ارزیابی اکولوژیکی تالاب رودبست با استفاده از شاخصهای زیستی جلبکی
https://doi.org/10.22034/NBR.12.4.1
ناصر جعفری، زهرا پورنصراله، صغری رمزی
چکیده تالاب رودبست در شهرستان بابلسر یکی از منابع تأمینکننده آبهای کشاورزی و پناهگاه موجودات زنده در حاشیه سکونتگاههای انسانی است. حفظ کیفیت مطلوب این زیستگاه هم ازنظر محیطزیست طبیعی و هم انسانی حائز اهمیت است. ازاینرو این پژوهش به بررسی اکولوژیکی تالاب رودبست با استفاده از با استفاده از شاخصهای زیستی جلبکی می پردازد. برای این منظور در فصول مختلف سال نمونهبرداری انجام شد. نمونه های جمع آوری شده، تثبیت و به کمک میکروسکپ نوری و منابع کتابخانه شناسایی شد. برای بررسی سطح آلودگی از شاخص پالمر و شاخصهای تنوع زیستی مختلف استفاده شد. 81 جنس متعلق به 7 شاخه جلبکی شناسایی شد. شاخه جلبکهای سبز دارای بیشترین جنسهای جلبکی و شاخه Chrysophyta دارای کمترین جنسهای جلبکی میباشند. بیشترین فراوانی جلبکی در فصل تابستان و بهار بوده است. شاخه Chlorophyta و Bacillariophyta در بیشتر فصلهای سال جلبکهای غالب بودهاند. شاخص آلودگی پالمر ایستگاههای 3 و 4 در فصل تابستان با شاخص عددی 35 بیشترین مقدار و ایستگاه 2، 4 و 5 در فصل زمستان به ترتیب با داشتن شاخص عددی 6، 9 و 7 فاقد آلودگی یا آلودگی اندک بودهاند. در فصول تابستان و پاییز در تمامی ایستگاهها شاخص عددی پالمر بزرگتر از 24 را نشان دادند. علت اصلی آلودگی تالاب در فصل بهار ورود شاخههای فرعی بابلرود،که حاوی فاضلاب روستاها و پسابهای کشاورزی است، میباشد. علل افزایش آلودگی در فصل تابستان و پاییز را نیز میتوان بالا بودن دمای آب، کاهش بارندگی در فصل تابستان و پاییز، افزایش برداشت آب تالاب برای کشت دوباره برنج در تابستان دانست.
چشم انداز های میان رشته ای انسان شناسی زیستی در ایران
https://doi.org/10.22034/NBR.12.4.2
کوهیار محسن پور، سمیه سامه سالاری
چکیده انسان شناسیزیستی به عنوان شاخه ای از علم انسان شناسی، به مطالعه شواهد تطوری، تنوع و تطابق زیستی و فرهنگی می پردازد که ما را به انسان امروزی تبدیل کرده است. محوریت تطور "انسان" در انسان شناسی، سبب شکل گیری پیوند های بین رشته ای، روشی و مفهومی با دیگر علوم شده است. به غیر از عدم ورود به موضوعاتی چون نخستی شناسی در ایران به دلیل نبود بستر فرهنگی، جغرافیایی و پژوهشی، مطالعه خصوصیات ژنتیکی و فیزیکی گروه های قومی- فرهنگی و جمعیتی معاصر، تکامل زیستی و سازگاری محیطی، عمده مطالعات این حوزه را تشکیل داده است. عدم وجود مطالعات کافی با رویکردها و اهداف انسان شناسی زیستی و نپرداختن به ظرفیتهای این علم در سالهای اخیر موجب کمتر شناخته شدن چارچوب مفهومی آن در ایران گردیده است. از اینرو پژوهش حاضر، ضمن نشان دادن اهمیت اجتماعات علمی پیوندی و میانرشتهای، با بررسی مروری 92 مقاله از پژوهشهای مرتبط که زمینه تحقیق آنها در ایران بوده سعی در بررسی رویکردهای انسانشناسی زیستی در ایران داشته است. مقالات منتخب در عنوان، موضوع، روش و رویکرد، مدعی انجام یک پژوهش انسانشناسی بودهاند. تحقیق حاضر نشان می دهد که دیرینه انسان شناسی، انسان شناسی مولکولی، انسان سنجی، انسان شناسی پزشکی قانونی و دندان، به ترتیب عمده ترین حوزههای پرداخت شده در ایران بوده که مورد توجه محققین بسیاری از دیگر علوم همچون زیست شناسی، باستان شناسی و علوم جنایی نیز قرار گرفته است.
بررسی تاثیر عصاره برگ گیاه زبان گنجشک (Fraxinus excelsior) بر پارامترهای کیفی اسپرم موش (Mus musculus) پس از فرایند انجماد و ذوب
https://doi.org/https://doi.org/10.22034/NBR.12.4.5
مهدی جعفربگلو، مهناز آذرنیا، سیده غدیره میرابوالقاسمی
چکیده هدف: بررسی تاثیر عصاره آبی-الکلی برگ گیاه زبان گنجشک بر پارامترهای کیفی اسپرم موش های نر آزمایشگاهی نژاد سوری بعد از فرایند انجماد و ذوب
مواد و روش ها: جهت انجام آزمایش، تعداد 30 سر موش آزمایشگاهی نر (Mus musculus) تهیه گردید و به ازای هر گروه آزمایشی 6 موش در نظر گرفته شد.گروه های آزمایشی در گروه های، کنترل سالم، حلال عصاره(DMSOÐANOL) و سه گروه تیمار با عصاره آبی-الکلی برگ گیاه زبان گنجشک در دوزهای 25،10 و 50 (میلی گرم بر کیلوگرم وزن موش ها) تقسیم بندی شدند. در گروه های حلال و تیمار با عصاره تزریق به صورت درون صفاقی و در مدت 19 روز انجام گرفت. به دنبال تزریق، تیمارها به اسپرمگیری عادت داده شدند و اسپرم گیری به روش استخراج از اپیدیدیم انجام گرفت. سپس اسپرم ها جمع آوری شده و به محیط انجمادی انتقال داده شدند. بعد از فرایند انجماد و سپس ذوب، تحرک اسپرم با استفاده از سیستم Computer Assisted Sperm Analyzer (CASA)، درصد اسپرمهای زنده با استفاده از رنگ آمیزی ائوزین، سلامت غشاء سیتوپلاسمی (درصد اسپرمهای با دم پیچیده) با استفاده از تست Hypoosmotic Swelling Test (HOST) ارزیابی شد. همچنین میزان استرس اکسیداتیو توسط کیت های تشخیص آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز (SOD)،گلوتاتیون پراکسیداز(GSM-PX) و کاتالاز (CAT) در نمونه ها اندازه گیری گردید. تجزیه و تحلیل دادههای این آزمایش با نرم افزار آماری SAS 9.4 و در قالب طرح کاملاً تصادفی با 5 تیمار انجام شد.
اثر آب پلاسما بر ساختار تشریحی باقلا(Vicia faba)
https://doi.org/10.22034/NBR.12.4.4
محبوبه قاسمی، زهره جعفری
چکیده امروزه یکی از اهداف مهم پژوهشگران کشور در کشاورزی ، بهبود کیفیت گیاهان زراعی پرکاربرد است. گیاه باقلا(Vicia faba) در بسیاری از کشورها به عنوان منبعی با درصد بالای پروتئین، نسبتهای اسید آمینه، میزان املاح معدنی و کلسیم حائز اهمیت است.استفاده از روش های نوین علمی و روش های سنتی اصلاح شده کمک زیادی به فراهم آوردن این هدف داشته است.یکی از این روش ها کاربرد آب پلاسما بر کیفیت رشد گیاهان است.
در این تحقیق اثرات آب فعال شده با پلاسما بر ویژگیهای تشریحی گیاه باقلا مورد هدف بود. سپس بذرها ابتدا به مدت ۲۴ ساعت با آبی که به مدت ۵ دقیقه و ۲۰ دقیقه با پلاسما فعال شده بود و با آب شاهد بدون اعمال پلاسما خیسانده شدند. بعد از کاشت ، گلدانها ۲ بار در هفته به مدت ۴۰ تا ۵۰ روز آبیاری می شدند. بعد از این مدت ویژگیهای تشریحی مورد بررسی قرار گرفت، نتایج نشان داد در گیاهان تحت تیمارپراکنش دستجات آوندی ، رشد و تکوین آوندهای چوبی و رشد مریستم راس رویشی نسبت به شاهد بیشتر شد و گیاهان تحت تیمار سریعتر وارد فاز زایشی شدند .بر اساس این نتایج ، آب فعال شده با پلاسما با ایجاد تغییرات در ویژگیهای تشریحی و تکوینی می تواند رشد گیاه باقلا را افزایش دهد.
با توجه به نتایج مقاله، اثر آب پلاسما باعث بهبود کیفیت ساختاری برای باقلا شده است ،بنابراین استفاده از آب پلاسما برای بهبود عملکرد این گیاه در کشاورزی پیشنهاد می شود
گونه Astragalus suffalcatus Bunge یک گزارش جدید از بخش Dissitiflori (Fabaceae) از شمال شرق ایران
https://doi.org/10.22034/NBR.12.4.3
محبت نداف، علی ملکشی، یاسمین ناصح
چکیده در این مقاله، گزارش جدیدی از گونه Astragalus suffalcatus Bunge، از بخش Dissitiflori Bunge از سرده Astragalus معرفی میشود. این گونه در شمالشرق ایران، از استان خراسان شمالی می روید که پیش از این در کشورهای افغانستان و جنوب غربی پاکستان نیز پراکندگی داشته است. تصاویر نمونه هرباریومی، نقشه پراکنش، نقشه وضعیت حفاظتی و شرح گونه ذکر شده است.
مقایسه سطح سرمی اسیداوریک و سایر ریسک فاکتورها در مبتلایان به کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک با افراد سالم
https://doi.org/10.22034/NBR.12.4.6
محمدتقی هدایتی گودرزی، محمدرضا زحمتکش، کامیار امین، همت قلی نیا
چکیده مقدمه: کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک (HCM) یک بیماری ارثی شایع است که میتواند منجر به عوارض حاد قلبی شود. از آنجایی که سطح اسید اوریک به عنوان یک عامل پیشبینیکننده بلندمدت برای برخی بیماریهای قلبی شناخته شده است، این مطالعه با هدف مقایسه سطح اسید اوریک و سایر عوامل خطر بین بیماران مبتلا به HCM و افراد سالم انجام شد.
مواد و روشها: این مطالعه مقطعی برروی 100 فرد مراجعه کننده بدرمانگاه متخصص قلب وعروق در دوگروه 50نفری مبتلایان به کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک و غیرمبتلا که بمدت یک سال تحت پیگیری قرار گرفتند انجام شد.بیماران از نظر سن، سابقه مصرف الکل، انفارکتوس میوکارد، اندازه گیری سطح اسید اوریک مورد بررسی ومقایسه قرار گرفتند.
نتایج: این مطالعه متغیرهای سن(001/0P<)، شاخص توده بدنی(BMI)(017/0P=)، سابقه مصرف الکل(006/0P=)،مداخله کرونری از راه پوستPCI)) مجدد(022/0P=)، انفارکتوس میوکارد(041/0P=) ومرگ ناشی از بیماریهای قلبی(003/0P=) در بیماران مبتلا به HCM در مقایسه با گروه کنترل بطور معنی داری ارتباط داشتند و از نظر کلی نیز حوادث قلبی عروقی (MACE) نیز بطور معنی داری با گروه کیس مرتبط بودند(001/0P<). این پژوهش بین سطح اسید اوریک با هیچکدام از متغیرها ارتباط معنی داری یافت نشد. دربررسی اثر طولانی مدت متغیرها تنها مصرف سیگار باعث افزایش شانس نزدیک به 27برابری رسیدن به حوادث قلبی عروقی شده است.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که سن، سابقه مصرف الکل، سابقه انفارکتوس میوکارد از ریسک فاکتورهای مرتبط با بیماری HCM می باشند و سطح اوریک اسید توانایی پیش بینی ابتلا به حوادث قلبی عروقی در طی یک سال در بیماران مبتلا به کاردیومیوپاتی هایپرتروفیک را ندارد.
