دوره و شماره: دوره 6، شماره 1 - شماره پیاپی 19، بهار 1398 

اثرات انسداد مجرای صفراوی ﺑﺮ ﻣﻮرﻓﻮﻟﻮژی ناحیه حرکتی قشر مغز و ﻣﯿﺰان ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ کانال‌های آب نوع چهار در موش‌های صحرایی نر بالغ

صفحه 1-9

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.1

دلارام اسلیمی اصفهانی، شهربانو عریان، محمد نبیونی، طلیعه السادات حسینی نیا

چکیده عمل­ کردهای معیوب حرکتی در حیوانات کلستاتیک گزارش شده است. این اختلال در عمل­ کرد و مرگ نورون‌های حرکتی بسیار به تغییرات در محیط پیرامون آستروسیت‌ها و سد خونی- مغزی وابسته است که توسط پروتئین آکواپورین 4 تعدیل می­ شود. به همین دلیل در این مطالعه به بررسی اثرات کلستاز بر هیستولوژی و مورفولوژی قشر مغز و بررسی آکواپورین 4 در ایجادناحیه قشر حرکتی پرداخته شد. نمونه‌ها با روش ائوزین-هماتوکسیلین رنگ شده و تغییرات بافتی قشر مغز مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مقدار آکواپورین 4 در تمامی گروه­ها توسط روش ایمونوهیستوشیمی مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه ضخامت قشر مغز درقشر حرکتی در نمونه­ های کلستاتیک نسبت به گروه شم وکنترل افزایش یافت. همچنین کلستاز باعث ایجاد سلول­ های هتروکروماتین شد. از طرف دیگر، نکروز بافتی در نمونه­ های کلستاتیک در مقایسه با نمونه­ های شم وکنترل قابل تشخیص بود. کاهش تراکم سلول­ ها در برخی از لایه­های قشر مغز مشاهده شد که احتمالاً نشانگر مرگ سلولی در اثر کلستاز است. مقدار آکواپورین 4 در گروه کلستاتیک نسبت به گروه ­های کنترل و شم کاهش معنی دار نشان داد (P<0.05). در این تحقیق، آسیب بافتی مشاهده شده در قشر حرکتی موش­ های صحرایی کلستاتیک ممکن است دلیل ناهنجاری­ های حرکتی ایجاد شده باشد. همچنین کاهش سطح آکواپورین 4 ممکن است باعث آسیب نورون‌های حرکتی گردد.

اثر عصاره های آبی و اتانولی ناز سفید بر سلول های سرطان معده و سرطان پستان انسان در شیشه

صفحه 10-19

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.10

کتایون میمندی، محمد مهدی یعقوبی

چکیده در این تحقیق اثر سمّی عصاره­های آبی و اتانولی ناز سفید (Sedum album L.) بر دو سلول سرطان معده (AGS) و پستان (MCF-7) انسان بررسی شد. ناز سفید از روستای دلیر شهرستان چالوس نمونه­برداری شد و هشت غلظت مختلف از عصاره ­های آبی و اتانولی به ­مدت 48 ساعت بر سلول­ های سرطانی اعمال شد. اثر کشندگی و مهاری عصاره ­ها روی سلول­ ها به روش ­های MTT، BrdU و TUNEL بررسی شد. یافته ­ها نشان داد هر دو عصارۀ اثر وابسته به غلظتِ ضد تکثیر سلول و القای آپوپتوز دارند. نتایج MTT نشان داد سلول AGS نسبت به سلول MCF-7 متحمل کشندگی بیشتری شده بود و اثر عصارۀ اتانولی قوی­ تر از عصارۀ آبی بود. داده­ های روش BrdU نشان داد در بالاترین غلظت عصارۀ آبی، تکثیر سلول AGS به 50 درصد و تکثیر سلول MCF-7 به 43 درصد کاهش یافت. همچنین عصارۀ اتانولی در بالاترین غلظت، تکثیر دو سلول AGS و MCF-7 را به ترتیب به 75 درصد و 60 درصد کاهش داد. نتایج روش TUNEL نیز حاکی از آن بود که 52 درصد از سلول­ های AGS و 12درصد از سلول­های MCF-7 تحت تیمار با عصارۀ اتانولی دچار آپوپتوز شدند. عصارۀ آبی نیز در دو سلول فوق به ­ترتیب 28 درصد و 25 درصد آپوپتوز القا کرد. هم مهار تکثیر سلول و هم القای مرگ، از راهکارهای مطلوب محققان در درمان سرطان هستند. شناسایی ترکیبات موجود در ناز سفید و بررسی اثر آنها در مدل­ های حیوانی سرطان می­ تواند به درک بیشتر خواص ضد سرطانی این گیاه کمک کند.


بررسی تجزیه زیستی پلیمر ایمپرانیل توسط قارچ ساروکلادویم کیلینس

صفحه 20-29

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.20

نشاط صفارزاده، حمید مقیمی

چکیده ایمپرانیل DLN، دسته­ای از پلاستیک­ها از خانواده پلی ­یورتان ­ها است که به ­عنوان پوشش در صنعت استفاده م ی­شود. هدف از پژوهش، بررسی قابلیت مخمر جدا­شده در تولید آنزیم­ و تجزیه ایمپرانیل است. در این مطالعه، ایزوله ­های مخمری از نمونه ­های خاک جنگل و پساب صنایع روغن­کشی جدا شدند که قابلیت رشد در محیط پایه نمکی حاوی %1 ایمپرانیل DLN به عنوان تنها منبع کربن موجود در محیط را دارا بودند. ایزوله مخمری NS-10 به عنوان جدایه توانمند در تجزیه ایمپرانیل انتخاب، و توسط PCR و پرایمرهای ITS1 و ITS4 ژن ITS تعیین توالی و شناسایی شد. قابلیت تولید آنزیم­های استراز، اوره­ آز و پروتئاز توسط جدایه به صورت کیفی بررسی شد. سپس تجزیه ایمپرانیل و میزان حذف سنجش شد. در این مطالعه، 40 جدایه مخمری جداسازی شد که براساس قابلیت رشد در محیط حاوی ایمپرانیل، فعالیت آنزیمی و میزان مصرف و حذف ایمپرانیل، جدایه NS-10 به­ عنوان سوش برتر انتخاب شد. تعیین توالی ژن ITS مشخص کرد که این جدایه 100 درصد مشابه با Sarocladium kiliense است. این سوش توانایی تولید هر 3 آنزیم خارج سلولی شامل استراز، اوره ­آز و پروتئاز را داشت. S. kiliense توانست طی14 روز، 10 گرم در لیتر ایمپرانیل را 100% حذف و در پلیت حاوی ایمپرانیل هاله ایجاد کند. در نهایت، توانمندی سوش برتر در تجزیه صفحات پلی­ یورتان از طریق تصویربرداری توسط میکروسکوپ الکترونی نگاره(SEM) بررسی شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان می­دهد که سوشS. kiliense توانایی تجزیه کامل ایمپرانیل را دارد. این پژوهش می ­تواند در معرفی سوش ­های مخمری توانمند در تجزیه پلاستیک ­ها و همچنین درک مکانیسم تجزیه ­زیستی این ترکیبات کمک ­کننده باشد.


اثرات ضد باکتریایی نانوذرات مغناطیسی اکسید آهن زیستی و بررسی سینتیک مرگ و میر سویه های شایع در عفونت های بالینی

صفحه 30-38

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.30

محسن فاطمی، نسرین ملانیا، مجید مومنی مقدم، فاطمه صادقی فر

چکیده خواص جدید مواد در ابعاد نانو باعث شده که نانوتکنولوژی به یکی از بخش­ های پیشرو در تمامی علوم از جمله زیست شناسی و پزشکی تبدیل گردد. در این راستا نانوذرات مغناطیسی بر پایه آهن با توجه به قابلیت­ های متنوع خود، بسیار مورد توجه محققین قرار گرفته اند. امروزه افزایش مقاومت به آنتی بیوتیک ها یکی از مشکلات عمده در درمان عفونت­ های بالینی است، از این رو یافتن عوامل ضد باکتریایی جدید برای مبارزه با سویه­ های مقاوم امری ضروری است. در این مطالعه تولید زیستی نانوذرات مغناطیسی اکسید آهن با استفاده از سوپرناتانت محیط کشت یک باکتری تازه استخراج شده و با هدف بررسی میزان اثر بازدارنگی این نانوذرات بر سویه­ هایی که در بروز عفونت­ های بالینی نقش عمده دارند، انجام شد. تولید زیستی نانوذرات مغناطیسی اکسید آهن به کمک آنزیم­های باکتریایی بوسیله دستگاه اسپکتروسکوپی UV-Vis بررسی گردیده و اندازه متوسط نانوذرات حاصل با استفاده از تکنیک پراکندگی نور دینامیکی تخمین زده شد. خاصیت ضدباکتریایی نانوذرات اکسید آهن علیه باکتری­های اشرشیاکلی و استافیلوکوکوس اورئوس با روش­های محاسبه ضریب حساسیت باکتری­ها بررسی گردید. در حضور این نانوذرات بیشترین ضریب حساسیت در یک برابر غلظت ممانعت کننده رشد برای اشرشیاکلی و کمترین مقدار برای استافیلوکوکوس اورئوس مشاهده شد. میزان مرگ در دو سویه در تماس با سوسپانسیون نانوذرات از واکنش سینتیک درجه یک پیروی کرده و نسبت بقای باکتری ­ها با افزایش زمان تماس کاهش یافت. با توجه به نتایج حاصل و پتانسیل بالای نانوذرات مغناطیسی اکسید آهن زیستی، می توان از آن­ها در پیشگیری و درمان عفونت­ های بیمارستانی بهره برد.


مطالعۀ آنزیمی و بیوانفورماتیکی باکتری های بومی کوتینازی

صفحه 39-49

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.39

مجتبی مرتضوی، نسرین پرورش، مسعود ترکزاده

چکیده کوتین پلیمری است که از تراکم و اکسیدشدن اسیدهای چرب در گیاهان به ­وجود آمده و نقش کلیدی در حفاظت از گیاهان در برابر عوامل بیماری­زا ایفا می­ کند. کوتیناز یک آنزیم هیدرولازی است که کوتین را تجزیه می­ کند. هدف این پژوهش استخراج کوتین سیب قرمز، بررسی فعالیت باکتری­ های تولید­کنندۀ آنزیم کوتیناز در محیط LB و تحلیل­ های بیوانفورماتیکی است. بدین منظور، از پوست میوه­ سیب قرمز و به کمک بافر اگزالات، کوتین جداسازی شد. سپس سویه­ های تولیدکنندۀ آنزیم که قبلاً جداسازی شده ­اند، در داخل پلیت­ های حاوی محیط کشت کوتین تلقیح داده شدند. پس از کشت اولیه، باکتری ها را در محیط LB کشت داده و به کمک سوبسترای اختصاصی پارانیتروفنول بوتیرات فعالیت کوتینازی نمونه­ ها سنجیده شد. به منظور انجام تحلیل­ های بیوانفورماتیکی، توالی جداسازی­ شده شش نمونۀ باکتریایی تولیدکنندۀ آنزیم کوتیناز در پایگاه ­های محاسباتی تحلیل شد و درخت فیلوژنتیکی هر توالی تهیه شد. سپس، توالی آنزیمی نمونه­ های تولیدکنندۀ کوتیناز بررسی و با رسم درخت فیلوژنتیکی میزان شباهت این توالی­ ها تحلیل شد. نتایج نشان داد که کوتینازهای پروکاریوتی از یوکاریوتی جدا شده ­اند. در ادامه، توالی ناحیه 16S rDNA این نمونه­ها به همراه توالی نمونه­های­ جدید، ارزیابی شده و روابط فیلوژنتیکی این گونه­ها تعیین شد. این تحلیل نشان داد که توالی جدید در کنار نمونه ­های باکتریایی قرار می ­گیرد؛ بنابراین، احتمالاً آنزیم کوتیناز نمونه ­های شناسایی ­شده، از نظر ساختار و کارکرد با آنزیم کوتیناز این باکتری ها، ممکن است شباهت زیادی داشته باشد.


توالی­ یابی ژن راستی ­سیانین قبل و بعد از جهش با دی اتیل سولفات در باکتری اسیدیتیوباسیلوس اس پی. FJ2

صفحه 50-60

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.50

سمیه فرهمند، فائزه فاطمی، رضا حاجی حسینی

چکیده در باکتری اسیدیتیوباسیلوس فرواکسیدانس، پروتئین­ های موجود در مسیر زنجیره انتقال الکترون از جمله پروتئین راستی­ سیانین، با اکسیداسیون آهن فرو به فریک، سبب آزادشدن الکترون و در نهایت استحصال اورانیوم می­ شوند. تاکنون، ارتباط بین توالی این ژن با میزان استخراج اورانیوم در فرایند بیولیچینگ بررسی نشده است. بنابراین، در این مطالعه پس از تغییر میزان استحصال اورانیوم بر اثر جهش باکتری، بررسی تغییرات ژن rus، می­تواند نقش مستقیم و دقیق این پروتئین را آشکار سازد. بدین منظور، در باکتری اسیدیتیوباسیلوس اس پی. FJ2 بومی با دو دوز %8/0 و %1 از دی اتیل سولفات جهش تصادفی ایجاد شد. سپس، جهت انجام فرایند بیولیچینگ، باکتری­ ها به محیط حاوی %50 سنگ معدن اورانیوم منتقل شدند. بعد از اندازه ­گیری میزان استخراج اورانیوم، آهن، میزان تغییرات اکسیداسیون و احیا و pH در فرایند بیولیچینگ، به­ منظور بررسی سکانس ژن راستی ­سیانین، DNA ژنومی استخراج و پس از انجام PCR، برای تعیین توالی فرستاده شد. سپس، با استفاده از نرم ­افزار Bioedit v7.2.5، سکانس ژن وحشی با موتانت تحت مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که استخراج اورانیوم توسط باکتری جهش­ یافته با %1 DES بین روزهای 11-7 نسبت به باکتری وحشی افزایش یافته است. با این وجود، تغییری در نواحی عمل­ کردی ژن راستی­ سیانین رخ نداده است. به­ نظر می رسد که احتمالاً، DES اثر خود را بر دیگر ژن­ های مؤثر در زنجیره انتقال الکترون و یا در نواحی تنظیمی گذاشته است که نیازمند مطالعات بیشتر در این زمینه است.


جداسازی و شناسایی مولکولی باکتری های تولیدکننده کاروتنوئید

صفحه 61-69

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.61

راضیه سادات سلوکی نژاد، حانیه اسعدی، یاسر اسحاقی میلاسی، سجاد یزدان ستاد

چکیده تولید رنگدانه از باکتری­ ها به علت مقرون به صرفه بودن، محصول بیشتر و استخراج آسان­تر نسبت به سایر منابع از اهمیت خاصی برخوردار است. کاروتنوئید­ها، از مهمترین رنگدانه­ ها با خواص آنتی ­اکسیدانی، پیش ­ساز ویتامینA ، افزایش ­دهنده تولید آنتی ­بادی، ضد تومور و پیشگیری کننده از بیماری ­های قلبی-عروقی هستند. هدف از این مطالعه جداسازی و شناسایی مولکولی باکتری­ های تولیدکنندۀ رنگدانه­ کاروتنوئیدی و آنالیز آن با روش HPLC بود. تعداد 20 نمونه خاک از مناطق مختلف شهر تهران جمع ­آوری شد. پس از رقت­ سازی، نمونه ­ها بر روی محیطBHI آگار کشت و در دمای 37 درجه­ سانتی­ گراد گرماگذاری شد. باکتری­ های تولیدکننده رنگدانه برای شناسایی بیشتر انتخاب و استخراج رنگدانۀ آنها بوسیله­ متانول انجام شد. غربالگری باکتری­ های تولیدکننده­ رنگدانه در دو سطح انجام گرفت: انتخاب سویه­ ها با استفاده از رنگ قابل مشاهده؛ آنالیز عصاره ها با طیف سنجی UV-VIS و تأیید توسط کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا .(HPLC) ابتدا، جدایه ­ها با استفاده از روش­ های فنوتیپی شناسایی شد و ژن 16S rDNA آنها با روش PCR تکثیر و تعیین توالی شد. Staphylococcus epidermidis، Micrococcus aloeverae، Citricoccus alkalitolerans، Rhodococcus zopfii، Arthrobacter agilis،Dietzia natronolimnaea وRhodococcus ruber به­ عنوان سویه های تولیدکنندۀ کاروتنوئید شناسایی شدند .بالاترین میزان جذب با استفاده از آنالیز طیف ­سنجی UV-VIS در Staphylococcus epidermidis و Dietzia natronolimnaea مشاهده شد. آنالیز HPLC نشان داد که کاروتنوئیدهای تولید شده در مقایسه با منحنی بتا­کاروتن استاندارد، متعلق به بتاکاروتن هستند. میکروارگانیسم­ ها منبع بالقوه ­ای برای تولید کارتنوئیدها هستند. در این مطالعه، ما دو جنس باکتری (Staphylococcus epidermidis و Dietzia natronolimnaea) با توانایی بالای تولید کارتنوئید معرفی کردیم.

مطالعه تاثیرعوامل محیطی و منابع کربن مختلف بر روی گوگردزدایی دی بنزوتیوفن توسط قارچ Exophiala spinifera

صفحه 79-87

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.79

فاطمه علمی، زهرا اعتمادی فر، گیتی امتیازی

چکیده از آن جایی که کیفیت سوخت‌های فسیلی اثر مستقیمی بر سلامت محیط زیست دارد ضروری است که مقدار گوگرد موجود در این سوخت­ ها کاهش یابد. در این تحقیق سویه جدیدی از قارچ Exophiala spinifera به نام سویه FM استفاده شد که قادر به کاهش دی‌بنزوتیوفن (DBT) به عنوان یک مدل از ترکیب‌های گوگردی حلقوی موجود در سوخت‌های فسیلی بود. با انجام تحلیل HPLC مشاهده شد که قارچ مورد نظر طی 7 روز قادر به کاهش %99 از غلظت DBT در محیط کشت پایۀ نمکی است. این قارچ DBT را به­ مثابۀ منبع گوگرد و بصورت کومتابولیسم با سایر منابع کربنی مانند گلوکز مصرف می‌کند. قارچ E. spinifera در منابع کربنی مختلف شامل گلوکز، سوکسینات، گلوکز و اتانول به همراه DBT به عنوان منبع گوگرد کشت داده شد و بیش ترین رشد و فعالیت گوگردزدایی پس از 96 ساعت در حضور گلوکز به عنوان منبع کربن به دست آمد. در غلظت‌های مختلف DBT بهترین رشد و فعالیت گوگردزدایی در غلظت 3/0 میلی ­مولار مشاهده شد. بیشترین میزان گوگرددزایی DBT و رشد قارچ فوق در 26 تا 30 درجه سلسیوس مشاهده گردید. pH مناسب برای رشد ماکزیمم و بهترین فعالیت گوگردزدایی حدود 4 تا 5 به ­دست آمد.

معرفی آرایه‌های جدیدی از قارچ‌های راستۀ Pezizales از استان کرمانشاه

صفحه 88-95

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.88

الهام صید محمدی، سعید عباسی، محمد رضا آصف، صمد جمالی

چکیده در مطالعه‌ای که از سال 1393 تا 1396به منظور شناسایی قارچ‌های ماکروسکوپی در ارتفاعات قلاجه و دشت‌های اطراف به اجرا در آمد، 12 نمونه‌ از قارچ‌های ماکروسکوپی راستۀ Pezizales متعلق به شاخۀ آسکومایکوتا جمع‌آوری گردید. نمونه‌ها بر اساس ویژگی‌های ریخت‌شناسی ماکروسکوپی و میکروسکوپی مورد شناسایی قرار گرفتند. همچنین توالی دی‌ان‌ای ناحیۀ ترانویسی شوندۀ داخلی ریبوزومی (rDNA-ITS) نمونه‌های منتخب به منظور کمک به شناسایی گونه ‏ها تعیین توالی شد. بر اساس نتایج حاصل، پنج گونه شامل Terfezia claveryi، Tirmania pinoyi، Helvella acetabulum، Picoa juniperi و Picoa lefebvrei شناسایی گردید. گونه‌های T. clavery و T. pinoyi پیش از این از استان کرمانشاه گزارش شده‌اند ولی گونه‌های H. acetabulum، P. juniperi و P. lefebvrei برای نخستین بار از استان کرمانشاه گزارش می‌شوند.

بررسی انباشت سدیم در برخی از گونه ­های شورزی تیره­ های قیچیان، علف هفت بندیان، کاسنیان و تاج خروسیان

صفحه 96-105

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.96

سید موسی موسوی کوهی، مریم مودی، اسماعیل سلطانی مقدم، هدیه سرچاهی مقدم

چکیده شناسایی ویژگی­ های گونه­ های شورزی محلی اهمیت زیادی در استفاده کاربردی از آنها دارد. مطالعه حاضر با هدف شناسایی گونه­ های شورزی منطقه­ ای بیابانی و بسیار شور در اطراف شهرستان خوسف واقع در استان خراسان جنوبی و تشخیص روش تحمل شوری (دفع یا انباشت نمک) آنها انجام شده است. برای این منظور، انباشت سدیم در ریشه و اندام ­هوایی هفت گونه شامل چرخه (Launaea arborescens)، اسپند (Peganum harmala)، پرند کوهی (Pteropyrum olivieri)، درمنه سفید (Artemisia santolina)، قیچ (Zygophyllum eurypterum)، پشموک (Aerva javanica.) و کک­ کش بیابانی (Pulicaria gnaphalodes) و خاک اطراف ریشه آنها بررسی شد. در ادامه، ضریب انباشتگی زیستی سدیم (Bioconcentration Factor: BCF) در ریشه، ضریب تراجایی (Translocation factors: TF) آن از ریشه به اندام­ هوایی و ضریب انباشتگی (Accumulation Factor: AF) در اندام هوایی محاسبه شد. نتایج نشان داد که خاک منطقه از نوع لومی رسی و EC آن به بزرگی 65 دسی زیمنس بر متر (ds/m) است که نشان دهنده شوری بسیار زیاد خاک است. بر طبق مقادیر نسبت جذب سدیم (SAR)، درصد سدیم تبادلی (ESP) و با در نظرگیری EC خاک این منطقه در زمره خاک­ های شور-سدیمی قرار دارد. ضریب TF در برخی گونه­ ها بیش­تر از یک بود. با این حال، از آنجا که در هیچ یک از گونه­ های مورد بررسی ضریب BCFو AF بیش­تر از یک نبود، گونه­ های مذکور جذب­ کننده­ ­یا انباشتگر سدیم نیستند. در مقابل، به نظرمی­ رسد که همه گونه­ های مورد مطالعه، دفع­ کننده نمک و یا حداقل دفع­ کننده سدیم هستند.





بررسی رشد، فیزیولوژی و سیستم آنتی­ اکسیدانی گیاه زوفا تحت تاثیر مگنتوپرایمینگ

صفحه 106-115

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.106

رضوان محمدی، علی تدین

چکیده به ­منظور بررسی تأثیر مگنتوپرایمینگ بر وی‍ژگی­ های فیزیولو‍ژیک و فیتوشیمیایی گیاه زوفا (Hyssopus officinalis L.) آزمایشی به ­صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام گرفت. نتایج نشان داد مگنتوپرایمینگ (به ­ویژه در 200 میلی­ تسلا/5 دقیقه) باعث افزایش وزن خشک اندام­ های هوایی (6/82 درصد)، وزن خشک ریشه ­ها (5/86 درصد)، محتوای کلروفیل کل (8/32 درصد)، محتوای کاروتنوئیدها (4/32 درصد) و پلی­ فنل­ ها (به ­میزان دو برابر) در گیاه زوفای 60 روزه شد. همچنین، میزان نشت الکترولیت­ ها (6/27 درصد) و پراکسیداسیون لیپیدی (45 درصد) کاهش نشان داد. علاوه بر این، قدرت احیاکنندگی، فعالیت پاکروبی رادیکال های DPPH و آنیون­ های سوپراکسید افزایش معنی­ دار یافت. با این وجود، فعالیت بالای آنزیم­ های سوپراکسیددیسموتاز (76 درصد)، کاتالاز (2/4 برابر)، آسکوربات پراکسیداز (4/2 برابر) و گایاکول پراکسیداز (48 درصد) در شدت 90 میلی ­تسلا یافت شد. نتایج پیشنهاد می­ کند کاربرد مگنتوپرایمینگ با افزایش انسجام و پایداری غشاء، محتوای رنگیزه­ های فتوسنتزی و نیز تحریک سیستم آنتی­ اکسیدانی باعث افزایش رشد گیاهان زوفا می­ شود. همچنین این نوع پرایمینگ می ­تواند با افزایش سطح پلی­ فنل­ ها و ظرفیت آنتی­ اکسیدانی، خواص دارویی گیاه زوفا را افزایش دهد.









بررسی تأثیرات فری‌اکسامین B بر رشد و محتوای کلروفیل نخود در مطالعه در­شیشه

صفحه 116-123

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.116

سولماز خسروی، پریسا کوباز، داوود نادری، نرگس مجتهدی، اکرم صادقی

چکیده در دسترس بودن آهن برای ریشه‌ها به عنوان یک عامل مهم در تولیدات گیاهی اثبات شده است. اضافه کردن کلات‌های شیمیایی آهن به خاک با آنکه از نظر اقتصادی مقرون به صرف نیست روشی معمول است. علاوه بر این، استفاده از کودهای شیمیایی آهن مشکلات زیادی مانند آلودگی مواد غذایی و محیط زیست را در پی دارد. توسعه کلاتورهای آهن طبیعی میکروبی از خانواده سیدروفورهای هیدروکساماتی مانند دسفری‌اکسامین B برای تولید یک منبع آهن ایمن و موثر ممکن است بهترین روش برای مقابله با کمبود آهن گیاه و جلوگیری از آلودگی‌ عوامل شیمیایی باشد. در این مطالعه قابلیت فری‌اکسامین B برای استفاده به عنوان یک منبع آهن جایگزین در کشت بافت گیاه نخود بررسی شد. بدین منظور جنین بذرهای نخود پس از ضد عفونی سطحی در محیط کشت MS و MS 2/1 حاوی 3 درصد سوکروز و 8/0 درصد آگار همراه با فری‌اکسامین B و یا Fe–EDTA کشت شد. طول ریشه و ساقه، وزن خشک ریشه و ساقه، وزن تر و خشک گیاهچه و کلروفیل a و b اندازه­گیری شد. بنا بر نتایج حاصل، فری‌اکسامین B در مقایسه با Fe-EDTA موجب افزایش کلروفیل a و b نشد. اگر چه ریشه زایی (22 درصد)، وزن خشک گیاهچه (38 درصد)، وزن خشک ریشه (75 درصد) و ساقه (22 درصد) در MS حاوی فری‌اکسامین B در مقایسه با Fe-EDTA به طور معنی دار (p≤0.05) افزایش پیدا کرد. بنابراین نتایج فری‌اکسامین B به عنوان یک منبع آهن مقرون به صرفه و کارآمد برای کاهش کمبود آهن گیاهان در شرایط در شیشه معرفی می‌شود.






اثر اقلیم بر میزان آب، خفتگی و الگوی بیان دهیدرین‌ها‌ در دانۀ پسته

صفحه 124-130

https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.124

الهه زمانی بهرام آبادی، پریسا جنوبی، فرخنده رضانژاد

چکیده شرایط محیطی که گیاه والد طی تکوین دانه گذرانده است، می‌توانند روی بسیاری از خصوصیات دانه‌ها مانند درجۀ خفتگی، وزن و میزان ترکیبات آنها تأثیر گذارد. در این تحقیق، دانه‌های بالغ پسته رقم احمدآقایی جمع‌آوری شده از دو شهر رفسنجان و شهربابک واقع در استان کرمان مقایسه شدند. مشخص شد که دانه‌های شهربابک که منطقه‌ای سردتر و مرطوب‌تر است، خفتگی طولانی‌تری داشتند، اما میزان آب دو سری دانه مشابه بود. پروتئین‌های دهیدرین به­طور معمول در حفاظت سلول‌های گیاهی علیه تنش آبگیری نقش دارند. محتوای دهیدرین لپه‌ها و محورهای رویانی دو سری دانه با روش لکه‌گذاری وسترن و پادتن اختصاصی قطعه حفاظت­ شده K در پروتئین‌های دهیدرین، مقایسه شدند. مشخص شد که لپه‌ها دارای پنج نسخه دهیدرین با وزن 23، 25، 32، 39 و 48 کیلودالتون بودند که بیانشان تحت تأثیر محیط نبود. محورهای رویانی علاوه بر این پنج نسخه، هفت نسخه دیگر با وزن 17، 19، 20، 28، 67، 77 و 98 کیلودالتون داشتند که مبین حفاظت بالاتر محورهای رویانی نسبت به لپه‌ها است. نسخه‌های 25 و 28 کیلودالتونی در محورهای رویانی دانه‌های شهربابک بیان بیشتری داشتند، درحالی­ که نسخه 39 کیلودالتونی در محورهای رویانی دانه‌های رفسنجان بیشتر مشاهده شد.