ارزیابی وضعیت کروماتین اسپرم در مردانی با فاکتورهای مختلف ناباروری و ارتباطش با نتایج تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم
صفحه 367-373
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.367
فاطمه قاسمیان
چکیده یکی از مهمترین فاکتورهای مرتبط با باروری مردان، وضعیت کروماتین اسپرم است. در جریان تکنیکهای کمک باروری، به ویژه تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم، انتخاب طبیعی اسپرم با کیفیت و با کروماتین سالم امکانپذیر نیست. بنابراین، کیفیت جنین و میزان حاملگی به دلیل DNA آسیبدیده اسپرمهای درگیر در لقاح تخمکها کاهش مییابد. در این مطالعه، فراوانی تراکم غیرطبیعی کروماتین و میزان آسیب کروماتین در مردانی با فاکتورهای مختلف ناباروری (مانند الیگوزواسپرمی، آستنوزواسپرمی، تراتوزواسپرمی، الیگوآستنوتراتوزواسپرمی و نرموزواسپرمی) ارزیابی و نتایج تزریق بررسی میشود. 195 بیمار در این مطالعه وارد شدند و وضعیت کروماتین اسپرم با استفاده از رنگآمیزی آنیلینبلو و تولوئیدینبلو بررسی شد. همچنین میزان لقاح، کیفیت زیگوت و جنین، میزان حاملگی و سقط محاسبه شد. نتایج نشان میدهد که در نمونههای الیگوآستنوتراتوزواسپرمی، درصد کروماتین آسیب دیده بالاتر از نمونههای نرموزواسپرمی است. در این گروه میزان لقاح، کیفیت جنین و میزان حاملگی به طور معنیداری کاهش مییابد. همچنین میزان سقط بالا در این گروه مشاهده شد. در مجموع، فراوانی کروماتین آسیب دیده در فاکتورهای مختلف ناباروری مردان متفاوت است و میتواند نتایج را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، ارزیابی وضعیت کروماتین اسپرم قبل از شروع چرخه میتواند نتایج درمان را بهبود بخشد.
تشخیص مولکولی عامل طاعون بر اساس ژن pla
صفحه 374-381
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.374
خاطره کبیری، کیوان مجیدزاده
چکیده یرسینیا پستیس عامل بیماری طاعون، باسیلی گرم منفی متعلق به تیره انتروباکتریاسه است. تشخیص این ارگانیسم بر اساس روش های کلاسیک وقت گیر، پر هزینه و خطرناک است. هدف از این مطالعه طراحی روش TaqMan Real-time PCR برای تشخیص سریع این باکتری بر اساس ژن pla است. در این مطالعه واکنش Real-time PCR بر اساس ژن هدف pla بهینه سازی گشت. برای تعیین حساسیت، از ژن pla رقتهای سریال تهیه و آخرین رقتی که سیگنال فلورسنت تولید کرد به عنوان کمترین حد تشخیص در نظر گرفته شد. بر اساس نتایج آزمایش تعیین حساسیت، منحنی استاندار شامل مقادیر Ct و تعیین کمیت برای آنالیز ژن هدف استفاده گردید. ویژگی آنالیتیکال روش به وسیله انجام آزمایش بر روی ژنوم تعدادی از باکتریهای کنترل منفی ارزیابی گردید. در این بررسی، در نمودار تکثیر ژن pla هیچ گونه تکثیری برای نمونههای کنترل منفی مشاهده نشد و ویژگی واکنش تایید گشت. کمترین حد تشخیص روش Real-time PCR برای ژن هدف fg 4/5، همچنین کمترین تعداد کپی از ژن هدف در یک واکنش 20 میکرولیتر در حدود 103× 1 تعیین گشت.
.
مقایسهی شکل بدن کپور سرگنده و ریختگروههای کپور نقرهای به کمک تکنیک ریختسنجی هندسی
صفحه 382-390
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.382
منوچهر نصری، فریبرز قجقی
چکیده بهمنظور بررسی تفاوتهای شکلی کپور سرگنده و دو ریختگروه معروف از ماهیهای فیتوفاگ با استفاده از تکنیک ریختسنجی هندسی، تعداد 30 قطعه ماهی از هر گروه با میانگین طول استاندارد 3±25 سانتی متر تهیه گردید. پس از بیهوشی ماهیان در عصاره پودر گل میخک 1% و تثبیت آنها در فرمالین بافری 4%، تصاویر رقومی با کیفیت 6 مگاپیکسل از نیمرخ چپ نمونهها تهیه گردید. جهت نمایش شکل هندسی نمونهها، تعداد 17 لندمارک همساخت انتخاب و به کمک نرمافزار TPSdig2 رقومی شده و فایل های tps تهیه گردید. پیش از تجزیهوتحلیلهای آماری، تمامی دادههای غیر شکلی شامل اندازه و جهت با استفاده از تکنیک رویهمگذاری عمومی حذف گردید. مختصات دادههای رویهمگذاری شده پس از تائید همبستگی بین فضای شکل و فضای تانژانت، مورد تجزیهوتحلیل آماری تجزیه به مؤلفههای اصلی (PCA)، تجزیه همبستگی کانونی (CVA) و آنالیز خوشهای (CA) قرار گرفتند. تمامی تجزیهوتحلیلهای آماری به کمک نرمافزارهای PAST و مجموعه TPS انجام شد. بر اساس نتایج حاصله، بزرگتر بودن طول و ارتفاع سر، طول قاعده بالههای پشتی و فاصله پیشباله شکمی و ارتفاع ساقه دمی در محل اتصال باله دمی و موقعیت عقبتر قاعده باله سینهای در کپور سرگنده تفاوتهای ریختی مرتبط با الگوی تغذیهای آنها بوده و عقبتر بودن موقعیت قاعده باله سینهای در فیتوفاگ R نسبت به فیتوفاگ N به دلیل بروز دورگه بین کپور سرگنده و فیتوفاگ است که حداقل برخی از آنها از نظر ریختی به کپور سرگنده شباهت یافتهاند.
باکتری های مگنتوتاکتیک و کاربردهای آن ها
صفحه 391-401
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.391
مینا مالکی، محمد پویا نقشبندی، زهرا حاجی حسن
چکیده باکتریهای مگنتوتاکتیک دست های از باکتریها هستند که به دلیل قابلیت تولید ساختارهایی به نام مگنتوزوم قادر به جهت گیری در میدان مغناطیسی خارجی هستند. مگنتوزومها که در اکثر باکتریهای مگنتوتاکتیک در اندازه نانومتر حضور دارند، اندامکهای درون سلولی متشکل از کریستالهای معدنی آهن مغناطیسی هستند که به صورت جداگانه توسط یک لایه فسفولیپید احاطه شدهاند. به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد مگنتوزومها، باکتریهای مگنتوتاکتیک به موضوع جذابی در بسیاری از حوزههای تحقیقاتی و کاربردی از جمله رباتیک، پزشکی، زیست شناسی، محیط زیست و زمین شناسی تبدیل شده است. در مقاله مروری حاضر سعی شده است تا با ارائه مشخصات مربوط به باکتریهای مگنتوتاکتیک، چگونگی تشکیل مگنتوزومها در سلول و ساختار آن ها، اهمیت این باکتریها مشخص شود و در نهایت با ارائه برخی از کاربردهای این باکتریها در حوزههای مختلف تحقیقاتی مثل دارورسانی هدفمند، درمان سرطان و حذف فلزات سنگین از آب ها، درک بهتری از این کاربردها به دست آید.
غربال و شناسایی باکتری های بومی ایران با قابلیت محلول کنندگی فسفات و بررسی تنوع ژنتیکی آنها با استفاده از نشانگر RAPD
صفحه 402-414
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.402
مهرنوش دانشور، محمود ملکی، شهریار شاکری، امین باقی زاده
چکیده فسفر، یکی از ضروری ترین عناصر غذایی گیاهی، در خاک به سرعت به فرم غیرقابل دسترس برای گیاهان تبدیل می شود. باکتری های حل کننده فسفات نامحلول می توانند نقش مهمی در فراهم کردن این عنصر غذایی برای گیاهان ایفا کنند. به همین دلیل در این مطالعه این باکتری ها از محیط رایزوسفری گیاهان مختلف با استفاده از محیط کشت اختصاصی جامد پیکووسکی غربال شدند. سپس میزان رشد و میزان حل کنندگی فسفات نامحلول 9 سویه برتر در دما، شوری و اسیدیته مختلف اندازه گیری شدند. بهترین سویه حل کننده فسفات نامحلول با تجزیه و تحلیل توالی ژن 16S rDNA شناسایی شدند. در پایان تنوع ژنتیکی بین تمامی سویه های حل کننده فسفات نیز با نشانگر RAPD مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد از بین 57 سویه جداسازی شده، 25 سویه قابلیت حل کنندگی فسفات نامحلول را داشتند. از بین 9 سویه برتر، سویه Cke1 با این که میزان رشد متوسطی در تمامی شرایط تنشی اعمال شده داشت، بیش ترین شاخص محلول سازی را به خود اختصاص داد و به عنوان بهترین سویه حل کننده در همه شرایط مورد آزمایش شناخته شد. تجزیه و تحلیل ژنتیکی ژن 16S rDNA نیز نشان داد که این سویه متعلق به جنس Enterobacter است. نتایچ تنوع ژنتیکی نیز نشان داد که تمامی سویه ها در 6 گروه مختلف قرار می گیرند و 3 سویه که کم ترین میزان تشابه را با سایر سویه ها داشتند در 3 گروه مجزا قرار گرفتند. با توجه به اینکه سویه Cke1 قابلیت خوبی برای محلول سازی فسفات نامحلول در شرایط مختلف تنشی نشان داده است، می تواند پتانسیل خوبی برای فراهم کردن عنصر فسفر در دماهای 30 و 35 درجه سانتیگراد، شوری 1/2 و 1/8 درصد و اسیدیته 6 و 8 برای گیاهان زراعی داشته باشد.
بررسی روشهای غربالگری و پروفایل آنزیمی باکتریهای اندوفیت گیاهی
صفحه 415-423
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.415
سمانه خسروشاهی، انسیه صالح قمری، محمد علی آموزگار، پروانه صفاریان
چکیده از آنجایی که در سال های اخیر باکتری های اندوفیت گیاهی کاربردهای متنوع و مفیدی در بیوتکنولوژی پیدا کردهاند، توجه زیادی به جداسازی، شناسایی و ارزیابی این نوع میکروارگانیسم ها شده است. در این مطالعه با توجه به دشوار بودن سترون سازی سطوح بافت های گیاهی از باکتری های اپیفیت، کارایی سه روش مختلف غربالگری باکتریهای اندوفیت شامل 1- استریل کردن با آب ژاول، 2- استریل کردن متناوب (تندال تغییر یافته) و 3- استریل کردن با تریتون X100 و آب ژاول مورد ارزیابی قرار گرفت. روش تندال تغییر یافته روشی ابداعی است که در این پژوهش به منظور حذف مناسب اسپورهای درونی باکتری های اپی فیت که در جداسازی اندوفیت ها مانع به حساب می آیند، به کار رفت. بیش ترین تعداد باکتری های اندوفیت از گیاهان دولپه ای و از برگ جداسازی شدند. همچنین باکتری های اندوفیت از نظر تولید آنزیم های مختلف هیدرولازی بررسی شدند در این میان آنزیم پروتئاز در طیف وسیعی از باکتری های اندوفیت و به مقدار بیشتر از سایر آنزیم ها تولید شد. سویه EndoA، مورد شناسایی مولکولی قرار گرفت و مشخص شد که به میزان 100 درصد مشابه Bacillus halotolerans است.
بررسی تغییرات برخی آنزیمهای مرتبط با سیستم دفاع آنتی اکسیدانی گیاه لوبیا در برابر بیمارگر Xanthomonas axonopodis pv. phaseoli
صفحه 424-434
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.424
فاطمه دریکوند، عیدی بازگیر، مصطفی درویش نیا، حسین میرزایی نجفقلی
چکیده آنزیمهای آنتیاکسیدانی نقش مهمی در دفاع گیاهان در برابر عوامل بیماریزا ایفا میکنند. پس از شناسایی بیمارگر توسط گیاهان یکی از اولین پاسخهای دفاعی گیاه تولید گونههای اکسیژن فعال (ROS) است. به منظور حفظ تعادل سطح ROS و جلوگیری از اثرات زیان بار آنها، گیاهان آنزیمهای آنتیاکسیدانی پراکسیداز (POX)، کاتالاز (CAT)، آسکوربات پراکسیداز (APX) و سوپراکسیداز دیسموتاز (SOD) را تولید می نمایند. در پژوهش حاضر مقاومت ارقام لوبیا شامل صدری، پاک، درخشان و درسا به باکتری Xanthomonas axonopodis pv. phaseoli (Xap) در گلخانه بررسی شد. فعالیت آنزیمهای پرکسیداز، کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز در بوته های لوبیای رقمهای صدری و درخشان سالم و آلوده به Xap در زمانهای صفر، 24، 48 و 72 ساعت پس از مایهزنی بیمارگر، به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با پنج تیمار و چهار تکرار سنجیده شد. نتایج نشان داد که تمام رقمهای لوبیا علائم بیماری را نشان دادند. ارقام لوبیا درخشان با 33/58 درصد و صدری با 56/80 درصد علائم به ترتیب کمترین و بیشترین شدت علائم را بعد از 20 روز نشان دادند. بیش ترین میزان فعالیت آنزیم کاتالاز و پراکسیداز در 24 و 48 ساعت پس از مایهزنی مشاهده شد و در فاصله 48 و 72 ساعت بعد از مایهزنی کاهش یافت. فعالیت این آنزیمها در رقم حساس نسبت به رقم نیمه مقاوم کمتر بود. همچنین میزان کلروفیل a و b در گیاهان بیمار نسبت به گیاهان سالم کاهش معنیداری نشان داد. با توجه به نتایج بهدستآمده رقم درخشان به عنوان یک رقم با مقاومت نسبی برای کشت در مناطق شیوع بیماری پیشنهاد میشود.
جداسازی و شناسایی باکتری های محرک رشد از ریشه سپهر گیاه اسپندک
صفحه 435-445
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.435
الهه زاده حسینقلی، نادر چاپارزاده، سمیرا محمودی اقدم
چکیده
برخی از ریزوباکتری ها اثرات مفید بر رشد گیاهان دارند. اسپندک (Zygophyllum fabago) یک علف هرز با ارزش دارویی است. در تحقیق حاضر باکتری های ریشه سپهر این گیاه جداسازی و شناسایی شدند. خصوصیات مرتبط با تحریک رشد گیاه مانند انحلال فسفات و روی، تولید ایندول استیک اسید و فعالیت ضد قارچی جدایه ها مورد برر سی قرار گرفت. سپس جدایه ها جداگانه به گیاه تلقیح شده و پس از حصول اطمینان از استقرار آن ها در ریشه، کارایی آن ها در افزایش رشد گیاه در شرایط گلخانه ای سنجیده شد. نتایج شناسایی بیوشیمیایی و مولکولی نشان داد که 5 جدایه حاصل متعلق به جنس های Bacillus، Pseudomonas، Pantoea و Brevibacterium بودند. همه 5 جدایه درجاتی از توانایی در تحریک رشد گیاه را نشان دادند. از میان جدایه ها، فقط جدایه متعلق به جنس Bacillus توانست وزن خشک گیاهان را به طور معنی داری افزایش دهد. میزان انحلال فسفات این جدایه برابر با 440 میکروگرم در میلی لیتر و میزان تولید اسید آن در محیط کشت بیش از سایر جدایه ها بود. جدایه فوق با داشتن قدرت انحلال عنصر روی، ایندول استیک اسید را به مقدار 89/3 میلیگرم در میلی لیتر تولید کرد. با این وجود این جدایه فعالیت ضد قارچی بر علیه دو قارچ بیماری زای گیاهی Aspergillus niger و Botrytis cinerea را نشان نداد.
اثر ضد میکروبی عصاره آبی سه گونه مریم گلی بر باکتریهای استافیلوکوکوس اورئوس، اشرشیاکولی و سودوموناس آئروجینوزا
صفحه 446-453
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.446
اصغر مصلح آرانی، نوید نعمتی، هنگامه زندی، مصطفی نادری
چکیده در این مطالعه اثر عصاره آبی سه گونه Salvia perspolitana ، S. palaestina و S. bracteata بر باکتری های بیماری زای Staphylococcus aureus، Escherichia coli وPseudomonas aeroginosa تحت مطالعه قرار گرفت. جهت بررسی خاصیت ضدمیکروبی عصاره این گیاهان از روش های انتشار چاهک-پلیت و حداقل غلظت بازدارندگی رشد (MIC) استفاده شد. نتایج نشان داد که فقط عصاره S. bracteata در پلیتStaphylococcus aureus هاله عدم رشد به قطر 9 میلیمتر تشکیل داد. عصاره هر سه گیاه در Escherichia coli و Pseudomonas aeroginosa هاله عدم رشد تشکیل دادند. تاثیر عصاره S. bracteata با تشکیل هاله عدم رشد به قطر 10 میلی متر از سایر گونه ها مؤثرتر بود. نتایج MIC نشان داد که عصاره S. perspolitana اثر ضعیفی بر باکتری Staphylococcus aureus داشت و اثر بازدارندگی در غلظت µg/ml 1024 مشاهده شد. عصاره این گونه، همچنین در غلظت µg/ml 256 بر باکتریهای Escherichia coli و Pseudomonas aeroginosa اثر بازدارندگی داشت. بیش ترین اثر برای S. bracteata به دست آمد به طوری که اثر بازدارندگی عصاره این گیاه برای Staphylococcus aureus، µg/ml 64 و برای دو باکتری دیگر برابر با µg/ml128 به دست آمد. عصاره S. palaestina اثر ضعیفی بر باکتری Staphylococcus aureus داشت و اثر بازدارندگی در غلظت µg/ml 1024 مشاهده شد. عصاره این گونه، همچنین در غلظت µg/ml 512 بر باکتری های Escherichia coli و Pseudomonas aeroginosa اثر بازدارندگی داشت. بنابراین نتیجه گیری شد که گونهS. bracteata می تواند به منزله گونه ای مناسب جهت استفاده ضد باکتریایی تحت مطالعه بیش تر قرار گیرد.
بررسی اثر ضدمیکروبی عصاره متانولی و آبی گل ابریشم مصری
صفحه 454-463
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.454
ویدا تفکری، نسیم نصیری
چکیده از قدیم گیاهان به عنوان دارو برای درمان بسیاری از بیماری ها استفاده می شده اند. یکی از این بیماری ها، بیماری های عفونی است. در برخی موارد از عصاره های گیاهی برای درمان استفاده می شود. حلال های مختلفی جهت عصاره گیری از گیاهان استفاده می شود. در این پژوهش اثرات ضد میکروبی عصاره های آبی و متانولی گل ابریشم مصری مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور گل های ابریشم مصری کوبیده شدند و آنگاه یک شب در متانول %100 و آب خیسانده شدند. پس از تبخیر حلال خواص ضدباکتریایی و ضدقارچی به روش انتشار در چاهک، روی باکتری های Candida albicans،Bacillus subtilis ، Staphylococcus aureus، Methicilin resistance، Pseudomonas aeruginosa و قارچ مخمری Candida albicans انجام شد. نتایج حاکی از آن بود که عصاره این گیاه، بر باکتری های مختلف و همچنین قارچ مخمری مؤثر است و یک هاله عدم رشد معنی دار را نشان می دهد. به منظور تعیین حداقل غلظت بازدارنده و کشنده نیز تست های ضدمیکروبی در میکروپلیت انجام گرفت. همچنین نتایج نشانگر این بود که ترکیبات ضدمیکروبی عصاره های این گل در دماهای مختلف پایدار است. بنابر نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت عصاره های آبی و الکلی گلهای ابریشم مصری خواص ضدمیکروبی خوبی علیه میکروب های عفونی مهم امروزی دارند و م یتوان این گل را به عنوان منبع خوبی جهت استخراج ترکیبات ضد میکروبی معرفی کرد.
اثرات فعالیت کارخانه سیمان بهبهان بر جذب برخی عناصر غذایی و شاخصهای بیوشیمیایی در گونه های علفی خردل وحشی، پنیرک و جارو علفی
صفحه 464-477
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.464
مریم مسعودی زاده، پرژک ذوفن، سعادت رستگارزاده
چکیده
با توجه به اینکه فعالیت کارخانه های تولید سیمان منجر به آزاد سازی انواع آلاینده ها به محیط می شود، این پژوهش به منظور بررسی آثار ناشی از غبار کارخانه سیمان بهبهان بر جذب برخی از عناصر غذایی و شاخص های بیوشیمیایی در گونه های گیاهی علفی غالب رشد یافته در منطقه شامل خردل وحشی، پنیرک و جارو علفی انجام شد. بدین منظور پس از نمونه برداری و انتقال نمونه های گیاهی به آزمایشگاه، غلظت برخی عناصر غذایی همچون آهن، مس، روی، پتاسیم، منگنز، فسفر و نیتروژن برای نمونه های گیاهی و خاکی مورد سنجش قرار گرفت. همچنین، سنجش برخی شاخص های بیوشیمیایی نظیر محتوای رنگدانه های فتوسنتزی، پروتئین کل، کربوهیدرات محلول، پرولین، رطوبت نسبی، pH برگی، آسکوربات کل و نهایتا شاخص تحمل به آلودگی هوا ارزیابی شدند. بر اساس این نتایج تصور میشود هر سه گونه با شاخص تحمل به آلودگی بیشتر از 16 جزو گونه های متحمل به آلودگی هوا محسوب شوند. بر اساس این نتایج، تصور می شود که غبار ناشی از فعالیت کارخانه سیمان منجر به تجمع سمی عناصر ذکر شده در گیاهان تحت مطالعه نشده است، با این وجود کمبود منگنز و فسفر برای هر سه گونه مشخص شد. علاوه بر این، به نظر می رسد که سه گونه گیاهی احتمالاً از راهکارهای متفاوتی برای تحمل آلاینده های موجود در غبار منطقه بهره می گیرند.
تأثیر آب مغناطیسی بر برخی از پارامترهای رشدی و بیوشیمیایی در گیاه کدو خورشتی تحت سمیت علفکش تریفلورالین
صفحه 478-486
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.478
نسرین اسمعیل نژاد، جلیل خارا، مهرداد اخگری
چکیده به منظور بررسی تأثیر تریفلورالین و نقش آب مغناطیسی بر فعالیت آنزیمی و میزان پرولین و تنظیم کنندههای رشد جیبرلین (GA3) و سیتوکینین (6- بنزیل آمینوپورین) در گیاه کدوخورشتی (Cucurbita pepo L.) واریته شیراز هیبرید اف1 آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کرتهای کاملاً تصادفی با 4 سطح غلظت علفکش تریفلورالین (0، 5، 15 و 25 پیپیام) و دو نوع آب آبیاری (آب مغناطیسی و آب مقطر) در 3 تکرار در دانشگاه ارومیه در سال 1395 انجام گرفت. گیاهان تیمار با محلول غذایی هوگلند تغییر یافته در اتاقک رشد با دمای شبانه روزی 30:18 درجه سانتیگراد، رطوبت نسبی 70 تا 80 درصد و دوره نوری 16:8 ساعت (روز:شب) طی طول دوره رشد 5 هفتهای قرار گرفتند. تأثیر آب مغناطیسی و تریفلورالین بر آنزیم اورنیتینآمینوترانسفراز (OAT)، پرولیندهیدروژناز (PDH) و پرولین ریشه و بخش هوایی و جیبرلین و سیتوکینین در سطح احتمال 01/0 معنیدار بود. با مصرف آب مغناطیسی، آنزیم OAT و پرولین ریشه و بخش هوایی و سیتوکینین و جیبرلین به طور معنیدار افزایش یافت؛ در حالی که آنزیم PDH ریشه و بخش هوایی با استفاده از آب مغناطیسی کاهش معنیداری نشان داد. با افزایش غلظت تریفلورالین، محتوای پرولین و آنزیم OAT افزایش و میزان جیبرلین و سیتوکینین و همچنین فعالیت آنزیم PDH کاهش یافت. به طور کلی میتوان گفت شرایط بیوشیمیایی و رشدی گیاهان کدو تحت سمیت علفکش تریفلورالین با استفاده از آب مغناطیسی بهبود یافت.
بررسی نقش تنظیمکنندههای رشد و نور بر میزان فنول و باززایی آلوئه ورا
صفحه 487-494
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.487
امجد ساعدی، حسین مرادی، مهناز کریمی
چکیده
گیاه صبر زرد (Aloe vera)، یکی از گیاهان با ارزش در صنایع دارویی، آرایشی، بهداشتی و غذایی محسوب میشود. افزایش نیاز به این گیاه جهت تولید تجاری محصول، سبب انجام تحقیقات گستردهای بر روی کشت شرایط آزمایشگاهی آن شده است. به همین منظور این ازمایش در دو مرحله انجام گردید. در بخش اول این تحقیق بهترین روش سترونسازی ریزنمونه های منطقه پاجوش های آلوئه ورا مطالعه گردید. در بخش دوم، اثر نوع ریزنمونه، نور (تاریکی و روشنایی) و تنظیمکنندههای رشد BAP و NAAبر باززایی و میزان مواد فنولی این گیاه بررسی شد. این آزمایش به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار طراحی شد. بهترین پروتکل سترونسازی، کلرید جیوه 1/0 درصد (به مدت 2 دقیقه)، اتانول 70 درصد (به مدت 30 ثانیه) و هیپوکلریت سدیم 15 درصد (به مدت 5 دقیقه) به دست آمد. بهترین ریزنمونه، ریزنمونه سفید کوچک به دست آمده از قاعده برگ بود که در حضور تاریکی کمترین درصد فنول و بیشترین درصد زندهمانی (5/67 درصد) را به همراه داشت. همچنین محیط کشت MS به همراه 75/0 میلیگرم در لیتر BAP و 25/0 میلی گرم در لیتر NAA بیش ترین تعداد ساقه (5/2) و طول ساقه (107/42 میلیمتر)، درصد استقرار (73 درصد)، تعداد برگ (33/6)، قطر برگ (8/4 میلیمتر)، کلروفیل b (216/9 میلی گرم/گرم) و کارتنوئید (81/4 میلیگرم/گرم) را فراهم کرد. بیشترین مقدار کلروفیل a (07/56 میلی گرم/گرم) و کلروفیل کل (35/61 میلیگرم/گرم) نیز در محیط هورمونی حاوی 5/1 میلیگرم در لیتر BAPبه همراه 5/0 میلیگرم در لیتر NAA به دست آمد .همچنین بیش ترین تعداد ریشه (3) و طول ریشه (3/33 میلی متر) در محیط بدون هورمون مشاهده شد.
سازگاریهای ساختاری پیچک ایرانی، گونه در معرض خطر سواحل شمالی ایران
صفحه 495-504
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.495
فائزه عاشقیان، صدیقه کلیج، ناصر جعفری
چکیده هدف از این مطالعه مشخص کردن سازگاریهای ساختاری در سه جمعیت از پیچک ایرانی در سواحل استان مازندران است که تحت تاثیر تنشهای محیطی شدید منطقه ساحلی، جمعیتهای آن به شدت رو به کاهش است. به طور کلی بافت کلانشیمی حلقوی، مزوفیل ایزوبیلاترال، استل از نوع آمفی فلوئیک سیفونوستل، فراوانی لولههای شیرابهای محتوی لاتکس، بلورهای فراوان دروز و حضور بافت پریدرم در ریزوم را میتوان به عنوان مهمترین استراتژیهای تشریحی گیاه برای تحمل شرایط سخت محیطی معرفی کرد. جمعیت ساری در مقایسه با جمعیتهای بابلسر و نور از بیشترین مکانیسمهای ساختاری برای تحمل اکوسیستم ساحلی برخوردار بود. تفاوتهای کمی در ویژگیهای تشریحی مشاهده شده در سه جمعیت persicus Convolvulus به عنوان شواهدی بر تنوع فنوتیپیکی بالای درون گونهای است. این تنوع درون گونهای در ویژگیهای مرتبط با تحمل تنشها سبب سازگاری منطقهای به شرایط میشود و توانایی گیاه را برای مقابله با تغییرات محیطی افزایش میدهد.
فیلوژنی برخی گونههای گون (تیره باقلائیان) بر اساس اطلاعات ریخت شناسی
صفحه 505-512
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.505
مهرشید ریاحی، سیما دست برجن، نگین جهانی سه قلعه
چکیده روابط فیلوژنی 39 گونه از سرده گون متعلق به 12 بخشه ابتدایی که در ایران پراکندگی دارند، با استفاده از 29 صفت ریختشناسی مورد مطالعه قرار گرفت. آنالیز کلادیستیک صفات ریخت شناسی به وسیله برنامه PAUP* 4.0b10 انجام گرفت. اطلاعات به دست آمده با اطلاعات حاصل از سیستماتیک مولکولی که بر اساس فاصله انداز بین ژنی هسته ای (ITS) قبلا به دست آمده، مقایسه شد. برخلاف مطالعات سیستماتیک مولکولی، بخشه Caraganella به صورت چند نیا با بخشههای Cenantrum، Nuculiella و Eremophysa در یک کلاد قرار میگیرد. همراه با مطالعات سیستماتیک مولکولی، بخشههای Astragalus، Alopecuroidei و Laxiflori، به صورت یک گروه چند نیا در درخت فیلوژنی قرارگرفته اند.گونه های بخشه Caprini ارتباط نزدیکی با گونه های بخشههای تک نیا Pelta و Pendulina نشان میدهند. آنالیز حاضر تک نیا نبودن برخی از بخشهها را نشان میدهد. بنابراین تعریف مرزبندی بخشهها به کمک مطالعات فیلوژنی و ریخت شناسی ضروری به نظر میرسد.
