دوره و شماره: دوره 3، شماره 3 - شماره پیاپی 9، پاییز 1395 

مطالعۀ مقدماتی پرندگان جوجه‌آور منطقۀ حفاظت‌شدۀ دز در استان خوزستان، ایران

صفحه 184-192

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.184

سیدمسعود حسینی موسوی، سیدمهدی امینی نسب، رضا کریمپور، مونا عبادی

چکیده این مطالعه حاصل مجموعۀ پژوهش‌های انجام­ شده طی سال های 1388 تا 1391 بر روی پرندگان جوجه‌آور منطقۀ حفاظت شدۀ دز است. روش انجام مطالعه، بازدیدهای میدانی با فواصل زمانی دو تا چهار روز بوده است. در مدت مطالعه پنج گونۀ جوجه‌آور بومی، شامل بلبل‌خرما (Pycnonotus leucotis)، لیکو (Turdoides caudatus)، یاکریم (Streptopelia decaocto)، قمری معمولی (Streptopelia senegalensis) و سبزقبا (Coracias garrulous ) و هفت گونۀ جوجه‌آور مهاجر، شامل میوه‌خور (Hypocolius ampelinus)، سنگ­ چشم­خاکستری (Lanius excubitor)، سلیم ­طوقی کوچک (Charadrius dubius)، دیدومک (Vanellus indicus)، باقرقره شکم ­سفید (Pterocles alchata)، چلچلۀ رودخانه­ های ( Riparia riparia) و زنبور­خور گلوخرمایی (Merops persicus) مشاهده­ شد. از میان گونه ­های‌جوجه‌آور، یاکریم طولانی­ ترین دورۀ جوجه‌آوری را به خود اختصاص داد و از اسفند تا مرداد همچنان تخم‌گذاری می­کرد. لیکو با 53 آشیانه در طول دورۀ بررسی معمول‌ترین گونۀ جوجه‌آور در بخش خشکی زیستگاه دز بوده است. پرندگان خشکی‌زی جوجه‌آور منطقه، زیستگاه‌های با گونۀ رمیلک Ziziphus nummularia را برای جوجه‌آوری ترجیح داده بودند. چلچلۀ رودخانه‌ای نیز با بیش از 300 آشیانه، معمول­ ترین گونه در بخش زیستگاه آبی بوده و دیواره‌های عمودی حاشیۀ رودخانه را برای آشیانه­ سازی انتخاب کرده­اند. مهم­ترین عامل تهدیدکنندۀ جوجه‌آوری پرندگان در منطقه، تخریب زیستگاه بوده است.

بررسی عوامل مؤثر بر پوشش گیاهی در سواحل ماسه‌ای پارک ملی بوجاق، استان گیلان

صفحه 193-204

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.193

نرگس واصفی، شهریار سعیدی مهرورز، علیرضا نقی نژاد، مکرّم روانبخش

چکیده این تحقیق در بخش سواحل ماسه ­ای پارک ملی بوجاق با مساحت 3477 هکتار انجام شد. هدف این مطالعه بررسی تنوع گونه ­ای، تعیین گروه­ های گیاهی و بررسی تأثیر متغیرهای محیطی و گونهز­ای بر وجود و یا عدم وجود گونه­زها و اجتماع آنها است. به ­این­ منظور، 52 قطعۀ نمونه در طول شش ترانسکت در منطقه استقرار یافت. در داخل قطعات نمونه نوع گونه، ضریب فراوانی- چیرگی گونه­ ها با استفاده از معیار براون- بلانکه تعیین و فرم رویشی گونه­ ها براساس سیستم رانکیه مشخص شد. از روش­ های تحلیل دو طرفۀ گونه­ های شاخص اصلاح­ شده برای تعیین گروه­ های گیاهی و تحلیل تطبیقی متعارف برای تعیین عوامل مؤثر بر گروه­ های گیاهی استفاده شد. نتایج نشان داد که چهار گروه گیاهی در منطقه حضور دارند: گروه اول Convolvulus persicus-Crepis foetida subsp. foetida، گروه دومArgusia sibirica ، گروه سوم Eryngium caucasicum-Juncus acutus و گروه چهارم Rubus sanctus. گروه اول و دوم دارای درصد بیشتری از گیاهان تروفیت­ اند و در مناطقی که خاک آن دارای درصد ماسۀ بیشتری است، گسترش پیدا کرده­ اند. گیاهان گروه سه و چهار در مناطقی با ماسه­ های تثبیت­ شده و دارای درصد لای بیشتر گسترش داشتند. نتایج تحلیل تطبیقی متعارف نشان داد که متغیرهای خاک (بافت، کربن آلی، سدیم، پتاسیم، ازت، کلسیم، منیزیم) ارتباط معنزی­داری با گروه ­های گیاهی تحت مطالعه دارد. در بین گروه­ های گیاهی درصد ماسه و لای، غنای گونه ­ای و نیز شکل­ های زیستی تروفیت و ژئوفیت روابط معنی ­داری را نشان می­ دهند. بنابراین می­ توان نتیجه گرفت که این عوامل در تفکیک و پراکنش گروه­ های گیاهی مؤثر هستند.

دو گونه جالب توجه یکساله سرده سیلن (تیره میخکیان) برای فلور ایران

صفحه 205-209

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.205

عباس قلی پور، معصومه گلشاهی

چکیده طی بازنگری گونه‏ های یک­سالۀ جنس Silene در ایران، نمونه‏ های جالب­ توجهی مشاهده شدند که تاکنون به­ طور رسمی از ایران گزارش نشده‏اند. در این مقاله S. nocturna از بخشScorpioideae به­ منزلۀ گزارشی جدید و S. gallica از بخشLasiocalycinae از رویش­گاه‏ های جدید به گونه‏ های سومین جنس بزرگ فلور ایران افزوده می‏ شوند. شرح کامل هریک از گونه‏ ها، توزیع جغرافیایی در ایران و تصاویر آنها ارائه می‏شود.

بررسی فعالیت ضدمیکروبی نانوالیاف پلیمری با افزودنی عصارۀ حنا

صفحه 210-217

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.210

زهراسادات میره ای، مینو صدری، علی سلیمی

چکیده عامل اصلی رنگ قرمز- نارنجی حنا، مولکولی به نام لاوسون بوده که خاصیت ضدمیکروبی، ضد­تومور، ضدالتهاب و ضددرد را نیز بر­عهده دارد. کیتوزان بیوپلیمری با خصوصیاتی از قبیل استحکام زیاد، زیست‌سازگاری و زیست‌تخریب‌پذیری، غیرسمی­بودن و اثر ضدمیکروبی است. الکتروریسی فرآیندی جهت تهیه الیاف پلیمری با قطری زیر میکرون با تخلخل و نسبت سطح به حجم بالا است. در این پژوهش، الکتروریسی کیتوزان با افزودن عصارۀ حنا و ایجاد نانوالیاف با خواص ضدمیکروبی تحت بررسی قرار گرفت. نانوالیاف با اندازه قطر و توزیع اندازه مناسب به­ وسیلۀ الکتروریسی محلول پلیمری کیتوزان/ پلی اتیلن اکساید (Chit/PEO) با نسبت 90/10 ساخته­ شد. در ادامه، عصارۀ حنا به­عنوان افزودنی به محلول پلیمری اضافه­شده و به­وسیلۀ دستگاه الکتروریسی به صورت نانوالیاف بر روی سطح موردنظر الکتروریسی شد. پس از بررسی مورفولوژی نانوالیاف توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی، خصوصیات ضدمیکروبی محلول­ های پلیمری و نانوالیاف حاصل بررسی شد. در بررسی تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی دیده­شد که نانوالیاف Chit/PEO با درصد پایین عصاره، همانند نانوالیاف Chit/PEO بدون افزودن عصاره، نانوالیافی با اندازه قطر و توزیع اندازۀ مناسب تشکیل می‌دهد. در مطالعات باکتریولوژیکی مشاهده­ شد که محلول ­های پلیمری کیتوزان حاوی 1% عصارۀ حنا، بهتر از محلول پلیمری کیتوزان بدون افزودن عصاره، موجب توقف رشد باکتریهای استافیلوکوکوس اوریوس، اشریشیا کلی و سودوموناس آیروژینوزا می‌شود.

اثر حفاظتی نانوذرات اکسید روی بر کبد و روند اختلالات القاءشده از طریق داروی پاکلی تاکسل در موش مادۀ نژاد ویستار

صفحه 218-227

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.218

هما محسنی کوچصفهانی، آتوسا استادباقر کاشی

چکیده پاکلی­تاکسل داروی شیمی­درمانی است که باعث مهار رشد سلول­ ها می­ شود. در بررسی­ های انجام­ شده، بیماران با عمل­کرد نرمال کبدی با مصرف پاکلی­ تاکسل افزایش بیلی­روبین، ALT و AST را تجربه کرده­ اند. هدف این مطالعه بررسی اثر تزریق درون صفاقی دوزهای mg/kg 5 و 10 نانوذره اکسید روی بر کبد موش ­های تیمار شده با پاکلی­ تاکسل بود. 35 موش مادۀ بالغ نژاد ویستار به 7 گروه شامل کنترل، شم ( تزریق سالین)،گروه تجربی 1 و 2 ( تزریق نانواکسید روی)، گروه تجربی 3 ( تزریق پاکل­یتاکسل)، گروه تجربی 4 و 5 ( تزریق نانو اکسید روی همراه با پاکلی­تاکسل) تقسیم شدند. عمل­کرد کبد 28 روز پس­از پایان تزریق بررسی شد. درگروه تجربی3 مورفولوژی کبد بزرگ و متورم بود. اکثر سلول­ های کبدی هسته­ های متراکم و شکل سلولی تغییریافته داشتند که حاکی از وقوع مرگ سلولی بود. آزمایش خون افزایش قابل­ملاحظه در سطح ALT،AST و بیلی­روبین و کاهش معنادار در سطح ALP را در مقایسه با گروه کنترل نشان داد. در گروه تجربی 4 و 5 تغییرات شکل سلولی، افزایش در مرگ سلولی و شاخصه­ های کبدی به­ طور مشخصی در مقایسه با گروه تجربی 3 کاهش یافت، به­ طوری­ که تفاوت معناداری با گروه کنترل وجود نداشت. تفاوتی بین گروه­ های تجربی 1 و 2 در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نشد. براساس یافته­ ها، می­توان نتیجه گرفت که نانوذرات اکسید روی اثر جانبی پاکلی­ تاکسل بر کبد را کاهش می­دهد.

اثر تنش خشکی بر فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدانی و میزان قندهای محلول پونۀ معطر (Mentha pulegium L.)

صفحه 228-237

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.228

منصور افشارمحمدیان، فائزه قنائی، سارا احمدیانی، کمال صدرزمانی

چکیده پونۀ­معطر (Mentha pulegium L.)از خانوادۀ نعنائیان، گیاهی دارویی است که خواص آنتی­اکسیدانی فراوانی دارد. تنش‌های محیطی مانند خشکی می‌تواند سبب تغییر فعالیت آنزیم‌های آنتی­اکسیدانی و محتوای بیوشیمیایی گیاهان شود. در این تحقیق اثر تنش خشکی بر میزان فعالیت آنزیم‌های سوپراکسید­دیسموتاز، آسکوربات­پراکسیداز، کاتالاز، پراکسیداز، قندهای محلول و محتوی مالون‌دی‌آلدئید اندام هوایی و ریشۀ پونۀ­معطر ارزیابی شد. برای ایجاد تنش کمبود آب، گیاهچه­ های 24 روزۀ پونۀ معطر به­ مدت 24 ساعت در محلول 2/1 هوگلند حاوی غلظت‌های PEG 6000 (صفر و 5 درصد (w/v)) قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تنش خشکی موجب افزایش فعالیت کاتالاز و میزان پراکسیداسیون لیپیدی و کاهش فعالیت سوپراکسید­دیسموتاز و پراکسیداز اندام هوایی و افزایش فعالیت کاتالاز و پراکسیداز ریشۀ پونۀ­معطر شد. فعالیت آسکوربات پراکسیداز در اندام هوایی و ریشه تفاوت معنی‌داری را در گیاهان تحت­ تیمار نشان نداد. تنش خشکی نیز سبب افزایش میزان قندهای محلول گلوکز، گالاکتوز، رامنوز و زایلوز در اندام هوایی شد. بنابراین، افزایش فعالیت آنزیم‌های آنتی­اکسیدانی و همچنین افزایش میزان قندهای محلول تحت ­تنش‌ خشکی در پونۀ­معطر می­تواند نشانه­ ای از تحمل نسبی این گیاه به سطوح پایین خشکی باشد.

طراحی، ساخت و تأیید مولکولی سازۀ جفتی بیان کنندۀ ژن MaSp1 و بیان گذرای آن در الیاف پنبه

صفحه 238-248

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.238

مریم بهنام، سیدجواد داورپناه، رامین کریمیان

چکیده پنبه L.) Gossypium hirsutum) از محصولات مهم زراعی دنیا است و افزایش کیفیت الیاف آن از اهمیت فراوانی در صنایع نساجی برخوردار است. رشته­ های تار عنکبوت محکم­ترین و کشسان­ترین الیاف شناخته شده در طبیعت است. بدین جهت سازه­ای طراحی شد تا با بیان ویژه پروتئین تار عنکبوت در الیاف پنبه منجر به افزایش کیفیت آن جهت ریسندگی شود. پس از سنتز سازۀ مورد­نظر که ترکیبی از پروموتر ویژۀ بیان در فیبر پنبهRD22-like1 ، توالی کوزاک مانند در گیاهان و توالی مصنوعی بر­اساس ژن Lh Major ampullate Spidroin1 (MaSp1) بود، پلاسمید مورد نظر توسط دو آنزیم EcoRI و NheI برش دوگانه داده شد و پس از استخراج قطعۀ مورد­نظر بین جایگاه ­های برش EcoRI و NheI دروکتور باینری pCAMBIA1304 همسانه­ سازی شد. پس از تراریختی E.coli DH5 α توسط این پلاسمید و استخراج آن، پلاسمید جدید pCSP نام­گذاری شد. با واکنش زنجیره­ای پلیمراز توسط پرایمر اختصاصی ژن مورد نظر و ژن مقاومت به هیگرومایسین و همچنین برش آنزیمی دوگانه صحت واکنش اتصال به تأیید رسید. پس از تراریختیAgrobacterium tumefaciens LBA4404 توسط pCSP، صحت تراریختی با واکنش زنجیره­ای پلیمراز تأیید شد. سپس تخمک پنبه رقم ورامین توسط آن ترایخته شد و با اثبات بیان ژن MaSp1 در تخمک و الیاف پنبه در محیط در شیشه مشخص ­شد پروموتر GaRDL1 که متعلق به گونۀ دیگری از پنبه است به­خوبی توان کنترل بیان ژن مورد نظر در الیاف پنبه را دارد و توالی ژن سنتزی بدون بهینه­سازی کدون در الیاف پنبه قابل بیان می­باشد.

مطالعۀ ساختار تشریحی دمگل‌آذین گونه‌های انتخابی از .Scrophularia L (تیرۀ گل میمونیان) در ایران

صفحه 250-257

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.250

نسترن بیات، فریده عطار

چکیده ساختار تشریحی دمگل‌‌آذین 35 جمعیت متعلق به 18 آرایه از Scrophularia L. تحت بررسی قرار گرفت .از بین 37 صفت کیفی و کمی تحت بررسی در دمگل‌‌آذین، صفاتی نظیر وجود پارانشیم نردبانی و تعداد لایه‌های آن، وجود فیبرآبکش، وجود غلاف آوندی، وجود کلانشیم مماسی در قسمت ‌باله‌‌ها و تعداد لایه‌های آن، ابعاد مقطع عرضی، ضخامت دستجات‌آوندی، ابعاد پارانشیم مغز، ضخامت آوند چوب، ضخامت بخش پارانشیمی و ضخامت کلانشیم مماسی در قسمت ‌باله‌‌ها ارزش آرایه‌شناسی بالاتری در جدایی آرایه‌ها دارند. درنهایت، مقایسۀ نتایج این مطالعه با طبقه‌بندیGrau (1981) حاکی از آن است که از بین 12 گروهی که او ارائه کرده است، 3 گروه به­ واسطه صفات تشریحی تأیید شده و در بقیۀ موارد هم­خوانی قابل توجهی بین دو مطالعه مشاهده نمی‌شود.

ایجاد جهش نقطه ای در اسید آمینۀ 263 ژن استرپتوکیناز و کلونینگ و بیان پروتئین جهش یافتۀ حاوی سیستئین

صفحه 258-268

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.258

مهسا رضایی، فهیمه باغبانی آرانی، رضا عربی میانرودی

چکیده استرپتوکیناز یکی از شناخته ­شده ­ترین عوامل ترومبولیتیک با مصرف بالینی گسترده است. با وجود این، کاربرد آن به­ دلیل ایمونوژن بودن، ایجاد عوارض هموراژیک و نیمۀ­عمر نسبتاً کوتاه، همراه با خطرهایی است. پگیلاسیون اختصاصی بر روی اسیدآمینۀ سیستئین، تکنیکی مفید جهت کاهش بسیاری از این عوارض است. هدف از مطالعۀ حاضر، طراحی و تولید مولکول استرپتوکیناز جهش ­یافتۀ حاوی سیستئین است که برای پگیلاسیون اختصاصی قابل­ استفاده باشد. اسیدگلوتامیک 263 استرپتوکیناز، که یک اسیدآمینۀ سطحی در ساختار پروتئین استرپتوکیناز است، برای انجام جهش و تعویض با سیستئین انتخاب­شد. برای نیل به این هدف، با به­ کارگیری روش SOEing PCR، جهش بر روی کدون GLU263 ژن استرپتوکیناز برای تبدیل به کدون سیستئین انجام شد. سپس، ژن استرپتوکیناز دست ­نخورده و جهش­ یافته در وکتور بیانی pET-26b (+) وارد شدند. ساختارهای حاصل درون اشریشیا کلی Rosetta (DE3) ترنسفرم شده و توسط القا با IPTG بیان شدند. درنهایت، تولید پروتئین­ ها به­ وسیلۀ آزمون­ های SDS-PAGE و وسترن بلاتینگ تأیید شد. پروتئین­ ها به­ وسیلۀ افینیتی کروماتوگرافی با ستون Ni-NTA agarose در شرایط دناتوره با اوره تخلیص شدند و برای حذف اوره و تاخوردگی مجدد پروتئین­ ها از فیلتراسیون ژلی با سفادکس G-25استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که با استفاده از وکتور و میزبان مذکور ژن جهش­ یافتۀ حاوی کدون سیستئین به­ خوبی بیان می ­شود و برای پگیلاسیون اختصاصی مناسب خواهد بود.