اثر ضد سرطانی عصاره آرتمیزیا و داروی سیس پلاتین در القای آپوپتوز و مهار تکثیرسلولهایA2780 سرطان تخمدان انسان
صفحه 246-256
ندا رضازاده، جواد بهارآرا، خدیجه نژاد شاهرخ آبادی
چکیده سیس پلاتین به عنوان یک داروی شیمی درمانی بدلیل عوارض جانبی در مراحل پیشرفته بیماری مشکلاتی ایجاد میکند. اخیراً گیاه آرتمیزیا بهدلیل داشتن ترکیبات فعال زیستی، اثرات ضد تکثیری و ضد التهابی مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این تحقیق بررسی اثر ضد سرطانی و آنتی متاستازی گیاه آرتمیزیا و سیس پلاتین به تنهایی و به صورت ترکیبی در رده سلولی A2780 سرطان تخمدان انسان است. زیستایی سلولهای A2780 پس از تیمار با عصاره متانولی اندامهای هوایی آرتمیزیا، سیس پلاتین و تواًم آن توسط آزمون MTT ارزیابی شد و تغییرات ریختشناسی هسته سلول با رنگ آمیزی DAPI بررسی شد. القای آپوپتوز توسط آزمون انکسین، اثرات ضد تهاجمی به وسیله سنجش مهاجرت سلولی و تغییرات سطح بیان ژنهای آپوپتوزی (Bax و P53) و ژنهای درگیر در متاستاز (MMP2 و MMP9) با استفاده از Real-time PCR مورد سنجش قرار گرفت. دادههای آزمایش MTT نشان داد که عصاره آرتمیزیا، سیس پلاتین و تواًم آن منجر به مرگ نیمی از سلولها شدند. تست DAPI و انکسین V، قطعه قطعه شدن DNA و افزایش درصد آپوپتوز سلولی نسبت به گروه کنترل را نشان داد. در آزمون مهاجرت و Real-time PCR غلظتهای تیماری منجر به کاهش تهاجم، افزایش بیان ژنهای آپوپتوزی (Bax و P53) و کاهش بیان ژنهای درگیر در متاستاز (MMP2 و MMP9) در سلولهای سرطانی شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که عصاره گیاه آرتمیزیا و داروی سیس پلاتین به تنهایی دارای اثر ضد تکثیری، القا کننده آپوپتوز و دارای اثر آنتی متاستازی مناسب در رده سلولی A2780 است. همچنین، استفاده توأم از این گیاه همراه با سیس پلاتین علاوه بر داشتن اثرات مذکور باعث کاهش غلظت سیس پلاتین و عوارض جانبی ناشی از آن در درمان این بیماری میشود.
فراوانی ژن پمپ های افلاکس PGP و MRPA در ایجاد مقاومت دارویی در ایزوله های بالینی لیشمانیا تروپیکا و لیشمانیا ماژور
صفحه 257-266
مائده پریشان، محمود ناطقی
چکیده هدف این تحقیق شناسایی ژن پمپهای MRPA و PGP در ایزولههای بالینی لیشمانیا است. از جملهی این ژنهای دخیل در مقاومت (MRPA) pgpa و (PGP) mdr1 هستند، که محصول آنها به عنوان انتقالدهنده وابسته به ((ABC TransporterATP در افلاکس دارو از سیتوزول به خارج غشا نقش دارند. در این راستا 40 داوطلب مبتلا به سالک به طور اتفاقی انتخاب گردیدند. ابتدا آماستیگوت ها با میکروسکوپ نوری بررسی گردیدند، سپس به محیط کشت دو فازی اختصاصیNNN تلقیح شدند. DNA ها به روش فنل-کلروفرم استخراج شدند و با پرایمرهای اختصاصی ناحیه ITS عامل ایجاد زخم تعیین هویت گردیدند. سپس فراوانی دو پمپ دخیل در مقاومت دارویی به کمک PCR بررسی شد. در این مطالعه ژن mdr1 که پیش از این در سویههای آزمایشگاهی مقاوم شده به دارو نشان داده شده بود، نسبت به pgpa فراوانی بیشتری را دارا بودند که یکی از دلایل افزایش را می توان به علت حضور پمپ MDR درسطح غشای پلاسمایی اشاره کرد، که مواد و دارو را از لایه های داخلی غشای دو لایه لیپیدی به لایه های خارجی انتقال میدهد و غلظت دارو را در داخل سلول کم میکند و باعث مقاومت دارویی میشود در حالیکه پمپ MRPA در غشا اندامک سلولی است.
بهینه سازی تخلیص پروتئین لایه S از سویه Deinococcus radiodurans R1
صفحه 267-278
مهدی علی جانیان زاده، علیرضا جلالوند، رسول خلیل زاده، مریم عبدلی راد
چکیده پروتئینهای لایه سطحی Deinococcus radiodurans یکی از بهترین سیستم های خودآرایی در بین پروتئینهای دیگر هستند که نقش اساسی در ساخت نانوسیم ها دارند. بنابراین لازم است این پروتئینها خالص سازی شوند. هدف از این تحقیق بهینه سازی خالص سازی پروتئین لایه سطحی از D. radiodurans با روش سطح پاسخ است. ابتدا سه عامل غلظت SDS، زمان انکوباسیون و درصد جرم در پنج سطح در نظر گرفته شد و 20 اجرا با نرم افزار Design-Expert با روش مرکب مرکزی طراحی شد. هر مرحله شامل کشت میکروب، آماده سازی سلول انبوه، انکوباسیون میکروب در غلظت خاص SDS و زمان و درصد جرم، جداسازی باکتری از مواد شوینده با سانتریفیوژ در g5000، ته نشینی پروتئینهای لایه سطحی از محلول شوینده با سانتریفیوژ در g20000، تعیین غلظت و خلوص پروتئین به ترتیب با روش برادفورد و SDS-PAGE است. در نهایت دادههای به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد که در سطح اطمینان 95 درصد، تأثیر فاکتور غلظت ماده شوینده بر درصد پروتئین خالص شده بیشتر از سایر عوامل بود. نتایج بهینه سازی فاکتورها بدین صورت بود: غلظت SDS 64/5 درصد، درصد جرم 7/33 درصد و 3 ساعت زمان انکوباسیون. در شرایط بهینه، غلظت پروتئین و درصد خلوص به ترتیب mg/ml 0/584 و 47/61 درصد به دست آمد.
جداسازی برخی از باکتریهای میکروبیوم شور دریاچه ارومیه
صفحه 279-288
مهری فرزندی، رضا خاک ور، ابولقاسم محمدی، توماس راتای
چکیده دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه داخلی ایران و دومین دریاچه شور دنیا است. برای شناسایی باکتریهای کاملاً شور پسند دریاچه از طریق غربال با مارکرهای مولکولی، طی فصول مختلف سالهای 1397 و 1398 از آب، لجن و خاک مناطق مختلف دریاچه نمونههایی جمعآوری و به آزمایشگاه منتقل گردید. با استفاده از محیطهای کشت عمومی جدایههای باکتریایی از نمونهها جداسازی و برای بررسی تنوع گونهای از نشانگر مولکولی ERIC استفاده گردید. پس از خوشهبندی ژنتیکی گونهها، از هر خوشه یک باکتری بهعنوان نماینده انتخاب و با رمزینهگذاری ناحیه 16srDNA مورد شناسایی قرار گرفتند. تستهای بیوشیمیایی برای تایید نتایج مولکولی انجام گردید. در مجموع، 102 جدایه باکتری از نمونهها جداسازی شد که فقط 29 جدایه بسیار شورپسند بودند. نشانگر مولکولی ERIC نشان داد که جدایهها میتوانند به پنج گروه منتسب شوند. پنج جدایه منتخب از هر خوشه، با آغازگرهای ناحیه 16SrDNA تکثیر و توالییابی شدند که نتایج نشان داد که پنج جدایه منتخب با اطمینان 99 درصد متعلق به گونههای Microbulbifer halophilus،Halomonas salina، Bacillus sonorensis،Salinivibrio costicola و Bacillus aquimaris هستند. نتایج شناسایی مولکولی با نتایج آزمونهای بیوشیمیایی مطابقت داشت.
بررسی کالوسزایی در گیاه دارویی آببشقابی
صفحه 289-295
فرشته حیدرقلی نژاد، یوسف حمیداوغلی، ولی الله قاسمی عمران، پوریا بی پروا
چکیده گیاه آببشقابی بهواسطه تولید ترکیبات ارزشمندی نظیر آسیاتیکوزید، آسیاتیکاسید، مادکاسوزید و مادکازیکاسید از گیاهان دارویی ارزشمند به حساب میآید. این گیاه دارای خواص دارویی فراوان از جمله افزایش حافظه و یادگیری، آرامبخش، کاهش فشارخون، آنتیاکسیدان قوی و ضدسرطان است. بهینهسازی روشهای کشتبافت بهمنظور آساننمودن استحصال ترکیباتدارویی آن، فرایند انتقال ژن و نیز بهبود صفات دارویی گیاه، حائز اهمیت است. کالوسهای تهیهشده از گیاهاندارویی مختلف را میتوان بهمنظور افزایش مواد موثره در کشت سوسپانسیون سلولی و انتقال ژن مورد استفاده قرار داد. باتوجه به این که آببشقابی بهعنوان گیاه دارویی ارزشمندی شناخته شده و پژوهشهای محدودی در زمینه کشتبافت آن انجام شده است، هدف از انجام این آزمایش بررسی غلظتهای مختلف دو هورمون BAP و NAA از ریزنمونه برگ برای تولید کالوس، یکی از منابع مهم تولید متابولیتهای ثانویه است. بدین منظور، از ریزنمونه برگ در محیط MS همراه با غلظتهای مختلف BAP در شش سطح 0، 0/5، 1، 1/5، 2/5 و 3/5 میلیگرم بر لیتر به همراه NAA در پنج سطح، 0/25، 0/5، 1 و 2 میلیگرم بر لیتر استفاده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشانداد بهترین کالوسدهی در ریزنمونه برگ با درصد القاکالوس 100 درصد، وزنتر 1/457 گرم و قطر 1/459 سانتیمتر در ترکیب هورمونی 5/1 میلیگرم بر لیتر BAP و 5/0 میلیگرم بر لیتر NAA به دست آمد. نتایج نشان داد دو هورمون BAP و NAA اثرات سینرژیکی در افزایش و تولید کالوسهای باکیفیت و مناسب دارند.
تأثیر نانو سلنیوم و سلنات سدیم بر پارامترهای بیوشیمیایی، فیزیولوژیک و رشدی فلفل دلمهای
صفحه 296-306
شیوا طباطبائی رودسری، علیرضا ایرانبخش، منصوره شمیلی، زهرا اوراقی اردبیلی
چکیده سلنیوم جزء عناصر غیرضروری برای گیاهان و ضروری برای انسان و جانوران به شمار میرود. اگرچه هنوز نقش سلنیوم در گیاهان بهدرستی شناخته نشده است اما نتایج تحقیقات نشان داده که این عنصر در فیزیولوژی و متابولیسم گیاهان مؤثر است. درپژوهش حاضر تأثیر محلولپاشی نانو سلنیوم (0، 5، 10 و 20 میلیگرم در لیتر) و سلنات سدیم (0، 5، 10 و20 میلیگرم در لیتر) بر پاسخهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه فلفل دلمهای (Capcicum anumm) مورد برررسی قرار گرفت. اثرات تیمارهای اعمال شده بر شاخص های مختلف رشدی و بیوشیمیایی ارزیابی شد. بر اساس نتایج بدست آمده، تیمارهای سلنیوم در غلظت های 10 و 20 میلیگرم در لیتر باعث کاهش تجمع بیومس در ریشه و اندام هوایی شد. این تیمارها همچنین موچب افزایش درمحتوای پراکسیدهیدروژن و مالوندیآلدئید شد. استفاده از سلنیوم موچب افزایش در میزان فنل، پرولین و تیولها شد. فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان شامل کاتالاز، پراکسیداز، آسکورباتپراکسیداز، پلیفنلاکسیداز و نیز آنزیم پروتئاز در پاسخ به تیمارهای سلنیوم افزایش یافت.
تعیین بهترین دما در جوانهزنی ارقام گیاه عدس جهت کشت پاییزه در استان خوزستان
صفحه 307-316
راهله احمدپور، رویا قلاوند، سعیدرضا حسین زاده، نظام آرمند
چکیده جوانهزنی موفق عامل اصلی در استقرار مناسب و عملکرد گیاهچه است. اطلاعات ناشی از نحوه جوانهزنی بذرها در مواجهه با تغییرات دمایی در زمان کاشت، راهکاری برای شناسایی ارقام مناسبتر جهت کشت در منطقه مورد نظر است. به این منظور، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار جهت بررسی تغییرات دمایی بر شاخصهای جوانهزنی و رشدی ارقام پرکاربرد گیاه عدس در دانشگاه خاتم الانبیاء بهبهان طراحی شد. تیمارهای مورد بررسی پنج رقم عدس: گچساران، کیمیا، رباط، زیبا و بیله سوار و دما در سه سطح 20، 25 و 30 درجه سانتیگراد (مشابه با شرایط پاییز استان خوزستان) در نظر گرفته شد. نتایج این مطالعه نشان داد که تمامی ارقام مورد بررسی در دماهای 20 و 30 درجه سانتیگراد نسبت به دمای 25 درجه سانتیگراد کاهش معنیداری در تمامی صفات مورد بررسی (درصد و سرعت جوانهزنی، قدرت جوانهزنی، شاخص بنیه بذر، آندوسپرم مصرفی، طول ساقهچه و ریشهچه، طول گیاهچه، وزن خشک ساقهچه و ریشهچه) داشتند. در برهمکنش اثرات رقم و دما مشاهده شد که رقم بیلهسوار بیشترین شاخصهای جوانهزنی و رشدی را در دمای 25 درجه سانتیگراد نسبت به سایر ارقام مورد بررسی داشت. این برتری در صفاتی نظیر سرعت جوانهزنی، قدرت جوانهزنی، شاخص بنیه بذر، وزن خشک ساقهچه و طول ریشهچه نسبت به سایر ارقام معنیدار بود. رتبه دوم بالاترین شاخصهای جوانهزنی و رشدی به رقم گچساران در شرایط 25 درجه سانتیگراد اختصاص داشت که نسبت به سایر ارقام مورد بررسی (کیمیا، رباط و زیبا) افزایش معنیداری داشت. با توجه به کشت پاییزه عدس و نوسانات دمایی در این فصل (محدوده دمایی 20 تا 30 درجه سانتیگراد)، استفاده از ارقام بیله سوار و گچساران در شرایط دمایی 25 درجه سانتیگراد، به عنوان ارقامی با شاخصهای عملکردی بالاتر نسبت به ارقام زیبا، کیمیا و رباط جهت کشت توصیه میگردد.
