دوره و شماره: دوره 9، شماره 1 - شماره پیاپی 31، بهار 1401 

مطالعه بخشی از فون سخت‌بالپوشان (Arthropoda: Coleoptera) منطقه طالقان (ایران) و کنه‌های مرتبط با آن‌ها

صفحه 1-16

https://doi.org/10.52547/nbr.9.1.1

وحید رضا فرمهینی فراهانی، علی احدیت، امید جوهرچی، علیرضا صبوری، ثمین صدیق

چکیده چکیده. مطالعه فون سوسک­‌های ایران همواره از اهمیت بالایی برخوردار است و با توجه به اقلیم‌­های گوناگون موجود در ایران تنوع گونه­ای بالایی را می‌­توان مشاهده نمود. از این رو شناسایی مناطق بکر از جمله منطقه طالقان دارای اهمیت است. در این مطالعه سوسک­‌های مناطق مختلف طالقان که در ارتباط با کنه‌­ها بودند، مورد بررسی قرار گرفت و تعداد 9 خانواده شامل Buprestidae، Carabidae، Cerambycidae، Cicindellidae، Lucanidae، Malachidae، Meloidae، Scarabaeidae، Tenebrionidae و 13 جنس و 14 گونه شناسایی شدند. همچنین کنه­‌هایی از گروه‌­های Mesostigmata، Heterostigmata، Trombidiformes و Sarcoptiformes شناسایی گردیدند. گونه‌­های کنه­‌های زیر برای اولین‌­بار از روی میزبان­‌های مسافری زیر گزارش می‌­شوند: گونه Alliphis kargi از روی سوسک­‌های Scarabaeus pius و S. typhon از خانواده Scarabaeidae، گونه Antennoseius sp. از روی سوسک Pterostichus sp. از خانواده Carabidae، گونه‌­هایی از گروه پارازیت نگونا از روی سوسک­‌های Julodis andreae از خانواده Buprestidae و Mylabris syrica از خانواده Meloidae، گونه‌­هایی از زیرراسته Prostigmata از روی سوسک­‌های Aegosoma sabricorne و Cerambyx dux از خانواده Cerambycidae، گونه Hypoaspis maryamae از روی سوسک­‌های Oryctes sp. و Pentodon idiota از خانواده Scarabaeidae و گونه Hypoaspis phyllognathi از روی سوسک Dorcus parallelipipedus از خانواده Lucanidae.

بررسی دوشکلی جنسی بر اساس صفات ریخت سنجی در گونه وزغ تالشی، همراه با بررسی وضعیت حفاظتی گونه

صفحه 17-28

https://doi.org/10.52547/nbr.9.1.17

حسین جوان بخت، نسترن حیدری، ایمان علی نژادی

چکیده با وجود مطالعات رو به رشد در توصیف الگوهای دوشکلی جنسی در ویژگی‌های مورفولوژیک خارجی و همچنین در نسبت انگشتان در چهارپایان، دانش ما در مورد برخی از مسائل اساسی و همچنین برخی از گروه‌های جانوری هنوز کم است. وضعیت این روند و نسبت‌ها در گروه‌های مختلف جانوری از جمله در انسان، دیگر پستانداران، پرندگان، خزندگان و دوزیستان بررسی شده است. در این مطالعه، دوشکلی جنسی از لحاظ ویژگی‌های مورفولوژیک خارجی و همچنین نسبت بین طول انگشتانII تا IV (2D:3D, 2D:4D, 3D:4D) اندام جلویی و عقبی، در 30 نمونه از وزغ‌های گونه Bufo eichwaldi (15 نمونه نر و 15 نمونه ماده) در شمال ایران مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد ماده‌ها دارای میانگین طول بدن (SVL) بیشتری نسبت به نرها بودند و این اختلاف از نظر آماری معنی‌دار بود (50/90 میلیمتر در نرها در مقابل 93/114 میلیمتر در ماده‌ها و 00/0P=). از لحاظ دیگر صفات مورفولوژیک نیز نتایج آنالیز T-test (تست T برای نمونه‌های مستقل) نشان داد که صفات قطر بین دو چشم (IOD)، قطر منفذ گوش (TD)، طول بازو (LHU)، طول پیش بازو (FOL) و طول پا (FL) دارای اختلافات معنی‌داری (P ≤ 0.05) بین افراد نر و ماده هستند. همچنین نسبت اندازه طول انگشتان دست و پا در سمت چپ بدن برای گونه مورد مطالعه از لحاظ 2D:3D, 2D:4D, 3D:4D مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در دو صفت شامل طول انگشت چهارم پا (D4) و طول انگشت اول دست (F1) اختلاف ‌معنی‌داری بین افراد نر و ماده وجود دارد. همچنین از لحاظ 2D:4D بین افراد نر (4628/0) و ماده (4853/0) اختلاف معنی‌دار (041/0P=) در انگشتان دوم و چهارم اندام‌های عقبی و از لحاظ 3D:4D بین افراد نر (6323/0) و ماده (6787/0) اختلاف معنی‌دار (040/0P=) در انگشتان سوم و چهارم اندام‌های عقبی وجود داشت. در این مطالعه همچنین برخی ویژگی‌های زیستگاه، اکولوژی، تهدیدات و اقدامات حفاظتی مرتبط با گونه وزغ تالشی مورد بررسی قرار گرفت.


پویایی تغییرات زیستگاهی دوزیستان ساکن رشته کوه های زاگرس (ایران) در شرایط تغییر اقلیم

صفحه 29-39

https://doi.org/10.52547/nbr.9.1.29

الهام ابراهیمی، فراهم احمدزاده

چکیده در حال حاضر تغییر اقلیم به عنوان تهدیدی جدی برای بسیاری از گونه‌­ها و در نتیجه یکی از مهم­ترین عوامل از بین رفتن تنوع زیستی در جهان تلقی می‌­شود و درک چگونگی پاسخ گونه­‌ها به تغییرات اقلیمی از اهمیت بسیاری برخوردار است. در میان گروه‌­های جانوری، دوزیستان به دلیل عدم توانایی در جابجایی مسافت­‌های زیاد، از حساس‌ترین گروه‌­های مهره­‌داران در برابر تغییرات اقلیمی شناخته شده­اند و گونه­های زیستگاه­‌های کوهستانی بیشتر از سایر گونه­‌ها با فشارهای تغییر اقلیم مواجه هستند. از این رو در این مطالعه به بررسی پتانسیل پراکنش فعلی پنج گونه از دوزیستان ساکن رشته کوه­های زاگرس و واکنش آن­ها نسبت به تغییرات اقلیم در سال 2070 پرداخته شد. برای این منظور از یک رویکرد گروهی برای مدل­سازی پراکنش گونه­‌ای با هدف برآورد میزان خطرات از دست دادن پتانسیل‌­های زیستگاهی مطلوب در صورت بروز تغییر اقلیم استفاده شد. همچنین برای برآورد مساحت زیستگاه­های مطلوب در شرایط تغییر اقلیم، محاسبات مربوط به تغییرات مساحت زیستگاه‌­ها برای هر یک از گونه‌­ها انجام شد. پیش­‌بینی‌­ها نشان داد دو گونه نیوت آذربایجانی (Neurergus crocatus) و نیوت خال­زرد (Neurergus derjugini) به ترتیب نسبت به تغییر اقلیم بیشترین واکنش منفی را نشان داده و انقباض محدوده پراکنش آن­ها قابل وقوع است. رفتار جابجایی زیستگاه در برابر تغییرات جدید برای دو گونه وزغ بی­‌گوش لرستانی (Bufotes luristanicus) و سمندر آتشین (Salamandra infraimmaculata semenovi) قابل پیش­‌بینی است. با توجه به سرعت تغییرات اقلیمی در محدوده رشته کوه زاگرس مطالعه حاضر گامی در جهت شناسایی پویایی تغییرات زیستگاهی دوزیستان در این منطقه کوهستانی و مقابله با این چالش است.

تأثیر اسانس ترخون بر فعالیت باکتری‌های آغازگر، کپک و مخمر و بهبود خصوصیات ماست سنتی

صفحه 40-49

https://doi.org/10.52547/nbr.9.1.40

سید مسعود حسینی، هبه زیدان

چکیده هدف از این پژوهش افزایش ماندگاری ماست و همچنین بهبود قوام و کاهش آب اندازی با افزودن اسانس ترخون به ماست سنتی بود. در این بررسی ابتدا ماست به روش صنعتی تولید شده و سپس تلقیح اسانس در غلظت‌های مختلف (10،25،30 پی پی ام) به ماست انجام شده است. نمونه‌ها طی 3 هفته نگهداری در دو دما (دمای یخچال و دمای اتاق) از نظر ظرفیت نگهداری آب و ارزیابی میکروبی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که غلظت‌های مختلف ترخون، دما و مدت زمان نگهداری اثر معنی‌داری 05/0>p بر ظرفیت نگهداری آب و همچنین شمارش باکتری‌های آغازگر، کپک و مخمر دارد. اسانس ترخون موجب کاهش باکتری‌ها، کپک و مخمرهای عامل فساد ماست شد. نتیجه‌گیری نهایی نشان داد که استفاده از ترخون در نگهداری آب نمونه‌های ماست مؤثر نبود، اما در تعداد باکتری‌های آغازگر و مخمر مؤثر بود. نمونه‌های ماست با غلظت بالای ترخون، بیشترین امتیاز را از نظر قوام و طعم ترشی به خود اختصاص دادند. در حالی که نمونه‌های با غلظت پایین ‌ترخون، از نظر طعم ماست بیشترین امتیاز حسی را به خود اختصاص دادند.

بررسی دو شکلی جنسی ماهی گامبوزیا (Gambusia holbrooki Girard, 1859) در رودخانه گاماسیاب، استان کرمانشاه

صفحه 50-60

https://doi.org/10.52547/nbr.9.1.50

علیرضا رادخواه، سهیل ایگدری، هادی پورباقر، هاشم نوفرستی

چکیده ماهی گامبوزیا (Gambusi holbrooki Girard, 1859) به‌­عنوان یکی از گونه‌­های غیربومی و مهاجم در آب‌های داخلی ایران به ­شمار می­‌رود. این گونه در اکثر حوضه­‌های داخلی ایران و پیکره‌­­های آبی حضور دارد و حتی در آب‌های شور نیز یافت شده است. سازگاری گسترده این ماهی با شرایط اکولوژیکی مختلف باعث شده است که بسیاری از ویژگی­‌های زیستی آن مانند ریخت­‌شناسی نیز تحت تاثیر محیط تغییر یابد. مطالعه حاضر به ­منظور بررسی دوشکلی جنسی ماهی گامبوزیا در رودخانه گاماسیاب انجام گرفت. از این‌­رو، 59 قطعه ماهی گامبوزیا در شهریور 1396 از رودخانه گاماسیاب نمونه‌­برداری شد. نمونه­‌های ماهی پس از تعیین جنسیت، با استفاده از دستگاه کولیس زیست­سنجی شده و صفات شمارشی نیز ثبت گردید. در مجموع، 37 صفت ریختی (شامل 8 صفت شمارشی و 29 صفت ریخت­سنجی) مورد بررسی قرار گرفت. پس از استخراج داده‌­های ریختی، از آنالیز تجزیه به مولفه­‌های اصلی (PCA) و تابع متمایزکننده (DFA) به­­‌منظور مقایسه صفات ریختی استفاده شد. نتایج نشان داد که از بین نمونه­‌های به‌­دست آمده، 30 قطعه ماهی نر و 29 قطعه ماهی ماده بودند. بر اساس نتایج، همه صفات ریخت‌­سنجی مورد بررسی به غیر از طول ساقه دمی، طول قاعده باله پشتی و فاصله انتهای باله مخرجی تا انتهای بدن، اختلاف معنی­داری در بین جنس­‌های نر و ماده نشان دادند (05/0>p). نتایج آنالیز DFA و PCA نشان داد که جنس‌­های نر و ماده از نظر صفات ریخت­‌سنجی کاملاً از یکدیگر متمایز شدند. این یافته­‌ها بیانگر دوشکلی جنسی در ماهی گامبوزیا در رودخانه گاماسیاب است. دوشکلی جنسی مشاهده شده در این گونه احتمالاً به دلیل انتخاب جنسی و افزایش موفقیت گونه در تولیدمثل صورت گرفته است.

واژه‌های کلیدی.

تأثیر محلول‌پاشی عصاره جلبک قهوه‌ای Ascophyllum nodosum بر صفات مورفوفیزیولوژیک لوبیا ) (Phaseolus vulgaris تحت تنش کم‌آبی

صفحه 61-69

https://doi.org/10.52547/nbr.9.1.61

محسن علیزاده، نظام آرمند، مریم رحیمی، شکوفه حاجی‌هاشمی

چکیده عصاره جلبک‌­های دریایی به سبب دارا بودن مواد مغذی فراوان، ظرفیت نگه­داری آب بالا، تنظیم کننده­‌های رشد گیاهی و وجود ریزجانداران مفید می‌تواند خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک را بهبود و تأثیر مطلوب بر رشد و نمو گیاهان داشته باشد. به این منظور آزمایشی با هدف بررسی تأثیر عصاره جلبک قهوه‌ای آسکوفیلوم نودوسوم (Ascophyllum nodosum) بر شاخص­های مورفوفیزیولوژیکی گیاه لوبیا تحت تنش کمبود آب به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار به اجراء درآمد. تیمارهای آزمایش شامل 4 سطح محلول پاشی عصاره جلبک دریایی (0، 2/0، 4/0 و 6/0 درصد حجمی) و 3 سطح تنش کم­آبی شامل بدون تنش، تنش ملایم و تنش شدید (به ترتیب آبیاری در سطح 75، 50 و 25 درصد ظرفیت زراعی) بود. نتایج نشان داد که اثرات متقابل تنش و عصاره جلبکی بر صفات مورد بررسی معنی­‌دار نبود اما عصاره جلبک دریایی آسکوفیلوم به تنهایی موجب افزایش معنی­دار سطح و تعداد برگ، طول برگ، سطح و طول ریشه، وزن خشک ریشه، محتوای کلروفیل a، b و محتوای کلروفیل کل شد. کاربرد عصاره جلبکی در سطوح 2/0 و 4/0 درصد باعث افزایش معنی‌دار پارامترهای اندازه­‌گیری شده در مقایسه با شاهد شد. در بررسی اثرات تنش کم­آبی مشاهده شد که با افزایش شدت تنش از 75 درصد ظرفیت زراعی به 25 درصد ظرفیت زراعی تمامی صفات مورد بررسی کاهش معنی‌­داری داشت. نتایج این پژوهش نشان داد که محلول پاشی عصاره جلبک دریایی موجب افزایش معنی­دار برخی خصوصیات ریخت شناختی و رنگدانه‌­های فتوسنتزی شد, درحالیکه تنش کم‌آبی سبب کاهش معنی‌‌دار شاخص‌های مورد بررسی شد.

اثرات سیستم‌های گابائرژیک و مورفینرژیک بر هستهCA1 هیپوکامپ روی رفتارهای اضطراب و حافظه برانگیخته بر اساس الگوی تست- تست مجدد

صفحه 70-80

https://doi.org/10.52547/nbr.9.1.70

طاهره سادات میراحمدی، فرهاد ولی زادگان، مریم رحیمی

چکیده هیپوکامپ، ساختاری کلیدی در پردازش اضطراب و ذخیره حافظه است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی برهمکنش میان سیستم‌های گابائرژیک ناحیهCA1 هیپوکامپ و سیستم مورفینرژیک در تعدیل این رفتارها است. در این مطالعه موش‌های نر نژاد ویستار با استفاده از جراحی استرئوتاکسیک در ناحیه CA1کانول گذاری شدند. پس از طی دوره ریکاوری مورفین (آگونیست گیرنده‌های اوپیوئیدی مو) به صورت درون صفاقی، موسیمول و بیکوکولین (آگونیست و آنتاگونیست گیرنده‌هایGABAA) به درون CA1 تزریق گردید. پارامترهای مدت زمان حضور (%OAT) و تعداد ورود به بازوی باز (%OAE) در دستگاه EPM محاسبه شدند. آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد تزریق درون صفاقی مورفین (%OAT) و (%OAE) را افزایش می‌دهد که حاکی از اثرات اضطراب زدای مورفین است. طبق نتایج آزمون t زوجی تشکیل حافظه بهبود یافت. تزریق پیش از آزمون دوز‌های مختلف موسیمول و بیکوکولین به ترتیب رفتارهای شبه اضطراب زدا و اضطراب زایی را القا نمود در حالیکه اثرات آنها روی حافظه بهبودبخش بود. تزریق سیستمیک دوز موثر مورفین به همراه دوزهای سه گانه موسیمول اثرات هم افزایی را در تشکیل حافظه و کاهش اضطراب القا نمود. تزریق این دوز از مورفین به همراه دوزهای سه گانه بیکوکولین، سبب تغییر اثرات منفی بیکوکولین روی اضطراب گردید ضمن اینکه تشکیل حافظه در این گروه‌ها افزایش یافت. این یافته‌ها نشان می‌دهند که سیستم‌های گابائرژیک و اپیوئیدرژیک تاثیرات مشابهی برحافظه و اضطراب در ناحیه CA1 دارند.