دوره و شماره: دوره 5، شماره 2 - شماره پیاپی 16، تابستان 1397 

بررسی فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان راش شرقی نسبت به تغییرات محیطی در طول گرادیان ارتفاعی (مطالعه موردی: جنگلهای گیلان، ماسال)

صفحه 95-105

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.95

محبوبه محبی بیجارپسی، تیمور رستمی شاهراجی، حبیب الله سمیع زاده لاهیجی

چکیده به منظور درک مکانیسم سازگاری اکوفیزیولوژی راش شرقی Fagus orientalis Lipesky نسبت به تغییرات ارتفاعی، میزان فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانی شامل پراکسیداز، کاتالاز و آسکوربات پراکسیداز در برگ های درختان راش شرقی در ارتفاعات مختلف (700 متر، 1200 متر و 170 متر ارتفاع از سطح دریا) در جنگلهای گیلان مورد مطالعه قرار گرفت. نمونه برداری از برگ های واقع در نمیه شمالی و جنوبی تاج درختان سالم و بالغ راش شرقی انجام شد. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اختلاف معنی داری در بین و درون جمعیت برای فعالیت آنزیم های کاتالاز و پراکسیداز در سطح احتمال 05/0 وجود داشت و با افزایش ارتفاع، میزان فعالیت کاتالاز و پراکسیداز افزایش یافت، اما فعالیت آنزیم آسکوربات پراکسیداز ابتدا به صورت افزایشی و از ارتفاع میانه با افزایش ارتفاع میزان فعالیت آن کاهش یافت. همچنین نتایج نشان داد که فعالیت آنزیمی پراکسیداز و کاتالاز در برگ های جمع آوری شده از نمیه شمالی درختان نسبت به برگ های جمع آوری شده از نیمه جنوبی درختان بیشتر بود.

نقش کنترل منفی ژن شبه استریکتوسیدین سینتاز-7 در مقاومت گیاه آرابیدوپسیس تالیانا به تنش شوری

صفحه 106-117

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.106

پردیس قربانی سالکویه، محمدمهدی سوهانی، امین عابدی

چکیده ژن­های شبه­استریکتوسیدین سینتاز یک خانواده ژنی آرابیدوپسیس است که ژن­های اورتولوگ آنها در بقیۀ گیاهان کدکنندۀ آنزیم کلیدی مسیر بیوسنتزی ایندول آلکالوئیدهای مونوترپن هستند. بیان ژن SSL7 آرابیدوپسیس بلافاصله پس از تیمار با مولکول­ های پیام­ رسانی نظیر SA، متیل جازمونات و اتیلن القا می­ شود. در این آزمایش به­ منظور مطالعۀ کارکرد ژن شبه­ استریکتوسیدین سینتاز - 7 (SSL7) از ژنوتیپ وحشی گیاه آرابیدوپسیس تالیاناCol-0 (شاهد) و لاین سرکوب ­شدۀ ژن SSL7 (ssl7) از طریق درج T-DNA استفاده شد. تحلیل داده ­ها برمبنای آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. فاکتورها شامل دو ژنوتیپ و پنج سطح شوری شامل صفر، 50، 100، 150 و 200 میلی ­مولار NaCl بود. سرکوب ژن SSL7 در جهش ­یافته ssl7 با استفاده از qRT-PCR تأیید شد. بیان ژن­ های واکنش­ گر به تنش شوری شامل P5CS1، NCED3، AAO3 و RD29A در زمان­های 3 و 6 ساعت پس از اعمال تیمار NaCl در غلظتmM 150 نشان داد که چهار ژن مذکور در موتانت ssl7 در هر دو زمانِ پس از تیمار میزان بیان بالاتری نسبت به مقدار بیان در ژنوتیپ Col-0 نشان­ دادند. میزان فعالیت تعدادی از آنزیم ­های آنتی­اکسیدان در غلظت­ های مختلف NaCl در هر دو ژنوتیپ اندازه­ گیری شد. میزان فعالیت آنزیم‌های پراکسیداز (POD)، آسکوربات پراکسیداز (APX) و سوپر اکسید دیسموتاز (SOD) در موتانت ssl7 به ­طور معنی­ داری در سطح احتمال 1 درصد بیشتر از Col-0 بوده است. برعکس، فعالیت آنزیم‌ کاتالاز (CAT) در موتانت کاهش یافت. بنابراین، نتایج نشان داد که ژن SSL7 احتمالاً در مسیر مربوط به پاسخ به تنش شوری وابسته به سالیسیلیک ­اسید در گیاه آرابیدوپسیس نقش دارد و می­تواند به طریق کنترل منفی عمل کند.

مطالعۀ فیتوشیمیایی و اثر ضدتکثیری عصارۀ هیدروالکلی گیاه پرسیاوشان روی رده های سلولی MCF-7 و MRC-5

صفحه 118-127

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.118

حسانه حسن پور، محمد شکرزاده لموکی، رضا طبری، فاطمه رضایی، فاطره رضایی

چکیده با افزایش بیماری سرطان و عوارض جانبی درمان­ های رایج محققان به دنبال یافتن روش ­های درمانی با کمترین عوارض هستند به همین علت گیاهان دارویی اهمیت بالایی پیدا کرده اند. گیاه پرسیاوشان (Adiantum capillus-veneris L.) دارای ترکیبات تری ترپنوئیدی است که خاصیت ضدتومور دارند. هدف این مطالعه بررسی اثر کشندگی عصارۀ گیاه بر ردۀ سلولی سرطان پستان (MCF-7) و سلول های نرمال فیبروبلاست (MRC-5) با استفاده از روش MTT است. گیاه پرسیاوشان از روستای مرزون آباد جمع­ آوری و در دمای C° ٤٠ خشک شد. با استفاده از دستگاه سوکسله و اتانول ٩٦ درصد از بخش هوایی و زیرزمینی گیاه پرسیاوشان عصارۀ هیدروالکلی تهیه و از این عصاره سه فراکسیون هگزان، کلروفرم واتیل استات آماده شد. همچنین، با استفاده از عصارۀ هیدروالکلی آن، ترکیبات گیاه توسط دستگاه GC-Mass شناسایی شد. نتایج حضور ترکیبات پلی­فنلی، ترپنویید، اسیدهای چرب، موم، الکالویید، ترکیبات N- اکسید و فیبررا نشان می­دهد که این گیاه دارای خاصیت آنتی­ اکسیدانی قوی است. نتایج آزمایش MTT نشان داد که از یک طرف این عصاره اثر کشندگی وابسته به دوز بر سلول ­های MCF-7 دارد و قادر به از بین بردن سلول­ های سرطانی بوده و از طرف دیگر اثر آن بر سلول­ های سرطانی بیشتر از ردۀ نرمال است. همچنین میزان IC50 عصاره ­های بخش هوایی و زیرزمینی روی هر دو رده تفاوت معناداری را نشان می­دهند. خواص کشندگی آن قابل مقایسه با داروی ضدسرطان سیس پلاتین است.

استفاده از رگرسیون گام به گام برای شناسایی نشانگرهای مولکولی ISSR مرتبط با صفات زراعی در اکوتیپ‌های اسفرزه

صفحه 128-136

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.128

مهدی رحیمی

چکیده در این مطالعه، ارتباط بین نشانگرهای ISSR با برخی از صفات زراعی در 22 توده اسفرزه با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون گام به گام انجام شد. تجزیه و تحلیل نتایج رگرسیونی، ارتباط معنی داری بین صفات و برخی از جایگاه‌های نشانگر مورد مطالعه نشان داد. برای بعضی صفات بیش از یک نشانگر آگاهی بخش تشخیص داده شد. در مجموع 90 نشانگر آگاهی بخش ISSR مشخص شد که با توجه به ارتباط بعضی از نشانگرها در کنترل چندین صفت، در نهایت 48 نشانگر ارتباط معنی‌داری با صفات نشان دادند. نشانگرهای UBC816-2، UBC826-2 و UBC826-3 با عملکرد همبستگی معنی داری نشان دادند و 5/53 درصد از تنوع فنوتیپی را توجیه کردند. در میان آغازگرهای ISSR، توجه ویژه ای باید به آغازگر UBC811 و همچنین نشانگر UBC813-11 شود چرا که بیشترین ارتباط بین این آغازگر و این قطعه با صفات مورد مطالعه بود. برخی از این نشانگرها با بیش از یک صفت ارتباط داشتند که نشان دهنده پیوستگی نزدیک این صفات یا کنترل این صفات توسط اثرات پلیوتروپی است. این آغازگرها برای بهبود و اصلاح اسفرزه مفید هستند.

اثر ضدافسردگی عصاره هیدروالکلی چویل در مدل ایسکمی/هایپوپرفیوژن در موش صحرایی نر ویستار بالغ

صفحه 137-143

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.137

مریم رفیعی راد، زینب عیدی پور، شهربانو عالمی رستمی

چکیده در بیماران مبتلا به ایسکمی مغزی، چه در زمان بستری و چه در جامعه، شیوع افسردگی ماژور مشهود است از آنجا که افسردگی بر روی بهبود فرد تأثیر منفی دارد، تشخیص و درمان به­موقع آن ضروری است. این مطالعه به تأثیر عصاره­ی هیدروالکلی چویل بر شاخص­ های استرس­اکسیداتیو مغز و افسردگی پس از انسداد دوطرفه دائم شریان کاروتید مشترک یا همان ایسکمی/هایپوپرفیوژن در موش صحرایی های نر بالغ می پردازد. تعداد 35 موش صحرایی نر نژاد ویستار به گروه های کنترل، ایسکمی و گروه ­های ایسکمی دریافت­ کننده 14 روزه دوزهای (100، 200 و 400 mg/kg) عصاره چویل به روش گاواژ تقسیم شدند. برای ایجاد مدل حیوانی از ایسکمی/هایپوپرفیوژن مغزی دائم، شریان های کاروتید به فاصله یک هفته از بالا و پایین بسته شده و برش یافتند. برای سنجش افسردگی زمان بی­حرکتی در شنای اجباری اندازه ­گیری شد و سپس بافت مغز برای تفکیک هیپوکامپ و اندازه­ گیری مالون­دی­الدئید خارج شد. در گروه ایسکمی/هایپوپرفیوژن، زمان بی­حرکتی و مالون­دی­الدئید افزایش معنی­ داری نشان داد و گاواژ هر سه دوز عصاره چویل به موش­های ایسکمی باعث کاهش قابل­ توجه غلظت مالون دی الدئید در هیپوکامپ و نیز کاهش زمان بی­حرکتی به­ ترتیب در دوز 100 و دوزهای mg/kg 200 و 400 گردید و افزایش زمان شنا در هرسه گروه دریافت کننده­ی عصاره مشاهده شد. عصاره چویل با اثر آنتی اکسیدانی می تواند از عوارض ناشی از ایسکمی از جمله افسردگی را بکاهد.

بررسی تغییرات رشد و محتوای متابولیت های ثانویه گیاهچه شاهی در تیمار ملاتونین برون‌زا

صفحه 144-154

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.144

حکیمه علومی، فاطمه نصیبی، حسین مظفری

چکیده گیاهان دارویی منابع غنی از متالیت‌های ثانویه هستند. شاهی گیاهی واجد ترکیبات موثره و متابولیت‌های ثانویه از جمله ترکیبات پلی‌فنل، آنتوسیانین‌، فلاونوئید می‌باشد که بواسطه این ترکیبات دارای اهمیت ویژه دارویی و اقتصادی است. ملاتونین یک تنظیم کننده رشد است که نقش آن در افزایش میزان متابولیت‌های ثانویه منجر به ایجاد تحمل گیاهان به تنش های محیطی می‌شود. در این مطالعه اثر ملاتونین برون‌زا بر تولید متابولیت‌های ثانویه گیاهچه شاهی (Lepidium sativum) در آزمایشی در قالب طرح کاملاً تصادفی با 5 تیمار ملاتونین (0، 5، 10، 50 و 100 میکرومولار) و 3 تکرار انجام گرفت. پس از اعمال تیمار، میزان رشد و محتوای رنگیزه‌ای، محتوای آب برگ و همچنین محتوای فلاونوییدها، آنتوسیانین‌ها و ترکیبات فنولی کل مورد بررسی قرار گرفت. تیمار بذر با ملاتونین بویژه در غلظت‌ 50 و 100 میکرو مولار موجب بهبود رشد و محتوای رنگیزه های فتوسنتزی گردید. همچنین مقادیر بالای ملاتونین متابولیت‌های ثانویه گیاه از جمله آنتوسیانین ها، کاروتنوئیدها و ترکیبات فنولی گیاه را افزایش داد. این تغییرات می‌تواند تایید کننده نقش ملاتونین بعنوان تنظیم کننده رشد و تاثیر آن بر بهبود رشد و مقاومت گیاهی ‌باشد.

بررسی تاریخ تکاملی زیرگونۀ کمرکولی جنگلی در کوه های زاگرس، ایران

صفحه 155-167

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.155

مسعود نظری زاده، محمد کابلی، حمیدرضا رضایی، جلیل ایمانی، علیرضا محمدی، سعید خاکی

چکیده چکیده. کمرکولی جنگلی در ناحیۀ اوراسیا با حدود 18 زیرگونه از گسترش وسیعی در جنگل­ های کهنسال خزان­کنندۀ پهن ­برگ برخوردار است. جمعیت مقیم این پرنده در جنگل­ های پهن‌برگ بلوط در رشته کوه زاگرس به عنوان S.e.persica معرفی شده است. هدف از این مطالعه بررسی ساختار ژنتیکی و روابط تکاملی زیرگونۀ کمرکولی جنگلی رشته کوه زاگرس در مقایسه با کلادهای اروپایی (European)، آسیایی (Asian) و قفقازی (Caucasian) است. برای این منظور تعداد 10 فرد از دو ناحیه زاگرس شمالی در استان کرمانشاه و زاگرس جنوبی در استان کهگیلویه و بویراحمد با مجوز از سازمان حفاظت محیط زیست زنده­گیری و نمونه­ های خون آنها برداشت شد. مطالعات ژنتیکی با استفاده از 136 توالی کامل ژن ND2 (1041جفت باز) مستخرج از بانک ژن و 10 توالی از رشته کوه زاگرس تحت بررسی قرار گرفت. تحلیل­های تبارشناسی با استفاده از مدل TRN +G و رسم درخت بیزین و حداکثر درست نمایی انجام گرفت. همچنین روابط بین هاپلوتایپ‌ها با استفاده الگوریتم‌های اتصال میانه و پارسیمونی تحت بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که از 10 نمونۀ توالی یابی شده، چهار هاپلوتایپ منحصر به فرد حاصل شد. همچنین تحلیل‌های تبارشناسی حاکی از آن بود که جمعیت‌های زاگرس از تبار قفقازی تفکیک‌پذیر است. همچنین از 10 نمونۀ توالی یابی شده، چهار هاپلوتایپ منحصر به فرد حاصل شد. نتایج آمارۀ FST حاصل از تحلیل واریانس مولکولی (AMOVA) تغییرات معنی‌دار ساختار ژنتیکی را در بین جمعیت‌های مختلف کمرکولی جنگلی را نشان داد. آمارۀ FCT نیز حاکی از بروز تغییرات ژنتیکی قابل توجه در بین جمعیت‌های مختلف تبارهای آسیا، اروپا، قفقاز و زاگرس بود. در نهایت جمعیت‌های مختلف کمرکولی جنگلی در اوراسیا را می‌توان به سه گونۀ تکامل نژادی تقسیم نمود و زیرگونه‌ها‌ی S.e.persica و S.e.caucasian را بعنوان دو گونۀ تکامل نژادی مشترک در نظر گرفت.

طراحی یک پپتید چهار اسیدآمینه‌ای نوین برای مهار دومین BIR3 پروتئین XIAP به‌وسیلة شبیه سازی دینامیک مولکولی

صفحه 168-182

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.168

کریم مهنام، فاطمه میراحمدی باباحیدری

چکیده پروتئین XIAP یکی از اعضای پروتئین‌های مهارکننده آپوپتوز یا مرگ برنامه‌ریزی‌شده یاخته (خانواده IAP) است. پروتئین XIAP نقش باارزشی در مهار آپوپتوز بازی می‌کند و دربرگیرندۀ سه دومین BIR (Baculoviral IAP Repeat) است. دومین سوم این پروتئین یعنی BIR3 به‌طور مستقیم به پایانه N پروتئین کاسپاز 9 متصل می‌شود و آپوپتوز را مهار می‌کند. نشان داده‌شده است که چهار اسیدآمینه پایانة N پروتئین SMAC یعنی AVPI می‌توانند به BIR3 متصل شوند و آن را مهار کنند و بنابراین، آپوپتوز را به راه‌اندازند. در این پژوهش 15 پپتید به دومین BIR3 داک شده‌اند و سپس 10 نانوثانیه شبیه‌سازی دینامیک مولکولی روی هر کمپلکس به‌دست‌آمده از داکینگ انجام شد. سپس از روش مکانیک مولکولی پوازی بولتزمن سطح در دسترس حلال (MM/PBSA) برای برآورد انرژی اتصال آزاد پپتیدها به دومین BIR3 استفاده شد. نتایج روش MM/PBSA هماهنگی نسبی با روش داکینگ وهماهنگی خوبی با نتایج تجربی موجود داشتند. نتایج نشان داد که بهترین پپتیدها با کمترین انرژی آزاد اتصال عبارت‌اند از ATPF و AKPW و ARPF. همچنین بررسی پیوندهای میان این پپتیدها و دومین BIR3 در ساختار نهایی کمپلکس‌ها آشکار کرد که لوسین 307 و ترئونین 308 و گلوتامات 314 و تیروزین 324 دومین BIR3 برای اتصال پپتیدها ضروری هستند. نتایج تفکیک انرژی آزاد و تعیین سهم باقی‌مانده‌های شکاف دومین BIR3 در اتصال به این پپتیدها در طول شبیه‌سازی نیز هماهنگ با نتایج پیشین بود و نقش همان باقی‌مانده‌ها را در اتصال نشان می‌داد. همچنین گرایش بالای این پپتیدها نسبت به پپتید طبیعی ((AVPI و مقایسه آنها با سایر پپتیدها آشکار می‌کند که وجود بار مثبت در جایگاه دوم پپتید و وجود گروه هیدروفوب آروماتیک در جایگاه چهارم پپتید باعث افزایش قدرت اتصال پپتید می‌شود.

تأثیر سطوح مختلف تنش خشکی بر مؤلفه های جوانه زنی دو جمعیت اصفهانی و هندی گیاه شنبلیله

صفحه 191-183

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.191

زهره زمانی، حمزه امیری، احمد اسماعیلی

چکیده این تحقیق به­ منظور بررسی اثرسطوح مختلف تنش خشکی( صفر، 3-، 5-،7- بار) بر برخی فاکتورهای جوانه ­زنی دو جمعیت هندی و اصفهانی گیاه شنبلیله در آزمایشی به­ صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. تنش خشکی در چهار سطح پتانسیل ­آب با استفاده از پلی­اتیلن گلایکول 6000 اعمال شد. میزان درصد و سرعت جوانه ­زنی، شاخص بنیه بذر، طول ریشه­ چه، ساقه­ چه، وزن تر و خشک گیاه چه پس از 7 روز اندازه­ گیری شد. نتایج بدست آمده نشان داد با اینکه درصد و سرعت جوانه­زنی، رشد گیاهچه و شاخص بنیه بذر در جمعیت اصفهانی گیاه شنبلیله نسبت به جمعیت هندی بیشتر بود، اما تنش خشکی در هر دو جمعیت باعث کاهش معنی­ داری در رشد و جوانه­ زنی گیاه شد. با افزایش تنش خشکی و کاهش پتانسیل آب از 3- بار به 7- بار میزان درصد و سرعت جوانه زنی، شاخص بنیه بذر، طول ریشه­ چه و ساقه­ چه و وزن تر و خشک گیاه چه به طور معنی داری کاهش یافت.

تنوع ریختی جمعیت‌های سه گونه ماهی سفید رودخانه‌ای در حوضه‌های آبی ایران

صفحه 192-204

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.192

عطا مولودی صالح، یزدان کیوانی

چکیده در این مطالعه تنوع‌پذیری ریختی سه گونه از سرده Squalius در حوضه‌های آبی ایران به اجرا درآمد. بدین منظور تعداد 709 قطعه ماهی سفید رودخانه‌ای از چهار حوضه خزر، ارومیه، نمک و دجله صید شد. نمونه‌های صید شده ابتدا در محلول پودر گل‌میخک بی‌هوش و در فرمالین10درصد بافری تثبیت شده سپس برای مطالعه بیشتر به آزمایشگاه ماهی‌شناسی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان منتقل شدند. در آزمایشگاه تعداد 14 صفت شمارشی محاسبه شد. همچنین از عکس‌های گرفته شده از سمت چپ نمونه‌ها در نرم‌افزار ImageJ تعداد 19 صفت اندازه‌گیری شد و به منظور استخراج داده‌های ریخت‌سنجی هندسی تعداد 13 لندمارک بر روی تصاویر گرفته شده در نرم‌افزار tpsDig2 قرار داده شد. به­منظور پی­بردن به تفاوت‌های میان جمعیت‌های تحت مطالعه از تحلیل­های کولموگروف- اسمیرنوف، کروسکال- والیس، ANOVA، آزمون دانکن، PCA، CVA و تحلیل خوشه‌ای استفاده شد. نتایج حاصل از PCA و CVA تفاوت معناداری میان جمعیت‌های تحت مطالعه نشان نداد. جمعیت‌های گونه‌های تحت مطالعه در 11 صفت شمارشی و 15 صفت اندازشی با یکدیگر تفاوت معناداری داشتند. همچنین عمده تفاوت‌های مشاهده شده حاصل از نتایج ریخت‌سنجی هندسی نیز مربوط به موقعیت بالۀ سینه‌ای، عمق بدن و اندازه سر بود. در کل جمعیت‌های تحت مطالعه هم‌پوشانی بالایی با یکدیگر داشتند. پیشنهاد می‌شود جمعیت‌های گونه‌های ماهی سفید رودخانه‌ای با روش‌های ژنتیکی و مولکولی نیز بررسی شوند

مدل سازی سیستم ایمنی بدن با استفاده از شبکه های بیزی

صفحه 205-220

https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.205

فرزاد اسکندری

چکیده در این مقاله براساس الگوی شبکه­ های بیزی در ساختار مارکوفی و درختی، که یکی از الگوریتم‌های معروف در یادگیری ماشین است، به مطالعۀ عفونت ادراری افراد، که یکی از علایم شایع در ضعف سیستم ایمنی بدن است، پرداخته شده است. در این مقاله یک نمونه در مقیاس بزرگ برای ارزیابی عمل­کرد الگوریتم شبکه­ های بیزی انجام شده است. در این مطالعه 4052 نمونه از بانک اطلاعاتی مربوط به معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی قزوین- مرکز بهداشت و درمان شهرستان تاکستان استخراج شد که هم آزمایش تحلیل ادرار و هم آزمایش کشت ادرار داشتند. با توجه به اهداف مطالعه و با استفاده از نظر متخصص آزمایشگاه و متخصص ارولوژی 15 متغیر انتخاب شد. متغیر نوع عفونت ادراری به عنوان پاسخ و 14 متغیر ورودی در مدل شبکۀ بیزی با الگوریتم ­های مختلف تحت بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان می­دهد روش شبکۀ بیزی با ساختار درختی و انتخاب گام به گام متغیرها تقریباً بدون خطا برای 7/ 99 درصد از داده­های آموزشی، (75 درصد از کل داده­ها)، و 8/99 درصد داده­ های آزمایشی (25درصد از کل داده­ ها) دارای تشخیص درست است. براساس الگوی شبکه­ های بیزی، متغیرهای کمکی تأثیرگذار بر عفونت ادراری، افزایش باکتری­ها و کاهش گلبول­ های سفید خون در گروه­ های سنی مختلف به­ دست آمده است. نتایج این مطالعه در چارچوب یادگیری ماشین و سیستم­ های هوشمند، می­تواند برای تشخیص سریع این بیماری و درمان افراد مشکوک به این بیماری در سطح جامعه بدون حضور فیزیکی استفاده شود