. یافته‌ها بیانگر این است که عصاره شاهدانه با غلظت 50 ‌میلی‌گرم بر کیلوگرم می‌تواند نقش محافظتی در جلوگیری از کاهش تعداد فولیکول‌های حاصل از آسیب القا شده توسط امواج الکترومغناطیسی داشته باشد.

استخوان‌شناسی مقایسه‌ای Chondrostoma orientale و C. nasus

صفحه 278-284

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.278

سیدعلی معزی، یزدان کیوانی، بنینیو الوایرا

چکیده

مقایسه ساختارهای ریختی، یک عنصر کلیدی در زیست­شناسی تکاملی است که هم در آرایه­شناسی و هم در درک تنوع موجودات کاربرد دارد. اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف مقایسه ساختارهای استخوانی Chondrostoma orientale و C. nasus به اجرا درآمد. برای این منظور سه نمونه از C. orientale از رودخانه کر ایران و پنج نمونه از C. nasus از حوضه رودخانه­های دانوب، دنیپر و رون و دریاچه اوهرد بررسی شدند. نتایج نشان داد که دو زائده قدامی استخوان فراپرویزنی در C. orientale نسبت به C. nasus فاصله بیشتری ازهم دارند. نمای قدامی استخوان فراپرویزنی در C. orientale مقعر ولی در C. nasus تقریباً صاف است. زائده حلقی- خلفی در استخوان قاعده­ای پس­سری در C. orientale پهن و مثلثی­شکل و در C. nasus باریک و مستطیلی­شکل است. زائده بالارونده میانی- جانبی استخوان فکی در C. orientaleمتمایل به جلو، درحالی­که در C. nasus کمی به سمت عقب متمایل شده است. زائده پایین­رونده استخوان فکی در C. orientale بلند و در C. nasus کوتاه است. استخوان پیش­فکی در C. orientale دارای زائده بالارونده منقاری است، در حالی­که در C. nasusوجود ندارد. بخش قدامی استخوان دندانی در C. orientale باریک و کشیده و زائده منحنی به صورت عمود بر وسط استخوان دندانی قرار گرفته، درحالی­که در C. nasus بخش قدامی استخوان دندانی کوتاه و پهن و زائده منحنی به سمت جلو متمایل شده است.

واژه‌های کلیدی:



SayyedAli Moezzi1, Yazdan Keivany2 & Benigno Elvira3
1MSc Graduate, Department of Natural Resources (Fisheries Divission), Isfahan University of Technology, Isfahan, Iran; 2Department of Natural Resources (Fisheries Divission), Isfahan University of Technology, Isfahan, Iran; 3Department of Biodiversity, Ecology and Evolution, Complutense University of Madrid (UCM), Madrid, Spain
Correspondent author: SayyedAli Moezzi, moezzi.sayyed.ali@ut.ac.ir

Abstract.
Keywords.

بررسی فون مارهای منطقه شکارممنوع طالو و شیربند در استان سمنان، ایران

صفحه 285-294

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.285

ویدا حجتی، مجتبی دیمه ­کار

چکیده منطقه شکار‌ممنوع طالو و شیربند در 12 کیلومتری شمال شرقی شهر دامغان در استان سمنان در جنوب سلسله جبال البرز واقع شده و از آب و هوای سرد و خشک در زمستان و گرم و خشک در تابستان برخوردار است. این منطقه دارای تنوع زیستی غنی بخصوص در فون خزندگان است. تاکنون، 22 گونه مار از کل استان سمنان گزارش شده است. با توجه به اینکه مطالعه دقیقی در منطقه شکار‌ممنوع طالو و شیربند صورت نگرفته است، تحقیق حاضر به منظور بررسی فون مارهای این منطقه از فروردین تا اواخر آبان‌ماه 1393 انجام شد. نمونه‌برداری با استفاده از دست (با رعایت نکات ایمنی)، چوب مارگیری و قلاب انجام گرفت. نمونهها بعد از انتقال به آزمایشگاه دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، شناسایی و عکسبرداری شدند. شش صفت متریک و مریستیک در آن‌ها اندازهگیری شد و با استفاده از نرمافزار SPSS17 و Excel مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مجموع، 45 نمونه مار جمعآوری شد که متعلق به 10 گونه، هشت جنس و چهار خانواده بودند. گونهها عبارتند از:Platyceps karelini karelini (Brandt 1838) ، Platyceps rhodorachis rhodorachis (Jan in Filippi 1865)، Platyceps ventrimaculatus ventrimaculatus (Gray 1834)،Hemorrhois ravergieri (Ménétries 1832) ،Telescopus fallax iberus Eichwald 1831، Spalerosophis diadema cliffordii (Schlegel 1837)، Psammophis schokari (Forskal 1775) ، Eryx miliaris (Pallas, 1773)،Macrovipera lebetina obtusa (Dwigubsky 1832) ، (Duméril, Bibron & Duméril 1854) Pseudocarastes persicus. بیشترین فراوانی مربوط به شترمار و کمترین فراوانی مربوط به سوسن‌مار بوده است. تمامی این گونهها برای اولین‌بار از این منطقه گزارش میشوند. گونه Eryx miliaris نیز برای اولین‌بار از استان سمنان گزارش میشود. در ایران هشت گونه آندمیک وجود دارد که فقط گونه مار شاخ‌دار ایرانی (Pseudocarastes persicus) در منطقه مورد مطالعه یافت شد.




بررسی دوشکلی جنسی در نسبت طول انگشتان دوم تا چهارم (2D:4D) در دو گونه وزغ سبز و وزغ پابیلچه‌ای

صفحه 295-303

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.295

ایمان علی نژادی، نسترن حیدری، حسین جوان بخت

چکیده دوشکلی جنسی در نسبت طول انگشتان یک ویژگی مورفولوژیکی حاصل از برهمکنش بین هورمون‌های جنسی و ژن‌های Hox قبل از تولد بوده که تکوین هر دوی اندام‌های حرکتی دست‌ها و پاها و اندام‌های جنسی را کنترل می‌کند. وضعیت این روند و نسبت‌ها در گروه‌های مختلف جانوری از جمله در انسان، دیگر پستانداران، پرندگان، خزندگان و دوزیستان بررسی شده است. در این مطالعه، دوشکلی جنسی از لحاظ نسبت بین طول انگشتان II تا IV (2D:3D, 2D:4D, 3D:4D) دست و پای چپ، در 54 نمونه از وزغ‌ها متشکل از گونه Bufo viridis (16 نمونه نر و 19 نمونه ماده) و گونه Pelobates syriacus (10 نمونه نر و 9 نمونه ماده) در شمال ایران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد در Pelobates syriacus ماده‌ها دارای میانگین طول بدن (SVL) بیشتری نسبت به نرها بودند و این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار بود (05/0P≤). در گونه Bufo viridis نیز ماده‌ها دارای میانگین طول بدن بیشتری از نرها بودند اما این اختلاف بین افراد نر و ماده از لحاظ آماری معنی‌دار نبود. نسبت اندازه طول انگشتان دست و پا در سمت چپ بدن برای هر دو گونه از لحاظ (2D:3D, 2D:4D, 3D:4D) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در هیچ کدام از صفات مورد بررسی در اندام‌های حرکتی جلویی و عقبی، اختلاف معنی‌داری بین افراد نر و ماده در گونه Bufo viridis مشاهده نشد. اما از لحاظ 2D:4D بین افراد نر و ماده در گونه Pelobates syriacus اختلاف معنی‌دار (040/0P=) وجود داشت و این نسبت در افراد نر بیشتر از مادهها بود. بنابراین، وجود تفاوت‌های معنی‌دار در این انگشتان در گونه Pelobates syriacus هماهنگ با این الگوی تغییرات در بیشتر دوزیستان و دیاپسیدها است.

مقایسه تغییرات درون گونه ایِ جمعیت های (Clinopodes flavidus (Geophlilomorpha, Geophilidae در منطقه البرز با استفاده از شیوه ریخت‌سنجی هندسی

صفحه 304-314

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.304

رقیه زارعی، مهوش سیفعلی

چکیده چکیده. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات شکلی ناحیه سر در جمعیت‌های دامنه شمالی و دامنه جنوبی گونه Clinopodes flavidus در ارتفاعات البرز با استفاده از روش ریخت‌سنجی هندسی بر پایه لندمارک بوده است. به این منظور تعداد 17 لندمارک و شبه لندمارک روی ککسواسترنیت چنگال‌های سمی و هفت لندمارک و شبه لندمارک روی تارسانگولوم چنگال‌های سمی با استفاده از نرم افزار TpsDig2 قرار داده شد. داده‌های حاصل از لندمارک پس از تحلیل پروکراست با شیوه‌های آماری چند‌متغیره شامل تحلیل تجزیه مؤلفه‌های اصلی (PCA) و تحلیل متغیرهای کانونی (CVA) با استفاده از نرم افزارهای PAST و MorphoJ مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین شکل ککسواسترنیت چنگال‌های سمی میان جمعیت‌های این گونه در منطقه البرز وجود دارد (p<0.001). این مطالعه قابلیت استفاده از روش ریخت‌سنجی هندسی بر پایه لندمارک را برای تمایز جمعیت‌های مختلف Clinopodes flavidus در منطقه البرز نشان می­ دهد.

شناسایی مولکولی کوکسیلا بورنتی در کنه‌های جدا شده از بزهای شهرستان مشکین شهر، استان اردبیل، ایران

صفحه 315-321

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.315

بیژن اسمعیل نژاد، جمال قره خانی، آوات سمیعی، هادی رضایی

چکیده کوکسیلا بورنتی عامل تبکیو است که بیش از 40 گونه کنه در انتقال آن نقش دارند. هدف از مطالعه حاضر بررسی گونههای کنه سخت در گردش بزهای شهرستان مشکین شهر در استان اردبیل و نقش آن‌ها در انتقال کوکسیلا بورنتی بود. در یک نمونهگیری تصادفی از فروردین 1394 لغایت فروردین 1395، تعداد 365 بز از نظر آلودگی به کنههای سخت مورد بازرسی قرار گرفتند. تعداد 280 کنه جمعآوری شده از سطح بدن دامها مورد شناسایی قرار گرفته و از نظر آلودگی به کوکسیلا بورنتی به روش مولکولی بررسی شدند. 8/40 درصد از دامها حداقل به یک کنه آلوده بودند. هیالوما آناتولیکوم آناتولیکوم (9/33 درصد)، ریپیسفالوس سانگوئینوس (1/22 درصد)، ریپیسفالوس تورانیکوس (1/17 درصد)، هیالوما اکسکاواتوم (1/11 درصد)، ریپیسفالوس بورسا (5 درصد)، هیالوما دتریتوم (9/3 درصد)، هیالوما درومداری (6/3 درصد)، هیالوما اسیاتیکوم اسیاتیکوم (8/1 درصد) و هیالوما مارژیناتوم (1 درصد) گونههای شناساییشده هستند. اختلاف آماری معنیداری بین میزان آلودگی دامها به کنه و فصول مختلف، جنس و سن آن‌ها مشاهده نشد (05/0=p). در بررسی مولکولی 280 کنه صید شده، 5 مورد از 40 دسته شامل هیالوما آناتولیکوم آناتولیکوم (3 pool)، هیالوما اکسکاواتوم (1 pool) و ریپیسفالوس سانگوئینوس (1 pool) آلوده به کوکسیلا بورنتی بودند. بررسی حاضر اولین گزارش از وضعیت آلودگی کنهها به کوکسیلا بورنتی در شمالغرب ایران است. با توجه به زئونوز بودن تبکیو، مطالعه بیشتر در مورد ناقلین و میزبانهای دیگر ضروری بهنظر میرسد.




جذب زیستی رنگ آزو کنگورد توسط قارچ Mucor circinelloides و کاربرد آن در رنگ‌بری زیستی پساب صنایع نساجی

صفحه 322-330

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.322

احسان آذین، حمید مقیمی

چکیده سالانه مصرف گسترده رنگ­ها در صنایع نساجی و تخلیه پساب­ها به محیط منجر به آلودگی­های وسیع زیست­محیطی می­شود؛ بنابراین تصفیه این پساب­ها با استفاده از روش­های کارآمد و دوست­دار محیط­زیست ضروری است. در این مطالعه، جداسازی سویه­های توانمند با روش غنی­سازی صورت ­پذیرفت و با توجه به بیشترین میزان جذب رنگ در طول­موج ­500­ نانومتر در کمترین زمان، بهترین جدایه انتخاب و در غلظت‌های مختلف از کنگورد مورد بررسی رنگ‌بری قرار گرفت. در این مطالعه 50 گونه قارچی جداسازی شد که 10­ جدایه دارای ویژگی رنگ­بری بود. بر اساس نتایج جدایه ADH8­ با جذب 94 ­درصد از رنگ به عنوان قارچ برتر انتخاب شد. علاوه­ بر ­این، طی 48 ساعت 80­ درصد از رنگ در غلظت­­های مختلف توسط این جدایه از محیط­کشت حذف و بیشترین میزان رشد و حذف رنگ در غلظت 1000 میلی­گرم ­بر ­لیتر به­دست آمد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که غلظت­های مختلف نمک، تأثیری بر میزان جذب رنگ توسط جدایه منتخب ندارد. شناسایی مولکولی توالی ITS جدایه ADH8 مشخص کرد که این جدایه به میزان 100­ درصد مشابه Mucor circinelloides بوده و با کد شناسایی UTMC 5032 در کلکسیون میکروارگانیسم‌های دانشگاه تهران ثبت و نگهداری گردید. نتایج حاصل از میزان رنگ­بری پساب واقعی صنایع رنگرزی نشان داد که بیشترین میزان جذب رنگ توسط UTMC 5032­M. circinelloides 35-60 درصد طی تیمار 3 ساعته زیست‌توده با پساب رنگرزی نسبت به نمونه شاهد بود. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد UTMC 5032­M. circinelloides توانایی بالایی در جذب رنگ‌های آزو داشته و برای اولین بار جهت جذب پساب­های صنایع نساجی مورد استفاده قرارگرفته است.

شناسایی جلبک‎ های رشته‎ای رودخانه بالیخلو در استان اردبیل و گزارش چهارگونه جدید برای فلور جلبکی ایران

صفحه 331-345

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.331

جمیله پناهی میرزاحسنلو، طاهر نژادستاری، زهره رمضان پور، جاوید ایمان پور نمین، یونس عصری

چکیده

جمیله پناهی میرزاحسنلو1، طاهر نژادستاری2، زهره رمضان‌پور3، جاوید ایمان‌پور نمین4 و یونس عصری5
1گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران؛ 2گروه زیست شناسی، دانشکده علوم، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران؛ 3 موسسه تحقیقات بین المللی تاسماهیان دریای خزر، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، رشت، ایران؛ 4گروه شیلات، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه گیلان، صومعه سرا، گیلان، ایران؛ 5 بخش گیاه­شناسی موسسه تحقیقات جنگل­ها و مراتع، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
مسئول مکاتبات: جمیله پناهی میرزاحسنلو، panahi@gonbad.ac.ir

چکیده. جلبک‌ها از جمله مهمترین گروه از موجودات فتوسنتزکننده هستند که کیفیت آب را به طور قابل ملاحظه‌ای تحت تاثیر قرار میدهند. با وجود اینکه جلبک‌ها یکی از بخش‌های اصلی زنجیرههای غذایی اکوسیستم‌های آبی را تشکیل می‌دهند، مطالعات محدودی در رابطه با جلبک‌های آب شیرین ایران انجام شده است. جلبک‌های رشته‌ای جزء مهمی از پوشش گیاهی رودخانه‌ای را تشکیل می‌دهند. با توجه به اینکه آب رودخانه بالیخلو به عنوان منبع آب شرب شهر اردبیل استفاده می‌شود، در این مطالعه، بررسی جلبک‌های این رودخانه مورد توجه قرار گرفت و در مجموع 18 آرایه جلبک رشته‌ای شناسایی شد. بیشترین تعداد با 9 گونه به Cyanobacteriae رده Cyanophyceae متعلق است و پنج گونه، متعلق به Chlorophyta بود. در این بررسی چهار گونه برای اولین بار از ایران گزارش میشود شامل گونههایAudouinella eugenea ، Arthrospira gigantea ، Homoeothrix janthina وTychonema bourrellyi.

بررسی تاثیرات خاکستر آتشفشانی کوه دماوند بر شاخص ­های رشدی و فیزیولوژیکی لوبیا

صفحه 346-354

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.346

رقیه حیدری، رامین عزتی، محمدعلی زاهد

چکیده مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر خاکستر آتشفشانی دماوند بر شاخص‌های ریخت‌شناسی و فیزیولوژیکی لوبیا به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان وزن‌ خشک برگ در تیمار 100 میلی­گرم در لیتر خاکستر آتشفشانی (0099/0 گرم) مشاهده شد. همچنین نتایج نشان داد بهینه محتوای قند محلول در غلظت 100 میلی‌گرم در لیتر خاکستر آتشفشانی به میزان 650/0 میلی‌گرم بر گرم وزن خشک برگ (mg/g D.W.) به‌دست آمد. بیشترین محتوای پروتئین و بهینه فعالیت آنزیم پراکسیداز به ترتیب با مقدار 680/0 میلی‌گرم بر گرم وزن تر برگ (mg/g F.W.) و 082/0 تغییرات واحد جذب در طول موج 470 نانو‌‌ متر بر میلی‌گرم بر پروتئین (A470/mg/protein) مشاهده شد. بنابراین می­توان ادعا کرد که خاکستر آتشفشانی ممکن است موجب افزایش رشد گیاه و بیوسنتز ترکیبات آلی مانند آهن و آلومینیوم گردد.

تاثیر جهت شیب بر تنوع‌‌زیستی گیاهی در قله هزار مسجد، استان خراسان رضوی، ایران

صفحه 355-362

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.355

سعیده حسینی، حمید اجتهادی، فرشید معماریانی، محمدباقر عرفانیان

چکیده رشته‌کوه هزار مسجد به­عنوان یکی از ارتفاعات مهم شمال‌شرق ایران است. پوشش گیاهی در بخش‌های مرتفع این منطقه به­خوبی مورد بررسی قرار نگرفته ‌است. هدف این مطالعه، بررسی تنوع‌زیستی گیاهی در ارتباط با جهت شیب در قله هزار مسجد است. برای بررسی اثر جهت شیب بر تنوع­زیستی گیاهی تعداد 139 قاب 1 متر مربعی تصادفی در جهت­های مختلف شیب و منطقه مسطح قله مستقر گردید. اطلاعات مربوط به پوشش گیاهی هر قاب شامل درصد پوشش تاجی و تعداد گونه‌های آوندی ثبت گردید. غنای گونه‌ای کل هر شیب و منطقه مسطح محاسبه و با استفاده از روش بوت‌استرپ تخمین زده شد و از روش ریرفکشن برای مقایسه غنای گونه‌ای بین شیب‌ها استفاده شد. اعداد 1N و 2N هیل و شاخص یک‌نواختی کامارگو برای داده‌ها محاسبه و نیم‌رخ تنوع هیل نیز رسم گردید. برای تعیین گونه‌های غالب و تعیین تیپ در هر جهت شیب از منحنی‌های رتبه-وفور استفاده شد. تحلیل‌های‌ تنوع‌زیستی و آماری با استفاده از نرم‌افزار R انجام گرفت. در جهت‌های مختلف شیب در قله هزار مسجد، شیب شرقی بیش‌ترین و شیب جنوبی کمترین غنا، یک­نواختی و هتروژنیتی را نشان داد. شیب شمالی نیز با وجود مناسب بودن از نظر در دسترس بودن منابع آبی، احتمالا به دلیل غالب شدن گونه سمّی Seseli transcaucasicum در آن از تنوع‌زیستی پایین‌تری را نسبت به شیب شرقی نمایش داد. به طور کلی در این مطالعه نشان داده شد که در قله هزار مسجد جهت شیب می­تواند از طریق تغییر فاکتورهای محیطی بر تنوع­زیستی اثر بگذارد.





لونیسرا جاپونیکا، گیاهی نادیده انگاشته شده در منابع گیاه‌شناسی فارسی و بازنگری یاس‌ها و یاسمن‌های ایران  

صفحه 363-373

https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.363

محمدرضا جوهرچی، یاسمین ناصح

چکیده در ایران عموما گونه Lonicera japonica را که پیچ امین‌الدوله ژاپنی است به نام یاس یا گلِ یاس می‌شناسند. درحالی که واژه یاس در گیاه شناسی به سرده‌هایی از تیره زیتونیان اطلاق می‌شود. اما در کتاب‌ها، واژگان و فرهنگ‌های گیاه‌‌‌شناسی، معادل فارسی این نام علمی چندان شناخته‌شده نیست و متخصصان علوم‌گیاهی و باغبانی آن را پیچ امین‌الدوله می‌نامند؛ درحالی که نام علمی پیچ امین‌الدوله گونة‌L. caprifolium است. در ادبیات و طب سنتی کهن ایران به ندرت اثری از واژه یاس دیده می‌شود و به‌جای آن واژه‌های یاسمن و یاسمین مصطلح بوده‌اند. به‌طوری که نام سرده Jasminum را برگرفته از یاسمن فارسی دانسته‌اند. دراین تحقیق با بررسی منابع قدیم و جدید با توجه به صفات ریخت‌شناسی گیاهی و با استفاده از کلیدهای گیاه‌شناسی، انطباق اسامی صحیح یاس‌ها و یاسمن‌های ایران مشخص شده است. همچنین در این نوشتار حضور سرده Chrysojasminum در فلور ایران تایید می­گردد.




Mohammad Reza Joharchi & Yasamin Nasseh
Department of Botany (Herbarium), Research Center for Plant Sciences, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
Correspondent author: Mohammad Reza Joharchi, Joharchi@um.ac.ir

Abstract.
Key words.