بررسی ساختار اندامهای رویشی و تکوین اندامهای زایشی بادیان رومی (.Pimpinella anisum L)
صفحه 151-165
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.3.151
پریسا جنوبی، احمد مجد، عارف معروف، شهلا امینی
چکیده بادیان رومی متعلق به تیرۀ چتریان است. با توجه به اهمیت شناخت مراحل تکوینی در گسترش دانش زیستشناسی، بادیان رومی که ارزش دارویی و اقتصادی زیادی دارد، انتخاب شد. نمونههای اندامهای رویشی و زایشی در مراحل متفاوتی از تکوین انتخاب و با استفاده از روشهای سلول-بافت شناسی بررسی شدند. مشاهدۀ ساختار تشریحی اندامهای رویشی نشان داد در بین بافت پارانشیمی برگ مجرای ترشحی قرار دارد. برش غنچههای گل نشان داد که بساکها دارای چهار کیسۀ گرده بوده و تقسیم سلولهای مادرگرده از نوع همزمان، تترادهای میکروسپور از نوع چهاروجهی و لایۀ مغذی از نوع ترشحی است. بررسی فراساختار دانۀ گرده با میکروسکوپ الکترونی نگاره نشان داد که دانۀ گرده سهشیاری و تزئینات سطح اگزین از نوع مشبک منفذدار است. تخمدان دوبرچه و دوخانه، تخمک واژگون و تکپوستهای است. نمو کیسۀ رویانی نیز الگوی عمومی دولپهایها را دارد. در بررسی رویانزایی، رویانهای کروی، لپهای، اژدری و گذر از رویان کروی به رویان قلبی مشاهده شد. اندامهای رویشی بادیان رومی دارای ساختار عمومی دولپهایها است. الگوهای تکوین تخمک و کیسۀ رویانی از نهاندانگان و تیپ پلیگونوم تبعیت میکنند. تترادهای میکروسپور از نوع تتراهدرال است. فراساختار دانۀ گرده شبیه به جنس Smyrnium تیرۀ چتریان است. در بررسی رویانزایی نیز کلیه مراحل رویانی مشاهده شد.
بررسی ترمودینامیک و سینتیک جذب سطحی اسید سیتریک توسط سبوس برنج
صفحه 166-175
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.3.166
نرگس صمدانی لنگرودی، فاطمه طاهری، سپیده مهرانی
چکیده هدف از این پژوهش، بررسی امکان استفاده از سبوس برنج بهمنزلۀ جاذبی طبیعی برای حذف اسیدسیتریک از محلولهای آبی و تأثیر پارامترهای موثر نظیر دما، زمان، غلظت اولیه اسید و مقدار جاذب بر فرایند جذب سطحی آن است. برازش تجربی جذب اسیدسیتریک از محلولهای آبی با استفاده از چندین مدل جذبی انجام شد. همچنین ترمودینامیک و سینتیک جذب آن تحت بررسی قرار گرفت. نتایج بررسی اثر زمان بر فرآیند جذب اسید سیتریک روی سبوس برنج نشان داد که پس از 60 دقیقه فرآیند جذب به تعادل میرسد. همچنین نتایج نشان داد که با افزایش دما و غلظت اولیه اسیدسیتریک، میزان جذب اسیدسیتریک کاهش یافت و در مقابل، با افزایش مقدار جاذب و زمان، میزان جذب نیز افزایش نشان داد. در ضمن مقدار بهینۀ جاذب 4 گرم به دست آمد. نتایج بررسی معادلات لانگ مویر، فروندلیش و تمکین نشان داد که بهترین مدل تطبیقیافته با دادههای این آزمایش، مدل جذب سطحی فروندلیش است. همچنین منفی بودن تغییر انرژی آزاد گیبس و تغییرات آنتالپی نشاندهندۀ خودبه خودی بودن و گرمازابودن واکنش است. بنابراین، براساس نتایج این مطالعه، سبوس برنج کارآیی خوبی در حذف اسید سیتریک از محیطهای آبی دارد.
بررسی عوامل موثر بر پوشش گیاهی در رویشگاه های آبی و مرطوب پارک ملی بوجاق، کیاشهر، استان گیلان
صفحه 176-185
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.3.176
محدثه مقصودی، شهریار سعیدی مهرورز، علیرضا نقی نژآد، مکرم روانبخش
چکیده پارک ملی بوجاق با داشتن اکوسیستم آبی شامل ماندابهای بوجاق و کیاشهر، مساحتی بالغ بر 3/3477 هکتار دارد. به منظور بررسی عوامل موثر بر پوشش گیاهی در رویشگاه های آبی و مرطوب پارک ملی بوجاق 44 قطعه نمونه در منطقه پیاده شد و برای آزمایش ویژگی های شیمیایی آب موجود از 22 قطعه نمونۀ آب برداشت شد. نتایج حاکی از تحلیل دوطرفه گونه های شاخص اصلاح شده نشان داد که چهار گروه گیاهی در منطقه حضور دارند. گیاهان گروه اول غوطه ور و شناور و گیاهان گروه سوم و چهارم بیشتر هلوفیتیک هستند. گیاهان گروه دوم در مناطقی با ماسه و لای حضور دارند. نتایج حاصل از تحلیل تطبیقی متعارف متغیرهای آب (اسیدیته، عمق، فسفر، ازت، کلر، کربنات، بیکربنات، هدایت الکتریکی، سدیم، پتاسیم) ارتباط معنیداری با گروه های گیاهی نشان داد. مهمترین عامل موثر در پراکنش و تفکیک گروه های گیاهی نیز عمق آب بوده است. همچنین نقشۀ پوشش گیاهی مانداب بوجاق و کیاشهر برپایۀ گروه های گیاهی تهیه شد.
اثر تنش های خشکی و شوری بر تولید هورمون IAA در باکتریهای جداسازی شده از خاک-های شور و شور-سدیمی
صفحه 186-198
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.3.186
رضا سلیمانی، حسن توفیقی، حسینعلی علیخانی
چکیده این تحقیق به منظور ارزیابی توانایی تولید هورمونIndole acetic acid (IAA) به وسیلۀ باکتری های جداسازی شده از خاک های متأثر از خشکی و شوری اجرا شد. به همین منظور ضمن جداسازی 400 باکتری از خاک های با درجات مختلف قابلیت هدایت الکتریکی و نسبت سدیم تبادلی، تغییرات تولید IAA، اثر مقادیر مختلف تریپتوفان و تنش های خشکی و شوری بر تولید این هورمون تحت بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اثر تنش های خشکی و شوری بر تغییرات تولید IAA از نظر آماری معنی دار بود. گونۀ باکتری Arthrobacter siccitolerans (جداسازی شده از خاک های شور-سدیمی)، مولد هورمون IAA است و مقایسۀ میانگین داده ها نشان داد که این باکتری در وضعیت تنش خشکی به میزان 3/84 درصد نسبت به جدایۀ RS11، هورمون بیشتری تولید کرد. درحالیکه جدایۀ RS11 در شرایط بدون تنش خشکی در مرحله اول غربالگری، بیشترین مقدار IAA ( µg.ml-141/10) را نسبت به سایر باکتریها تولید کرد. همچنین siccitolerans A. تا قابلیت الکتریکی برابر با 40 دسیزیمنس بر متر و پتانسیل اسمزی 25- بار همچنان به تولید IAA ادامه داد. مقدار تولید هورمون IAA به ازای مصرف هر واحد تریپتوفان، در این باکتری برابر با 0/1 و در باکتری های دیگر، کمتر از 0/1 بود. با توجه به آزمونهای انجام شده، برتری نسبی باکتری یادشده محرز شد و برای انجام آزمونهای مزرعهای در تنش های موجود در خاک های متأثر از خشکی، شوری و شور- سدیمی پیشنهاد شد.
اثرات ضد باکتریایی و ضد قارچی روغن دانه های گل مغربی ".Oenothera biennis L" و گاو زبان ".Echium amoenum Fisch. & C.A.Mey "
صفحه 199-206
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.3.199
جواد حامدی، مریم وطنی
چکیده با توجه به کاربرد روغنهای گلمغربی و گاوزبان در پزشکی سنتی و با توجه به فقدان گزارش درباب اثرات ضدمیکروبی این روغنها، اثر این دو روغن بر Staphylococcus aureus،Staphylococcus epidermidis ، Pseudomonas aeruginosa، Candida albicans و Aspergillus niger بررسی شد. به این منظور عصارۀ دانۀ گیاهان فوق با کلروفرم:متانول (2:1) استخراج و پساز حذف حلال در دما و فشار کم، روغنها تهیه شد. حداقل غلظت بازدارندۀ رشد میکروارگانیسمها در محدودۀ mg/l 1000-10 با استفاده از محیطهای کشت مولرهینتون براث و سابوروددکستروزبراث اندازهگیری شد. نتایج حاصل نشان داد که روغن گلمغربی، حتی در غلظت mg/l1، رشد S. Aureus، S. epidermidis و P. aeruginosa را مهار میکند ولی فاقد اثر ضدمیکروبی بر C. albicans و A. niger بوده و حتی موجب افزایش رشد آنها نیز گردید. روغن گاوزبان نیز باعث رشد A. niger و S. epidermidis شد. ولی غلظت 1 mg/l این روغن مانع از رشد P. aeruginosa و C. albicans گردید. این روغن در تمام غلظتهای آزموده شده بر S. aureus بیاثر بود. نتایج حاصل از این پژوهش برای اولینبار مبین اثرات ضدمیکروبی روغنهای گلمغربی و گاوزبان است.
تأثیر مکمل جلبک اسپیرولینا (.Spirulina sp) بر رشد و تغذیۀ ماهی زبرا دانیو (Danio rerio Hamilton, 1822)
صفحه 207-215
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.3.207
مجید بیرانوند، منصوره قائنی، محمد ولایت زاده
چکیده ماهی زبرا دانیو (Danio rerio Hamilton, 1822) یکی از ماهیان زینتی تجاری آب شیرین است که در مناطق گرمسیری زندگی می کند و در کشور ما ارزش اقتصادی بسیاری دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر جیره غذایی حاوی ریزجلبک اسپیرولینا (.Spirulina sp) بر شاخص های رشد و تغذیه ماهی زبرا دانیو (Danio rerio) انجام شد. تعداد 360 قطعه ماهی زبرا دانیو به طور تصادفی با چهار تیمار و سه تکرار در 12 آکواریوم تقسیم شدند که تیمارهای غذایی شامل تیمار 1 یا شاهد (غذای تجاری فاقد مکمل جلبک اسپیرولینا)، تیمار 2 (غذای تجاری به همراه 0/5 درصد مکمل جلبک اسپیرولینا)، تیمار 3 (غذای تجاری به همراه 1 درصد مکمل جلبک اسپیرولینا) و تیمار 4 (غذای تجاری به همراه 5/1درصد مکمل جلبک اسپیرولینا) بودند. به طور کلی، استفاده از جلبک اسپیرولینا در جیرۀ غذایی ماهی زبرا دانیو سبب افزایش وزن بدن و ضریب رشد ویژه اینگونه شد، اما افزایش میزان پودر جلبک اسپیرولینا در جیره غذایی ماهی زبرا دانیو طی دوره پرورش 60 روزه تأثیری بر شاخص ضریب تبدیل غذایی نداشت. با توجه به اینکه دربارۀ شاخص های رشد بین تیمار 1 و 1/5 اختلاف معنی داری وجود ندارد، تیمار 1 درصد پودر جلبک اسپیرولینا بهترین تیمار جهت رشد ماهی زبرا دانیو بود.
بررسی اثر عصارۀ آبی خیاردریایی (Holothuria arenicola Semper, 1868) خلیج فارس در پیشگیری از آسیب میدان الکترومغناطیسی بر غدد جنسی نر در موش نژاد Balb/C
صفحه 216-226
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.3.216
نازنین واسعی، جواد بهارآرا، سعیده ظفربالانژاد، الهه امینی
چکیده میدان الکترومغناطیسی فاکتور استرس زایی است که موجب تغییر عملکرد دستگاههای بدن میشود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر حفاظتی عصارۀ آبی خیاردریایی گونۀ خلیج فارس در آسیبهای ناشی از میدان های الکترومغناطیسی با فرکانس کم بر غدد جنسی موش نر نژاد Balb/C است. موش ها به گروه های شاهد، شاهد آزمایشگاهی و تجربی 1 و 2 و 3 و 4 و 5 تقسیم بندی شدند. گروههای تجربی به مدت 10 روز، روزانه 4 ساعت درمعرض میدان قرار گرفتند. همچنین نمونه های گروههای تجربی 5-2، 6 ساعت قبل از تیمار با میدان الکترومغناطیسی عصارۀ خیاردریایی دریافت کردند. نمونه ها پس از طی دورۀ تیماری تثبیت و و جهت مطالعات بافت شناسی آماده و با روش H&E رنگ آمیزی شدند. . سپس قطر و تعداد لولههای منیساز، قطر بیضه، وزن بیضه و اپیدیدیم، ضخامت تونیکاآلبوژینه، تعداد سلولهای اسپرماتوژنیک شامل اسپرماتوگونی ها، اسپرماتوسیت ها، اسپرماتیدها، سلول های سرتولی و سلول های لایدیگ اندازه گیری شد. نتایج نشان داد که تیمار با میدان بر وزن اپیدیدیم، قطر لولههای منیساز و ضخامت تونیکاآلبوژینه اثر معنی دار ندارد اما باعث کاهش معنیدار در وزن و قطر بیضه، تعداد لولههای منیساز و سلولهای اسپرماتوژنیک در گروه تجربی 1 نسبت به شاهد می شود. همچنین نمونه های گروه های تجربی که قبل از تیمار با میدان الکترومغناطیسی عصارۀ خیاردریایی دریافت کرده بودند افزایش معنیدار نسبت به گروه تجربی 1 نشان دادند. یافتهها نشان می دهد که میدان الکترومغناطیسی بر پارامترهای بافت بیضه اثر تخریبی دارد، اما عصارۀ خیاردریایی دارای اثر پیشگیری کننده بر آسیبهای القایی توسط میدان الکترومغناطیسی بر غدد جنسی نر می باشد.
بررسی همبستگی پلی مورفیسم تک نوکلئوتید rs11614913 ژن mir196a2 با استعداد ابتلا به سرطان پستان در جمعیت جنوب ایران
صفحه 227-234
https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.2.3.227
زهرا اسلامی ثمرین، محمد طهماسب، عباس قادری
چکیده سرطان پستان شایع ترین سرطان در دنیا و دومین علت مرگ ومیر پس از سرطان ریه در زنان می باشد. میزان شیوع سرطان پستان در کشورهای آسیایی مانند ایران رو بهافزایش است. در طول چند سال گذشته نقش بسیاری از میکروRNAها (miRNA) در بروز انواع سرطان ها مشخص شده است. چندشکلی تکنوکلئوتیدی (SNP) در طول توالی miRNA در ارتباط با خطر ابتلا به انواع سرطانها ازجمله سرطان پستان بررسی شده است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط میان چندشکلی تکنوکلئوتیدی rs11614913 در mir196a2 و استعداد ابتلا به سرطان پستان میباشد. این مطالعه به بررسی rs11614913 در hsa-mir196a2 در 100 مورد مبتلا به سرطان پستان و 100 مورد کنترل در جمعیت زنان جنوب ایران می پردازد. روش مورد استفاده برای تعیین این چندشکلی، روش RFLP- PCR بود. محصول PCR تحت اثر آنزیم محدودکنندۀ TaaI قرار گرفت و باندهایی به طول 187 و 197 جفت باز مشاهده شد. این مطالعۀ مورد- شاهدی به وسیلۀ نسبت شانس (ORs) با فاصلۀ اطمینان 95٪ (CI) برای آشکار ساختن ارتباط این SNP در mir196a2 با استعداد ابتلا به سرطان پستان تحلیل گردید. فراوانی الل C در mir196a2 در گروه بیماران 0/74و در گروه کنترل 0/75 و فراوانی ژنوتیپی TT،TC وCC به ترتیب 0/05، 0/42 و 0/53 در گروه بیمار و در گروه کنترل 0/06، 0/38 و 0/56 برآورد شد. در ضمن بررسی آماری نشان دهندۀ وجود تعادل هاردی- واینبرگ بین دو الل این ژن در جمعیت مورد مطالعه بود. باتوجه به مطالعۀ انجام شده مشخص شد هیچگونه ارتباط معناداری میان این پلی مورفیسم و استعداد ابتلا به سرطان پستان وجود ندارد.
