ویژگی های تشریحی ساقه و برگ در سرده Lallemantia از تیره نعنائیان
صفحه 1-12
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.1
اکرم رحیمی، اصغر کامرانی، فریده عطار، روح انگیز عباس عظیمی
چکیده
Lallemantia از تیره نعناعیان، زیر تیره Nepetoideae جنس کوچک با گسترش زیاد در ایران می باشد و به طور سنتی مصارف پزشکی دارد. در این مطالعه ساختار تشریحی گونه های این جنس برای ارزیابی مفید بودن کاربرد این ویژگی ها در تاکسونومی به طور مقایسه ای مورد تحقیق قرار گرفت. آزمایش های تشریحی با استفاده از برش های دستی تهیه شده از ساقه و برگ و رنگ آمیزی با قهوه ای بیسمارک، کارمن و آبی متیلن انجام گرفت. همچنین ویژگی های تشریحی با استفاده از واکاوی های مولفه اصلی (PCA) و خوشه ای (Cluster Analysis) مورد بررسی قرار گرفتند. بر اساس نتایج به دست آمده، اگرچه ویژگی های کلی تشریحی ساقه و برگ در گونه های مورد مطالعه بسیار شبیه به یکدیگر است. اما واکاوی های چند متغیره نشان داد که برخی از ویژگی های تشریحی کمی (عددی) مانند ضخامت پهنک، ضخامت پارانشیم نردبانی و اسفنجی در این جنس دارای ارزش تاکسونومیک می باشد. شباهت های ریخت شناختی بین L. royleana و L. baldshuanica با داده های تشریحی تایید می گردد.
طراحی فتوبیوراکتور جدید مهندسی جهت بهینه سازی مقدار بیومس تولیدی در ریزجلبک اسپیرولینا
صفحه 13-25
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.13
ساسان قبادیان، حسین گنجی دوست، بیتا آیتی، ندا سلطانی
چکیده خواص ویژه و کاربریهای گوناگون گونۀ ریزجلبکی اسپیرولینا به تمرکز روزافزون حوزههای مختلف بیوتکنولوژی به کشت تجاری این گونه و روشهای کاهش هزینۀ آن منجر شده است، اما کشت باز، که در اغلب کشتهای تجاری مورد استفاده قرار میگیرد، مشکلات و نواقصی نظیر خطر آلودگی، نفوذ نکردن نور به عمق، اختلاط ناکارآمد و پایین بودن بهرهوری دارد. در این پژوهش با طراحی و ساخت یک فتوبیوراکتور جدید و بهرهگیری از ناحیۀ کنترلی، سیستم آسانسوری جایگزین پمپاژ (برای کاهش آسیب به سلولهای شکننده) و ملاحظات ساختاری بافلها و هوادهی (برای اختلاط بهتر)، اقداماتی در جهت رفع مشکلات مذبور انجام شد و تأثیر سه فاکتور حجم ناحیۀ کنترلی (%)، سیکل اختلاط (hr) و شدت تابش (Lux) بر خواص کمی وزن خشک (g/l) و میزان رشد مخصوص (day-1) ریزجلبک اسپیرولینا با روش پاسخ سطح-طراحی مرکزی بررسی شد. بیشترین میزان وزن خشک بیومس (g/l 915/0) در بیشترین سیکل اختلاط (12 ساعت)، حجم کنترلی 30درصد و شدت تابش 7000 لوکس ایجاد شد. و میزان بهینه تابش برای دستیابی به بیشترین بیومس برابر 8700 لوکس بود. براساس این نتایج و به سبب تاثیر زیاد فاکتورهای سیکل اختلاط و حجم ناحیه کنترلی، میتوان با کنترل حجم محدودی (فقط 20درصد) از برکه های باز، ضمن رعایت ملاحظات اقتصادی، به افزایش بهره وری و ارتقای کشت دست یافت و جهت افزایش بهره وری کل، از یک ناحیه کنترلی برای تعدادی از برکه های باز بهره برد.
تأثیر تیمارهای مختلف بر جوانه زنی و شکست خواب بذر کنگر وحشی
صفحه 26-37
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.26
غضنفر ویسی، احمد مهتدی، علی مرادی
چکیده به منظور ارزیابی تأثیر تیمارهای مختلف بر جوانه زنی کنگر وحشی آزمایش سه عاملی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار اجرا شد. عامل اول سرمادهی در سه سطح صفر، سه و شش هفته در دمای 4 درجه سانتیگراد، عامل دوم خراش دهی در دو سطح بذرهای خراشدهی شده و بدونخراشدهی مکانیکی و عامل سوم تیمارهای شیمیایی شکست خواب بذر شامل آب مقطر و اسید جیبرلیک با غلظت های 1000 و 1500 میلیگرم بر لیتر و تیواوره 1/0 درصد بودند. نتایج نشان داد که اثرات سرمادهی، خراش دهی و تیمارهای شیمیایی شکست خواب و اثر متقابل آنها بر کلیه صفات معنیدار است. نتایج مقایسه میانگین ها حاکی از اثر معنیدار اغلب تیمارهای همراه با خراش دهی بر بهبود کلیه صفات بود. نتایج بدست آمده از این مطالعه نشان داد، تیمار همراه با خراشدهی اسیدجیبرلیک 1000 میلیگرم بر لیتر در دوره سرمادهی شش هفته، به علت داشتن بالاترین سرعت جوانهزنی، وزن خشک گیاهچه و طول گیاهچه، داشتن درصد جوانه زنی و بنیه طولی گیاهچه نسبتاً بالا و میانگین زمان جوانه زنی نسبتاً پایین، مطلوبترین تیمار بود. همبستگی میان درصد جوانه زنی با شاخصهای سرعت جوانه زنی، وزن خشک و طول گیاهچه معنی دار بود. به نظر میرسد خواب بذر کنگر وحشی فیزیولوژیکی و فیزیکی است، زیرا حذف عوامل فیزیولوژیکی و فیزیکی منجر به بهبود جوانه زنی آن شد.
اثر ضدتوموری والپروئیک اسید و 25،1 دی هیدروکسی ویتامین D3 بر سلولهای سرطانی HL-60
صفحه 38-44
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.38
مریم رحیمی
چکیده گزارش شده که 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 یک شکل فعال ویتامینD رشد تعدادی از سلولهای سرطانی پوست، پروستات، سینه، کولون و لوسمی را مهار میکند. والپروئیک اسید، به عنوان یک مهارکنندۀ قوی هیستون داستیلاز، همچنین نقش مهمی در مهار تکثیر سلولهای تومور ایفا میکند. با این حال، تا کنون هیچ گزارشی در مورد همکاری بین والپروئیک اسید و 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 برای اثر ضد سرطانی وجود ندارد. هدف از تحقیق حاضر ارزیابی این بود که آیا دوزهای کم1، 25دی هیدروکسی ویتامینD3 سمیت والپروئیک اسید را تقویت میکند و آیا این عمل از طریق مکانیزم های آپوپتوز انجام میگیرد. در این مطالعه سلول هایHL-60 با غلظت های مختلف والپروئیک اسید و 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 به تنهایی و در ترکیب با یکدیگر در 24ساعت تیمار شدند. درصد زنده بودن سلولها به روش MTT سنجیده شد و سپس برای بررسی نوع مرگ سلولی از رنگ آمیزی Hoechst استفاده شد. مطالعه حاضر نشان داد که1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 اثر آنتی توموری والپروئیک اسید را افزایش میدهد. همچنین نتایج حاصل از رنگ آمیزی سلولها نشان داد که والپروئیک اسید و 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 باعث القاء آپوپتوز در سلولهای HL-60 میشوند. در کل ترکیب جدید والپروئیک اسید و 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 هم افزایی اثر ضد تکثیری و القاء آپوپتوز در روی سلولهای سرطانی HL-60 را نشان داد.
اثرات تراکم ذخیره سازی و دفعات غذادهی بر شاخص های رشد و هماتوکریت در بچه ماهی کلمه
صفحه 45-52
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.45
محمدرضا ایمان پور، ماهرخ نعمتی، حدیثه افشاری، زهرا روحی
چکیده دفعات تغذیه و تراکم ذخیرهسازی از فاکتورهای مهم مؤثر بر رشد و بلوغ ماهیان پرورشی است. هدف این مطالعه تعیین اثرات تراکم (10، 20، 30 و 40 قطعه ماهی در آکواریوم) و دفعات تغذیه (2، 3 و 4 نوبت غذادهی در روز) بر پارامتراهای رشد و هماتوکریت ماهی کلمه (Rutilus rutilus caspicus) است. آزمایش در دو تکرار و به مدت 45 روز انجام شد. نتایج این مطالعه نشان داد که پارامترهای رشد شامل افزایش وزن، ضریب تبدیل غذا و نرخ رشد ویژه به طور معنی داری تحت تأثیر تراکم قرار گرفتند (05/0>P)، اما دفعات غذادهی اثر معنی داری نداشت (05/0<P). بالاترین وزن و نرخ رشد ویژه در پایین ترین تراکم (10 قطعه ماهی در آکواریوم) ثبت شد. کمترین ضریب تبدیل غذا در تراکم 10 قطعه ماهی در آکواریوم بدست آمد، ضریب تبدیل غذا با افزایش تراکم به طور معنی داری افزایش یافت (05/0>P). همچنین، اثرات متقابل تراکم و دفعات غذادهی بر پارامترهای رشد معنی دار نبود (05/0<P). تراکم و دفعات تغذیه تأتیر معنی داری بر میزان هماتوکریت نداشت (05/0<P). از سوی دیگر، اثرات متقابل تراکم و دفعات تغذیه بر میزان هماتوکریت معنیدار بود (05/0>P). کمترین سطح هماتوکریت در تراکم 10 و با دو وعده غذادهی در روز مشاهده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که تراکم بر رشد اثر معنی داری دارد، اما افزایش دفعات غذاذهی تأثیری بر رشد ماهی کلمه ندارد.
بررسی نقش رسپتورهای خانواده D1 وD2 دوپامین در هسته قاعده ای-جانبی آمیگدال بر حافظۀ کاری و مرجع
صفحه 53-64
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.53
فرهاد ولیزادگان، مریم رحیمی تسیه
چکیده ناحیه قاعدهای-جانبی آمیگدال (BLA) جایگاه مهمی در تنظیم نوروترانسمیتری حافظۀ کاری و مرجع است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر سیستم دوپامینرژیک ناحیه (BLA) بر حافظۀ کاری و مرجعبوده است.موش های صحرایی نر نژاد ویستار با استفاده از دستگاه استرئوتاکسی به صورت دوطرفه در ناحیۀBLA کانول گذاری شد. پارامترهای تعداد خطاهای کاری و مرجع و زمان سپری شده در بازوهای خطاهای کاری و مرجع با استفاده ازدستگاه تست ماز شعاعی و بر اساس پروتکلDSWS مورد محاسبه قرار گرفتند. تزریق آپومورفیندر دوزهای پایین (0.005 µg/rat) و بالا (0.5 µg/rat) درون هسته BLA سبب کاهش معنی داری در تعداد خطاهای کاری و نه مرجع شد که نشان دهنده بهبود حافظۀکاری است. تزریق دوز متوسط آپومورفین (0.05 µg/rat) موجب افزایش تعداد خطاهای کاری و مرجع و مدت زمان سپری شده در بازوهای مذکور شد که نشان دهنده آسیب به هر دو نوع حافظۀ است. تزریق کلرپرومازین (2 µg/rat) ، باعث کاهش خطای کاری و مرجع شد. اما بر مدت زمان سپری شده در بازوهای مربوطه تأثیری نداشت که دلالت بر تقویت حافظه های کاری و مرجع دارد. تزریق توامان کلرپرومازین(2 µg/rat) به همراه دوزهای مختلف آپومورفین هیچ تغییر معنیداری در تعداد خطاهای کاری و مرجع و زمانهای سپری شده در مقایسه با گروه کنترل و گروه دریافت کننده کلرپرومازین(2 µg/rat) ایجاد نکرد.یافته های فوق نشان میدهد که سیستم دوپامینرژیک هسته BLA از طریق هردو نوع رسپتور خانواده D1 و D2 در تعدیل حافظه های کاری و مرجع عمل میکنند. ثانیاً با توجه به سیگنالینگ کاملاً متفاوت درون سلولی این دو نوع رسپتور تأثیر این سیستم در هسته BLA بر حافظۀ کاری و مرجع حاصل برآیند عملکرد هردو نوع خانواده رسپتوری است.
تأثیر اندازۀ ماهی و تغییرات فصل روی هورمون های استروئیدی گنادی در مولدین اردک ماهی
صفحه 65-71
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.65
محمدرضا ایمان پور، وحید تقی زاده، علی خدادوست، زهرا روحی
چکیده هورمونهای جنسی استروئیدی نقش مهمی در بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیکی و بهویژه در تولید مثل ماهیان استخوانی دارد. بنابراین مطالعه هورمونهای استروئیدی در ماهیان، شاخصی مهم از بیولوژی تولید مثل است. در پژوهش حاضر، هورمونهای استروئیدی سرم خون مانند تستوسترون، 17-بتااسترادیول و 17-آلفا هیدروکسی پروژسترون در مولدین اردک ماهی، از پاییز 1389 تا تابستان 1390 طی 5 دوره (پاییز، نیمه اول زمستان، نیمه دوم زمستان، بهار و تابستان) با سه کلاسه طولی: 360-300، 420-260 و 480-420 میلیمتر مطالعه شد. نتایج نشان داد که بین میزان هورمونهای استروئیدی در سه کلاسه طولی تفاوت معنی دار وجود داشت و با افزایش طول ماهی افرایش یافت (05/0P<). علاوه بر این، بین میزان هورمونهای استروئیدی در فصول مختلف سال با یکدیگر اختلاف معنی دار داشتند (05/0P<)، بهطوریکه بیشترین میزان 17-بتااسترادیول در فصل پاییز مشاهده شد و در رابطه با سطح هورمون تستوسترون و پروژسترون، بیشترین میزان به ترتیب در نیمه اول زمستان و نیمه دوم زمستان مشاهده شد.
بررسی تنوع سوماکلونال گیاهان باززایی شده از کشت بافت آلوئه ورا
صفحه 72-81
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.72
زهرا نورمحمدی، بهار قاسم زاده، فرح فراهانی
چکیده گیاهAloe barbadensis Mill. گیاهی چندساله، تکلپه، گوشتدار از تیرۀ Aloaceae است. در این مطالعه، تنوع سوماکلونال گیاهان باززاییشدۀ A. barbadensis بعد از چهار واکشت و انتقال به گلدان تحت بررسی قرار گرفت. ژنوم 40 گیاه باززاییشده استخراج و تنوع ژنتیکی با استفاده از 20 نشانگر SPAR شامل پرایمرهایRAPD وISSR بررسی شد. همچنین، میزان ژل حاصل از گیاهان باززادۀ آلوئه ورا محاسبه گردید. میانگین درصد پلیمورفیسم، اندیسشانون، تنوع ژنتیکی Nei’s و تعداد الل های مؤثر براساس داده های RAPD، بالاتر از پارامترهای ژنتیکی به دست آمده از داده های ISSR بود. خوشه بندی NJ و ساختار ژنتیکی براساس نمودار STRUCTURE بر پایۀ نشانگرهای تحت مطالعه توانستند افراد را به خوشه های جداگانه تقسیم کنند. تحلیل AMOVA نیز نشاندهندۀ تمایز ژنتیکی بین گروه ها در سطح معنی داری (P=0.01) بوده است و تأییدکنندۀ تفرق گروه های حاصل از تجزیۀ خوشه ای داده های مولکولی است. میزان تولید ژل در گروه های ایجادشده براساس تحلیل تجزیۀ خوشه ای با استفاده از آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) بررسی شد که تفاوت معناداری (P=0.746) بین مقدار ژل در چهارگروه مشاهده نشد. نتایج این مطالعه توانست تغییرات سوموکلونال در سطح ژنوم با استفاده از نشانگرهای مولکولی را در میان گیاهان باززایی شده آلوئه نشان دهد، درحالیکه میزان ژل تولیدی در میان این گیاهان تغییر معناداری نشان داد.
اهمیت ریزریخت شناسی فندقچه در رده بندی سرده سنبل بیابانی از تیره ی نعنائیان
صفحه 82-94
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.82
المیرا عیوض زاده خسروشاهی، یاسمن سلمکی
چکیده فندقچه های 20 گونه از سرده سنبل بیابانی، که کمابیش به نمایندگی از تمام بخشه های موجود در این سرده به شمار میروند توسط میکروسکوپ الکترونی نگاره مورد بررسی قرار گرفتند. شکل رایج در اغلب گونه های مورد مطالعه تخم مرغی پهن بود اما شکلهایی همچون تخممرغی، مثلثی و مستطیلی نیز در بین گونه ها دیده شدند. در ارتباط با انواع الگوهای تزئینات سطحی چهار نوع اصلی تشخیص داده شدند که شامل مشبک، نردبانی، rugose و ruminate بودند. تزئینات سطحی از نوع مشبک نوع رایج تزئینات سطحی در بین گونه ها به شمار می رفت، هر چند که تنوع در شکل شبکه ها، نوع شبکه ها و نوع دیواره های این تزئینات شواهد تکمیلی مفیدی را در جهت تمایز گونه ها فراهم میکرد. اگرچه که تزئینات سطحی متنوع در تفکیک گونه های درون یک بخشه بسیار مفید بود اما در مربوط ساختن بخشه های مشابه به هم مفید واقع نشد. برای مثال، اغلب اعضای بخشه بزرگ Filipendula بر اساس تنوع در شکل و تزئینات سطحی فندقچه ها از یکدیگر تفکیک شدند، اما بررسی این تزئینات سطحی در معرفی کردن گروه های طبیعی
