بررسی ارتباط پلیمورفیسم پروموتر MMP-3 و غلظت سرمی آن با نتیجه لقاح آزمایشگاهی و انتقال جنین
صفحه 242-252
https://doi.org/10.52547/nbr.8.4.242
مهدیس معراجی ماسوله مقدم، فرهاد مشایخی، زیبا ظهیری، اکرم عیدی
چکیده هدف از این تحقیق بررسی پلیمورفیسم ژن MMP-3 و بیان آن در سرم خون در زنان ناباروری است که لقاح مصنوعی و انتقال جنین (In vitro fertilization and embryo transfer) انجام دادهاند. در این مطالعه100 زن نابارور با نتیجه لقاح مصنوعی ناموفق (-IVF) و 100 زن بارور با نتیجه لقاح مصنوعی و حاملگی کلینیکی موفق (IVF+) مورد بررسی قرار گرفتند. پلیمورفیسم ژنی و غلظت سرمی MMP-3 به ترتیب توسط واکنش زنجیرهای پلیمراز (ARMS-PCR) و روش الایزا (ELISA) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر عدم وجود ارتباط بین فراوانی آللی و ژنوتیپی ژن MMP-3 در دو گروه مورد مطالعه است. همچنین نشان داده شد که کاهش معنیداری در غلظت MMP-3 بین دو گروه وجود دارد (000002/0P=). نتایج نشان داد میزان سرمی MMP-3 در ژنوتیپهای AA، AC و CC در گروه IVF- به ترتیب مقادیر 86، 33/65 و 33 ng/ml است. به طور کلی نتیجهگیری میشود که ارتباط معناداری بین پلیمورفیسم پروموتر ژن MMP-3 با دو گروه IVF+ و -IVF وجود ندارد، در حالی که کاهش معناداری در سطح پروتئین سرمی MMP-3 در گروه -IVF در مقایسه با گروه IVF+ وجود دارد. همچنین نشان دادیم که ژنوتیپ CC با کاهش غلظت سرمی MMP-3 در ارتباط است و ممکن است در نتیجه لقاح مصنوعی و انتقال جنین نقش داشته باشد.
بررسی اثرات هم افزایی کورکومین با داروی سیسپلاتین بر بیان ژن Cdc42 در سلولهای رده Calu-6 کارسینومای ریه در انسان
صفحه 253-264
https://doi.org/10.52547/nbr.8.4.253
منا مطهری نیا، محمد نبیونی
چکیده سرطان ریه دومین سرطان شایع است. ناکارآمد بودن درمانها و عوارض جانبی داروهای شیمی درمانی، اهمیت مسیر درمان را صدچندان مینماید. هدف این مطالعه بررسی اثر کورکومین و مقایسه اثر آن با داروی سیسپلاتین و نیز اثر ترکیب همزمان آنها بر رده سلولی Calu-6 و بیان ژن Cdc42 است. رده سلولی اپیتلیالی Calu-6 رده سلولی کارسینومای ریه انسان است که قبل و بعد از تیمار با دوز µg/ml 0/5 تا 8 کورکومین و µg/ml 0/1 تا 50 سیسپلاتین و تیمار با ترکیب هر دو طی 24 و 48 ساعت، شمارش و میزان بقای سلولی بهوسیله روش MTT بررسی شد. برای بررسی آپوپتوز و تغییر بیان ژن Cdc42، که یک GTPase از خانواده Rho ها است و در سرطانهای مختلف افزایش مییابد، از تکنیکهای فلوسایتومتری و Real time PCR استفاده و دادهها توسط نرمافزارهای GraphPad prism، Flowing software، Linreg، Excel و Rest آنالیز شد. در سلولهای تیمار شده با دوز µg/ml 0/67 کورکومین و µg/ml 1/7 سیسپلاتین (کمترین دوزهای موثر) طی 24 ساعت کاهش زنده مانی سلولها و همچنین القای مرگ سلولی نیز مشاهده شد بهطوریکه بیشترین مقدار آپوپتوز اولیه و آپوپتوز با تاخیر به ترتیب مربوط به تیمار با کورکومین و ترکیب همزمان کورکومین و سیسپلاتین بود. همچنین هم سیسپلاتین و هم کورکومین باعث بروز تغییرات مورفولوژیکی در سلولها شدند. نتایج آنالیز ژن نشان داد کورکومین و سیسپلاتین باعث کاهش بیان ژن Cdc42 میشوند. در تمامی موارد اثرات سینرژیک کورکومین و سیسپلاتین مشاهده شد. بنابراین کورکومین می تواند گزینه خوبی برای استفاده ترکیبی با داروهای شیمیدرمانی به منظور کاهش دوز مصرفی دارو و کاهش عوارض جانبی آنها باشد.
اثر اگزوزومهای مشتق از مایع مغزی نخاعی بر تمایز عصبی سلولهای بنیادی مزانشیمی چربی در داربست هیدروژل آلژینات
صفحه 265-278
https://doi.org/10.52547/nbr.8.4.265
مجتبی چروی، جواد بهارآرا، پریچهر یغمایی، نسیم حیاتی رودباری
چکیده امروزه محققین تلاشهای گستردهای جهت یافتن روشهای نوین درمانی برای آسیبهای عصبی انجام دادهاند. در این بین نقش اگزوزومها در زمینه ارتباطات سلول – سلول به عنوان مکانیسمی نوین قلمداد میشود. اگزوزومها میتوانند به عنوان عامل تمایزی مناسب عمل کنند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر تمایزی اگزوزومهای مشتق از مایع مغزی نخاعی بر سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از بافت چربی در هیدروژل آلژینات است. در این مطالعه اگزوزومها به روش اولتراسانتریفوژ از مایع مغزی نخاعی استخراج شده و توسط میکروسکوپ اتمی، میکروسکوپ SEM و تکنیک DLS شناسایی شد. همچنین سلولهای بنیادی چربی قرار گرفته در هیدروژل آلژینات تحت تیمار با غلظتهای مختلف اگزوزوم قرار گرفت. بقای سلولها توسط روشهای MTT و اکردین اورنج اتدیوم بروماید مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی فرایند تمایز سلولها نیز توسط تکنیک ایمنوسیتوشیمی و Real Time – PCR انجام شد. بررسی هویت اگزوزومها وجود اگزوزومها با اندازه تقریبی 70 نانومتر را تایید کرد. نتایج بقا سلولها نشان دهنده قابلیت بقا و تکثیر سلولها در طی 14 روز است. همچنین بیان پروتئینهای MAP2 (پروتئینی همراه با میکروتوبولها) و Nestin (پروتئین فیلامنت بینابینی) با استفاده از روش ایمنوسیتوشیمی مورد تایید قرار گرفت. نتایج حاصل از Real Time – PCR نشان داد سطح بیان ژن MAP2 در طی روز هفتم و چهاردم افزایش و بیان ژن Nestin در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی داری را نشان میدهد. این مطالعه نشان داد اگزوزومهای استخراج شده از مایع مغزی نخاعی میتوانند سبب تمایز عصبی سلولهای بنیادی مزانشیمی چربی در داربستهای هیدروژلی آلژینات شود.
مطالعه سینتیکی آنزیم پراکسیداز در حضور آلکالوئیدهای پورینی
صفحه 279-288
https://doi.org/10.52547/nbr.8.4.279
طیبه رحمتی دروازی، ریحانه سریری
چکیده آنزیم پراکسیداز واکنشهای اکسیداسیونی پیشمادههای مختلف را با استفاده از هیدروژن پراکسید که یک گونه فعال اکسیژنی است، تسریع میکند. گونههای فعال اکسیژن در غلظتهای کم، به عنوان پیامرسان در تنظیم مسیرهای درون سلولی عمل میکنند و در غلظتهای زیاد، با ایجاد استرس اکسیداتیو قابلیت غلبه بر سیستم ایمنی را دارند. از طرفی، نوشیدنیهایی مثل قهوه، چای و نوشابههای گازدار که به مقدار فراوان در رژیم غذایی روزانه افراد وجود دارند، حاوی مقادیر زیادی از آلکالوئید گزانتینها از جمله تئوفیلین و تئوبرومین هستند. از اینرو، تأثیر تئوفیلین و تئوبرومین بر فعالیت پراکسیداز بررسی شده است. فعالیت پراکسیداز به روش کینتیک توسط اسپکتروفتومتر از طریق دنبالکردن جذب محصول رنگی ناشی از اکسایش 4-آمینوآنتی پیرین در طول موج 510 نانومتر به مدت 3 دقیقه، در حضور و فقدان تئوفیلین و تئوبرومین اندازهگیری میشود. در این مطالعه نشان داده شد که هر دو ترکیب فعالیت آنزیم پراکسیداز را مهار میکنند و مقادیر IC50 برای تئوبرومین و تئوفیلین به ترتیب 0/50 و 0/55 میلیمولار است. از طرفی مقادیر ثابتهای Km و Vmax هر یک از مهارکنندهها، نارقابتی بودن مکانیسم مهار را نشان میدهد. همچنین مقدار Ki، برای تئوبرومین و تئوفیلین به ترتیب 0/03 و 0/045 میلیمولار تعیین شد. درنتیجه، تئوبرومین در مقایسه با تئوفیلین، به دلیل داشتن مقادیر کمتر IC50 و Ki، دارای قدرت مهار بالاتر و تمایل اتصال بیشتری به کمپلکس آنزیم - پیشماده است. بنابراین، نتیجهگیری میشود که تئوبرومین اثر مهاری قویتری بر فعالیت پراکسیداز دارد.
اعتبارسنجی دو گونه ماهی همبوم عروسماهی ارومیه و شاهکولی ارومیه براساس صفات ریختشناختی در رودخانه مهابادچای
صفحه 289-296
https://doi.org/10.52547/nbr.8.4.289
عطا مولودی صالح، سهیل ایگدری، کیوان عباسی، منوچهر نصری
چکیده با توجه به ابهامات بیان شده در برخی مطالعات اخیر مبنی بر مترادف بودن دو گونه همبوم عروس ماهی ارومیه (Petroleuciscus ulanus) و شاه کولی ارومیه (Alburnus atropatenae)، این مطالعه به منظور اعتبارسنجی این دو گونه با مقایسه صفات اندازشی و شمارشی آنها در رودخانه مهابادچای حوضه دریاچه ارومیه انجام شد. تعداد 64 نمونه از گونه P. ulanus و 68 نمونه از گونه A. atropatenae صید شد و تعداد 17 صفت اندازشی و 7 صفت شمارشی اندازهگیری و ثبت شدند. صفات اندازشی بهمنظور حذف اندازه و اثرات ناشی از رشد آلومتریک مثبت استانداردسازی شدند، سپس نرمال و غیرنرمال بودن آنها بررسی شد. دادههای استاندارد شده با استفاده از آزمونهای تیتست، منویتنی، تجزیه به مولفههای اصلی (PCA) و تحلیل تابع تشخیصی براساس ارزش p تیتست هاتلینگ (DFA/Hotelling's T-test) تحلیل شدند. نتایج نشان داد، که دو گونه مورد بررسی در 11 صفت اندازشی و 2 صفت شمارشی تفاوت معنیداری داشتند (05/0>P). همچنین آنالیزهای چند متغیره DFA تفاوت معنیداری بین دو گونه مورد مطالعه نشان داد. نتایج این پژوهش فرضیه پیشین مبنی بر هم مترادف بودن این دو گونه را بر اساس صفات اندازشی و شمارشی رد مینماید. بنابراین بر اساس نتایج این مطالعه، هویت آرایهشناسی این دو گونه معتبر هستند.
ارزیابی خواص فیتوشیمیایی و پتانسیل ضدقارچی عصارههای آبی و متانولی لاله هفت رنگ
صفحه 297-306
https://doi.org/10.52547/nbr.8.4.297
ویدا تفکری
چکیده هدف از این پژوهش، ارزیابی خواص فیتوشیمیایی و ظرفیت ضدقارچی عصارههای آبی و متانولی گل لاله هفت رنگ، علیه گونههای مختلف مخمری و کپکی است. به این منظور، گلهای تازه آسیاب شدند و سپس به مدت یک شب در متانول و آب خوابانده شدند و سپس عصارهها مورد ارزیابی در تستهای متنوع قرار گرفتند. نتایج نشان داد که عصارهها ترکیبات فیتوشیمیایی مختلفی مانند ترپنوئید، تانین، فلاوونوئید، الکالوئید و فلوباتانین داشتند. پس از تبخیر حلال، فعالیت ضدقارچی عصارههای تغلیظ شده از طریق روش انتشار از چاهک روی Candida albicans، Trichosporon asahii، Yarrowia lipolytica، Aspergilus niger و Fusarium oxysporum مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشانگر آن بود که عصارهها بر مخمرها و کپکها بهجز Aspergilus niger اثر داشتند. به منظور تعیین حداقل غلظت مهار کننده و حداقل غلظت کشنده، تستهای ضدمیکروبی در میکروپلیتها انجام شدند. عصاره متانولی نسبت به عصاره آبی اثرات ضد قارچی بیشتری نشان داد. بنابراین عصارههای این گیاه میتوانند بعنوان منبعی برای عوامل ضدقارچی معرفی گردند.
