دوره و شماره: دوره 9، شماره 3 - شماره پیاپی 33، پاییز 1401 

مطالعه برهمکنش نیکوتین‌آمید با آلبومین سرم انسانی با استفاده از روش‌های طیف‌سنجی و شبیه‌سازی داکینگ مولکولی

صفحه 153-168

https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.153

گلناز پرویزی فرد، لاله سلوکی، مصطفی زکریازاده، حسین حقایی، سمیه سلطانی

چکیده آلبومین سرم انسانی یکی از مهمترین پروتئین‌های خون است که توانایی اتصال به ‌گستره زیادی از ترکیبات و داروهای مختلف را دارا است. از اینرو آگاهی از چگونگی پیوند داروها با آلبومین برای درک بهتر خصوصیات فارماکوکینتیک و فارماکودینامیک داروها حائز اهمیت است. برهمکنش دارو با آلبومین بر روی توزیع، دفع و برهمکنش دارو با بافتهای هدف اثرگذار است. نیکوتین­آمید یک مکمل دارویی ایمن و ارزان است که برای پیشگیری و درمان کمبود ویتامین ب3 مصرف می‌شود. در این پژوهش برای مطالعه مکانیسم برهمکنش مولکولی نیکوتین‌آمید با آلبومین سرم انسانی از روش‌های اسپکتروسکوپی و داکینگ مولکولی استفاده ‌شده است. تاثیر دما، pH های اسیدی/ بازی و حضور یون‌های فلزی، اوره و گلوکز روی برهمکنش نیکوتین­آمید و آلبومین سرم انسانی بررسی شده است. مطالعات اسپکتروسکوپی نشان دادند که برهمکنش نیکوتین‌آمید با آلبومین سرم انسانی عمدتاً تحت کنترل نیروهای آب‌گریز بوده و واکنش به‌صورت خودبه‌خودی است. تعداد جایگاه اتصال و ثابت اتصال به‌ترتیب برابر با 1 و 104×6/4 (لیتر/مول) است که در حضور گلوکز افزایش مییابند. حضور یون‌های فلزی و pH قلیائی ثابت اتصال نیکوتین­آمید به آلبومین را کاهش می‌دهد. نتایج حاصل نشانگر این است که نیکوتین‌آمید تمایل دارد به نواحی مشابهی که مولکول‌هایی با دنباله اسیدی به آنها می‌چسبند، متصل شود. در تفسیر مکانیسم برهمکنش و نیز حضور نیکوتین‌آمید در پدیده‌های مختلف فیزیولوژیکی بدن انسان نتایج میتواند مفید باشد.

بررسی اثرات متفورمین بر سطح آیریزین و پارامترهای بیوشیمیایی سرم در رت‌های نر نژاد اسپراگ – داولی با رژیم غذایی امولسیون پرچرب

صفحه 169-181

https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.169

بابک حسن خان، پریچهره یغمایی، کاظم پریور، آزاده ابراهیم حبیبی

چکیده آیریزین یک مایوکاین است که بیشتر از عضلات پس از فعالیت‌های ورزشی ترشح ‌می‌شود و در اختلالات متابولیک میزان ترشح آن تغییر ‌می‌کند. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر متفورمین بر تغییرات سطح آیریزین پلاسما، تغییرات گلوکز خون و مقاومت به انسولین در رت‌های نر نژاد اسپراگ - داولی بود که رژیم امولسیون پرچرب حاوی روغن ذرت دریافت ‌می‌کردند. بیست و چهار سر رت نر، نژاد اسپراگ داولی به دو گروه کنترل نرمال (n=8) و رژیم پرچرب (n=16) تقسیم و سپس گروه رژیم پر چرب به دو زیر گروه شامل گروه کنترل رژیم پرچرب (n=8) و گروه متفورمین (n=8) تقسیم شدند. گروه کنترل نرمال رژیم استاندارد دریافت نمود. گروه کنترل رژیم پر چرب، رژیم امولسیون پرچرب حاوی روغن ذرت به صورت گاواژ روزانه و به مدت شش هفته و گروه متفورمین، رژیم امولسیون پرچرب همراه با متفورمین (به میزان 250 میلی‌گرم بر کیلوگرم روزانه) دریافت نمود. در پایان شش هفته میزان گلوکز، انسولین، آیریزین، آدیپونکتین، مقاومت به انسولین HOMA-IR، آنزیم‌های کبدی، فاکتور نکروز تومور آلفا (TNF-α)، پروفایل چربی در سرم، پروفایل چربی و پراکسیداسیون لیپیدی در کبد، همچنین میزان بیان ژن PGC-1α با روش Real-time PCR در بافت چربی مورد بررسی قرار گرفت. آزمایشات بافت‌‌‌شناسی کبد شامل رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین به منظور بررسی تجمع چربی در بافت کبد انجام گردید. میزان گلوکز خون، مقاومت به انسولین، آدیپونکتین، سطح آیریزین سرم همچنین پروفایل چربی سرم و کبد در گروه دریافت کننده رژیم پرچرب نسبت به گروه کنترل نرمال از نظر آماری بطورمعنی‌دار افزایش یافت (P<0/05). تیمار با متفورمین باعث کاهش معنی‌دار در سطح این پارامترها نسبت به گروه رژیم پرچرب گردید (P<0/05) بعلاوه افزایش در میزان بیان ژن PGC-1α در بافت چربی در این گروه مشاهده شد. با افزایش میزان مقاومت به انسولین در رت‌های دریافت کننده رژیم پرچرب، سطح آیریزین سرم نیز افزایش یافت و با کاهش گلوکز و بهبود مقاومت به انسولین توسط متفورمین، سطح آیریزین نیز کاهش پیدا کرد. این نتایج پیشنهاد ‌می‌کند که ممکن است افزایش سطح آیریزین، یک پاسخ جبرانی در برابر مقاومت به انسولین و اختلال در سوخت و ساز گلوکز باشد. بر این اساس شاید بتوان آیریزین را به عنوان هدفی برای درمان دیابت نوع دو مورد بررسی قرار داد.

سنتز برون سلولی سبز نانوذرات Fe2O3 توسط سویه باکتری بومی آبزی آلکالیژنز NV06

صفحه 182-192

https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.182

مراحم آشنگرف، نسترن وکیلی سهرفروزانی

چکیده در پژوهش حاضر از باکترهای آبزی به ‌عنوان زیست کاتالیزگر برای تبدیل زیستی FeCl3 به نانو ذرات Fe2O3 استفاده شد. در مجموع 25 سویه باکتری آبزی در محیط کشت تریپتیک ‌سوی ‌آگار غنی شده با 10میلی مولار FeCl3 بر اساس تکنیک غنی‌سازی جداسازی شد. در بین سویه­های باکتری‌های مورد آزمایش، تنها سویه NV06 قادر به سنتز برون سلولی نانوذرات Fe2O3 بود که در نهایت بر اساس ویژگی‌های فنوتیپی و مولکولی به‌ عنوان Alcaligenes sp. strain NV06 مورد شناسایی قرار گرفت. سنتز برون سلولی نانوذرات آهن تولید شده توسط این سویه، تحت شرایط بهینه‌ واکنش مورد بررسی قرار گرفت. نانوذرات سنتز شده توسط سویه باکتریایی NV06، به­وسیله‌ تجزیه و تحلیل­های طیف سنجی UV-Vis، تجزیه و تحلیل­های میکروسکوپ الکترونی روبشی، آزمون طیف سنجی پراش انرژی پرتو ایکس و طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز تعیین خصوصیت شد. نتایج به‌دست آمده نشان داد که نانوذرات میله­ای اکسید آهن توسط عصاره عاری از سلول باکتری مذکور، در دمای بهینه‌ 28 درجه سانتیگراد، pH بهینه‌ برابر 6 و در غلظت 10 میلی‌مولار FeCl3، به مدت 96 ساعت گرماگذاری در دور شیکر rpm150، با میانگین اندازه‌ ابعاد طولی 2/80 نانومتر و میانگین قطری 5/25 نانومتر تولید می‌شوند. در این پژوهش، برای نخستین بار سنتز برون سلولی نانوذرات اکسیدآهن فریک با اندازه مطلوب از طریق استراتژی عصاره عاری از سلول در سرده Alcaligenes گزارش شد. امید است نتایج این پژوهش بتواند ظرفیت‌های بالقوه‌ میکروب­های آبزی به­عنوان زیست کاتالیزگرهای ایمن، ساده و مؤثر در تولید نانوذرات Fe2O3 را معرفی نماید.

تنوع آنزیمی در هالو اکتینومیست‌های جدا شده از ریزوسفر گیاهان در خاک‌های شور حاشیه دشت کویر

صفحه 193-199

https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.193

انسیه صالح قمری

چکیده منطقه ریزوسفری شور محیطی بکر برای جداسازی اکتینومیست­ها با پتانسیل تولید آنزیم‌های مقاوم به نمک ارزشمند است. در این مطالعه در مجموع 26 سویه اکتینومیست از ریزوسفر گیاهی حاشیه دشت کویر جداسازی و ارزیابی شد. اکتینومیست­های جدا شده آنزیم‌های مختلفی تولید کردند. از این میان 50، 46، 39، 27، 10 و 7 درصد از جدایه‌ها به ترتیب آمیلاز، لیپاز، پروتئاز، ژلاتیناز، لسیتیناز و اوره آز تولید کردند. بیشترین آنزیم‌های تولید شده در بین جدایه‌ها آمیلاز، لیپاز و پروتئاز بودند. فعالیت هیدرولیتیک ترکیبی نیز در برخی از سویه‌های اکتینومیست مشاهده شد. در بین جدایه­ها، سویه Q1، Q4 وQ11 با بیشترین میزان تنوع تولید آنزیم، شناسایی شدند و تجزیه و تحلیل 16s rRNA آن­ها بیشترین شباهت را به ترتیب به گونه­های Streptomyces scopiformis، Streptomyces argenteolus و Streptomyces manipurensis، نشان دادند. نهایتاً به دلیل تنوع آنزیمی بدست آمده و ارزشمند بودن آنزیم­های باکتری‌های هالوفیل در صنعت، به نظر می‌رسد که اکتینومیست­های جدا شده از این زیستگاه شور به طور بالقوه برای کاربردهای بیوتکنولوژیکی مناسب هستند.


بررسی تنش خشکی بر فعالیت آنتی‌اکسیدان‌ها در عصاره کولتیوارهای مختلف ریحان

صفحه 200-212

https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.200

فاطمه خاکدان، اطهرالسادات جوانمرد

چکیده ریحان یک گیاه دارویی مهم و متعلق به تیره نعنائیان است. این گیاه در درمان بیماری­هایی مانند معده­درد، سردرد، یبوست، تب، عفونت­ها و همچنین برای تنظیم و کاهش قند خون مورد استفاده قرار می­گیرد و دارای ویژگی­های ضد قارچی، ضد­باکتریایی و آنتی­اکسیدانی است. در پژوهش حاضر اثر تنش خشکی بر غلظت فنول­ها و فلاونوئیدها و فعالیت آنتی­اکسیدانی عصاره برگ سه کولتیوار گیاه ریحان مورد بررسی قرار گرفته است. پس از کشت بذرهای سه کولتیوار گیاه ریحان (میخک، بنفش و سبز) در خاک شنی-لومی و رسیدن گیاهان به مرحله شش برگی، تنش خشکی در سه سطح ۷۵، ۵۰ و ۲۵ درصد ظرفیت زراعی اعمال گردید. آزمایش در قالب طرح کاملاً تصادفی و با سه تکرار انجام شد. محتوای فنول کل، فلاونوئید کل، فلاونول­ها و فعالیت آنتی­اکسیدانی عصاره برگ گیاهان اندازه­گیری شد. بیشترین مقدار هر سه گروه ترکیبات آنتی­اکسیدان غیرآنزیمی و فعالیت آنتی­اکسیدانی با تفاوت معنی­دار در کولتیوار ریحان سبز تحت تنش خشکی ملایم (۷۵ درصد ظرفیت زراعی) مشاهده گردید. فعالیت آنتی­اکسیدانی با افزایش غلظت عصاره به صورت معنی­داری افزایش یافت. تنش خشکی در نهایت منجر به ایجاد تنش اکسیداتیو در گیاه ریحان می­شود و این گیاه برای مقابله با آسیب­های این تنش و حذف گونه­های فعال اکسیژن از سازوکارهای آنتی­اکسیدانی آنزیمی و غیرآنزیمی استفاده می‌کند. فنول­ها، فلاونوئیدها و فلاونول­ها ترکیبات آنتی­اکسیدان قوی هستند که در محافظت گیاهان در برابر تنش اکسیداتیو درگیر هستند. در سه کولتیوار مورد مطالعه ریحان، با افزایش سطح تنش خشکی، غلظت و توانایی این ترکیبات در مهار رادیکال­های آزاد کاهش یافت. در مجموع، به نظر می­رسد که هم ژنوتیپ و هم سطح تنش خشکی بر میزان تولید آنتی اکسیدان­های غیرآنزیمی مورد مطالعه و در نتیجه توانایی گیاه در مهار تنش اکسیداتیو مؤثر هستند.

اثر باکتری‌های ریزوسفری بر برخی شاخص‌های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه گلرنگ

صفحه 213-221

https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.213

عاطفه شهرکی، مریم محمدی سیچانی، منیره رنجبر

چکیده باکتری­های ریزوسفری از جمله میکروارگانیسم­های مفید خاکزی هستند که باعث بهبود رشد گیاهان می­شوند. این باکتری­ها با سازوکارهای مختلفی مانند تولید فیتوهورمون­های مختلف و توانایی انحلال فسفات رشد گیاهان افزایش می­دهند. هدف از این مطالعه بررسی اثر باکتری‌های ریزوسفری بر رشد Carthamus tinctorius به منظور بهبود شاخص­های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی آن بود. پنج گونه باکتری ریزوسفری با دانه گیاه گلرنگ آغشته شدند و پس از کاشت دانه ها، شاخص­های فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه شامل میزان تولید اکسین، انحلال فسفات، رنگدانه‌های فتوسنتزی، پرولین و مالون­دی­آلدهید مورد سنجش قرار گرفتند. این تحقیق به­صورت آزمون فاکتوریل با طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. آنالیز واریانس داده­ها پردازش شد و مقایسه میانگین­ها با آزمون دانکن مطالعه قرار گرفت. براساس یافته‌های به­دست آمده در این پژوهش، بیشترین وزن تر ساقه، وزن خشک و تر ریشه به ترتیب در تیمار با باکتری Pseudomonas fluorescens (اکسین 55/23 میکروگرم بر میلی­لیتر) و باکتری Bacillus muralis (اکسین 27/22 میکروگرم بر میلی­لیتر) مشاهده شد. همچنین مشخص گردید همه باکتری‌ها نسبت به شاهد تأثیر افزایشی بر جوانه‌زنی دانه‌ها داشتند. بیشترین مقدار مالون‌دی‌آلدهید در تیمار با باکتری Bacillus albus حاصل شد و میزان مالون­دی­آلدهید در تیمارهای با تولید بالای اکسین کاهش یافت. به طور کلی یافته­های حاصل از این پژوهش نشان داد که تیمار دانه گلرنگ با باکتری­های ریزوسفری می­تواند تأثیر معناداری بر تحریک رشد این گیاه داشته باشد و باعث بهبود رشد کمی و کیفی این گیاه شود.

بررسی ریخت شناسی، تشریحی و سنجش متابولیتی گونه‌هایی از سرده کاهوی دریایی در آبهای ساحلی خلیج فارس، ایران

صفحه 222-235

https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.222

نسرین فراست، مسعود شیدایی، حسین ریاحی، فهیمه کوهدار

چکیده سرده Ulva (کاهوی دریایی)، یکی از با­ ارزش­ترین ماکروجلبک­‌های دریایی است که در مناطق کم عمق ساحلی یافت شده و در آب‌های شیرین و شور سراسر جهان انتشار دارد. گونه‌­های Ulva دارای ارزش خوراکی، دارویی و غیره بوده و حاوی ترکیبات مختلفی مانند انواع چربی­‌ها، پروتئین­‌ها و کاروتنوئیدها هستند. این گونه‌­ها دارای تنوع پذیری فنوتیپی بالایی بوده و در شرایط مختلف محیطی تغییر می­‌کنند. در این مطالعه 38 جمعیت از 10 گونه از این سرده از نواحی ساحلی خلیج فارس و دریای عمان، از مناطق مختلف استان­های بوشهر و هرمزگان و یک ناحیه از استان سیستان و بلوچستان ، با بررسی­های ریخت­شناسی و تشریحی، شناسایی شد و مورد بررسی قرار گرفت. جمعیت‌­های مختلف تفاوت‌هایی را در ویژگی‌­های همچون ارتفاع، شکل و رنگ تال، تعداد پیرنوئید و ابعاد سلول نشان دادند. متابولیت­‌های مختلفی مانند پروتئین کل، روغن کل، کلروفیل a و b و کاروتنوئیدها در جمعیت­‌های مختلف، اندازه گیری و مقایسه گردید. نتایج اندازه­‌گیری درصد پروتئین در 10 گونه Ulva نشان داد که بیشترین درصد پروتئین کل متعلق به گونه U. prolifera از جزیره شیف از استان بوشهر با مقدار حدود % 5/26 وزن خشک، در مقایسه با گونه­‌های Ulva مورد مطالعه، و کمترین درصد روغن کل در بین­ گونه‌­ها، متعلق به گونه U. flexousa منطقه هخامنش از استان هرمزگان با حدود % 8/4 مشاهده گردید. با توجه به پروتئین بالا و کالری کم گونه­‌های سرده Ulva و اهمیت یافتن منابع جدید و تجدیدپذیر که در نهایت منجر به ایجاد و توسعه صنایع غذایی و دارویی جدید می­گردد، گونه­‌های این سرده، منبع بالقوه‌­ای هستند که می‌توان از آنها در این راستا بهره برد.


مطالعه ریزریخت‌شناسی بذر در آرایه‌های وحشی سرده گلابی (Pyrus) از تیره گل‌سرخیان (Rosaceae) و اهمیت آرایه‌شناسی صفات در ایران

صفحه 236-245

https://doi.org/10.52547/nbr.9.3.236

اصغر زمانی

چکیده در این پژوهش، برای اولین بار به بررسی صفات ریزریخت‌شناسی سطح بذر در 15 آرایه، متشکل از 22 نمونه از سرده گلابی (Pyrus L.) با استفاده از میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) و میکروسکوپ دیجیتالی DinoLite (DM) در ایران پرداخته شده است. به منظور ارزیابی اثرات احتمالی فاکتورهای اکولوژیکی، نمونه‌های بذر متعددی از برخی از گونه‌های پرپراکنش مورد مطالعه قرار گرفت. پس از جمع‌آوری نمونه‌های مختلف گلابی از نقاط مختلف پراکنش آنها در یک بازه زمانی حدوداً 10 ساله، شناسایی آنها با استفاده از ابزارهای مختلف گیاه‌شناسی، بخصوص نمونه‌های تیپ و منابع گیاه‌شناسی انجام گرفت. سپس با مشاهده سطح بذرها، صفات کیفی (مثل شکل و تزئینات سطح بذر شامل انواع لان‌دار، مشبک، منفذدار، برجسته، مخطط و موّاج) و کمّی (مثل ابعاد بذر، ابعاد سلول‌های سطح بذر و ضخامت دیواره‌های بین سلول‌ها) مختلفی مشخص و مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل آماری داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام گرفت. نتایج به دست آمده از این مطالعات حاکی از تنوع بالای صفات سطح بذر حتی در بین افراد یک گونه است. این نتیجه‌گیری مشابه بسیاری از نتایج به دست آمده با راهکارهای متفاوت، مؤید پیچیدگی آرایه‌شناختی این سرده است. با این حال، برخی صفات توصیفی مثل شکل، ابعاد، نوع تزئینات سطح بذر، ابعاد سلول‌های سطح بذر و ضخامت دیواره بین سلول‌های سطحی، برای اولین بار برای این سرده گزارش می‌شود.