تأثیر عصارۀ هیدروالکلی گیاه پنج انگشت (.Vitex agnus-castus L) بر شاخصهای رشد و نرخ بقاء در گورخر ماهی (Danio rerio)
صفحه 269-278
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.269
طیبه عنایت غلامپور، ولی الله جعفری، محمدرضا ایمانپور، حامد کلنگی میاندره
چکیده در ﻣﻄﺎﻟﻌۀ ﺣﺎﺿﺮ، ﺗﺄﺛﻴﺮ عصارۀ هیدروالکلی گیاه پنج انگشت (Vitex agnus-castus) به منزلۀ مکمل غذایی بر شاخصهای رشد و تغذیه ای در لاروهای گورخرماهی (Danio rerio) به مدت چهار ماه بررسی شد. لاروها از زمان شروع تغذیۀ فعال تا سن چهارماهگی (میانگین وزن: 1/0±1/2 گرم، میانگین طول: 3/0±2/5 سانتیمتر) با جیرۀ غذایی حاوی عصارۀ گیاه تغذیه شدند. ماهیان تغذیه شده با جیرۀ غذایی حاوی عصارۀ گیاهی در شاخص های رشد، تغذیه ای و بقاء نسبت به گروه شاهد در وضعیت بهتری قرار داشتند (p<0.05). استفاده از عصاره تأثیر معنی داری بر میزان بازماندگی بچه ماهیان نداشت (p>0.05). جیرۀ حاوی 15 گرم عصاره به طور معنی داری بهترین ضریب تبدیل غذایی (05/0±071/0) را ایجاد کرد (p<0.05). با افزایش مقدار عصارۀ جیرۀ غذایی، ضریب رشد ویژه ماهیان افزایش یافت. بالاترین و پایین ترین شاخص افزایش وزن بدن به ترتیب در تیمار T3 (22/33±583/541) و T0 (71/17±962/252) بدست آمد (p<0.05). بالاترین شاخص وضعیت در تیمار T3 (011/0±447/4) و کمترین مقدار در تیمار T0 (021/0±525/2) مشاهده شد. در مجموع، این تحقیق پیشنهاد میکند اﻓﺰودن 15 گرم عصاره به جیرۀ غذایی گورخرماهی ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در ﺑﻬﺒﻮد ﻋﻤﻠﮑﺮد رﺷﺪ و ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﻬﺎیﯽ مؤثر واقع شود و ﺑﻪمنزلۀ ﻣﮑﻤلی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای جیرۀ ﻏﺬایﯽ کپورماهیان در ﻧﻈﺮ گرفته شود.
مقایسۀ اثر حشره کش شیمیایی موونتو با حشره کش زیستی کیتوزان بر سیستم تولیدمثلی مادۀ موش نژاد Balb/C
صفحه 279-287
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.279
سکینه کابلی کفشگیری، کاظم پریور، جواد بهارآرا، نسیم حیاتی رودباری، محمدامین کراچیان
چکیده . حشره کشهای شیمیایی دارای اثرات سمی چون اثرات مخرب بر سیستم تولیدمثلی و اختلال در عملکرد غدد درونریز هستند. در پژوهش تجربی حاضر، اثر حشره کش شیمیایی موونتو در مقایسه با حشره کش زیستی کیتوزان بر سیستم تولیدمثلی ماده در شرایط in vivo بررسی شده است. در این پژوهش، 56 سر موش بهصورت تصادفی به 7 گروه شامل کنترل، تیمار با موونتو وکیتوزان تقسیم شدند. پساز تیمار به مدت 21 روز، موشها کشته شده، تخمدانها و خون جدا، بافت تثبیت و با روش H&E رنگآمیزی شدند. سپس قطر، تعداد فولیکول های اولیه، ثانویه و آنترال و سطح هورمونهای FSH,LH و استرادیول اندازه گیری شد. نتایج نشان داد تیمار با کیتوزان بر تعداد و قطر فولیکول های اولیه، ثانویه و آنترال در گروههای mg/kg 5/2 و 5 کیتوزان اثر معنیدار ندارد، اما کاهش معنیدار در گروه mg/kg 10 کیتوزان و کلیه گروه های تیمار با موونتو ایجاد میکند. همچنین سطح هورمونهای استرادیول، FSH وLH تحت تیمار با موونتو و تیمار با غلظت 10 کیتوزان نسبت به گروه کنترل کاهش معنی دار یافته است. یافته ها نشان میدهد موونتو موجب تغییر سطح هورمون های جنسی و ایجاد تغییر در ساختار فولیکول های تخمدانی و القاء آسیب به سیستم تولیدمثلی ماده شده، در حالیکه کیتوزان به دلیل اعمال حداقل آسیب به ساختار تولیدمثلی ماده میتواند به مثابۀ حشره کش زیستی مورد استفاده باشد.
بهینه سازی تولید آنزیم لیپاز در Salinivibrio sp. SA2 با طراحی تاگوچی
صفحه 288-294
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.288
انسیه صالح قمری، محمدعلی آموزگار
چکیده آنزیم لیپاز یکی از مهم ترین آنزیم های هیدرولیتیک است که در صنایع مختلف مانند صنایع غذایی، لبنیات، دارویی، شوینده ها و غیره کاربرد دارد. در این آزمایش، به منظور بهینه سازی تولید لیپاز در باکتری Salinivibrio sp. SA2، از روش طراحی آزمایش تاگوچی بهمنزلۀ روشی قدرتمند برای بررسی متغیرهای مؤثر بر فرآیند تولید آنزیم، میانکنش فاکتورهای مختلف و به دست آوردن ترکیبی بهینه از متغیرهای تحت آزمایش استفاده شد. شرایط بهینه برای فاکتورهای pH، دما، دور شیکر، غلظت روغن زیتون و نوع نمک بهترتیب 8،°C 35، rpm 100، 2 درصد و کلرید سدیم M 1 به دست آمد. عوامل با تأثیر معنی دار بر فرآیند تولید لیپاز به ترتیب اهمیت pH، هوادهی و نمک تعیین شدند. حداکثر فعالیت لیپاز در شرایط بهینه و در سطح معنی داری 5 درصد (p< 0.05)، U/mg 4/120 محاسبه شد.
اثر جلبکهای سبز-آبی و سبز Spirulina ،Chlorella ،Dunaliella و عناصر معدنی بر تحریک فرایندهای متابولیکی و بیوشیمیایی جوانهزنی بذر زرین گیاه (.Dracocephalum kotschyi Boiss)
صفحه 295-307
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.295
رضوان قناد، فروغ اکبری، مریم مددکار حق جو
چکیده در این مطالعه، تأثیر پیش تیمارهایی متشکل از جلبکهای سبز-آبی و سبز و نیز مواد معدنی، بر تحریک فعالیتهای بیوشیمیایی و متابولیکی جوانه زنی بذر زرین گیاه (Dracocephalum kotschyi Boiss.) بررسی شد. پرایمینگ با سه نوع جلبک، سبز-آبیSpirulina platensis Geitler، جلبک سبز Beyerinck vulgaris Chlorella و جلبک سبز Dunaliella bardawil UTEX-2538 and/or IR-1 (Isolated from Gave-Khooni) و نیز محیط کشت غذایی تغییریافته جانسون، بهصورت تیمار با سوسپانسیون فیلتر شده جلبکی یا تیمار با جلبک زنده در درون محیط کشت، اعمال شد. چون گونه های Dunaliella ویژۀ آبهای شور هستند، لذا از محیط کشت غذایی حاوی 6/0 درصد NaCl برای آنها و برای Spirulina از محیط کشت حاوی 1/0 درصد NaCl، استفاده شد. پس از خاتمۀ پرایمینگ، فعالیتهای آنزیمی و محتوای قندها در بذور ارزیابی و پس از کشت بذور پرایم شده درون پلیت، برخی شاخص های جوانه زنی و رشد دانه رستها اندازهگیری شدند. فعالیت آنزیم های آلفا و بتاآمیلاز، دهیدروژناز، قند کل و احیاکننده و پروتئین کل بذر، در محیط کشت فاقد نمک (استفاده شده برای (Chlorella و در رتبۀ بعدی در حضور 1/0 درصد نمک (برای Spirulina)، از بقیۀ تیمارها بیشتر بود. در محیط کشت واجد نمک 6/0 درصد، حضور جلبک قادر به بهبود شاخص ها نبود اما در محیط بدون نمک، تأثیر مثبت جلبکها بیشتر شد. سوسپانسیون فیلتر شده Spirulina به تنهایی یا در محیط کشت دارای 1/0 درصد نمک، بیشترین مقادیر فعالیت آنزیم های آمیلاز، قندکل و درصد جوانه زنی و Chlorella سبب افزایش فعالیت آنزیم دهیدروژناز و بیشترین طول ریشه چه شد. سوسپانسیون فیلتر شده Dunaliella در محیط کشت فاقد نمک، سبب افزایش فعالیت آنزیمهای آمیلاز و نیز مقدار قندهای احیاکننده شد.
بهبود رشد گیاهچۀ توتون (.Nicotiana tabacum L) در شرایط تنش خشکی تحت تیمار متیل جاسمونات
صفحه 308-318
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.308
اکبر نوررسته نیا، گوهر یوسف زاده
چکیده در تنش های محیطی کاربرد برخی ترکیبات از جمله تعدادی از هورمون های رشد گیاهی مانند متیل جاسمونات می تواند سبب افزایش مقاومت گیاه شود. در این مطالعه اثر غلظت های مختلف متیل جاسمونات (10، 20 و 30 میکرومولار) بر افزایش مقاومت گیاه دربرابر تنش خشکی تحت بررسی قرار گرفت. بررسیها در گیاه توتون طی تنش خشکی اعمالشده با پلیاتیلن گلایکول 20درصد و طی دوره های زمانی 3، 6 و 9 روزه انجام شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که تنش اعمالشده به طور معنی داری موجب افزایش محتوای قندهای محلول، مالون دآلدهید و عوامل دفاعی غیرآنزیمی مانند آنتوسیانین و پرولین می شود. همچنین، تنش خشکی موجب کاهش مقادیر رنگیزه های فتوسنتزی، کاروتنوئید و فلاوونوئید در نمونه های تنشدیده شد. اما کاربرد متیل جاسمونات سبب کاهش مالون دیآلدهید به عنوان شاخص پراکسیداسیون لیپیدی و مقادیر مربوط به عوامل تنشزدا مثل پرولین، بتاکاروتن و مالون دیآلدهید و افزایش میزان قند محلول و رنگیزههای فتوسنتزی، آنتوسیانین، فلاونوئید و فلاونول شد. با توجه به کاهش همزمان پراکسیداسیون لیپیدی و تعدادی از آنتی اکسیدان های تحت بررسی، به نظر می رسد استفادۀ برونزاد متیل جاسمونات در تنش خشکی میتواند به این گیاه برای تحمل تنش کمک کند.
تحلیل ریخت سنجی هندسی فلس جهت شناسایی جمعیت های مختلف گونۀ Garra rufa Heckel, 1843
صفحه 319-326
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.319
عقیل منصوری خواجه لنگی، ایرج هاشم زاده سقرلو، سیده نرجس طباطبایی، اصغر عبدلی
چکیده Garra rufa یکی از 73 گونۀ جنس Garra متعلق به خانوادۀ کپورماهیان است، که عموماً با عنوان دکترماهی شناخته می شود. به دلیل شفافیت، سهولت نمونه برداری، و حداقل آسیب وارد به ماهی در اثر جداکردن فلس ها، از آنها بیشتر از دیگر ساختارها در مطالعات پویایی جمعیت استفاده می شود. در این مطالعه برای تفکیک نمونه های ماهی G. rufa (متعلق به خانوادۀ کپورماهیان) در رودخانه های بشار، بهبهان، گردآب، خیرآباد، کوشک بهرام، مازو، پالنگان، سندگان، شورآباد و سیروان از تحلیل شکل فلس به روش لندمارک گذاری استفاده شد. بر تصاویر فلس ها در روش مبتنی بر لندمارک تعداد هفت لندمارک با استفاده از نرم افزار TpsDig2 قرار داده شد. داده های حاصل پس از تحلیل پروکراست، با استفاده از تحلیل چندمتغیره تجزیه به مؤلفه های اصلی، تجزیۀ همبستگی کانونیک و تحلیل خوشه ای در نرم افزار pastمورد تفسیر قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین بعضی از رودخانه ها از لحاظ شکل فلس تفاوت معنی داری وجود دارد، اما بیشتر جمعیت ها هم پوشانی دارند و نمی توان آنها را به طور کامل با توجه به شکل فلس از هم جدا کرد. در بین نمونه های تحت بررسی، تنها نمونه های متعلق به رودخانۀ سندگان و گردآب با همۀ نمونه های دیگر دارای تفاوت معنی دار بودند.
بررسی روند تکامل صفات ریخت شناسی در گونه های ایرانی سردۀ Stachys از نعنائیان براساس توالی هسته ای nrITS
صفحه 327-340
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.327
یاسمن سلمکی
چکیده تکامل صفات ریخت شناختی در چارچوب مطالعات تبارزایشی و براساس داده های توالی nrITS صورت گرفت. در این تحلیل 28 آرایه شامل دو برون گروه (Betonica officinalis, Melittis mellisophyllum) و 26 آرایه از گونه های سرده Stachys که در ایران رویش دارند به منزلۀ درونگروه انتخاب شدند. بهمنظور بررسی روند تکامل صفات، ده صفت رویشی و زایشی انتخاب شد. این صفات شامل زیستگاه، شکل رویشی، ریختشناسی برگ، گلآذین، کاسه، و جام کرکپوش بودند. بازسازی روابط تبارزایشی داده های توالی nrITS براساس روش استنباط بیزی انجام شد. سپس، بررسی روند تکامل صفات ریخت شناختی با استفاده از نرم افزار Mesquite و ماتریس داده های ریخت شناسی انجام گرفت. نوع صفت، حالت های صفت، تعداد گام های و ضریب لازم و ضریب سازگاری برای هریک از صفات محاسبه شد. از میان صفات ریخت شناختی بررسی شده، صفات مربوط به شکل رویشی و وجود کرکپوش ساده از جمله صفاتی بودند که دارای بالاترین ضریب سازگاری بود و کمترین جورگرایی را نشان میدادند. کمترین میزان ضریب سازگاری به صفاتی همچون کاسۀ متقارن، برگهای قاعده ای پایا و وجود کرک غده ای اختصاص داشت و به عبارت دیگر بیشترین میزان جورگرایی را نشان میدادند. بررسی روند تکامل صفات ریخت شناختی نشان داده است که بخشۀ Eriostomum و بخشۀ Fragilicaulis به ترتیب از جمله ابتدایی ترین و پیشرفته ترین بخشه های سرده Stachys به شمار می رود.
برهم کنش میکوریز وزیکولار آرباسکولار با فلز سنگین نیکل و تأثیر آن بر تنش اکسیداتیو در گیاه جو
صفحه 341-347
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.341
چنگیز ذوالفقارلو، حسن زارع مایوان
چکیده حضور فلزهای سنگین باعث کاهش رشد گیاهان و نقص عملکرد آنها می شود. فلزهای سنگین همچنین، موجب القای تشکیل انواع فعال اکسیژن میشوند و ازاین راه به سلول های گیاهی آسیب میرساند. یکی از راهکارهای اساسی گیاه برای مقابله با آسیبهای ناشی از فلزهای سنگین، راه اندازی سیستم پاداکساینده است که خود شامل آنتی اکسیدان های آنزیمی و غیرآنزیمی است. از مهم ترین این نوع آنزیم ها، سوپراکسیددیسموتاز است که با تبدیل آنیون سوپراکسید به پراکسید هیدروژن به بقای گیاه کمک میکند. در ادامه، آنزیم های پراکسیداز و کاتالاز با تبدیل پراکسید هیدروژن به آب آن را خنثی میکند. راهکار دیگر گیاه برای مقابله با فلزهای سنگین، همزیستی با قارچ میکوریزی وزیکولار آرباسکولار است. در پژوهش حاضر، بذرهای جو رقم ریحان در دو دستۀ میکوریزی و غیرمیکوریزی در چهار غلظت صفر، 100، 200، 300 و 400 میکروگرم گرم سولفات نیکل آبدار بر گرم خاک در گلخانه کاشته شدند. پس از نمونهبرداری از بخشهای هوایی گیاهان مشخص شد در تیمارهای میکوریزی فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدان در مقایسه با گیاهان غیرمیکوریزی بیشتر است. همچنین مشخص شد در ریشۀ گیاهان میکوریزی تجمع فلز نیکل در مقایسه با ریشۀ گیاهان غیرمیکوریزی بیشتر است که این خود نشان دهندۀ نقش قارچ میکوریز وزیکولار آرباسکولار در ممانعت از انتقال فلزهای سنگین و جلوگیری از آسیب به بخش های هوایی گیاه است.
اثر نانو ذرات نقره بر تغییرات هیستوپاتولوژیک تخمدان در موش های تیمار شده با ایزونیازید
صفحه 354-361
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.354
الهه سامانی جهرم، ماجد رضایی زاده، سمانه ذوالقدری جهرمی
چکیده نانو ذرات نقره کاربرد وسیعی در علوم پزشکی دارند هدف این مطالعه بررسی اثر نانوذرۀ نقره بر تغییرات بافتی تخمدان در موش های تیمارشده با ایزونیازید است. در این پژوهش تجربی از40 سر موش صحرایی مادۀ بالغ استفاده شد که به طور تصادفی به پنچ گروه هشتتایی تقسیم شدند؛ گروه کنترل بدون تیمار بود، گروه شاهد mg/kg 2/0 سرم فیزیولوژی، گروه تجربی1 mg/kg50 داروی ایزونیازید، گروه تجربی2 mg/kg50 داروی ایزونیازید به همراه mg/kg25/0 نانوذرات نقره و گروه تجربی3 mg/kg50 داروی ایزونیازید به همراه mg/kg5/0 نانوذرات نقره دریافت کردند. همۀ تزریق ها برای مدت 15 روز و داروی ایزونیازید بصورت گاواژ و نانوذرۀ نقره به صورت تزریق درون صفاقی تجویز شد. سپس، تمام حیوانات تشریح و بافت تخمدان جدا و در محلول فرمالین 10 درصد قرار داده سپس رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین جهت مطالعات بافتی انجام شد. در گروه های تجربی 1، 2 و 3 کاهش در تعداد فولیکول ثانویه و جسم زرد نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. تعداد فولیکول بدوی و فولیکول گراف در گروه تجربی 3 دارای افزایش معناداری نسبت به گروه ایزونیازید است و تعداد فولیکول اولیۀ تکلایه در گروه تجربی 2 و 3 نسبت به گروه تجربی 1 دارای افزایش معنادار است که احتمال دارد در پژوهش حاضر به دلیل مصرف کمترین نانوذرات نقره، خواص سمی آن کمتر در بافت تخمدان بروز کرده باشد. بنابراین، استفاده از نانوذرات در میزان پایین میتواند اثر تخریبی ایزونیازید را بر بافت تخمدان، کاهش دهد.
بررسی ریز ریخت شناسی تعدادی از گونه های یک سالۀ سردۀ علف هفت بند در ایران
صفحه 362-372
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.4.362
مریم کشاورزی، اکرم غلامی، زهرا ناظم بکایی
چکیده سردۀ علف هفتبند با 29 گونه در ایران گروهی از گیاهان یکساله و چند ساله را در زیستگاه های مختلف تشکیل میدهد. P. aviculareتشکیل گونه ای پیچیده را داده که تفکیک آن از گونههای P. arenastrum, P. patulum بسیار دشوار است. در این تحقیق تلاش شده است تا با بررسیهای دانه های گرده، سطح فندقه ها، بشرۀ پوشانندۀ گلپوش و برگ، صفات افتراقی برای گونهها فراهم آید. درمجموع 33 جمعیت از 6 گونۀ یکسالۀ علف هفت بند مشتمل بر P. aviculare، P. arenastrum، P. patulum، P. argyrocoleon، P. polycnemoides و P. olivascens بررسی شدند. واحدهای جمعیتی از طبیعت جمعآوری و با میکروسکوپ نوری و الکترونی شدند. بررسی دانههای گرده در تمام گونه های تحت بررسی از نوع منفرد، subprolate یا Prolate spheroidal و سه شیاری هستند. بیشترین تنوع در تزئینات سطحی مشاهده شد. طول محور استوایی، طول محور قطبی، طول شیار، قطر نسبی گرانولها و متوسط فاصلۀ گرانولها سایر صفات افتراقی دانه های گرده بودند. بررسی آماری داده های بشره مؤید آن است که طول و عرض یاخته های بشره و نیز طول یاخته روزنه در گونه های بررسی شده تنوع نشان میدهند. ارتباطی نزدیک بین P. aviculare و P. arenastrum و بین گونه های P. argyrocoleon و P. olivascens دیده شد. موقعیتی متمایز برای گونۀ P. polycnemoides می تواند با ویژگی های بشره مشخص شود. نتایج مشخص کرد که مجموعۀ صفات انتخابی دارای ارزش تاکسونومیکی است.
