دوره و شماره: دوره 8، شماره 1 - شماره پیاپی 27، بهار 1400 

سنجش الکتروشیمیایی آنتی‌بادی مونوکلونال ضد توکسوئید کزاز توسط تقویت نقره نانوذرات طلا بر الکترود کربن شیشه‌ای اصلاح شده با نانولوله‌های کربنی

صفحه 1-12

https://doi.org/10.52547/nbr.8.1.1

سلیمه رئیسی، احمد مولایی راد، مینو صدری، حمیده روحانی نژاد

چکیده کزاز توسط توکسین حاصل از باکتری کلستریدیوم تتانی ایجاد می شود. به­ دلیل آلودگی سریع و آسان با این باکتری، تشخیص وضعیت ایمنی افراد نسبت به این عامل حائز اهمیت است. از این­رو بیوسنسورهای الکتروشیمیایی یکی از ابزارهای سودمند در این رابطه بوده و دارای ویژگی­ هایی مانند سرعت، سادگی، تجهیزات ارزان و قابل حمل هستند، با­این­ وجود حساسیت شناسایی آنها کافی نیست. بنابراین، تقویت نقره در ارتباط با نانوذرات-طلا برای بهبود شناسایی آنالیت‌ها پیشنهاد شده است. از این­ رو در بررسی اخیر با کاربرد نانوذرات-طلا به­ عنوان برچسب و پس از آن تقویت نقره، حضور آنتی­بادی ضد­توکسوئید کزاز به صورت "آری یا نه" به روش الکتروشیمیایی با قالب سنجش­های ایمنی غیر مستقیم بر روی الکترودهای کربن-شیشه ای اصلاح­شده با نانولوله کربنی مورد ارزیابی قرار گرفت. روش آنالیتیکال شامل برهمکنش سم کزاز و آنتیبادی بر روی الکترود است که توسط اتصال آنتیبادی ثانویه کانجوگه شده با نانوذرات-طلا و پس از آن تقویت نقره دنبال گردید. تغییر ولتامتری-چرخه­ای و تغییرات سیگنال طلا نسبت به نقره بر اساس تغییرات یون (Ag+1) بر روی سطح الکترود بررسی شد. نتایج نشان داد که (Ep∆) از 24/0 ولت پیش از واکنش تقویت نقره به 57/0 ولت پس از آن افزایش یافت. همچنین، پس از تقویت نقره، جریان به میزان چشم­گیری افزایش یافت و نمودار جریان در Ecp به سمت پتانسیل های مثبت و در Eap به سمت پتانسیل های منفی انتقال یافت. در­مجموع این روش باعث افزایش حساسیت شناسایی شده و می‌تواند به راحتی برای شناسایی سایر مولکول­‌های زیستی استفاده شود.

تاثیر پپتید آنتاگونیست VEGFB بر میزان بیان miR-210 در سرطان پستان مدل موشی

صفحه 13-19

https://doi.org/10.52547/nbr.8.1.13

فاطمه کبودان، سهیلا طالش ساسانی، سید محسن اصغری

چکیده سرطان پستان چهارمین سرطان شایع در سراسر جهان است و زمانی اتفاق می‌افتد که سلول‌های پستان به­ طور غیر قابل کنترلی تقسیم شوند و تومور تشکیل بدهند. رگ­زایی یکی از عوامل مهم در رشد و حفظ هموستاز سلول در شرایط طبیعی و پاتولوژیک است و VEGFs از مهم‌ترین عوامل موثر در رگ­زایی هستند. miR-210 از طریق ارتباط با VEGF در رگ­زایی نقش مهمی ایفا می­ کند. در این مقاله تغییرات بیان miR-210 در پاسخ به پپتید ضد رگ­زایی آنتاگونیست VEGFB (موسوم به VEGB1) در موش ­های ماده نژاد BALB/c، دارای تومور پستان القاء شده با رده سلولی 4T1 مطالعهشد. گروه تحت درمان مقادیر 1mg.kg-1 و 10mg.kg-1 از پپتید و گروه کنترل، PBS را به طریق درون صفاقی (ip) به مدت دو هفته دریافت کردند. چهارده روز پس از تیمار، بافت پستانی از هر دو گروه حیوانات جداسازی و میزان بیان miR-210 بررسی شد. تحلیل آماری نتایج با استفاده از One Way ANOVA بیانگر وجود اختلاف معنا­دار در میزان بیان miR-210 میان گروه‌های تیمارشده با مقادیر مختلف VEGB1 بود. همچنین بیان این ژن میان گروه­های تیمار شده با پپتید با نمونه­ های شاهد تفاوت معنی­ دار داشت ( p<0.05 ). در موش­ های تیمار شده با یک میلی­ گرم بر کیلوگرم از VEGB1 میزان بیان miR-210، 42 درصد کاهش بیان داشت، اما کاهش 90 درصدی بیان miR-210 در موش­ های تیمار شده با 10میلی­گرم بر کیلوگرم VEGB1 مشاهده گردید که نشان­ دهنده عملکرد مهاری پپتید آنتاگونیست VEGB1 در مقادیر مختلف است.


سنجش اثر آنتی‌اکسیدانی و ضد‌سرطانی اسطوخودوس و بادرنجبویه بر روی رده سلولی سرطان‌های پستان، رحم و تخمدان

صفحه 20-30

https://doi.org/10.52547/nbr.8.1.20

پریچهر حناچی، حجت صادقی علی آبادی، نسیم قربانی، روشنک زرین قلمی، خدیجه کیارستمی

چکیده بشر از دیر­باز به گیاهان علاوه بر دید خوراکی با بینش درمانی نیز نگریسته است. گیاهان منبع غنی از ترکیبات آنتی‌اکسیدانی و فنولی هستند. اسطوخودوس و بادرنجبویه از گیاهان دارویی هستند که غنی از ترکیبات آنتی‌اکسیدانت هستند. هدف از این مطالعه، مقایسه میزان ترکیبات آنتی‌اکسیدانی عصاره­‌های دو گیاه اسطوخودوس و بادرنجبویه و بررسی اثر آن‌ها بر روی رده سلولی سرطان­‌های پستان، رحم و تخمدان با استفاده از روش عصاره‌گیری و حلال مناسب است. از برگ خشک گیاهان عصاره‌های متانولی، آبی، اتانولی تهیه گردید و سنجش فعالیت آنتی‌اکسیدانی با روش DPPH و FRAP صورت گرفت و در نهایت اثر ضد‌سرطانی عصاره‌ها بر روی رده‌های سلول سرطانی پستان، رحم و تخمدان با روش MTT سنجیده شد. مقایسه نتایج سنجش آنتی ­اکسیدان کل نشان داد بیشترین میزان مربوط به عصاره اتانولی لئوفلیزه بادرنجبویه و عصاره متانولی لیوفلیزه اسطوخودوس است. میزان IC50 عصاره اتانولی بادرنجبویه برابر 0/028 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر بر رده سلولی OVCAR-3 بوده که بهترین نتیجه را نسبت به سایر حلال­‌ها و سایر رده‌های سلولی داشته و در رده سلول­‌های MCF-7 نیز عصاره اتانولی اسطوخودوس با میزان IC50 برابر 2/07 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر بهترین نتیجه را داشت. در رده سلولی HeLa نیز عصاره متانولی اسطوخودوس با IC50 برابر 7/36 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر بهتر از دو حلال دیگر بود. در این پژوهش برای اولین بار تاثیر عصاره­های مختلف بادرنجبویه و اسطوخودوس بر روی رده سلول­های سرطان پستان (MCF-7)، تخمدان (OVCAR-3) و دهانه­ رحم (HeLa) سنجیده شد و نتایج نشان دادکه عصاره اتانولی و متانولی حاصله از این گیاهان دارای خاصیت کشندگی بیشتری بر روی رده سلول‌های سرطانی است.

اثر اگزوزوم‌های مشتق از سلول‌های سرطانی اپیتلیالی تخمدان انسانی بر ترشح هورمون‌های AMH و Inhibin سلول‌های گرانولوزا

صفحه 31-38

https://doi.org/10.52547/nbr.8.1.31

نجمه نیکدل، جواد بهارآرا، سعید ذاکر بستان آباد، مریم طهرانی پور

چکیده اگزوزوم از انواع مختلف سلول­ها ترشح می­شود و به­عنوان بسته­های زیستی شناخته می­شوند. اگزوزوم­ها در ارتباطات بین سلولی و همچنین در ایجاد و پیشرفت بیماری­های مختلف از جمله سرطان نقش مهمی دارند. هورمون­های Inhibin و آنتی­مولرین هورمون (AMH) از نشانگرهای تومور سلول گرانولوزا (GCT) است. در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی اثر اگزوزوم­های مشتق از سلول­های سرطان تخمدان انسانی بر ترشح هورمون Inhibin B و AMH از سلول­های گرانولوزا بررسی شد. ابتدا سلول­های رده A2780 سرطان تخمدان کشت داده شدند سپس مایع رویی جهت استخراج اگزوزوم­ها توسط اولتراسانتریفیوژ جمع­آوری و با استفاده از روش DLS و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) بررسی شدند. همچنین سلول­های گرانولوزا از تخمدان موش ماده نابالغ نژاد Balb/C استخراج و کشت داده شد و سپس توسط غلظت μg/ml 25 از اگزوزوم­های استخراج شده سلول­های سرطان تخمدان تیمار شد و مقدار هورمون­های Inhibin B و AMH اندازه­گیری شد. مقدار هورمون­های Inhibin B و AMH در سلول­های تیمار شده در مقایسه با شاهد افزایش معنی­دار نشان داد 05/0P<. از آنجا که در این مطالعه اگزوزوم­های استخراج شده از سلول های سرطانی تخمدان باعث افزایش معنی­دار هورمون­های Inhibin B و AMH شده است به­نظر می­رسد که در ایجاد تومور سلول گرانولوزا موثر می­باشند و لذا ضرورت مطالعات کلینیکی کاملا محسوس و پیشنهاد می­شود.

شیوع و شدت انگل‌های خونی کوکسیدیایی در سه گونه از مارمولک‌های استان مرکزی، ایران

صفحه 39-45

https://doi.org/10.52547/nbr.8.1.39

حسین جوان بخت، ریحانه حاجیان

چکیده انگل‌های کوکسیدیایی (Apicomplexa: Coccidia) تقریبا از تمام گروه‌های مهره‌داران گزارش شده است. این انگل‌ها ممکن است باعث اثرات اکولوژیکی و پاتولوژیکی شدیدی بر روی میزبان شوند. انگل‌های خونی جنس‌های شلاکیا و لانکستره­لا، چرخه کامل زندگی خود را در میزبان خزنده طی می‌کنند و سپس یک مرحله خاموش را در بافت میزبان خونخوار (عموما هیره یا پشه) باقی می‌مانند تا توسط میزبان خزنده بعدی بلعیده شوند. به­هرحال شیوع و شدت این انگل‌ها در بیشتر نواحی پراکنش آن به میزان کمی شناخته شده است. با این هدف، برای اولین بار شیوع و شدت این انگل‌ها را در سه گونه از مارمولک‌های استان مرکزی ایران شامل Trapelus lessonae ، Ophisops elegans و Eremias monticola مورد بررسی قرار گرفت. نمونه‌های خون از سیاهرگ دمی 51 مارمولک بوسیله سرنگ انسولین جمع‌آوری شد. اسمیرهای خونی خشک شد، پس از تثبیت نمونه­ها در الکل متانول، به­وسیله محلول گیمسا رنگ‌آمیزی و سپس با میکروسکوپ نوری و با عدسی 100 مورد بررسی قرار گرفت. آلودگی به انگل‌های هموکوکسیدیایی خانواده لانکستره­لیدا در خون 41 درصد از 51 نمونه مارمولک آزمایش شده مشاهده شد. میانگین شدت آلودگی در سه گونه بین 0/050/03 درصد متغیر بود. این بررسی شیوع و شدت نسبتا بالای این انگل‌های خونی را در مارمولک‌های نواحی مرکزی ایران نشان داد. این نتایج پیش بینی می‌کند که میزبان‌های مناسب برای انتقال این انگل در این نواحی پراکنش دارند. بنابراین توصیه می شود در تحقیقات آینده از مارکرهای ژنتیکی جهت شناسایی دقیق تر انگل ها استفاده شود.

بررسی دوشکلی جنسی در نسبت طول انگشتان دوم تا چهارم در سوسمار لاسرتید انگشت شانه‌ای در جنوب ایران

صفحه 46-55

https://doi.org/10.52547/nbr.8.1.46

نسترن حیدری

چکیده نسبت طول انگشتان طی دوران تکوین جنینی سازماندهی شده و ممکن است با قرار گرفتن در معرض هورمون‌های استروئیدی جنسی درجات مختلفی از دو­شکلی جنسی بین افراد نر و ماده در گروه‌های مختلف جانوری نشان بدهند. بین تمامی انگشتان یک فرد، نسبت بین انگشتان دوم به چهارم (2D:4D) بیشترین اهمیت را داراست. در این مطالعه، نسبت طول انگشتان دوم تا چهارم در هر دو سمت راست و چپ بدن در اندامهای جلویی (دست‌ها) و عقبی (پاها) بدن در 44 نمونه (شامل 20 نر و 24 ماده) از مارمولک‌های گونه blanfordiAcanthodactylus جهت تعیین وجود دو­شکلی جنسی در نسبت بین انگشتان نمونه­ها مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه همچنین دو­شکلی جنسی نمونه‌ها از لحاظ دیگر صفات مورفولوژیک (23 صفت متریک و مریستیک) مورد بررسی قرار گرفتند. دو­شکلی جنسی در پنج صفت مورفولوژیک متریک و مریستیک مشاهده شد. اما از لحاظ نسبت اندازه انگشتان دست و پا، دو­شکلی جنسی در اندازه طول انگشتان صرفاً در 2D:4D در سمت راست بدن در هر دوی اندام‌های حرکتی جلویی و عقبی مشاهده گردید. به­طوری­که، اندازه این صفت در نرها بیشتر از ماده‌ها بوده و این اختلاف نیز از لحاظ آماری معنی دار بود (P≤0.05).

تبارزایی مولکولی و آرایه‌شناسی گونه‌های بخشه Stenocephalae از سرده Cousinia (تیره کاسنیان) در شمال‌شرقی ایران

صفحه 56-67

https://doi.org/10.52547/nbr.8.1.56

سیمین کلوتی، شاهرخ کاظم پور اوصالو، فریده عطار، آلفونسو سوزانا، نوریا گارسیا- جاکاس

چکیده تبار­زایی و تنوع ریختی گونه‌های Cousinia hypopolia، C. decipiens، C. esfandiarii، C. renominota، C. stahliana و C. daryoushiana از بخشه Stenocephalae از سرده Cousinia که در مناطق شمال­شرقی ایران پراکنش دارند، مورد بررسی قرار گرفتند. توالی‌های هسته‌ای ETS , ITS و کلروپلاستی rpl32-trnL(UAG) برای 12 گونه (17 نمونه) تولید شد. روابط تبار­زایشی بین گونه‌ای با استفاده از روش استنباط بیزی و روش بیشینه درست نمایی بازسازی شد. همچنین نمونه‌ها از لحاظ صفات ریخت­شناسی مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه جدایی این گونه‌ها توسط نتایج حاصل از داده‌های مولکولی (داده‌های ترکیبی هسته‌ای ETS ,ITS و کلروپلاستی rpl32-trnL(UAG)) علی­رغم دارا بودن صفات ریختی و توزیع جغرافیایی بسیار مشابه تأیید شد. بر اساس مطالعه حاضر گونه‌های ذکر شده، بر اساس صفات ریختی و نتایج حاصل از داده‌های مولکولی از یکدیگر جدا می‌شوند. کلید شناسایی و شرح گونه‌ها ارائه می‌شود. این نتایج با مطالعات قبلی ریخت­شناسی، گرده­شناسی و تشریحی هم­خوانی قابل توجهی نداشت.

بررسی فلور منطقه گلستانکوه در استان اصفهان، ایران

صفحه 68-83

https://doi.org/10.52547/nbr.8.1.68

آزاده اخوان روفیگر، علی باقری

چکیده منطقه گلستانکوه با مساحت تقریبی 130 هزار هکتار، در استان اصفهان واقع‌ شده است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی فلور این منطقه انجام شد. در مجموع، 620 آرایه متعلق به 303 سرده و 61 تیره شناسایی گردید. کاسنیان با 104 گونه بزرگ‌ترین تیره گیاهی منطقه بود و بعد از آن تیرههای باقلائیان، نعنائیان و کلمیان به ترتیب با 63، 60 و 59 گونه رتبه‌های بعدی را کسب کردند. سرده گون نیز با 33 گونه بزرگ‌ترین سرده است. فراوان‌ترین شکل زیستی در منطقه همیکریپتوفیتها با 41 درصد و تروفیتها با 34 درصد هستند، از نظر پراکندگی جغرافیایی، 48 درصد (300 گونه)، به ناحیه ایرانو-تورانی تعلّق دارند. همچنین از بین گیاهان شناسایی شده در منطقه، تعداد 130 گونه (21 درصد) انحصاری ایران محسوب می­شوند. با توجه به تنوع گونه­ای بالا در منطقه گلستانکوه، استفاده از راهکارهای مناسب برای حفاظت از آن‌ها بسیار ضروری به نظر می‌رسد.