دوره و شماره: دوره 2، شماره 2 - شماره پیاپی 4، تابستان 1394 

تأثیر سطوح مختلف آهن فریرون و پروبیوتیک بیوپلاس ب-2 بر برخی پارامترهای خونی بچه‌ماهی سفید (Rutilus frisii kutum)

صفحه 82-90

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.2.82

هاجر آذرین، محمدرضا ایمان پور، مینا رجب پور، نوشین مهدی نژاد، علی جافرنوده

چکیده در تحقیق حاضر تأثیر ترکیب پروبیوتیک (بیوپلاس ب-2) و آهن (فریرون) بر برخی از پارامترهای خونی 270 بچه­ماهی سفید (Rutilus frisii kutum) با میانگین وزنی 1/0±4/0 گرم و میانگین طولی 3/0±9/3 سانتی­متر در 9 تیمار با سه تکرار در مدت 60 روز تحت بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که حداکثر تعداد گلبول­های قرمز 55/1±106×65/1 عدد در میلی­متر مکعب، میزان هموگلوبین 15/0±63/7 گرم در دسی­لیتر خون، هماتوکریت 85/0­±­03/24 درصد، MCV 48/1 ± 45/1 فمتولیتر، MCH 25/0±29/46 پیکوگرم و لنفوسیت 2±92 درصد مربوط به تیمار 5 بود. بیشترین میزان MCHC (67/0±65/34 گرم در دسی لیتر) در تیمار 4 و بالاترین تعداد گلبول­های سفید (100±6/6 عدد در میلی­متر مکعب) در تیمار 8 مشاهده شد. یافته­های این تحقیق نشان می­دهد تیمار 5 که حاوی بالاترین میزان آهن (7 میلی­گرم در هر کیلوگرم غذا) و پروبیوتیک (CFC 109×­6/1) در غذا بود بالاترین تعداد گلبول­های قرمز، هموگلوبین، هماتوکریت، MCV، MCH و لنفوسیت را در این پژوهش نشان داد.

بررسی ارزش کرک در تاکسونومی جنس .Gypsophila L از تیرۀ میخکیان

صفحه 91-102

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.2.91

عطیه نژادفلاطوری، مصطفی اسدی، فرخ قهرمانی نژاد

چکیده جنس Gypsophila چهارمین جنس بزرگ تیرۀ­ Caryophyllaceae است. وجود یا فقدان کرک روی قسمت­های مختلف گیاه یکی از مهم­ترین صفات تشخیصی بین گونه­های این جنس محسوب می­شود. کرکپوش 13 آرایه از این جنس به­وسیلۀ میکروسکوپ الکترونی نگاره تحت بررسی قرار گرفت. در تمام آرایه­ها کرک­ها از نوع ترشحی و چندسلولی هستند. طول کرک بین بعضی گونه­های نزدیک از نظر ریخت­شناختی می­تواند به­عنوان صفت متمایزکننده به شمارآید. اگر­چه صفات ریخت­شناختی در تعیین حدود بخشه­ها مهم­تر هستند، صفات مربوط به کرکپوش نیز آنها را تأیید می­کنند. کرکپوش در بین جمعیت­های یک گونه اغلب ثابت است؛ به استثنای دو گونه که نمونه­های بدون کرک آنها در اینجا با نام واریته جدید معرفی شده­اند: G. pilosa var. glabra و G. polyclada var. leioclada..

اثر بلندمدت کورتیزول خوراکی بر مقاومت به تنش شوری در بچه‌ماهیان کپور معمولی ( Cyprinus carpio Linnaeus, 1758)

صفحه 103-112

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.2.103

آذر بیک زاده، محمدرضا ایمان پور، وحید تقی زاده

چکیده کورتیزول کورتیکواستروئیدی است که مهم­ترین اثر آن تنظیم اسمزی در ماهیان دریازی است. هدف این مطالعه­ بررسی اثر کورتیزول خوراکی بر مقاومت به تنش شوری در بچه­ماهیان کپور معمولی Cyprinus carpio است. برای این منظور، کپور معمولی (12/0±36/1 گرم) به مدت 8 هفته با غذای تجاری حاوی صفر (شاهد)، 50 (1)، 100 (2) و 200 (3) میلی­گرم بر کیلوگرم غذای هیدروکورتیزون تغذیه شدند (3 تیمار و یک گروه شاهد و 3 تکرار). سپس مقاومت در­برابر تنش شوری، طی 7 روز مقابله با شوری ppt 12، با اندازه­­گیری تغییرات هماتوکریت و پارامترهای بیوشیمیایی خون (گلوکز، کلسیم و پروتئین کل) بررسی شد. نتایج نشان داد میزان بازماندگی بین تیمارها پس از 7 روز مقابله با شوری، اختلاف معنی­داری نداشت (05/0<p). میزان گلوکز قبل از تنش، در گروه شاهد به­طور معنی­داری پایین­تر از سه تیمار تغذیه­شده با سطوح مختلف کورتیزول بود (40/1±04/73) (05/0>p) و پس از تنش، در تمام تیمارها افزایش معنی­داری داشت (05/0>p) و بیشترین مقدار در تیمار 2 و 3 مشاهده شد (05/0>p). بیشترین میزان هماتوکریت پس از تنش در گروه شاهد مشاهده شد (08/2±67/61) (05/0>p). میزان یون کلسیم پس از تنش در تمامی تیمارها جز گروه شاهد افزایش معنی­داری داشت (05/0>p) که بیشترین مقدار در تیمار 3 مشاهده شد (31/0±17/11). پروتئین کل، در ماهیان تیمار­شده با کورتیزول به طور معنی­داری کمتر از گروه شاهد بود (05/0>p). نتایج نشان داد که کورتیزول خوراکی می­تواند مقاومت بچه­ماهی کپور معمولی را به تنش شوری افزایش دهد.

بررسی نقش سیستم کانابینوئیدی پوستۀ هستۀ آکومبنس در تثبیت حافظه اجتنابی غیرفعال در رت های نر نژاد ویستار

صفحه 113-121

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.2.113

خلیل راسخی، شهربانو عریان، محمد ناصحی، محمدرضا زرین دست

چکیده سیستم­های نوروترانسمیتری و نورومودولاتوری متعددی در تشکیل حافظه موثرند که از میان آنها سیستم اندوکانابینوئیدی با تعدیل ترشح بسیاری از نوروترانسمیترها نقش تعیین­کننده­ای در شکل­گیری حافظه دارد. به­نظر می­رسد که هستۀ آکومبنس با داشتن جایگاهی در مرکز مدارهای نورونی سیستم لیمبیک نقش یکپارچه­سازی و تثبیت اطلاعات ورودی از سایر بخش­های مغز را برعهده دارد. در این مطالعه تأثیر تزریق دو­طرفه عوامل تحریکی و مهاری رسپتور کانابینوئیدی به­داخل پوستۀ آکومبنس بر فرآیند تثبیت حافظه در رت­­های نر بالغ، با استفاده از مدل یادگیری اجتنابی غیرفعال تحت بررسی قرارگرفته است. نتایج نشان دادند که تزریق ACPA به­عنوان آگونیست رسپتورCB1 (ng/rat 6) به­داخل پوستۀ آکومبنس بلافاصله پس ازمرحلۀ آموزش، تثبیت حافظۀ اجتنابی را کاهش می­دهد، درحالی­که تزریق آنتاگونیست آن (AM251) با دوزهای مختلف هیچ اثری بر تثبیت حافظه اجتنابی ندارد. به­هرحال تزریق توأم AM251 (ng/rat 60) با دوز موثر ACPA توانست از ایجاد اختلال در تثبیت حافظه توسط ACPA، جلوگیری کند. این نتایج نشان می­دهند که سیستم کانابینوئیدی پوستۀ آکومبنس به­عنوان یک سیستم تعدیل کننده، احتمالاً در فرآیند تثبیت حافظه­های آزاردهنده از جمله حافظۀ اجتنابی غیرفعال دخالت دارد.

اثر سنگروویت بر عملکرد رشد، برخی پارامترهای بیوشیمیایی خون، بازماندگی و مقاومت به تنش شوری در بچه‌ماهیان سفید (Rutilus frisii kutum)

صفحه 122-130

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.2.122

محمدرضا ایمان پور، زهرا روحی

چکیده این مطالعه به منظور نشان­دادن اثر مکمل گیاهی سنگروویت بر پارامترهای رشد، فاکتورهای بیوشیمیایی خون، بازماندگی و مقاومت به تنش­شوری در بچه­ماهیان سفید انجام شد. ماهیان با وزن 003/0±1 گرم به چهار گروه تقسیم شدند و با جیره­های حاوی سنگروویت در سطوح مختلف صفر (شاهد)، 05/0، 1/0 و 15/0 درصد به مدت 45 روز تغذیه شدند. نتایج نشان داد که وزن نهایی، افزایش وزن و میزان رشد ویژه افزایش در ماهیان تغذیه شده با جیره­های حاوی سنگروویت افزایش معنی­داری داشته است (05/0>p). علاوه­براین، ضریب تبدیل غذایی ماهیان تیمار­شده با سنگروویت در مقایسه با گروه شاهد به­طور معنی­داری کاهش یافت (05/0>p). با این­حال، میزان ضریب چاقی، گلوکز و پروتئین کل در بین تیمارهای مختلف و گروه شاهد اختلاف معنی­داری نداشت (05/0<p). از سوی دیگر، کلسترول خون ماهی سفید در گروه شاهد (013/0±17/190 میلی­گرم در دسی­لیتر) در مقایسه با تیمارهای سنگروویت افزایش معنی­داری داشت (05/0>p). مکمل غذایی سنگروویت بر بازماندگی و مقاومت به تنش شوری تأثیری نداشت (05/0<p). نتایج مطالعه حاضر نشان می­دهد که مکمل گیاهی سنگروویت می­تواند میزان رشد، مصرف غذا و پارامترهای بیوشیمیایی خون بچه­ماهیان سفید را بهبود بخشد.

مقایسه و بررسی تغییرات فراساختاری تخمک و هیپوفیز در ماهی گورامی سه‌خال نابالغ تحت تیمار با A2-LHRH، 17 بتا‌استرادیول و عصارۀ هیدروالکلی سرشاخۀ هوایی مرزنجوش

صفحه 131-139

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.2.131

صدیقه باقری زیاری، طاهره ناجی، همایون حسین زاده صحافی

چکیده مرزنجوش به­عنوان گیاهی موثر برای درمان ناباروری در طب سنتی استفاده می­شد. تحقیق حاضر، به مقایسۀ اثر عصارۀ هیدروالکلی سرشاخۀ هوایی مرزنجوش با A2- LHRH و 17 بتااسترادیول بر فراساختار تخمک و هیپوفیز در ماهی گورامی سه­خال نابالغ پرداخته است. بدین­منظور 60 قطعه ماهی گورامی سه­خال با میانگین وزنی1± 1/2 گرم به شش گروه: دارونما، نرمال سالین، اتانولی و 3 گروه تجربی (مرزنجوش و 17 بتااسترادیول با دوز 50 میلی­گرم بر کیلوگرم و LHRH-A2 با دوز 005/0 میلی­گرم بر کیلوگرم) تقسیم شدند (هر گروه 10 قطعه ماهی). ماهیان به صورت IM، یک­روز­درمیان و در 7 دوز تزریق شدند. فراساختار تخمک و هیپوفیز قدامی در هر سه تیمار اندازه­گیری و با تیمارهای کنترل مقایسه شد. نتایج نشان داد که اندازۀ فولیکول تخمک و میانگین قطر کیسه­های دستگاه گلژی در تیمار مرزنجوش از تیمار LHRH-A2 بیشتر، ولی از تیمار 17 بتا­استرادیول کمتر است (p≤0.05). همچنین نتایج حاصل از مقایسه فراساختار هیپوفیز قدامی نشان داد که در تیمار مرزنجوش تعداد گرانول­های کوچک افزایش یافته و مقدار کمی گرانول بزرگ نیز در سلول گنادوتروپ ساخته شده است. در ماهیان تحت درمان با 17بتااسترادیول نیز تعدادگرانول­های بزرگ به­طور قابل توجهی افزایش یافت، در­حالی­که درتیمار LHRH- A2 گرانول­های بزرگ لیز شده و تحریک به طور کامل صورت گرفته بود. نتایج حاضر حاکی از تاثیر گیاه مرزنجوش بر باروری ماهی گورامی سه­خال بود.

بررسی برخی از متابولیت‌های ثانویه دارویی و آنتی‌اکسیدانی Dittrichia graveolens L. Greuter

صفحه 140-150

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.2.140

منصور افشارمحمدیان، محسن شریفی، سیده نرجس ابوالقاسمی، نرجس محمدی

چکیده graveolens ، گیاهی معطر و یک­ساله از تیرۀ کاسنیان است. هدف این بررسی، ارزیابی میزان فنل کل، محتوای فلاونوئید، فلاونول، فعالیت آنتی‌اکسیدانی و دیگر متابولیت‌‌های ثانویۀ دارویی مهم اندام‌های مختلف این گیاه است. بر اساس نتایج، میزان فنل کل و فلاونوئید در اندام‌های مختلف گیاهD. graveolens متفاوت است، به نحوی­که این ترکیبات آنتی‌اکسیدانی به طور معنی‌داری در گل و برگ بیشتر از ساقه و در ساقه بیشتر از ریشه است. میزان فلاونول در گل، برگ و ساقه اختلاف معنی‌داری نشان نداد و کمترین میزان آن در ریشه مشاهده شد. علاوه بر این، ضریب همبستگی خطی و معنی‌داری بین فعالیت آنتی‌اکسیدانی و ترکیبات فنلی در عصارۀ بخش‌های مختلف گیاه وجود داشت. همچنین عمده‌ترین متابولیت‌‌های ثانویه دارویی موجود در گل بورنیل استات، آلفا-کادینول و بورنئول در برگ و ساقه بورنیل استات، تیمول و کالارن و در ریشه، سافرول، کارواسیل استات، ولگارن-ب و برنیل استات بودند. در مجموع نتایج این تحقیق در مقایسه با تحقیقات دیگر، تأثیر خاستگاه گیاه را بر کیفیت و کمیت ترکیبات دارویی بخش‌های مختلف گیاه بیشتر مشخص کرد.