تأثیر تنش شوری بر برخی ویژگی های مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی چهار رقم کلزا
صفحه 98-106
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.98
مریم موسوی کلات، ناصر عباسپور
چکیده این آزمایش به منظور بررسی تأثیر شوری ناشی از کلرید سدیم بر برخی ویژگی های مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی چهار رقم کلزا (Brassica napus L.) به نام های طلایه، ساریگل، زرفام و اپرا انجام شد. گیاهان در محلول هوگلند با غلظت یک چهارم و وضعیت گلخانه ای رشد یافتند. هنگامی که گیاهان به مرحلۀ پنج برگی رسیدند، با غلظت های صفر (شاهد)، 50، 75 و 100میلی مولار NaCl تیمار شدند. ۱۴ روز پس از شروع تیمار، مرحلۀ برداشت انجام شد. سپس، طول اندام هوایی و ریشه، محتوای نسبی آب، سطح برگ، میزان فتوسنتز، محتوای کلروفیل و کاروتنوئید برگ ارزیابی شد. نتایج آزمایش ها نشان داد که افزایش شوری موجب کاهش محتوای نسبی آب برگ، طول ریشه و اندام هوایی و سطح برگ میشود. میزان فتوسنتز نیز در ارقام طلایه و ساری گل کاهش و در اپرا و زرفام افزایش یافت. تغییرات القاءشده توسط شوری بر محتوای رنگیزه های فتوسنتزی دارای نوسان بود. درمجموع، نتایج این تحقیق نشان داد که در میان ارقام تحت مطالعه، ارقام اپرا و زرفام نسبت به دو رقم دیگر در فاز رویشی واکنش بهتری تحت تنش شوری داشتند و واکنش رقم ساریگل ضعیف تر از دیگر ارقام بود.
مطالعۀ تاکسونومی عددی گونه های سردۀ مریم گلی (تیرۀ نعناعیان) در شیب جنوبی البرز مرکزی
صفحه 107-115
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.107
بهناز علیجانپور، مسعود شیدایی
چکیده Salvia L. یکی از سرده های بزرگ ، جهان زی گیاهان گلدار از تیرۀ نعنائیان است که با حدود 1000 گونه در دنیای جدید و قدیم پراکنش دارند و دو مرکز مهم پراکنش آن در آمریکا و جنوب غربی آسیا که در مناطق حاره ای نیمه معتدل است. در فلور ایرانیکا 70 گونه از آن گزارش شده است که 56 گونۀ آن در ایران پراکنش دارند و 20 گونۀ آن بوم ویژۀ ایران هستند. مطالعات ریخت شناسی روی 36 جمعیت از 11 گونۀ این سرده از نواحی البرز مرکزی از نمونه های تازه جمع آوری شده از رویشگاه طبیعی آنها با استفاده از 42 صفت ریختی (کمی و کیفی) انجام گرفت. کلید شناسایی گونه های موجود تهیه شد. تجزیۀ خوشه ای، کلادیستیکی و رسته بندی گونه ها براساس PCA نشان دهندۀ قرابت گونه های این سرده با یکدیگر است.
تنوع صفات ریخت شناختی گل سردۀ .Alchemilla L (تیرۀ گل سرخیان) در ایران و اهمیت تاکسونومیکی آن
صفحه 116-127
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.116
مرضیه بیگم فقیر، عاطفه احمدی گرجی، مهدی حیدری
چکیده . صفات ریخت شناختی گل در 24 گونه از سردۀ Alchemilla L. در ایران، با استفاده از میکروسکوپ نوری و دیجیتالی تحت مطالعه قرار گرفت. بدین منظور، نمونه های گل ازگونه های مختلف جمع آوری و صفات ریخت شناختی آنها شامل صفات مرتبط به هیپانتیوم، کاسبرگ، دمگل، پرچم برچه اندازهگیری شد. یافته های این تحقیق نشان داد که شکل و طول کاسبرگ اصلی، طول هیپانتیوم، موقعیت کرک روی کاسبرگ و دمگل از جمله صفات با ارزش تشخیصی و مناسب برای تفکیک گونه ها هستند. برای تعیین روابط بین گونهها، از روش های تجزیه مؤلفه های اصلی (PCA) و تحلیل خوشه ای (CA) استفاده شد. برای این کار هفده صفت کمی و کیفی انتخاب شد و تحلیل شدند. نتایج حاصل از روشهای UPGMA و PCA با هم و با ردهبندی رایج همخوانی داشتند.
نقش کلستاز در ایجاد آسیب بافتی مغز در ناحیۀ هیپوکامپ موش صحرایی نر نژاد ویستار
صفحه 128-136
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.128
دلارام اسلیمی اصفهانی، شهربانو عریان، محمد نبیونی، منیژه کریمیان پیرو
چکیده به قطع جریان صفرا از کانالیکول های صفراوی به روده کلستاز میگویند. در سندروم کلستاز تغییر سطح اسیدها، نمک های صفراوی، اندوتوکسینها و اوپیوئیدها با آنسفالوپاتی کبدی و آسیب مغزی همراه است. برای بررسی میزان آسیب مغز این مطالعه، تأثیر بستن مجرای صفراوی بر تغییرات هیستولوژیک هیپوکامپ مغز موش صحرایی را نشان میدهد. این مطالعه دربارۀ موش های نر نژاد ویستار انجام شد. حیوانات به سه گروه شاهد (بدون جراحی)، گروه شم (جراحی بدون انسداد مجرای صفراوی) و گروه کلستاتیک (جراحی همراه با انسداد مجرای صفراوی) تقسیمبندی شدند. پساز دو هفته موش ها تحت بیهوشی کشته شدند و مغز آنها بلافاصله خارج شد. از نمونه های مغز پساز تثبیت و قالب گیری، مقاطع بافتی با ضخامت شش میکرون تهیه شد. مقاطع با روش هماتوکسیلین-ائوزین رنگ آمیزی و با میکروسکوپ نوری ارزیابی شد. دادهها ازطریق واریانس یکطرفه بااستفاده از نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. ازلحاظ آماری p کمتر از 05/0 معنیدار فرض شد. چهارده روز پساز کلستاز، در مقاطع بافت هیپوکامپ نکروز،کاهش تراکم سلولی، هسته های پررنگ (هتروکروماتین) و چروکیده در بافت هیپوکامپ مشاهده شد. همچنین ضخامت بافتی در بیشتر بخش های هیپوکامپ کاهش یافت؛ درصورتیکه چنین تغییرات بافتی در بافت مغز موشهای گروه شم یا کنترل مشاهده نشد. داده ها نشان داد که در نتیجۀ کلستاز و تجمع اسیدهای صفراوی و اندوتوکسین ها، تغییرات بافتی مانند نکروز، هسته های پررنگ و چروکیده، کاهش تراکم سلولی در هیپوکامپ ایجاد میشود. اندوتوکسینها میتوانند باعث ایجاد آسیب بافتی شوند. این احتمال وجود دارد که کلستاز ازطریق افزایش اندوتوکسین ها باعث ایجاد آسیب بافتی شده باشد.
بررسی هیستولوژیکی اثرات نانو دی اکسید تیتانیوم بر روی رشد و نمو جوانۀ اولین دندان آسیاب جنین موش نژاد NMRI در شرایط in vivo
صفحه 137-146
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.137
سیده سعدانه طباطبائی نیا، مونا فرهادی، کاظم پریور
چکیده امروزه با توجه به مصارف نانو دی اکسید تیتانیوم در داروسازی، مواد غذایی، لوازم آرایشی، خمیر دندان و ضدآفتابها، احتمال مواجهۀ مادران باردار با این نانوذرات زیاد است. از آنجا که رشد و نمو دندان تحت تاثیر عوامل زیست محیطی است و جوانۀ اولین دندان آسیاب فک پایین پیش از جوانۀ اولین دندان آسیاب فک بالا رشد و نمو مییابد، در این تحقیق تلاش شد که اثر نانوذرات دی اکسید تیتانیوم بر رشد و نمو جوانۀ اولین دندان آسیاب فک پایین بررسی شود. در این مطالعۀ تجربی از ۲۵ سر موش مادۀ نژاد NMRI استفاده شد. موشها به صورت تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند. موشهای گروه کنترل مواجههای با نانو دیاکسید تیتانیوم نداشتند و از روز دهم تا چهاردهم بارداری؛ موشهای گروه شم روزانه ۱ میلیلیتر آب مقطر و گروههای تجربی ۱ ، ۲ و ۳ به ترتیب روزانه ۵۰، ۱۵۰ و ۵۰۰ میلیگرم/کیلوگرم محلول نانو دی اکسید تیتانیوم آناتاز ۱۰ نانومتر دریافت کردند. در روز چهاردهم بارداری، پس از تشریح، برشهای بافتی از سر جنینها تهیه شد و بافتهای دندانی ارزیابی شد. جهت مقایسۀ گروهها از آزمون ANOVA و تست TUKEY استفاده شد. مشاهدات میکروسکوپی بینظمی بافتی را در هر سه گروه نشان داد. همچنین نتایج مشخص کرد در گروه تجربی 1 و 2 قطر جوانه و قطر پاپیلای دندانی و طول جوانۀ دندانی کاهش معنیدار داشت. در گروه تجربی 2 کاهش قطر فولیکول دندانی و طول جوانه دندانی مشاهده شد. در حالی که گروه تجربی 3 تنها طول جوانۀ دندانی کاهش معنیدار را نشان داد. بررسیهای مورفولوژیکی در هر سه گروه تجربی توقف رشد و نمو در مرحلۀ جوانهای را تأیید کرد. یافتهها نشان داد که نانو دی اکسید تیتانیوم علاوه بر کاهش رشد میتواند از پیشرفت رشد و نمو جوانۀ دندانی جلوگیری کند.
برﺭﺳﻲ ﺍﺛﺮ ﺗﻴﻤﺎﺭﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭ ﺷﻜﺴﺘﻦ ﺧﻮﺍﺏ ﻭ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﺟﻮﺍﻧﻪﺯﻧﻲ ﺑﺬﺭ Astragalus podolobus
صفحه 147-154
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.147
خلیل آق، مجید محمداسمعیلی، حسین حسینی مقدم، حمید مصطفی لو
چکیده گونۀ Astragalus podolobus یکی از گونههای بومی مراتع قشلاقی است که در مناطق خشک و نیمه خشک شمال گنبدکاووس میروید. جهت بررسی روشهای مؤثر شکستن خواب بذر Astragalus podolobusآزمایشی در قالب طرح کاملاً تصـادفی بـا 15 تیمار و 3 تکرار انجام شد. تیمارها شامل شاهد، اسیدسولفوریک 98 درصد، سرمادهی خشک 10 و 15 روزه، سرمادهی مرطوب 10 و 15 روزه و آب جوش 1، 3، 5، 10 و 15 دقیقه بودند. تجزیۀ واریانس دادهها نشان داد که درصد و سرعت جوانهزنی معنیدار است، اما زمان متوسط جوانهزنی در تیمارهای مختلف معنیدار نبود. نتایج مقایسۀ میانگینها نشان میدهد که درصد جوانهزنی و سرعت جوانهزنی تیمارهای آب جوش بهتر از بقیه تیمارها است و اختلاف معنی داری با تیمارهای دیگر نشان میدهد. همچنین، نتایج این آزمایش نشان میدهد که با کاهش زمان قرارگیری بذرهای در آب جوش، درصد و سرعت جوانهزنی افزایش مییابد، به طوریکه بیشترین میزان درصد و سرعت جوانهزنی در تیمار آبجوش یک دقیقه مشاهده شد. تیمار آب جوش یک دقیقه میتواند درصد جوانهزنی را به 47 درصد و سرعت جوانهزنی را از 43/0 به 09/3 بذر در روز افزایش دهد.
تأثیر نیتریکاکساید بر پاسخ های آنتی اکسیداتیو اسپندک (تیرۀ قیچیان) در محیط شور
صفحه 155-165
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.155
نادر چاپارزاده، رویا سعیدی فر، لیلا زرندی میاندوآب، محمد پاژنگ
چکیده در سالهای اخیر، دخالت نیتریک اکساید در فرایندهای مختلف گیاهی از جمله تقلیل اثر مخرب تنش ها مشخص شده است. در محیط شور گیاهان با تنش ثانویه اکسیداتیو مواجه می شوند. این آزمایش برای ارزیابی تأثیر کاربرد خارجی سدیم نیترو پروساید (SNP) به منزلۀ دهندۀ نیتریک اکساید (NO) در تقلیل اثر اکسیداتیو شوری روی اسپندک (.Zygophyllum fabago L) طراحی شد. SNP (200 میکرومولار) به محیط کشت گیاهان در وضعیت شور (200 و 400 میلیمولار NaCl) و غیر شور اضافه شد. رشد، نشانگرهای تنش اکسیداتیو (شاخص پایداری غشای سلولی و غلظت پراکسید هیدروژن)، فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان (پراکسیداز و کاتالاز) و همینطور محتوای برخی ترکیبات آنتی اکسیدان (فلاونوییدها و کاروتنوییدها) تعیین شدند. شوری موجب کاهش معنیدار وزن خشک اندام های هوایی و ریشه شد ولی فعالیت آنزیمهای پراکسیداز و کاتالاز را افزایش داد. شوری زیاد موجب افزایش محتوای پراکسید هیدروژن و کاهش میزان کاروتنوییدها در برگها شد. کاربرد برونزای NO در محیط شور موجب افزایش رشد، شاخص پایداری غشا و محتوای فلاونوییدها و کاروتنوییدها شد. کاربرد SNP در محیط شور موجب کاهش معنی دار پراکسید هیدروژن و همین طور فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان تحت مطالعه در برگ ها شد. داده ها حاکی از آن هستند که همکاری سیستم های آنتی اکسیدان اسپندک برای فایق آمدن بر شوری تأثیر می گذارد. همچنین، از داده ها برمی آید که کاربرد خارجی NO برای تقلیل اثر اکسیداتیو شوری در گیاه اسپندک مفید است.
کمیت و کیفیت متابولیت های ثانویۀ گیاه اسطوخودوس تحت تأثیر عامل بوم شناختی ارتفاع از سطح دریا
صفحه 166-172
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.166
سیده مجیده محمدنژادگنجی، حسین مرادی، علی قنبری، محمد اکبرزاده
چکیده متابولیت های ثانویه بخش اصلی گیاهان دارویی محسوب میشوند و در پزشکی کاربرد دارند. از طرفی، ژنتیک و محیط دو عامل مهم و تأثیرگذار در کمیت و کیفیت مواد مؤثرۀ گیاهان دارویی هستند. به منظور بررسی تأثیر اختلاف ارتفاع از سطح دریا بر میزان و تنوع متابولیت های ثانویه گیاه اسطوخودوس از دو رویشگاه (بلده و بهشهر) واقع در استان مازندران در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار، نمونه برداری شد. پس از خشک کردن گیاه، اسانس گیری به روش تقطیر با آب صورت پذیرفت. جداسازی و شناسایی ترکیب های موجود در اسانس توسط دستگاه های کروماتوگرافی گازی (GC) و کروماتوگراف گازی متصل شده به طیف سنج جرمی (GC/MS) انجام شد. نتایج این تحقیق به شناسایی 22 و 24 ترکیب منجر شد، که به ترتیب نشان دهندۀ 96/99 درصدو 01/97 درصدکل ترکیبات اسانس نمونه های بلده و بهشهر بودند. ترکیبات شاخص در جمعیت بهشهر: اندوبورنئول (36/22 درصد)، 1و8 سینئول (07/20 درصد)، کامفور (69/8 درصد)، آلفا کادینول (60/7 درصد)،کاریوفیلن اکسید (09/5 درصد) و پروپانال (18/4 درصد) و در جمعیت بلده: بورنئول (78/26 درصد)، 1و8 سینئول(19/20 درصد)، کامفور (59/9 درصد)، آلفا کادینول (80/5 درصد)، کاریوفیلن اکسید (99/4 درصد) و پروپانال (41/3 درصد) بودند. با توجه به وجود اختلاف در میزان بازده و ترکیبات اسانس، می توان نتیجه گرفت که عوامل محیطی (ارتفاع از سطح دریا و غیره) نیز مانند عوامل ژنتیکی میتواند بر تولید و مقادیر ترکیبات شیمیایی موجود در گیاهان دارویی مؤثر واقع می شود و بسته به هدف از کشت و نوع ماده مؤثره، گیاهان دارویی در مناطق متفاوت کشت شوند.
بررسی القای ریشۀ مویین در برخی از گونه های سردۀ مریم گلی
صفحه 173-180
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.173
رضا نوروزی، مصباح بابالار، مسعود میرمعصومی
چکیده القای ریشۀ مویین در گیاهان از طریق ورود T-DNA از پلاسمید Agrobacterium rhizogenes به ژنوم سلول های گیاهی انجام می شود. مطالعۀ حاضر با هدف بررسی اثر نوع سویۀ باکتری و گونۀ گیاهی در القای ریشۀ مویین در دو گونۀ بوم ویژۀ ایرانSalvia eremophila) و (Salvia reuterana و پنج گونۀ غیربوم ویژۀ Salvia macrosiphon)، Salvia multicaulis، Salvia nemorosa، Salvia verticellata و (Salvia virigata سردۀ مریمگلی توسط چهار سویۀ باکتری شامل 4A، 15834ATTC، 1724، 2659 به صورت آزمایش فاکتوریل درقالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. ریزنمونه های ساقه و دمبرگ قادر به تولید ریشۀ مویین نبودند، درحالیکه تقریباً تمام ریزنمونه های برگی ریشۀ مویین تولید کردند. ماهیت تراریخت ریشه های مذکور از طریق ردیابی بخشی از ژن rol C واردشده به ژنوم گیاهی به اثبات رسید. نتایج نشان داد که سویه های مختلف A. rhizogenesو گونه های مختلف مریم گلی اثر معنیداری بر تعداد و فراوانی ریشه های مویین دارند. بیشترین تعداد ریشۀ مویین به ازای هر ریزنمونه (12/5 ریشۀ مویین) و بالاترین فراوانی ریشه زایی (82%) در اثر تلقیح گونۀ S. macrosiphon با باکتری سویۀ 15834ATTC بهدست آمد. همچنین، بیشترین تعداد ریشۀ مویین به ازای هر ریزنمونه در گونه های S.eremophila (32/3 ریشۀ مویین) و S. reuterana (92/3 ریشۀ مویین) توسط باکتری4A، در گونه های S. nemorosa (6/2 ریشۀ مویین)، S. multicaulis (36/4 ریشۀ مویین) و verticillata S. ( 5 ریشۀ مویین) توسط سویۀ 2659 و در گونۀ S.virigata (3 ریشۀ مویین) توسط سویۀ 15834ATTC بهدست آمد. به طورکلی، به نظر میرسد نوع گونۀ گیاهی، ریزنمونه و سویۀ باکتریایی مورد استفاده نقش به سزایی در میزان القای ریشۀ مویین در سردۀ مریم گلی دارد.
بررسی تأثیرات عصارۀ هیدروالکلی گیاه گزنه بر فاکتورهای التهابی کبدی رت های ویستار مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک القاشده با استرادیول والرات
صفحه 181-188
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.181
اکرم تایانلو، صمد زارع، لطیفه کریم زاده باردیی، سروه حسینی
چکیده سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) از متداول ترین اختلالات در زنان در سن تولیدمثل است. سندرم متابولیک در 26 تا 46 درصد مبتلایان به PCOS دیده میشود. کبد چرب غیر الکلی(NAFLD) بیان کبدی سندرم متابولیک است. در این مطالعه اثر گزنه بر عملکرد کبد در موش های مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک تحت بررسی قرار گرفت. 120 موش ماده بالغ نژاد ویستار به گروه های کنترل، PCOS و تجربی تقسیم شدند. به گروه مبتلا به تخمدان پلیکیستیک 2 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن استرادیول والرات به صورت زیرپوستی تزریق و پس از تأیید پلی کیستیک بودن تخمدان، این گروه تحت تزریق درون صفاقی عصارۀ گزنه با دوزهای 150,250,450میلی گرم بر کیلوگرم وزن بدن قرار گرفتند. موش ها کشته شدند و نمونه های خونی تحت بررسی قرار گرفتند. داده ها با روش ANOVA و سطح معنی داری 05/0 بررسی شدند. آزمون الایزا و اندازهگیری سطوح CRP نشان دهندۀ کاهش فاکتورهای التهابی در نمونه های PCOS تیمار شده با غلظت های مختلف گزنه نسبت به گروه PCOS بود. به نظر میرسد گزنه با توجه با خواص آنتی اکسیدانی خود باعث کاهش سطوح IL-6 و CRP در گروه های PCOS تیمار شده با عصارۀ گزنه نسبت به گروه PCOS شده است.
میانکنش سیستم هیستامینرژیک هیپوکامپ پشتی و اپیوئیدرژیک سپتوم میانی بر رفتارهای شبه اضطرابی
صفحه 189-200
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.189
علی کولیوندزاده، فرهاد ولیزادگان، محمدرضا زرین دست
چکیده مهم ترین بخش مغز که در اضطراب نقش دارد، سیستم لیمبیک است که واجد سه بخش مهم هیپوکامپ، آمیگدال و سپتوم است. سیستم سپتوهیپوکامپ، نقش مهمی در تنظیم رفتارهای ترس و اضطراب برعهده دارد. بررسی ها نشان میدهد که سیستم اپیوئیدرژیک نیز در رفتارهای شبه اضطرابی دخیل است. در این مطالعه اثر تزریق هیستامین به هیپوکامپ پشتی و تزریق مواد اپیوئیدرژیک به سپتوم میانی بر رفتارهای شبه اضطرابی در موش ها با استفاده از آزمونElvated Plus Maze (EPM) تحت بررسی قرار گرفت. تزریق µg/rat 5 و 1 هیستامین در هیپوکامپ پشتی اثری بر رفتارهای شبه اضطرابی نداشت، درحالیکه تزریق µg/rat10 هیستامین باعث افزایش درصد زمان ورود و دفعات ورود به بازوی باز شد، که نشان دهندۀ اثر اضطراب زدایی هیستامین است. تزریق مورفین (آگونیست رسپتور µ-اپیوئیدی) به درون سپتوم میانی (µg/rat1) باعث افزایش زمان ورود و دفعات ورود به بازوی باز شد. تزریق مقادیر µg/rat 25/ . و 5/ . مورفین اثری بر اضطراب نداشت. تزریق همزمان مقادیر بیاثر هیستامین (µg/rat1) به هیپوکامپ پشتی و مورفین (µg/rat5/.) به سپتوم میانی باعث افزایش زمان ورود و دفعات ورود به بازوی باز شد. تزریق مقادیر مختلف نالوکسان (µg/rat 4و1،2) به عنوان آنتاگونیست گیرنده های اپیوئیدی به سپتوم میانی در حضور و غیبت مقدار مؤثر هیستامین (µg/rat10) در هیپوکامپ پشتی، تحت بررسی قرار گرفت. تزریق مقدار µg/rat4 نالوکسان به سپتوم میانی درصد زمان گذرانده در بازوی باز و درصد ورود به بازوی باز را کاهش داد، که این یافته ها نشان دهندۀ اثر اضطراب زایی نالوکسان بعد از تزریق به سپتوم میانی بود. تزریق مقدار µg/rat 10 هیستامین به هیپوکامپ پشتی و به طور همزمان تزریق سه مقدار مختلف نالوکسان (µg/rat4و2و1) نشان داد هیستامین اثر اضطراب زایی نالوکسان را با افزایش زمان ورود و تعداد ورود به بازوی باز، تا حدود زیادی خنثی کرد، هرچند در مقدار µg/rat4 نالوکسان این اثر کمتر است. از این یافته ها می توان نتیجه گرفت که سیستم هیستامینرژیک هیپوکامپ و اپیوئیدرژیک سپتوم میانی درسیستم سپتوهیپوکامپ با هم برهمکنش دارند و برهمکنش این دو سیستم در تعدیل اضطراب دخیل است.
