بررسی ارتباط ماهیان کور غار لرستان (Garra thyphlops و Garra lorestanensis) و جمعیت های ماهی گلچراغ (Garra gymnothorax) در حوضه های دز و کرخه
صفحه 1-8
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.1
ایرج هاشم زاده، سیده نرجس طباطبائی، نبی الله قائدرحمتی، محسن امیری، لوئیس برناتچز
چکیده غار محل زیست ماهیان کور لرستان در حوضه رود دز در مجاورت رودخانه سزار در منطقه ای با ساختار کارستی قرار گرفته است. در مجاورت رودخانه سزار در دیواره های دره رودخانه چشمه هایی وجود دارد که ممکن است امکان ورود ماهیان رودخانه ای را به داخل منابع آب زیرزمینی فراهم کنند. این مشاهدات احتمال رابطه مهاجرتی در بین ماهیان gymnothorax Garra رودخانه سزار و ماهیان کور typhlops Garra و Garra lorestanensis را پیش می آورد. علاوه بر این در بین ماهیان کور در مورد هر گونه، تنوع شکل بدن قابل مشاهده است. تنوع فنوتیپی یادشده ممکن است گویای تنوع ژنتیکی ناشناخته ای در بین این ماهیان باشد و یا ناشی از شرایط محیطی حاکم بر بخش های مختلف غار ماهی کور باشد. در این مطالعه برای پاسخ به سوالات موجود از روش های تعیین توالی ژن سیتوکروم اکسیداز زیرواحد یک (COI) و تعیین توالی نسل جدید استفاده شده است. نتایج نشان می دهد اشکال دوکی شکل و اشکال دارای بدن کشیده و غیر دوکی گونه های typhlops G. و lorestanensis G. از نظر ترکیب ژنوم و ژن میتوکندریایی تفاوتی ندارند. همچنین نتایج مقایسه ترکیب ژنومی ماهیان کور و ماهی gymnothorax G. رودخانه های دز و کرخه نشان می دهد احتمالا نفوذ ژنتیکی بسیار کمی (کمتر از 3 درصد) از گونه gymnothorax G. به ماهی کور typhlops G. وجود دارد. شاید بتوان این نفوذ ژنتیکی کم ماهیان سطح زی را به سازگاری پایین تر آنها برای ورود و انطباق با شرایط زیستگاه زیرزمینی نسبت داد.
اثر ترمیم کننده پلی ساکارید استخراج شده از ستاره شکننده بر زخم پوستی موش صحرایی نر نژاد ویستار
صفحه 9-18
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.9
ایلناز ابوالحسنی، جواد بهارآرا، ناصر مهدوی شهری، الهه امینی
چکیده در طب سنتی عصاره های گیاهان دربردارنده پلی ساکارید به طور وسیعی برای درمان زخم پوستی به کار می رود. ستاره شکننده به عنوان یک موجود دریایی دارای ترکیبات فعال زیستی است که به آن قدرت بازسازی بازوهای آسیب دیده را می دهد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر پلی ساکارید استخراج شده از ستاره شکننده خلیج فارس (Ophiocoma erinaceus) در ترمیم زخم پوستی موش صحرایی نر نژاد ویستار است. در این پژوهش تجربی، 60 سر موش صحرایی نر به طور تصادفی به 5 گروه شاهد، شاهدمثبت (تیمار با عسل)، گروه تجربی1 تا 3 به ترتیب از راست به چپ تحت تیمار با دوز 12/5، 25 و 37/5 میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن پلی ساکارید ستاره شکننده تقسیم شدند. زخم در بخش پشتی بدن ایجاد شد و موش ها تحت تیمار موضعی قرار گرفتند. در روزهای 3، 7، 10 و 14 از زخم های در حال ترمیم نمونه برداری شد و پس از رنگ آمیزی توسط میکروسکوپ نوری ارزیابی شد. سپس، داده های کمی توسط نرم افزار SPSS ، آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه تحلیل شدند. نتایج میکروسکوپی نشان داد که در زخم های تیمار شده با دوز 37/5 پلی ساکارید مشابه با گروه شاهد مثبت بازسازی اپیتلیوم، رگزایی و کاهش تعداد سلول های التهابی سریع تر ازگروه شاهد بود. بیشترین ضخامت اپیتلیوم در روز 7 و کمترین تعداد سلولهای التهابی در روز 14 در گروه تجربی 3 و شاهد مثبت نسبت به گروه شاهد مشاهده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که پلی ساکارید ستاره شکننده باعث تسریع روند ترمیم زخم می شود که می تواند به عنوان یک ترکیب طبیعی در تکوین داروهای ترمیم دهنده زخم پوستی پیشنهاد شود.
تاثیر آلودگی صوتی بر پروتئینهای سرم خون رت نر نژاد ویستار
صفحه 19-29
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.19
آزاده حکمت، زینب فهیمی، سید علی حائری روحانی
چکیده آلودگی صوتی یکی از عوامل خطرزا در محیط زیست است. یکی از منابع مهم این آلودگی، صدای ناشی از حمل و نقل شهری به ویژه سیستم راه آهن شهری (مترو) و مراکز تجاری است. در این مطالعه تاثیر آلودگی صوتی بر سطح پروتئینهای سرم خون در رتهای نر نژاد ویستار بررسی شد. رتهای نر به طور تصادفی به سه گروه تقسیمبندی شدند. رتهای شاهد در شرایط استاندارد آزمایشگاه و دو گروه تجربی در محدوده بازار بزرگ تهران و حوالی ایستگاه مترو صادقیه (خیابان رز غربی) نگهداری شدند. پس از اتمام هشت هفته نمونههای خون همه گروهها جمعآوری شد و سطح پروتئینهای سرم خونی توسط آزمون الکتروفورز بررسی شد. پس از آن نمونههای سرم خون توسط دستگاه مرئی –فرابفش بررسی شد و سپس مطالعات کمومتریکس توسط تحلیلMCR-ALS انجام پذیرفت. سنجش درصد پروتئینهای سرم خون نشان داد که در بین پنج پروتئین شاخص خون، درصد آلفاگلوبین و بتاگلوبین در گروه تجربی نسبت به گروه شاهد اختلاف معناداری دارد (P < 0.05). این در حالی است که در میزان پروتئین گاماگلوبولین تغییری معنادار مشاهده نمیشود. نتایج طیف جذبی مرئی-فرابنفش سرم خون و تحلیل کمومتریکس بیانگر وجود گونههای متفاوت پروتئینی در هر دو گروه تجربی نسبت به گروه شاهد بود. نتایج این مطالعه نشان داد که آلودگی صوتی در دو منطقه بازار بزرگ تهران و مترو صادقیه موجب تغییر در میزان پروتئینهای سرم خون میشود. لذا اقدامات کنترلی و اصلاحی برای کاهش صدا در این مناطق ضروری به نظر میرسد.
تولید فنازین 1-کربوکسیلیک اسید توسط سودوموناس آئروجینوزا: بررسی فعالیت و پایداری آنتیبیوتیکی در شرایط محیطی مختلف
صفحه 30-36
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.30
علی بهرامی، بیتا جنابزاده، حمید مثمری، محمد داوود غفاری
چکیده فنازین 1-کربوکسیلیک اسید از جمله ترکیبات آنتیبیوتیکی مؤثر بر گستره وسیعی از میکروارگانیزمها بهشمار میآید. این ترکیب در صنایعی همچون دارویی، کشاورزی و کنترل آفات، صنایع دریایی، صنایع شیمیایی و همچنین تصفیه آب کاربرد دارد. در پژوهش حاضر PCA با استفاده از سویه بومی سودوموناس آئروجینوزا MUT.3 که در کلکسیون میکروبی دانشگاه صنعتی مالک اشتر نگهداری میشود، تولید شد. در ادامه، تاثیر دما و شرایط نور بر فعالیت آنتیبیوتیک مذکور در طی 230 روز تحت بررسی واقع شد. با بهرهگیری از آزمون کروماتوگرافی با عملکرد بالا میزان افت غلظت PCA در طول مدت آزمایش تحت بررسی قرار گرفت. همچنین تغییر فعالیت آنتیبیوتیک با استفاده از روش تعیین میزان حداقل غلظت مهاری و حداقل غلظت کشندگی آنتی بیوتیک بر سویه E. coli DH5α تعیین شد. نتایج به دست آمده نشان داد که PCA به دور از نور و در دمای 25 درجه سانتیگراد قابلیت فعالیت تا 210 روز را دارد. این درحالی بود که با افزایش دما به 35 و 45 درجه سانتیگراد مدت زمان این فعالیت بهترتیب به 100 و 50 روز کاهش یافت. همچنین با در معرض نور قرار دادن آنتیبیوتیک PCA مشخص شد که فعالیت آن از 210 روز به 120 و 10 روز بهترتیب تحت نور مرئی و نور فرابنفش کاهش مییابد. نتایج MIC و MBC حاصل از نمونهها تأییدکننده نتایج بهدست آمده بود. بهاین ترتیب، پژوهش حاضر موجب حصول اطلاعاتی دقیق از میزان فعالیت و پایداری آنتیبیوتیک فنازین 1-کربوکسیلیک اسید تحت شرایط محیطی مختلف شده که میتواند در کاربردهای صنعتی آن بسیار راهگشا باشد.
جداسازی باکتری های نمک دوست مولد اوره آز و مطالعه تولید نانوکریستال آن ها
صفحه 37-45
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.37
مریم حدادی، غلامرضا قزلباش
چکیده باکتری های مولد آنزیم اوره آز می توانند با تولید اوره آز در حضور اوره و کلسیم نانوکریستال های کلسیت تولید کنند. رسوب کلسیت طی فعالیت میکروبی فرایندی است که موجب سیمانی شدن ذرات خاک در طبیعت می شود. هدف از این بررسی جداسازی باکتری های نمک دوست مولد اوره آز به منظور رسوب کلسیت در خاک های شور بود. نمونه های طبیعی اعم از خاک و آب های شور برای این منظور انتخاب شدند. ابتدا با استفاده از محیط های TSB حاوی نمک باکتری های نمک دوست و سپس با استفاده از محیط های اختصاصی حاوی اوره و فنل رد باکتری های مولد اوره آز جداسازی شدند. جدایههای مولد اوره آز با آزادسازی آمونیوم موجب قلیایی شدن محیط کشت و تشکیل هاله صورتی رنگ اطراف کلنی ها می شدند. سپس باکتری های منتخب که هاله بیش تری داشتند طی سنجش آزادسازی آمونیوم به روش نسلر تحت بررسی قرار گرفتند. توانایی یا عدم توانایی تولید نانوکریستال جدایه ها با کشت به مدت 10 روز بر روی محیط رسوبی حاوی درصد نمک های متفاوت تحت بررسی قرار گرفت. مجموعا 110 جدایه نمک دوست جداسازی شد که از این میان 58 جدایه مولد اوره آز بودند. مطالعات میکروسکوپی کلنی ها نشان داد که تنها 6 جدایه بر روی محیط های رسوبی قادر به تولید کریستال هستند. جدایه 6 به منظور مطالعات بیشتر انتخاب و خصوصیات کریستال های آن طی تحلیل هایی توسط XRD و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) مجهز به EDX تحت بررسی قرار گرفت. مطالعات فعالیت اوره آزی نشان داد که این جدایه دارای قدرت آزادسازی آمونیوم به میزان 86/20 میلی مولار آمونیوم بعد از 18 ساعت است. این باکتری طی تست های بیوشیمیایی و مولکولی شناسایی شد و مقایسه توالی 16S rRNA آن تشابه 92/99 درصدی با استافیلوکوکوس زایلوسوس نشان داد و در بانک ژنومی NCBI با شماره دسترسی MG655155 ثبت شد. این مطالعه نشان داد که این باکتری در محیط فاقد نمک و محیط حتی با نمک 10 درصد قادر به تولیدکلسیت است. امروزه تلاشهای زیادی در جهت تولید سیمانهای پاک و زیستی انجام شده است و از همین رو استفاده از باکتری های متحمل به نمک مولد اوره آز کاندیداهای مناسبی به منظور سیمان سازی زیستی در محیط های شور است.
مقاومت چندگانه، اشرشیا کلی تولیدکننده بتالاکتامازهای طیف گسترده per ،ctx-m و veb جدا شده از فراورده های لبنی خام
صفحه 46-54
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.46
پوریا خداوندی، فهیمه علیزاده، علیرضا خداوندی
چکیده شیوع باکتری های تولید کننده آنزیم های بتالاکتاماز طیف گسترده یکی از مسائل مهم در بهداشت عمومی است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی فنوتیپی و ژنوتیپی جدایههای اشرشیا کلی دارای بتالاکتاماز طیف گسترده ctx-m ، per و veb از فراورده های لبنی خام بود. برای این منظور، اشرشیا کلی از 247 نمونه فراورده های لبنی خام (شیر و پنیر) از سال 1394 تا 1396در یاسوج جداسازی و شناسایی شد. حساسیت آنتی بیوتیک این جدایه ها، تولید بتالاکتامازهای طیف گسترده و همچنین حضور ژنهای ctx-m ، per و veb در آن ها بررسی شد. از 247 نمونه فراورده های لبنی خام 200، جدایه اشرشیا کلی شناسایی شد. بیش ترین مقاومت مشاهده شده مربوط به آنتی بیوتیک های تتراسایکلین (5/96 درصد) و آمپی سیلین (5/95 درصد) و کم ترین میزان مقاومت نسبت به آنتی بیوتیک ایمی پنم (5/12 درصد) بود، همچنین مقاومت چندگانه به چهار یا تعداد بیش تری از آنتی بیوتیک ها مشاهده شد. تعداد 86 جدایه (43 درصد) اشرشیا کلی تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز طیف گسترده شناسایی شد و ژن های ctx-m، per و veb به ترتیب در 82، 0 و 7 جدایه اشرشیا کلی قابل شناسایی بود. این یافته ها نشان می دهد که فراورده های لبنی خام ممکن است مخزن هایی برای انتشار آنتی بیوتیک های بتالاکتام باشند و ژن های مقاومت آنها می توانند از طریق زنجیره غذایی به انسان منتقل شوند.
معرفی اکتینوباکترهای مولد اگزوپلیمرهای دارای خاصیت ضدمیکربی از خاکهای ایران
صفحه 55-63
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.55
سوگل توانائیان، جواد حامدی، ستاره حقیقت
چکیده اگزوپلیمرها پلیمرهای با وزن مولکولی بالا هستند که توسط برخی میکروارگانیسمها به محیط پیرامونی باکتری ترشح میشوند و کاربردهای متنوعی در صنایع غذایی، دارویی، بسته بندی، کشاورزی و پزشکی دارند. اکتینوباکترها، میکروارگانیسمهای ارزشمندی در زیست فناوری هستند و بسیاری از داروهای تجاری همانند آنتی بیوتیک ها، آنتی اکسیدانت ها و ترکیبات سرکوبگر ایمنی توسط این باکتری ها تولید شده اند. اخیرا توانمندی دیگری از این باکتری ها از جمله تولید اگزوپلیمر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به توانمندی های بالای اکتینوباکترها در تولید ترکیبات مختلف و افزایش شیوع بیماری های عفونی ناشی از عوامل بیماری زای مقاوم به آنتی بیوتیک، هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی اکتینوباکترهای بومی ایران در تولید اگزوپلیمر با خاصیت ضدمیکربی بوده است. به این منظور نمونـههـای جمع آوری شده پس از تیمار و رقیق سازی در محیط ISP2 کشـت داده شـدند. شناسایی اولیه جدایـههـای خالص شده با روش های مورفولوژیک انجام شد. سپس توانایی آنها در تولید اگزوپلیمر با کشت در محیط BHI دارای 5 درصد سوکروز بررسی شد. اگزوپلی ساکارید سویه برتر با استفاده از طیف سنجی فرابنفش-مرئی و FT-IR تحت آزمون قرار گرفت. در نهایت جدایه برتر با روش مولکولی شناسایی شد. از 120 جدایه به دست آمده، 38 جدایه توانایی تولید اگزوپلیمر را داشتند و 6 جدایه برتر توانایی تولید اگزوپلیمر در طیف وزنی g/L10 تا 14 داشته و خواص ضدمیکربی علیه Staphylococcus aureus،Bacillus subtilis و Aspergillus niger نشان دادند. بر اساس نتایج طیف سنجی فرابنفش-مرئی چون اگزوپلی ساکارید سویه برتر So41 دارای جذب قابل توجهی در طول موج nm230-190 و فاقد جذب در طول موجهای 280-260 بود، این اگزوپلی ساکارید فاقد ناخالصی پروتئینی است و براساس نتایج FT-IR دارای گروه های عملکردی هیدروکسیل و کربوکسیل است. بر اساس تحلیل ژن 16S rRNA، جدایه برتر 68/99 درصد مشابهت به سویه Promicromonospora xylanilytica دارد.
بررسی اثر مهار زیستی قارچ Macrophomina phaseolina توسط باکتری سودوموناس فلورسنت بر روی لوبیا و ارزیابی میزان فنل کل ریشه
صفحه 64-75
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.64
مژگان پاس، حدیث شهبازی، لیلا ابراهیمی
چکیده بیماری پوسیدگی ذغالی ناشی از قارچ phaseolina Macrophomina یکی از مهمترین بیماریهای خاکزاد گیاهان مختلف از جمله لوبیا است که همه ساله خسارت قابلتوجهی به این محصول وارد میسازد. مهار زیستی بیماری پوسیدگی ذغالی اهمیت زیادی دارد زیرا کنترل شیمیایی این بیماری علاوه بر تاثیر سو بر محیط زیست، میکروفلور و حاصلخیزی خاک، مشکل و گاه بیتاثیر است. سودوموناسهای فلورسنت با تولید و ترشح آنتیبیوتیکها، آنزیمها، سیدروفورها و برخی هورمونهای گیاهی، علاوه بر محدود کردن یا توقف رشد بیمارگرهای گیاهی به ویژه قارچها، سبب افزایش رشد گیاهان نیز میشوند. در این پژوهش به منظور مهار زیستی قارچ M. phaseolina، در تابستان 1394 نمونهبرداری از مزارع لوبیای آلوده در شهرستان خرمآباد (لرستان، ایران) صورت گرفت. پس از شناسایی جدایههای قارچی، آزمون بیماریزایی در گلخانه انجام و جدایه بیمارگر با قدرت بیماریزایی بیشتر جهت ادامه آزمایشها انتخاب شد. توانایی آنتاگونیستی هشت سویه بیوکنترل Pseudomonas fluorescens که توانایی مهارزیستی آنها در مطالعات قبلی به اثبات رسیده بود، در مقابل قارچ phaseolina M. در شرایط آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت. بازدارندگی از رشد M. phaseolina، با استفاده از آزمون کشت متقابل، اثر ترکیبات خارج سلولی باکتری و ترکیبات فرار ضدقارچی تولید شده توسط سویهها ارزیابی شد. سویه P. fluorescens UTPf125 که در تمامی آزمایشها بیش ترین بازدارندگی از رشد میسلیومی بیمارگر را نشان داد به عنوان سویه منتخب در آزمونهای گلخانهای مورد استفاده قرار گرفت و سبب کاهش معنیدار (50 درصد) میزان بیماری و افزایش معنیدار وزن تر و خشک بوتهها شد. محتوای فنل کل در روزهای 1، 3، 5، 7 و 9 پس از مایهزنی با بیمارگر اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که میزان فنل کل در روزهای سوم و پنجم پس از مایهزنی به بیشترین مقدار خود رسید، سپس در روزهای هفتم و نهم کاهش یافت.
بهینه سازی انتقال ژن به گیاه گوجه فرنگی و بررسی امکان بیان ژن مقاومت به شوری (SOS3)
صفحه 76-84
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.76
الهام محجل کاظمی، مقصود پژوهنده، پریسا جنوبی، مینا کاظمیان
چکیده یکی از روشهایی که از طریق آن میتوان مقاومت به شوری در گیاه را بهبود بخشید بیان بیشینه ژنهایی است که بوسیله تنش شوری القا میشوند و در برقراری تعادل یونی و اسمزی در گیاه نقش ایفا میکنند. ژن SOS3 یکی از مهمترین ژنهای مسیر SOS است، بنابراین افزایش بیان این ژن میتواند قدم مهمی در تولید گیاهان مقاوم به شوری باشد. در این پژوهش رقمهای متفاوت گوجهفرنگی (Solanum lycopersicum) بواسطه آگروباکتریوم دارای پلاسمید حاوی ژن SOS3 تراریخت شد که بیشترین درصد تراریختی مربوط به برگ لپهای رقم Falat CH بود. استفاده همزمان لپهها و هیپوکوتیل در محیط کشت در هنگام آغشتگی بهترین نتیجه را حاصل کرد. علاوه بر این بهترین زمان برای همکشتی، یک روز بعد از تلقیح مشخص گردید و همچنین بهترین سویه آگروباکتریوم جهت تراریختی، سویه GV3101 تشخیص داده شد که می توان این امر را به دلیل اثر متقابل نژاد آگروباکتریوم و رقم گوجه فرنگی دانست. استفاده از آهن سکسترون در محیط کشت گیاهان تراریخت به طور مشخص باعث سبزی گیاهان و تسریع در رشد آنها گردید. در نهایت با توجه به نتایج مولکولی، حضور ژن SOS3 در گیاهان تراریخت به وسیله PCR و RT-PCR تایید شد که نشانگر حضور و بیان ژن مذکور در این گیاهان است.
تاثیر میدان مغناطیسی و اسموپرایمینگ بر جوانهزنی و رویش بذر بنه
صفحه 85-91
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.85
وحیده پیام نور، اکرم حسنی، صادق آتشی، عباس رضائی اصل
چکیده تحقیق حاضر با هدف بهبود شاخصهای جوانهزنی و عملکرد اولیه بذر بنه با بررسی تأثیر احتمالی میدان مغناطیسی و همچنین تیمارهای بهبود دهنده اسموپرایمینگ بهصورت همزمان انجامشده است. 10 سطح تیمار مغناطیسی شامل 10، 20 و 30 میلی تسلا به مدت 5، 15، 25 دقیقه و تیمار شاهد (بدون قرار گرفتن در معرض میدان مغناطیسی) در سه تکرار انجام و بهترین سطح مغناطیس انتخاب شد. نتایج نشان داد که قرار دادن بذر در معرض میدان موجب افزایش طول ساقه چه، ریشه چه و طول کل گیاهچه، وزن تر و خشک ساقه چه، ریشه چه و سرعت جوانهزنی نسبت به تیمار شاهد میشود ولی بر درصد جوانهزنی و یکنواختی بذرها تأثیر معنیداری ندارد. بذرهای قرارگرفته در معرض میدان مغناطیسی با تیمار انتخابی برتر (10 میلی تسلا به مدت 15 دقیقه) با محلولهای نیترات پتاسیم، هیومیک اسید و سالیسیلیک اسید در سطوح 10، 25 و 40 میلی مولار و تیمار شاهد (بهترین سطح میدان مغناطیسی) در سه تکرار پیش تیمار شدند. بهترین نتایج از هیومیک اسید (25 میلیمولار) بهدست آمد. با توجه به هزینه پایین خرید و یا ساخت دستگاه مغناطیس کننده و آثار مثبت آن پیشنهاد می شود تا بهمنظور بالا بردن کیفیت نهالهای تولیدی بنه از این تیمار (10 میلی تسلا به مدت 15 دقیقه) بهصورت مشترک با هیومیک اسید (25 میلی مولار) استفاده شود.
اثر آتشسوزی بر شاخص های تنوع گونه های گیاهی، مطالعه موردی: ایستگاه تحقیقاتی سیراچال
صفحه 92-105
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.92
بهنام حمزه، مصطفی خوشنویس، پروانه عشوری، ولی اله مظفریان، هومن روانبخش
چکیده آتش سوزی بر پوشش گیاهی اثر گذاشته و موجب تغییر مسیر توالی در آن می گردد. در این مقاله، پوشش گیاهی ایستگاه تحقیقات سیراچال که در تابستان 1393 دچار آتش سوزی شد، بر اساس شاخص های تنوع با مناطق سالم مانده از آتش مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفت. طرح به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی اجرا شده است. ابتدا پوشش گیاهی منطقه از نظر فیزیونومی به سه بخش مشجر، مرتع مشجر و مرتع تقسیم گردید. سپس هر بخش به دو قسمت شامل بخش سوخته و بخش نسوخته (شاهد) که در مجاورت آن قرار دارد تفکیک گردید. درون هر بخش (سوخته و نسوخته) سه واحد نمونه برداری با استفاده از روش PNP به طور تصادفی مستقر شده و اندازهگیریهای مربوط به پوشش گیاهی انجام گردید. بر اساس تحلیل داده ها، در مجموع 141 آرایه در قالب 28 تیره، 95 سرده شامل یک گونه بازدانه، 19 آرایه تک لپه ای و 121 آرایه دولپهای در دو بخش سوخته و نسوخته ایستگاه سیراچال شناسایی گردید. براساس تحلیل های آماری انجام شده با نرم افزارهای Past3 و SPSS، هیچ اختلاف معنی داری از نظر تعداد آرایه ها بین پوشش گیاهی بخش های مختلف سوخته و نسوخته وجود نداشت. از میان شاخص های بررسی شده در نرم افزار Past3، تعداد افراد و شاخص غنای منهینیک و تا حد زیادی شاخص تنوع شانون در بین تیمارهای مختلف در بخش های سوخته و نسوخته تفاوت معنی دار وجود دارد. طبق مقایسات میانگین دانکن تعداد افراد در بخش نسوخته با تاج پوشش زیر 25 درصد، بیشتر از بخش سوخته با این تاج پوشش است اما بین بخش سوخته با تاج بیش از 25 درصد و بخش نسوخته با تاج بیش از 25 درصد اختلاف معنی داری در تعداد افراد وجود ندارد. همچنین غنای گونه ای در بخش سوخته با تاج پوشش کمتر از 5 درصد به طور معنی داری بیشتر از بخش نسوخته با همین تاج پوشش است.
مطالعه صفات تشریحی مربوط به برگ و دمگل گونه های سرده پتروسفالوس از تیره آقطیان در ایران
صفحه 106-118
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.106
سپیده پیروزی، فریده عطار، محسن فلاحتی عنبران، کاظم مهدیقلی
چکیده سرده پتروسفالوس از تیره آقطیان دارای 30 گونه در مناطق معتدله نیمکره شمالی جهان بوده که 14 گونه آن شامل 5 گونه انحصاری در ایران گزارش شده است. در این مطالعه، صفات تشریحی شامل 35 صفت مربوط به برگ و 30 صفت مربوط به دمگل با استفاده از میکروسکوپ نوری، بر روی 15 آرایه از 11 گونه سرده پتروسفالوس مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در بین گونه های مورد مطالعه دو تیپ کلی از نظر میان برگ، شش نوع کرک در برگ و پنج نوع کرک در دمگل وجود دارد. بلور اگزالات کلسیم در دمگل و برگ اکثریت گونه ها به غیر از P. plumosus و P. brevis دیده شد. مقطع دمگل، به صورت شش ضلعی، دایره ای و یا بیضوی شکل بود و استوانه آوندی دمگل از حالت کاملا صاف تا کاملا سینوسی متغیر بود. گونه P. wendelboi که از نظر ریخت شناسی تفاوت زیادی با گونه های دیگر دارد، از نظر صفات تشریحی برگ و دمگل نیز به خوبی از سایر گونه ها جدا شده است. گونه های P. kurdicus، P. ghahremanii و دو نمونه P. szovitsii علاوه بر دارابودن مقطع دمگل شش ضلعی، از نظر ریخت شناسی مشابه یکدیگر هستند، به طوری که صفات نام برده برای سایر گونه ها جداکننده نیستند. به طور کلی می توان نتیجهگیری کرد که صفات تشریحی برگ و دمگل برای برخی از گونه های مورد بررسی ارزش آرایهشناسی دارند.
معرفی گونههای گیاهی درختی و درختچهای بخش مرکزی شهرستان زنجان
صفحه 119-132
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.119
زهره طغرانگار، مهناز وفادار
چکیده مطالعه فلوریستیکی از موثرترین روشها برای آگاهی از ظرفیتهای زیستی و نیز مدیریت و حفاظت از ذخایر ژنتیکی گیاهی در سیستمهای اکولوژیکی است. شهرستان زنجان منطقهای کوهستانی با وسعتی برابر6763 کیلومترمربع و با میانگین ارتفاع 1663 متر از سطح دریا است. مناسب بودن شرایط بوم شناختی، رویشگاههای متنوع و منابع آبی مناسب دلیل تنوع مطلوب پوشش گیاهی در این شهرستان است. برای بازنمایی تنوع گونههای درختی و درختچهای چوبی در این شهرستان، بخش مرکزی آن با وسعت 2/2600 کیلومترمربع انتخاب شد. بهمنظور شناسایی گونههای گیاهی درختی و درختچهای، بررسی شکل رویشی و کورولوژی این گیاهان، نمونههای درختی و درختچهای این منطقه با روش مرسوم مطالعات فلوریستیک جمعآوری و با استفاده از منابع معتبر آرایه شناسی گیاهی شناسایی شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که در منطقه مورد مطالعه 122 گونه درختی و درختچهای چوبی متعلق به 76 سرده و 39 تیره گیاهی وجود دارد. تیرههای گل سرخیان با 29 گونه و زیتونیان با 9 گونه در مجموع 15/31 درصد از کل گونهها را شامل میشوند. مزوفانروفیتها (7/37 درصد) و میکروفانروفیتها (79/32 درصد) شکلهای زیستی غالب منطقه به روش رانکیه هستند. عناصر رویشی ایرانی- تورانی از مهمترین گروههای کورولوژیک موجود در منطقه بر اساس دیدگاه زهری بوده است. در منطقه مورد مطالعه، Prunus lycioides به عنوان یکی از گونههای انحصاری ایران شناسایی گردید.
