جداسازی و بررسی خصوصیات باکتریوفاژ لیتیک علیه باکتری استاندارد کلبسیلا پنومونیه و اثر ضدباکتریایی آن روی جدایه های بالینی سودوموناس آئروژینوزا و استافیلوکوکوس اورئوس
دوره 13، شماره 1، بهار 1405
راحله مجدانی، ندا فیضی پور، حمیده لامکان
چکیده مقدمه: با توجه به بروز سویههای مقاوم به آنتیبیوتیک باکتریهایی مانند کلبسیلا پنومونیه، استفاده از پتانسیل ضدباکتریایی باکتریوفاژها به عنوان یک رهیافت موثر در کنترل عفونتها مورد توجه قرار گرفته است.
مواد و روشها: پس از جداسازی باکتریوفاژ لیتیک (PKpMa1/19) علیه باکتری کلبسیلا پنومونیه PTCC 1290 از فاضلاب شهری مراغه با روش آگار دولایه، تیتراسیون، خالص سازی و غنی سازی باکتریوفاژ انجام شد. خصوصیات شکلی PKpMa1/19 با استفاده از میکروسکوپ الکترونی تعیین شد. بررسی خصوصیات رشد یک مرحلهای، دوره نهفته، سایز انفجاری، میزان پایداری و در نهایت طیف میزبانی فاژPKpMa1/19 با استفاده از روش نقطهای انجام شد.
نتایج: باکتریوفاژ با خصوصیات شکلی مشابه خانواده تکتی ویریده جداسازی و خالص سازی گردید. دوره نهفته و سایز انفجاری باکتریوفاژ PKpMa1/19 به ترتیب 20 دقیقه و/cell PFU 311 تعیین شد. اثر لیتیک مناسب باکتریوفاژ بین دماهای 22- و 37 درجه سلسیوس مشخص گردید. پایداری فاژی در10-4 pH= حفظ گردید. از نظر طیف میزبانی، PKpMa1/19 فقط علیه یکی از 20 جدایه کلبسیلا پنومونیه (5 درصد جدایه های کلبسیلا) اثر ضدباکتریایی داشت ولی روی 10 جدایه سودوموناس آئروژینوزا (50 درصد جدایه های سودوموناس) و 16 جدایه استافیلوکوکوس آرئوس (80 درصد از جدایه های استافیلوکوکوس) اثر لیزکنندگی داشت.
بحث و نتیجه گیری: با وجود اثرات لیتیک مناسب و نیز پایداری خوب فاژ PKpMa1/19 در برابر عوامل محیطی مطالعه شده، در صورت استفاده از آن به عنوان کاندیدای فاژدرمانی، تعیین طیف میزبانی و ارزیابی اثربخشی آن علیه سویه های باکتریایی مسبب عفونت و همچنین بررسی کاملتر خصوصیات مولکولی این فاژ ضروری می باشد.
Investigation of Phytochemical and Antioxidant Content of Arctium lappa Extract and its Antimicrobial Properties
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/NBR.12.2.4
Parichehr Hanachi، Zahra Adibi، Zahra Gharari، Bahareh Attaran، Roshanak Zarrin Ghalami
چکیده Plant secondary metabolites like phenols and flavonoids neutralize free radicals and are linked to antioxidant and cytotoxic activities. Due to rising drug resistance in pathogens such as Salmonella paratyphi, Bacillus cereus, Escherichia coli, and Staphylococcus aureus, medicinal herbs are increasingly explored for antimicrobial properties. This study evaluated the total phenolic content (TPC), total flavonoid content (TFC), antioxidant capacity, and antibacterial effects of Arctium lappa. TPC, TFC, and antioxidant levels were measured using Folin-Ciocalteu, Aluminum chloride, FRAP, and DPPH assays, respectively. Antibacterial activities were assessed by microdilution broth and disc diffusion methods to determine MIC50 and MBC values. Results showed that A. lappa ethanolic extract, prepared with diluted water and the boiling method, had the highest flavonoid content (7.9 ± 0.40 mg/g DW). The leaves and flowers extract, using methanol and the boiling method, had the highest phenolic content (62.13 ± 0.73 mg/g DW) and antioxidant capacity. The ethanolic extract of A. lappa leaves also demonstrated the strongest antibacterial activity, with an MBC of 0.140 mg/mL and an 8 ± 0.4 mm inhibition zone against all tested bacteria. These findings suggest A. lappa bioactive compounds, particularly phenolics and flavonoids, offer promising potential for treating bacterial infections in pharmacognostic applications.
بررسی خواص ضد میکروبی نانوذرات نقره و مس در مقایسه با هیپوکلریت سدیم در برابر پاتوژنهای آلوده کننده مواد غذایی
دوره 12، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-14
https://doi.org/10.22034/NBR.12.1.3
فروغ محمدی، مریم کریمی دهکردی، اشکان پورشهباز
چکیده بیماریهای منتقله از راه غذا تهدید قابل توجهی برای سلامت مصرف کنندگان در کشورهای در حال توسعه است. نانوتکنولوژیبه عنوان یک راه حل امیدوارکننده در جستجوی مداوم عوامل ضد میکروبی برای استفاده در تجارت مواد غذایی است. لذا این مطالعه بررسی اثر ضد میکروبی نانوذرات نقره و مس و مقایسه آن با هیپو کلریت سدیم بر روی پاتوژنهای آلوده کننده مواد غذایی سالمونلا تیفی موریوم، لیستریا مونو سیتوژنز و کلویورومایسس مارکسیانوس میباشد. در این مطالعه نانوذرات نقره و مس با روشهای شیمیایی سنتز شدند. ویژگی های فیزیکی و شیمیایی نانوذرات سنتز شده شناسایی شد. مورفولوژی با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی تایید شد.فعالیت ضد باکتریایی نانوذرات نقره، مس و هیپوکلریت سدیم با استفاده از روش MIC و MBCارزیابی شد.از تست انتشار از چاهک فعالیت ضد باکتریایی نانوذرات انجام شد. میکروگرافهای به دست آمده از SEM نشان دهندهی ساختار کروی نانوذرات مس و نقره بود. FTIRدر این تحقیق ارتعاشات کششی مربوط به گروههای عاملی را در نانوذرات نقره و مس نشان داد. وجود هاله عدم رشد در تیمار پاتوژنهای مورد مطالعه با غلظتهای مختلف نانوذرات نقره و مس حاکی از فعالیت ضد باکتریایی بود. علاوه بر این میزان MIC/MBC برای نانوذرات نقره و مس در برابر پاتوژنها مورد ارزیابی معنادار بود. حساسیت باکتریایی به نانوذرات یک جزء حیاتی در تولید مواد مناسب برای استفاده طولانی مدت در بسته بندی مواد غذایی و تضمین ایمنی مواد غذایی است.نانوذرات نقره و مس سنتز شده در این مطالعه میتوانند آلودگی مواد غذایی را کنترل نموده به جلوگیری از خطرات سلامتی و ایمنی کمک نمایند.
سنتز سبز نانوذرات نقره با عصاره گیاه ماهور و بررسی اثر آن بر بیان ژن BfmR در ایزوله های بالینی اسینتوباکتر بومانی
دوره 11، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 67-81
https://doi.org/10.22034/11.4.67
صدف صفاتی، بیتا بهبودیان، سمانه دولت آبادی
چکیده چکیده: اسینتوباکتربومانی یک پاتوژن فرصت طلب مقاوم به چند دارو است که باعث عفونت های تنفسی و مجاری ادراری می شود. بنابراین، توسعه یک داروی جایگزین علیه اسینتوباکتر از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف از این مطالعه بررسی فعالیت ضد باکتریایی نانو ذرات نقره که به روش سبز سنتز شده اند بر روی رشد اسینتوباکتر بومانی و بیان ژن BfmR می باشد. در این مطالعه نانوذرات نقره درترکیب با عصاره گل ماهور (Verbascum thapsus) سنتز شد و مشخصات آن توسط تفرق اشعه ایکس، اسپکتروفوتومتری، میکروسکوپ الکترونی TEM و آنالیز پتانسیل زتا مشخص گردید. فعالیت ضدباکتریایی نانوذرات با استفاده از آنالیز MICانجام گرفت. همچنین اثر نانوذرات روی بیان ژن BfmR با استفاده از real-time PCR بررسی شد. نتایج نشان داد نانوذرات سبز آماده شده، اندازه ی حدوداً 30 نانومتر داشتند. با آنالیز MIC مشخص گردید که نانوذرات در برابر اسینتوباکتر بومانی از خود فعالیت ضد باکتریایی نشان می دهند. نتایج بیان ژن نیز نشان دهنده ی مکانیسم تنظیم کاهشی بیان ژن BfmR توسط نانو ذرات سنتز شده با گیاه ماهور می باشد که منجر به کاهش تشکیل بیوفیلم به صورت معنی دار می گردد. نانوذرات برپایه فلز، بهویژه نانوذرات نقره، به دلیل خواص فیزیکی و شیمیایی منحصر به فرد و فعالیت ضدباکتریایی گستردهای که دارند، محبوبیت زیادی را برای گزینه های ضد باکتری به دست آوردهاند. نانوذرات بدست آمده از عصاره گل ماهور می توانند بیان ژن BfmR را کاهش داده و بدین ترتیب تشکیل بیوفیلم را مهار کرده و موجب اثرات ضدباکتریایی شوند.
بررسی زیستپالایی فلزات سنگین توسط قارچ Pleurotus ostratus
دوره 10، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 122-128
فرشته محمدحسنی جور، مهدی رحیمی
چکیده آلودگی فلزات سنگین در آب و خاک، جدیترین مشکل ناشی از فرآیندهای صنعتی و معدنی و سایر فعالیتهای انسانی است. قارچپالایی یک روش بیوتکنولوژی است که از قارچها برای حذف آلایندههای سمی از محیط به روشی کارآمد و مقرون به صرفه استفاده میکند. قارچهای ماکرو یکی از مهمترین میکروواسطههای طبیعت هستند. گونه های پلوروتوس به عنوان محبوبترین و پر کشتترین گونه در سراسر جهان در نظر گرفته میشوند و این ممکن است به دلیل هزینه تولید پایین و عملکرد بیشتر آنها باشد. مطالعات نشان داده است که در خاک های آلوده به فلز، این قارچ ممکن است رشد گیاه را از طریق بهبود تغذیه معدنی و یا با کاهش سمیت فلزات بهبود ببخشد. به منظور ارزیابی میزان تحمل این قارچ نسبت به غلظتهای متفاوت از فلزات سنگین، رشد قارچ در محیط جامد و مایع MMN، حاوی غلظتهای متفاوت (15،0، 30، 45 و 60 میلیگرم در لیتر) فلزات سنگین روی، منگنز، کادمیوم، سرب و نیکل انجام و پارامترهای رشدی و میزان انباشت فلز در میسیلیوم اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که تحمل این قارچ نسبت به فلزات دارای تنوع زیادی است به طوریکه افزایش پارامترهای رشدی در مورد دو فلز روی و منگنز و مهار رشد حتی در غلظتهای پایین فلزات نیکل، کادمیوم و سرب (15 میلی گرم در لیتر) مشاهده شد. میزان انباشت فلز در میسیلیوم قارچی نیز با افزایش غلظت فلز در محیط کشت افزایش یافت. در این تحقیق برای اولین بار پارامترهای رشدی و میزان انباشت فلزات سنگین در شرایط آکسنیک بررسی و توصیف شده است.
جداسازی برخی از باکتریهای میکروبیوم شور دریاچه ارومیه
دوره 9، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 279-288
مهری فرزندی، رضا خاک ور، ابولقاسم محمدی، توماس راتای
چکیده دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه شور دنیا است. برای شناسایی باکتریهای کاملاً شور پسند دریاچه از طریق غربال با مارکرهای مولکولی، طی فصول مختلف سالهای 1397 و 1398 از آب، لجن و خاک مناطق مختلف دریاچه نمونههایی جمعآوری و به آزمایشگاه منتقل گردید. با استفاده از محیطهای کشت عمومی جدایههای باکتریایی از نمونهها جداسازی و برای بررسی تنوع گونهای از نشانگر مولکولی ERIC استفاده گردید. پس از خوشهبندی ژنتیکی گونهها، از هر خوشه یک باکتری بهعنوان نماینده انتخاب و با رمزینهگذاری ناحیه 16srDNA مورد شناسایی قرار گرفتند. تستهای بیوشیمیایی برای تایید نتایج مولکولی انجام گردید. در مجموع، 102 جدایه باکتری از نمونهها جداسازی شد که فقط 29 جدایه بسیار شورپسند بودند. نشانگر مولکولی ERIC نشان داد که جدایهها میتوانند به پنج گروه منتسب شوند. پنج جدایه منتخب از هر خوشه، با آغازگرهای ناحیه 16SrDNA تکثیر و توالییابی شدند که نتایج نشان داد که پنج جدایه منتخب با اطمینان 99 درصد متعلق به گونههای Microbulbifer halophilus،Halomonas salina، Bacillus sonorensis،Salinivibrio costicola و Bacillus aquimaris هستند. نتایج شناسایی مولکولی با نتایج آزمونهای بیوشیمیایی مطابقت داشت.
تنوع آنزیمی در هالو اکتینومیستهای جدا شده از ریزوسفر گیاهان در خاکهای شور حاشیه دشت کویر
دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 193-199
https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.193
انسیه صالح قمری
چکیده منطقه ریزوسفری شور محیطی بکر برای جداسازی اکتینومیستها با پتانسیل تولید آنزیمهای مقاوم به نمک ارزشمند است. در این مطالعه در مجموع 26 سویه اکتینومیست از ریزوسفر گیاهی حاشیه دشت کویر جداسازی و ارزیابی شد. اکتینومیستهای جدا شده آنزیمهای مختلفی تولید کردند. از این میان 50، 46، 39، 27، 10 و 7 درصد از جدایهها به ترتیب آمیلاز، لیپاز، پروتئاز، ژلاتیناز، لسیتیناز و اوره آز تولید کردند. بیشترین آنزیمهای تولید شده در بین جدایهها آمیلاز، لیپاز و پروتئاز بودند. فعالیت هیدرولیتیک ترکیبی نیز در برخی از سویههای اکتینومیست مشاهده شد. در بین جدایهها، سویه Q1، Q4 وQ11 با بیشترین میزان تنوع تولید آنزیم، شناسایی شدند و تجزیه و تحلیل 16s rRNA آنها بیشترین شباهت را به ترتیب به گونههای Streptomyces scopiformis، Streptomyces argenteolus و Streptomyces manipurensis، نشان دادند. نهایتاً به دلیل تنوع آنزیمی بدست آمده و ارزشمند بودن آنزیمهای باکتریهای هالوفیل در صنعت، به نظر میرسد که اکتینومیستهای جدا شده از این زیستگاه شور به طور بالقوه برای کاربردهای بیوتکنولوژیکی مناسب هستند.
اثر باکتریهای ریزوسفری بر برخی شاخصهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه گلرنگ
دوره 9، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 213-221
https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.213
عاطفه شهرکی، مریم محمدی سیچانی، منیره رنجبر
چکیده باکتریهای ریزوسفری از جمله میکروارگانیسمهای مفید خاکزی هستند که باعث بهبود رشد گیاهان میشوند. این باکتریها با سازوکارهای مختلفی مانند تولید فیتوهورمونهای مختلف و توانایی انحلال فسفات رشد گیاهان افزایش میدهند. هدف از این مطالعه بررسی اثر باکتریهای ریزوسفری بر رشد Carthamus tinctorius به منظور بهبود شاخصهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی آن بود. پنج گونه باکتری ریزوسفری با دانه گیاه گلرنگ آغشته شدند و پس از کاشت دانه ها، شاخصهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه شامل میزان تولید اکسین، انحلال فسفات، رنگدانههای فتوسنتزی، پرولین و مالوندیآلدهید مورد سنجش قرار گرفتند. این تحقیق بهصورت آزمون فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. آنالیز واریانس دادهها پردازش شد و مقایسه میانگینها با آزمون دانکن مطالعه قرار گرفت. براساس یافتههای بهدست آمده در این پژوهش، بیشترین وزن تر ساقه، وزن خشک و تر ریشه به ترتیب در تیمار با باکتری Pseudomonas fluorescens (اکسین 55/23 میکروگرم بر میلیلیتر) و باکتری Bacillus muralis (اکسین 27/22 میکروگرم بر میلیلیتر) مشاهده شد. همچنین مشخص گردید همه باکتریها نسبت به شاهد تأثیر افزایشی بر جوانهزنی دانهها داشتند. بیشترین مقدار مالوندیآلدهید در تیمار با باکتری Bacillus albus حاصل شد و میزان مالوندیآلدهید در تیمارهای با تولید بالای اکسین کاهش یافت. به طور کلی یافتههای حاصل از این پژوهش نشان داد که تیمار دانه گلرنگ با باکتریهای ریزوسفری میتواند تأثیر معناداری بر تحریک رشد این گیاه داشته باشد و باعث بهبود رشد کمی و کیفی این گیاه شود.
تأثیر اسانس ترخون بر فعالیت باکتریهای آغازگر، کپک و مخمر و بهبود خصوصیات ماست سنتی
دوره 9، شماره 1، بهار 1401، صفحه 40-49
https://doi.org/10.52547/nbr.9.1.40
سید مسعود حسینی، هبه زیدان
چکیده هدف از این پژوهش افزایش ماندگاری ماست و همچنین بهبود قوام و کاهش آب اندازی با افزودن اسانس ترخون به ماست سنتی بود. در این بررسی ابتدا ماست به روش صنعتی تولید شده و سپس تلقیح اسانس در غلظتهای مختلف (10،25،30 پی پی ام) به ماست انجام شده است. نمونهها طی 3 هفته نگهداری در دو دما (دمای یخچال و دمای اتاق) از نظر ظرفیت نگهداری آب و ارزیابی میکروبی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که غلظتهای مختلف ترخون، دما و مدت زمان نگهداری اثر معنیداری 05/0>p بر ظرفیت نگهداری آب و همچنین شمارش باکتریهای آغازگر، کپک و مخمر دارد. اسانس ترخون موجب کاهش باکتریها، کپک و مخمرهای عامل فساد ماست شد. نتیجهگیری نهایی نشان داد که استفاده از ترخون در نگهداری آب نمونههای ماست مؤثر نبود، اما در تعداد باکتریهای آغازگر و مخمر مؤثر بود. نمونههای ماست با غلظت بالای ترخون، بیشترین امتیاز را از نظر قوام و طعم ترشی به خود اختصاص دادند. در حالی که نمونههای با غلظت پایین ترخون، از نظر طعم ماست بیشترین امتیاز حسی را به خود اختصاص دادند.
ارزیابی خواص فیتوشیمیایی و پتانسیل ضدقارچی عصارههای آبی و متانولی لاله هفت رنگ
دوره 8، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 297-306
https://doi.org/10.52547/nbr.8.4.297
ویدا تفکری
چکیده هدف از این پژوهش، ارزیابی خواص فیتوشیمیایی و ظرفیت ضدقارچی عصارههای آبی و متانولی گل لاله هفت رنگ، علیه گونههای مختلف مخمری و کپکی است. به این منظور، گلهای تازه آسیاب شدند و سپس به مدت یک شب در متانول و آب خوابانده شدند و سپس عصارهها مورد ارزیابی در تستهای متنوع قرار گرفتند. نتایج نشان داد که عصارهها ترکیبات فیتوشیمیایی مختلفی مانند ترپنوئید، تانین، فلاوونوئید، الکالوئید و فلوباتانین داشتند. پس از تبخیر حلال، فعالیت ضدقارچی عصارههای تغلیظ شده از طریق روش انتشار از چاهک روی Candida albicans، Trichosporon asahii، Yarrowia lipolytica، Aspergilus niger و Fusarium oxysporum مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشانگر آن بود که عصارهها بر مخمرها و کپکها بهجز Aspergilus niger اثر داشتند. به منظور تعیین حداقل غلظت مهار کننده و حداقل غلظت کشنده، تستهای ضدمیکروبی در میکروپلیتها انجام شدند. عصاره متانولی نسبت به عصاره آبی اثرات ضد قارچی بیشتری نشان داد. بنابراین عصارههای این گیاه میتوانند بعنوان منبعی برای عوامل ضدقارچی معرفی گردند.
مهار تکثیر رده سلولی سرطان مری (KYSE-30) توسط متابولیتهای ثانویه باکتریهای اندوفیت افدرا
دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 95-103
https://doi.org/10.52547/nbr.8.2.95
مهرداد غیاثوند، علی مخدومی، مریم مقدم متین، جمیل واعظی
چکیده با توجه به افزایش نرخ بروز سرطان مری در برخی کشورهای آسیایی از جمله مناطق شمال و شمالشرق ایران، شناسایی ترکیبات ضدسرطانی جدید برای سرکوب این بیماری ضروری است. امروزه اثبات گردیده که تولید بسیاری از متابولیتهای گیاهی با فعالیت میکروارگانیسمهای اندوفیت در ارتباط است. در این پژوهش توانمندی باکتریهای اندوفیت گیاه دارویی افدرا در مهار تکثیر رده سلولی سرطان مری (KYSE-30) ارزیابی شد. 54 سویه باکتری اندوفیت (از 74 جدایه اولیه) از دو گیاه دارویی Ephedra intermedia و Ephedra foliata پس از استریل کردن سطح آنها بهدست آمد. باکتریها در محیط کشت تریپتیک سوی براث (TSB) تلقیح و پس از 72 ساعت متابولیتهای تولید شده با استفاده از کلروفرم استخراج گردید. اثر عصاره خام سویههای منتخب بر روی رده سلولی سرطان مری KYSE-30 با آزمون MTT در بازههای زمانی 24، 48 و 72 ساعت ارزیابی گردید. در نهایت سویه مورد نظر با استفاده از تکثیر و توالییابی ژن 16S rRNA شناسایی شد. بر اساس نتایج آزمونMTT سویه A1 دارای فعالیت ضدسرطانی بر روی رده سلولی KYSE-30 با مقادیر IC50 برابر با 4/346، 8/192 و 3/121 میکروگرم بر میلیلیتر به ترتیب در زمانهای 24، 48 و 72 ساعت پس از تیمار بود. بر اساس شناسایی مولکولی، باکتری مذکور به Microbacterium maritypicum شباهت داشت. با توجه به توانایی جدایه A1 در مهار تکثیر و زنده مانی KYSE-30 استفاده از ترکیبات طبیعی تولید شده توسط این باکتری برای درمان سرطان مری امکانپذیر است. هرچند جهت تایید این نتایج آزمایشهای بیشتری پس از خالصسازی مواد موجود در عصاره و همچنین انجام مطالعات در مدلهای جانوری سرطانی ضروری است.
شناسایی مولکولی کوکسیلا بورنتی در کنههای جدا شده از بزهای شهرستان مشکین شهر، استان اردبیل، ایران
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 315-321
https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.315
بیژن اسمعیل نژاد، جمال قره خانی، آوات سمیعی، هادی رضایی
چکیده کوکسیلا بورنتی عامل تبکیو است که بیش از 40 گونه کنه در انتقال آن نقش دارند. هدف از مطالعه حاضر بررسی گونههای کنه سخت در گردش بزهای شهرستان مشکین شهر در استان اردبیل و نقش آنها در انتقال کوکسیلا بورنتی بود. در یک نمونهگیری تصادفی از فروردین 1394 لغایت فروردین 1395، تعداد 365 بز از نظر آلودگی به کنههای سخت مورد بازرسی قرار گرفتند. تعداد 280 کنه جمعآوری شده از سطح بدن دامها مورد شناسایی قرار گرفته و از نظر آلودگی به کوکسیلا بورنتی به روش مولکولی بررسی شدند. 8/40 درصد از دامها حداقل به یک کنه آلوده بودند. هیالوما آناتولیکوم آناتولیکوم (9/33 درصد)، ریپیسفالوس سانگوئینوس (1/22 درصد)، ریپیسفالوس تورانیکوس (1/17 درصد)، هیالوما اکسکاواتوم (1/11 درصد)، ریپیسفالوس بورسا (5 درصد)، هیالوما دتریتوم (9/3 درصد)، هیالوما درومداری (6/3 درصد)، هیالوما اسیاتیکوم اسیاتیکوم (8/1 درصد) و هیالوما مارژیناتوم (1 درصد) گونههای شناساییشده هستند. اختلاف آماری معنیداری بین میزان آلودگی دامها به کنه و فصول مختلف، جنس و سن آنها مشاهده نشد (05/0=p). در بررسی مولکولی 280 کنه صید شده، 5 مورد از 40 دسته شامل هیالوما آناتولیکوم آناتولیکوم (3 pool)، هیالوما اکسکاواتوم (1 pool) و ریپیسفالوس سانگوئینوس (1 pool) آلوده به کوکسیلا بورنتی بودند. بررسی حاضر اولین گزارش از وضعیت آلودگی کنهها به کوکسیلا بورنتی در شمالغرب ایران است. با توجه به زئونوز بودن تبکیو، مطالعه بیشتر در مورد ناقلین و میزبانهای دیگر ضروری بهنظر میرسد.
جذب زیستی رنگ آزو کنگورد توسط قارچ Mucor circinelloides و کاربرد آن در رنگبری زیستی پساب صنایع نساجی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 322-330
https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.322
احسان آذین، حمید مقیمی
چکیده سالانه مصرف گسترده رنگها در صنایع نساجی و تخلیه پسابها به محیط منجر به آلودگیهای وسیع زیستمحیطی میشود؛ بنابراین تصفیه این پسابها با استفاده از روشهای کارآمد و دوستدار محیطزیست ضروری است. در این مطالعه، جداسازی سویههای توانمند با روش غنیسازی صورت پذیرفت و با توجه به بیشترین میزان جذب رنگ در طولموج 500 نانومتر در کمترین زمان، بهترین جدایه انتخاب و در غلظتهای مختلف از کنگورد مورد بررسی رنگبری قرار گرفت. در این مطالعه 50 گونه قارچی جداسازی شد که 10 جدایه دارای ویژگی رنگبری بود. بر اساس نتایج جدایه ADH8 با جذب 94 درصد از رنگ به عنوان قارچ برتر انتخاب شد. علاوه بر این، طی 48 ساعت 80 درصد از رنگ در غلظتهای مختلف توسط این جدایه از محیطکشت حذف و بیشترین میزان رشد و حذف رنگ در غلظت 1000 میلیگرم بر لیتر بهدست آمد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که غلظتهای مختلف نمک، تأثیری بر میزان جذب رنگ توسط جدایه منتخب ندارد. شناسایی مولکولی توالی ITS جدایه ADH8 مشخص کرد که این جدایه به میزان 100 درصد مشابه Mucor circinelloides بوده و با کد شناسایی UTMC 5032 در کلکسیون میکروارگانیسمهای دانشگاه تهران ثبت و نگهداری گردید. نتایج حاصل از میزان رنگبری پساب واقعی صنایع رنگرزی نشان داد که بیشترین میزان جذب رنگ توسط UTMC 5032M. circinelloides 35-60 درصد طی تیمار 3 ساعته زیستتوده با پساب رنگرزی نسبت به نمونه شاهد بود. نتایج بهدستآمده نشان داد UTMC 5032M. circinelloides توانایی بالایی در جذب رنگهای آزو داشته و برای اولین بار جهت جذب پسابهای صنایع نساجی مورد استفاده قرارگرفته است.
تولید فنازین 1-کربوکسیلیک اسید توسط سودوموناس آئروجینوزا: بررسی فعالیت و پایداری آنتیبیوتیکی در شرایط محیطی مختلف
دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 30-36
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.30
علی بهرامی، بیتا جنابزاده، حمید مثمری، محمد داوود غفاری
چکیده فنازین 1-کربوکسیلیک اسید از جمله ترکیبات آنتیبیوتیکی مؤثر بر گستره وسیعی از میکروارگانیزمها بهشمار میآید. این ترکیب در صنایعی همچون دارویی، کشاورزی و کنترل آفات، صنایع دریایی، صنایع شیمیایی و همچنین تصفیه آب کاربرد دارد. در پژوهش حاضر PCA با استفاده از سویه بومی سودوموناس آئروجینوزا MUT.3 که در کلکسیون میکروبی دانشگاه صنعتی مالک اشتر نگهداری میشود، تولید شد. در ادامه، تاثیر دما و شرایط نور بر فعالیت آنتیبیوتیک مذکور در طی 230 روز تحت بررسی واقع شد. با بهرهگیری از آزمون کروماتوگرافی با عملکرد بالا میزان افت غلظت PCA در طول مدت آزمایش تحت بررسی قرار گرفت. همچنین تغییر فعالیت آنتیبیوتیک با استفاده از روش تعیین میزان حداقل غلظت مهاری و حداقل غلظت کشندگی آنتی بیوتیک بر سویه E. coli DH5α تعیین شد. نتایج به دست آمده نشان داد که PCA به دور از نور و در دمای 25 درجه سانتیگراد قابلیت فعالیت تا 210 روز را دارد. این درحالی بود که با افزایش دما به 35 و 45 درجه سانتیگراد مدت زمان این فعالیت بهترتیب به 100 و 50 روز کاهش یافت. همچنین با در معرض نور قرار دادن آنتیبیوتیک PCA مشخص شد که فعالیت آن از 210 روز به 120 و 10 روز بهترتیب تحت نور مرئی و نور فرابنفش کاهش مییابد. نتایج MIC و MBC حاصل از نمونهها تأییدکننده نتایج بهدست آمده بود. بهاین ترتیب، پژوهش حاضر موجب حصول اطلاعاتی دقیق از میزان فعالیت و پایداری آنتیبیوتیک فنازین 1-کربوکسیلیک اسید تحت شرایط محیطی مختلف شده که میتواند در کاربردهای صنعتی آن بسیار راهگشا باشد.
جداسازی باکتری های نمک دوست مولد اوره آز و مطالعه تولید نانوکریستال آن ها
دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 37-45
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.37
مریم حدادی، غلامرضا قزلباش
چکیده باکتری های مولد آنزیم اوره آز می توانند با تولید اوره آز در حضور اوره و کلسیم نانوکریستال های کلسیت تولید کنند. رسوب کلسیت طی فعالیت میکروبی فرایندی است که موجب سیمانی شدن ذرات خاک در طبیعت می شود. هدف از این بررسی جداسازی باکتری های نمک دوست مولد اوره آز به منظور رسوب کلسیت در خاک های شور بود. نمونه های طبیعی اعم از خاک و آب های شور برای این منظور انتخاب شدند. ابتدا با استفاده از محیط های TSB حاوی نمک باکتری های نمک دوست و سپس با استفاده از محیط های اختصاصی حاوی اوره و فنل رد باکتری های مولد اوره آز جداسازی شدند. جدایههای مولد اوره آز با آزادسازی آمونیوم موجب قلیایی شدن محیط کشت و تشکیل هاله صورتی رنگ اطراف کلنی ها می شدند. سپس باکتری های منتخب که هاله بیش تری داشتند طی سنجش آزادسازی آمونیوم به روش نسلر تحت بررسی قرار گرفتند. توانایی یا عدم توانایی تولید نانوکریستال جدایه ها با کشت به مدت 10 روز بر روی محیط رسوبی حاوی درصد نمک های متفاوت تحت بررسی قرار گرفت. مجموعا 110 جدایه نمک دوست جداسازی شد که از این میان 58 جدایه مولد اوره آز بودند. مطالعات میکروسکوپی کلنی ها نشان داد که تنها 6 جدایه بر روی محیط های رسوبی قادر به تولید کریستال هستند. جدایه 6 به منظور مطالعات بیشتر انتخاب و خصوصیات کریستال های آن طی تحلیل هایی توسط XRD و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) مجهز به EDX تحت بررسی قرار گرفت. مطالعات فعالیت اوره آزی نشان داد که این جدایه دارای قدرت آزادسازی آمونیوم به میزان 86/20 میلی مولار آمونیوم بعد از 18 ساعت است. این باکتری طی تست های بیوشیمیایی و مولکولی شناسایی شد و مقایسه توالی 16S rRNA آن تشابه 92/99 درصدی با استافیلوکوکوس زایلوسوس نشان داد و در بانک ژنومی NCBI با شماره دسترسی MG655155 ثبت شد. این مطالعه نشان داد که این باکتری در محیط فاقد نمک و محیط حتی با نمک 10 درصد قادر به تولیدکلسیت است. امروزه تلاشهای زیادی در جهت تولید سیمانهای پاک و زیستی انجام شده است و از همین رو استفاده از باکتری های متحمل به نمک مولد اوره آز کاندیداهای مناسبی به منظور سیمان سازی زیستی در محیط های شور است.
مقاومت چندگانه، اشرشیا کلی تولیدکننده بتالاکتامازهای طیف گسترده per ،ctx-m و veb جدا شده از فراورده های لبنی خام
دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 46-54
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.46
پوریا خداوندی، فهیمه علیزاده، علیرضا خداوندی
چکیده شیوع باکتری های تولید کننده آنزیم های بتالاکتاماز طیف گسترده یکی از مسائل مهم در بهداشت عمومی است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی فنوتیپی و ژنوتیپی جدایههای اشرشیا کلی دارای بتالاکتاماز طیف گسترده ctx-m ، per و veb از فراورده های لبنی خام بود. برای این منظور، اشرشیا کلی از 247 نمونه فراورده های لبنی خام (شیر و پنیر) از سال 1394 تا 1396در یاسوج جداسازی و شناسایی شد. حساسیت آنتی بیوتیک این جدایه ها، تولید بتالاکتامازهای طیف گسترده و همچنین حضور ژنهای ctx-m ، per و veb در آن ها بررسی شد. از 247 نمونه فراورده های لبنی خام 200، جدایه اشرشیا کلی شناسایی شد. بیش ترین مقاومت مشاهده شده مربوط به آنتی بیوتیک های تتراسایکلین (5/96 درصد) و آمپی سیلین (5/95 درصد) و کم ترین میزان مقاومت نسبت به آنتی بیوتیک ایمی پنم (5/12 درصد) بود، همچنین مقاومت چندگانه به چهار یا تعداد بیش تری از آنتی بیوتیک ها مشاهده شد. تعداد 86 جدایه (43 درصد) اشرشیا کلی تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز طیف گسترده شناسایی شد و ژن های ctx-m، per و veb به ترتیب در 82، 0 و 7 جدایه اشرشیا کلی قابل شناسایی بود. این یافته ها نشان می دهد که فراورده های لبنی خام ممکن است مخزن هایی برای انتشار آنتی بیوتیک های بتالاکتام باشند و ژن های مقاومت آنها می توانند از طریق زنجیره غذایی به انسان منتقل شوند.
معرفی اکتینوباکترهای مولد اگزوپلیمرهای دارای خاصیت ضدمیکربی از خاکهای ایران
دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 55-63
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.55
سوگل توانائیان، جواد حامدی، ستاره حقیقت
چکیده اگزوپلیمرها پلیمرهای با وزن مولکولی بالا هستند که توسط برخی میکروارگانیسمها به محیط پیرامونی باکتری ترشح میشوند و کاربردهای متنوعی در صنایع غذایی، دارویی، بسته بندی، کشاورزی و پزشکی دارند. اکتینوباکترها، میکروارگانیسمهای ارزشمندی در زیست فناوری هستند و بسیاری از داروهای تجاری همانند آنتی بیوتیک ها، آنتی اکسیدانت ها و ترکیبات سرکوبگر ایمنی توسط این باکتری ها تولید شده اند. اخیرا توانمندی دیگری از این باکتری ها از جمله تولید اگزوپلیمر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به توانمندی های بالای اکتینوباکترها در تولید ترکیبات مختلف و افزایش شیوع بیماری های عفونی ناشی از عوامل بیماری زای مقاوم به آنتی بیوتیک، هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی اکتینوباکترهای بومی ایران در تولید اگزوپلیمر با خاصیت ضدمیکربی بوده است. به این منظور نمونـههـای جمع آوری شده پس از تیمار و رقیق سازی در محیط ISP2 کشـت داده شـدند. شناسایی اولیه جدایـههـای خالص شده با روش های مورفولوژیک انجام شد. سپس توانایی آنها در تولید اگزوپلیمر با کشت در محیط BHI دارای 5 درصد سوکروز بررسی شد. اگزوپلی ساکارید سویه برتر با استفاده از طیف سنجی فرابنفش-مرئی و FT-IR تحت آزمون قرار گرفت. در نهایت جدایه برتر با روش مولکولی شناسایی شد. از 120 جدایه به دست آمده، 38 جدایه توانایی تولید اگزوپلیمر را داشتند و 6 جدایه برتر توانایی تولید اگزوپلیمر در طیف وزنی g/L10 تا 14 داشته و خواص ضدمیکربی علیه Staphylococcus aureus،Bacillus subtilis و Aspergillus niger نشان دادند. بر اساس نتایج طیف سنجی فرابنفش-مرئی چون اگزوپلی ساکارید سویه برتر So41 دارای جذب قابل توجهی در طول موج nm230-190 و فاقد جذب در طول موجهای 280-260 بود، این اگزوپلی ساکارید فاقد ناخالصی پروتئینی است و براساس نتایج FT-IR دارای گروه های عملکردی هیدروکسیل و کربوکسیل است. بر اساس تحلیل ژن 16S rRNA، جدایه برتر 68/99 درصد مشابهت به سویه Promicromonospora xylanilytica دارد.
تشخیص مولکولی عامل طاعون بر اساس ژن pla
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 374-381
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.374
خاطره کبیری، کیوان مجیدزاده
چکیده یرسینیا پستیس عامل بیماری طاعون، باسیلی گرم منفی متعلق به تیره انتروباکتریاسه است. تشخیص این ارگانیسم بر اساس روش های کلاسیک وقت گیر، پر هزینه و خطرناک است. هدف از این مطالعه طراحی روش TaqMan Real-time PCR برای تشخیص سریع این باکتری بر اساس ژن pla است. در این مطالعه واکنش Real-time PCR بر اساس ژن هدف pla بهینه سازی گشت. برای تعیین حساسیت، از ژن pla رقتهای سریال تهیه و آخرین رقتی که سیگنال فلورسنت تولید کرد به عنوان کمترین حد تشخیص در نظر گرفته شد. بر اساس نتایج آزمایش تعیین حساسیت، منحنی استاندار شامل مقادیر Ct و تعیین کمیت برای آنالیز ژن هدف استفاده گردید. ویژگی آنالیتیکال روش به وسیله انجام آزمایش بر روی ژنوم تعدادی از باکتریهای کنترل منفی ارزیابی گردید. در این بررسی، در نمودار تکثیر ژن pla هیچ گونه تکثیری برای نمونههای کنترل منفی مشاهده نشد و ویژگی واکنش تایید گشت. کمترین حد تشخیص روش Real-time PCR برای ژن هدف fg 4/5، همچنین کمترین تعداد کپی از ژن هدف در یک واکنش 20 میکرولیتر در حدود 103× 1 تعیین گشت.
.
باکتری های مگنتوتاکتیک و کاربردهای آن ها
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 391-401
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.391
مینا مالکی، محمد پویا نقشبندی، زهرا حاجی حسن
چکیده باکتریهای مگنتوتاکتیک دست های از باکتریها هستند که به دلیل قابلیت تولید ساختارهایی به نام مگنتوزوم قادر به جهت گیری در میدان مغناطیسی خارجی هستند. مگنتوزومها که در اکثر باکتریهای مگنتوتاکتیک در اندازه نانومتر حضور دارند، اندامکهای درون سلولی متشکل از کریستالهای معدنی آهن مغناطیسی هستند که به صورت جداگانه توسط یک لایه فسفولیپید احاطه شدهاند. به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد مگنتوزومها، باکتریهای مگنتوتاکتیک به موضوع جذابی در بسیاری از حوزههای تحقیقاتی و کاربردی از جمله رباتیک، پزشکی، زیست شناسی، محیط زیست و زمین شناسی تبدیل شده است. در مقاله مروری حاضر سعی شده است تا با ارائه مشخصات مربوط به باکتریهای مگنتوتاکتیک، چگونگی تشکیل مگنتوزومها در سلول و ساختار آن ها، اهمیت این باکتریها مشخص شود و در نهایت با ارائه برخی از کاربردهای این باکتریها در حوزههای مختلف تحقیقاتی مثل دارورسانی هدفمند، درمان سرطان و حذف فلزات سنگین از آب ها، درک بهتری از این کاربردها به دست آید.
غربال و شناسایی باکتری های بومی ایران با قابلیت محلول کنندگی فسفات و بررسی تنوع ژنتیکی آنها با استفاده از نشانگر RAPD
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 402-414
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.402
مهرنوش دانشور، محمود ملکی، شهریار شاکری، امین باقی زاده
چکیده فسفر، یکی از ضروری ترین عناصر غذایی گیاهی، در خاک به سرعت به فرم غیرقابل دسترس برای گیاهان تبدیل می شود. باکتری های حل کننده فسفات نامحلول می توانند نقش مهمی در فراهم کردن این عنصر غذایی برای گیاهان ایفا کنند. به همین دلیل در این مطالعه این باکتری ها از محیط رایزوسفری گیاهان مختلف با استفاده از محیط کشت اختصاصی جامد پیکووسکی غربال شدند. سپس میزان رشد و میزان حل کنندگی فسفات نامحلول 9 سویه برتر در دما، شوری و اسیدیته مختلف اندازه گیری شدند. بهترین سویه حل کننده فسفات نامحلول با تجزیه و تحلیل توالی ژن 16S rDNA شناسایی شدند. در پایان تنوع ژنتیکی بین تمامی سویه های حل کننده فسفات نیز با نشانگر RAPD مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد از بین 57 سویه جداسازی شده، 25 سویه قابلیت حل کنندگی فسفات نامحلول را داشتند. از بین 9 سویه برتر، سویه Cke1 با این که میزان رشد متوسطی در تمامی شرایط تنشی اعمال شده داشت، بیش ترین شاخص محلول سازی را به خود اختصاص داد و به عنوان بهترین سویه حل کننده در همه شرایط مورد آزمایش شناخته شد. تجزیه و تحلیل ژنتیکی ژن 16S rDNA نیز نشان داد که این سویه متعلق به جنس Enterobacter است. نتایچ تنوع ژنتیکی نیز نشان داد که تمامی سویه ها در 6 گروه مختلف قرار می گیرند و 3 سویه که کم ترین میزان تشابه را با سایر سویه ها داشتند در 3 گروه مجزا قرار گرفتند. با توجه به اینکه سویه Cke1 قابلیت خوبی برای محلول سازی فسفات نامحلول در شرایط مختلف تنشی نشان داده است، می تواند پتانسیل خوبی برای فراهم کردن عنصر فسفر در دماهای 30 و 35 درجه سانتیگراد، شوری 1/2 و 1/8 درصد و اسیدیته 6 و 8 برای گیاهان زراعی داشته باشد.
بررسی روشهای غربالگری و پروفایل آنزیمی باکتریهای اندوفیت گیاهی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 415-423
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.415
سمانه خسروشاهی، انسیه صالح قمری، محمد علی آموزگار، پروانه صفاریان
چکیده از آنجایی که در سال های اخیر باکتری های اندوفیت گیاهی کاربردهای متنوع و مفیدی در بیوتکنولوژی پیدا کردهاند، توجه زیادی به جداسازی، شناسایی و ارزیابی این نوع میکروارگانیسم ها شده است. در این مطالعه با توجه به دشوار بودن سترون سازی سطوح بافت های گیاهی از باکتری های اپیفیت، کارایی سه روش مختلف غربالگری باکتریهای اندوفیت شامل 1- استریل کردن با آب ژاول، 2- استریل کردن متناوب (تندال تغییر یافته) و 3- استریل کردن با تریتون X100 و آب ژاول مورد ارزیابی قرار گرفت. روش تندال تغییر یافته روشی ابداعی است که در این پژوهش به منظور حذف مناسب اسپورهای درونی باکتری های اپی فیت که در جداسازی اندوفیت ها مانع به حساب می آیند، به کار رفت. بیش ترین تعداد باکتری های اندوفیت از گیاهان دولپه ای و از برگ جداسازی شدند. همچنین باکتری های اندوفیت از نظر تولید آنزیم های مختلف هیدرولازی بررسی شدند در این میان آنزیم پروتئاز در طیف وسیعی از باکتری های اندوفیت و به مقدار بیشتر از سایر آنزیم ها تولید شد. سویه EndoA، مورد شناسایی مولکولی قرار گرفت و مشخص شد که به میزان 100 درصد مشابه Bacillus halotolerans است.
جداسازی و شناسایی باکتری های محرک رشد از ریشه سپهر گیاه اسپندک
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 435-445
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.435
الهه زاده حسینقلی، نادر چاپارزاده، سمیرا محمودی اقدم
چکیده
برخی از ریزوباکتری ها اثرات مفید بر رشد گیاهان دارند. اسپندک (Zygophyllum fabago) یک علف هرز با ارزش دارویی است. در تحقیق حاضر باکتری های ریشه سپهر این گیاه جداسازی و شناسایی شدند. خصوصیات مرتبط با تحریک رشد گیاه مانند انحلال فسفات و روی، تولید ایندول استیک اسید و فعالیت ضد قارچی جدایه ها مورد برر سی قرار گرفت. سپس جدایه ها جداگانه به گیاه تلقیح شده و پس از حصول اطمینان از استقرار آن ها در ریشه، کارایی آن ها در افزایش رشد گیاه در شرایط گلخانه ای سنجیده شد. نتایج شناسایی بیوشیمیایی و مولکولی نشان داد که 5 جدایه حاصل متعلق به جنس های Bacillus، Pseudomonas، Pantoea و Brevibacterium بودند. همه 5 جدایه درجاتی از توانایی در تحریک رشد گیاه را نشان دادند. از میان جدایه ها، فقط جدایه متعلق به جنس Bacillus توانست وزن خشک گیاهان را به طور معنی داری افزایش دهد. میزان انحلال فسفات این جدایه برابر با 440 میکروگرم در میلی لیتر و میزان تولید اسید آن در محیط کشت بیش از سایر جدایه ها بود. جدایه فوق با داشتن قدرت انحلال عنصر روی، ایندول استیک اسید را به مقدار 89/3 میلیگرم در میلی لیتر تولید کرد. با این وجود این جدایه فعالیت ضد قارچی بر علیه دو قارچ بیماری زای گیاهی Aspergillus niger و Botrytis cinerea را نشان نداد.
اثر ضد میکروبی عصاره آبی سه گونه مریم گلی بر باکتریهای استافیلوکوکوس اورئوس، اشرشیاکولی و سودوموناس آئروجینوزا
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 446-453
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.446
اصغر مصلح آرانی، نوید نعمتی، هنگامه زندی، مصطفی نادری
چکیده در این مطالعه اثر عصاره آبی سه گونه Salvia perspolitana ، S. palaestina و S. bracteata بر باکتری های بیماری زای Staphylococcus aureus، Escherichia coli وPseudomonas aeroginosa تحت مطالعه قرار گرفت. جهت بررسی خاصیت ضدمیکروبی عصاره این گیاهان از روش های انتشار چاهک-پلیت و حداقل غلظت بازدارندگی رشد (MIC) استفاده شد. نتایج نشان داد که فقط عصاره S. bracteata در پلیتStaphylococcus aureus هاله عدم رشد به قطر 9 میلیمتر تشکیل داد. عصاره هر سه گیاه در Escherichia coli و Pseudomonas aeroginosa هاله عدم رشد تشکیل دادند. تاثیر عصاره S. bracteata با تشکیل هاله عدم رشد به قطر 10 میلی متر از سایر گونه ها مؤثرتر بود. نتایج MIC نشان داد که عصاره S. perspolitana اثر ضعیفی بر باکتری Staphylococcus aureus داشت و اثر بازدارندگی در غلظت µg/ml 1024 مشاهده شد. عصاره این گونه، همچنین در غلظت µg/ml 256 بر باکتریهای Escherichia coli و Pseudomonas aeroginosa اثر بازدارندگی داشت. بیش ترین اثر برای S. bracteata به دست آمد به طوری که اثر بازدارندگی عصاره این گیاه برای Staphylococcus aureus، µg/ml 64 و برای دو باکتری دیگر برابر با µg/ml128 به دست آمد. عصاره S. palaestina اثر ضعیفی بر باکتری Staphylococcus aureus داشت و اثر بازدارندگی در غلظت µg/ml 1024 مشاهده شد. عصاره این گونه، همچنین در غلظت µg/ml 512 بر باکتری های Escherichia coli و Pseudomonas aeroginosa اثر بازدارندگی داشت. بنابراین نتیجه گیری شد که گونهS. bracteata می تواند به منزله گونه ای مناسب جهت استفاده ضد باکتریایی تحت مطالعه بیش تر قرار گیرد.
بررسی اثر ضدمیکروبی عصاره متانولی و آبی گل ابریشم مصری
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 454-463
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.454
ویدا تفکری، نسیم نصیری
چکیده از قدیم گیاهان به عنوان دارو برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده می شده اند. یکی از این بیماری ها، بیماری های عفونی است. در برخی موارد از عصاره های گیاهی برای درمان استفاده می شود. حلال های مختلفی جهت عصاره گیری از گیاهان استفاده می شود. در این پژوهش اثرات ضد میکروبی عصاره های آبی و متانولی گل ابریشم مصری مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور گل های ابریشم مصری کوبیده شدند و آنگاه یک شب در متانول %100 و آب خیسانده شدند. پس از تبخیر حلال خواص ضدباکتریایی و ضدقارچی به روش انتشار در چاهک، روی باکتری های Candida albicans،Bacillus subtilis ، Staphylococcus aureus، Methicilin resistance، Pseudomonas aeruginosa و قارچ مخمری Candida albicans انجام شد. نتایج حاکی از آن بود که عصاره این گیاه، بر باکتری های مختلف و همچنین قارچ مخمری مؤثر است و یک هاله عدم رشد معنی دار را نشان می دهد. به منظور تعیین حداقل غلظت بازدارنده و کشنده نیز تست های ضدمیکروبی در میکروپلیت انجام گرفت. همچنین نتایج نشانگر این بود که ترکیبات ضدمیکروبی عصاره های این گل در دماهای مختلف پایدار است. بنابر نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت عصاره های آبی و الکلی گلهای ابریشم مصری خواص ضدمیکروبی خوبی علیه میکروب های عفونی مهم امروزی دارند و م یتوان این گل را به عنوان منبع خوبی جهت استخراج ترکیبات ضد میکروبی معرفی کرد.
جداسازی و شناسایی باکتری تولید کننده پروتئاز قلیایی در حضور شوینده از چشمه آب گرم در ایران
دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 292-301
https://doi.org/10.29252/nbr.6.3.292
مهناز نصر طاهری، غلامحسین ابراهیمی پور، حسین صادقی
چکیده پروتئازها مهم ترین آنزیم های صنعتی هستند که کاربردهای متعددی در حوزه های مختلف تجاری و صنعتی از جمله شوینده، صنایع غذایی و چرم سازی دارند. این مطالعه با هدف جداسازی سویه ی تولیدکننده پروتئاز قلیایی از چشمه آبگرم قینرجه و ارزیابی فعالیت پروتئازی به منظور استفاده در صنایع شوینده انجام شد. باکتری جداسازی شده در محیط پایه ی معدنی شامل %2 اسکیم میلک کشت داده شد. فعالیت پروتئازی با استفاده از روش هیدرولیز کازئین اندازه گیری شد. تاثیر عوامل مختلف از جمله pH، دما، SDS، توین 80 و EDTA بر پایداری و فعالیت آنزیمی مورد سنجش قرار گرفت. سازگاری پروتئاز در حضور شوینده های مختلف صنعتی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی های فیلوژنتیک، مورفولوژیک و بیوشیمیایی نشان داد که باکتری جداسازی شده، سویه ای جدید از Brevibacillus borstelensis است که قادر به تولید پروتئاز قلیایی برون سلولی است. مطالعات آنزیمی نیز نشان داد که بیشترین فعالیت پروتئازی در دمای 60 oC و 9 pHاست. علاوه بر این، آنزیم پایداری بالایی در حضور توین 80،SDS ، H2O2 و سازگاری بالایی با انواع شوینده های تجاری دارد. پروتئازهایی که قادر به هیدرولیز پروتئین در شرایط محیطی سخت (همانند شرایط قلیایی، دمای بالا و حضور سورفکتانت) هستند، اهمیت والایی در فرایندهای بیوتکنولوژیکی و صنعتی دارند. بنابراین از این آنزیم می توان در آینده، در ترکیبات شوینده ها استفاده بهینه نمود.
