دوره و شماره: دوره 1، شماره 2، زمستان 1393 

بررسی تأثیر پلی بتاهیدروکسی بوتیرات بر تنوع متابولیکی باکتری های بی هوازی رودۀ بچه ماهیان تاسماهی سیبری (Acipenser baerii)

صفحه 1-9

https://doi.org/10.29252/nbr.1.2.1

ابراهیم حسین نجدگرامی

چکیده نگرانی­های زیست­ محیطی دربارۀ استفادۀ بی­ رویه از آنتی­ بیوتیک­ها باعث افزایش استفاده از عوامل کنترل­ کنندۀ طبیعی شده است. پلی­ بتا­هیدروکسی بوتیرات پلی­مری طبیعی است که می ­تواند به اسید چرب کوتاه ­زنجیرۀ محلول در آب تبدیل شود و همچون عامل کنترل­کنندۀ میکروبی عمل کند. در این آزمایش تأثیر اضافه­ کردن این ماده به جیرۀ غذایی بچه­ ماهیان در 3 تیمار غذایی (کنترل، 2 و 5 درصد) بر فعالیت و تنوع متابولیکی باکتری­ های بی­ هوازی روده در بچه­ ماهیان تاسماهی سیبری با روش community level physiological profiles تحت بررسی قرار گرفت. برای بررسی فعالیت و تنوع متابولیکی باکتری­ های بی­ هوازی در رودۀ بچه ماهیان، از میکروپلیت­ های BiologTM Ecoplate استفاده شد. نتایج طرح نشان داد که استفاده از پلی ­بتا­هیدروکسی­ بوتیرات میزان فعالیت متابولیکی باکتری­ های بی­ هوازی روده را نسبت به تیمار کنترل افزایش می ­دهد. نتایج منحنی Pareto-Lorenz و شاخص ­های شنون و اونس نشان داد بچه­ ماهیانی که از تیمارهای غذایی استفاده کردند تنوع متابولیکی متفاوتی نسبت به تیمار کنترل داشتند.

تشخیص شاخص های Escherichia coli و Enterococcus faecalis در منابع آب

صفحه 10-15

https://doi.org/10.29252/nbr.1.2.10

پریسا محمدی، مهسا حبیبیان، محمد رضا صعودی، عزت عسگرانی

چکیده آب­های زیرزمینی، به­عنوان تنها منبع تأمین کننده آب در بسیاری از مناطق باید به لحاظ میکروبی ارزیابی شود. از­آنجا­که تیمار آب همیشه نمی­تواند تمام باکتری­های بیماری­زای را که از فاضلاب خانگی به آب­های زیرزمینی راه می­یابد حذف کند، بررسی باکتریایی منابع آب بجنورد انجام گرفت. به­همین دلیل، روش فیلتر غشایی و محتمل­ترین تعداد میکروب­ها در ارزیابی کیفیت آب به­کار­گرفته شد Escherichia coli .و Enteroccocus faecalis به­عنوان شاخص­های مدفوعی انتخاب شدند. باکتری E.coli از سه ایستگاه از شش ایستگاه تحت مطالعه جدا شد و Enteroccocus faecalis تنها از یکی از ایستگاه­ها جدا گردید. اگرچه تکنیک­های مولکولی در تشخیص جمعیت های میکروبی بسیار سریع و دقیق هستند، ولی قادر به تفکیک باکتری­های زنده از مرده و باکتری­های زنده ولی غیرقابل کشت نیستند. با استفاده از روش­ها­ی استاندارد کشت می­توان به مطالعۀ میکروارگانیسم­های زنده و از لحاظ متابولیکی، فعال پرداخت. هر دو باکتری E.coli و E.feacalis، در برخی نمونه­های آب تشخیص داده شد. بنابراین لازم است روش­های سالم­سازی آب­های زیرزمینی به­عنوان آب شرب مورد توجه بیشتری قرار بگیرد.

مطالعۀ گرده شناسی بخش های Hemisphace و Plethiosphace از جنس Salvia (تیرۀ نعناعیان) در ایران

صفحه 16-28

https://doi.org/10.29252/nbr.1.2.16

مسعود رنجبر، اعظم پاکتچی، طیبه رجبیان

چکیده در این پژوهش ریخت‌شناسی گیاه و ریزریخت شناسی گرده در 24 جمعیت از 3 گونۀ متعلق به 2 بخش Hemisphace و Plethiosphace از جنس Salvia در ایران بررسی شد. در مطالعۀ ریخت شناسی، 25 صفت کمی و کیفی تحت بررسی قرار گرفت و نتایج حاصل از این مطالعه به­خوبی بخش­های تحت بررسی را از یکدیگر تفکیک کرد. دانۀ گردۀ نمونه‏های هرباریومی به روش استولیز آماده و با استفاده از میکروسکوپ نوری 4 ویژگی در آنها اندازه­گیری شد. تحلیل داده‏ها به روش مولفۀ اصلی انجام شد. نتایج ریزریخت­شناسی دانۀ گرده نشان داد که اگرچه دانه‌های گرده در گونه‏های این جنس مشابه هستند و همگی شش­شیاری و واجد تزئینات شبکه‏ای هستند، تنوع قابل توجهی در داده‏های کمی نشان می‏دهند. قطر قطبی و قطر استوایی از­جمله ویژگی‌های ارزشمند هستند که بر­اساس آنها می‏توان گونه‏های این جنس را به دو گروه تقسیم کرد. این گروه­بندی نتایج حاصل از مطالعۀ ریخت­شناسی مبنی بر تفکیک این دو بخش در جنس Salvia را تا حد زیادی تأئید می­کند.

مطالعۀ محتوای ساپونین در بخش های هوایی و ریشۀ سه گونه از جنس .Silene L (تیرۀ میخکیان)

صفحه 29-39

https://doi.org/10.29252/nbr.1.2.29

رویا کرمیان، فاطمه قاسملو

چکیده ساپونین­ها متابولیت­های ثانویه­ای هستند که در بسیاری از گیاهان و برخی جانوران یافت می­شوند. این ترکیبات گلیکوزیدهایی با وزن مولکولی زیاد هستند و یک گروه قندی متصل به آگلیکون تری­ترپنی یا استروئیدی دارند. بسیاری از ساپونین­ها خاصیت پاک­کنندگی دارند و در آب کف پایدار ایجاد می­کنند. جنس Silene L. با بیش­از 700 گونه یکی از بزرگترین جنس­های تیرۀ میخکیان است که اغلب در نیمکرۀ شمالی گسترش دارند. ترکیبات ساپونینی از متابولیت­های ثانویۀ فراوان موجود در گیاهان این جنس هستند. در پژوهش حاضر، محتوای ساپونین کل ریشه و بخش هوایی به صورت کمی و کیفی در سه گونه از جنس Silene ، Melzh. (Ghaz. subsp. Penducularis (Fenzl ex Boiss. S. ginodioica، (Willd.) M. Bieb. S. spergulifolia و S. swertiifolia Boiss. به روش­های اسپکتروفتومتری و کروماتوگرافی لایۀ نازک تحت مطالعه قرار گرفت. در این بررسی 5 فرکشن مختلف از هر بخش گیاه به دست آمد که فرکشن 1 در هردو بخش و در هر سه گونه حاوی بالاترین مقدار ساپونین بود. از سوی دیگر، مقدار ساپونین استخراج­شده از ریشه­ها زیاد بود. همچنین کروماتوگرافی عصاره­ها بر روی صفحات TLC لکه­های ساپونینی با مقادیر Rf مختلف را آشکار ساخت.

مطالعۀ اثر میدان مغناطیسی و سالیسیلیک اسید بر گیاه بادرنجبویه (نعناعیان) تحت تنش فرابنفش B

صفحه 40-56

https://doi.org/10.29252/nbr.1.2.40

لطیفه پوراکبر، مهدی عابدزاده

چکیده اثرات ناشی از کاهش لایۀ اوزون و افزایش اشعۀ فرابنفش را امروزه بسیاری از محققان بررسی کرده­اند. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر پرتو UV-B بر گیاه بادرنجبویه (ملیسا اوفیسینالیس) و تأثیر سالیسیلیک اسید و میدان مغناطیسی در کاهش اثر زیان­بار این پرتو بر این گیاه بود. گیاهان بادرنجبویه به مدت 60 روز در وضعیت گلخانه­ای کشت یافتند. تیمار فرابنفش بعد از مرحلۀ شش­برگی اعمال شد و پرتو UV-B به مدت 15 روز و هر­بار به مدت 20 دقیقه اعمال گردید. اسید سالیسیلیک نیز بعد از مرحلۀ شش­برگی با غلظت 1 میلی­مولار به مدت یک­هفته روی گیاهان پاشیده شد. تیمار میدان مغناطیسی به مدت یک ساعت و با شدت­های صفر، 40 و 85 میلی­تسلا اعمال شد. نتایج نشان داد که پرتو UV-B باعث کاهش وزن تر و خشک، رشد طولی ریشه و اندام هوایی شد. این پرتو همچنین میزان رنگیزه­های فتوسنتزی (کلروفیل a، کلروفیل b و کاروتنوئید)، میزان قندها و پروتئین­های محلول را کاهش داد. میزان فعالیت فنیل­آلانین آمونیا­لیاز و ترکیبات جاذب UV نیز تحت تأثیر پرتوهای UV-B افزایش نشان داد. بررسی نتایج نشان داد تیمار با سالیسیلیک اسید و میدان مغناطیسی باعث تخفیف آسیب­های ناشی از اعمال پرتوهای UV-B در گیاه شد و توانست فاکتورهایی را که تحت تابش­های فرابنفش تغییر یافته بودند جبران کند.

بررسی ریخت‌شناسی کلاله و تاکسونومی عددی .Pedicularis L (تیرۀ گل جالیزیان) در ایران

صفحه 57-66

https://doi.org/10.29252/nbr.1.2.57

سهیلا پارساپناه، شهریار سعیدی مهرورز

چکیده Pedicularis L. سرده‌ای نیمه­انگلی است که غالباً در مناطق سرد و کوهستانی نیمکرۀ‌ شمالی پراکنش دارد. در این مطالعه کلالۀ 9 گونه از این سرده که در فلور ایران گزارش شده است به­وسیلۀ میکروسکوپ الکترونی تحت مطالعه قرار گرفت. سطح کلاله در P. pycnantha و P. wilhelmsiana مسطح است، در P. cabulica، P. caucasica ، P. rechingeri، P. sibthorpii، P. condensata و P. strausii به شکل نیمه­کروی بوده و در P. rhinanthoides مخروطی­شکل است. به منظور تعیین روابط بین گونه‌ها، تحلیل عددی با استفاده از 45 صفت کمی و کیفی ریخت‌شناسی، تشریحی و گرده‌شناسی انجام گرفت و نمودارهای حاصل از دو روش UPGMA و PCA ترسیم و روابط بین گونه‌ها مشخص شد. براساس نتایج حاصل از تحلیل، صفاتی مانند ضخامت پری‌کارپ میوه، ضخامت پارانشیم حفره‌ای در برگ، ارتفاع ساقه، ضخامت پوست ساقه، ضخامت کل ساقه و طول رگبرگ میانی از­جمله صفاتی هستند که با وجود تغییرپذیری زیاد، می‌توانند در شناسایی گونه‌ها و تعیین روابط بین آنها مفید باشند.

مراحل تکوین تخمک و کیسۀ رویانی در Consolida orientalis Schrödinger از تیرۀ آلاله ایان

صفحه 67-76

https://doi.org/10.29252/nbr.1.2.67

عبدالکریم چهرگانی راد، فریبا محسن زاده، سولماز اخطاری

چکیده ساختار گل و رویان­شناسی در تیرۀ آلاله­ایان موضوع مطالعات مختلف بوده است، اما پراکنش مطالعات تکوینی در این تیره ناموزون است؛ به­طوری­که مطالعۀ برخی از جنس‌ها به طور محدود انجام شده یا اصلاً مطالعه نشده­اند. در این پژوهش مراحل و چگونگی تکوین تخمک در گیاه Consolida orientalis بررسی شد. گل­ها و غنچه­ها در مراحل مختلف نمو برداشت، تثبیت و نگهداری شد. سپس با میکروتوم برش‌گیری و رنگآمیزی با هماتوکسیلین و ائوزین انجام گرفت. لام­های تهیه­شده از مراحل مختلف تکوینی با دقت با استفاده از میکروسکوپ نوری بررسی شد .بر­اساس نتایج حاصل از این بررسی، در گونۀ تحت مطالعه، تخمک از نوع دو­پوششی، نسبتاً پرخورش و واژگون است. پس­از تقسیم میوز تترادهای مگاسپور آرایش خطی یا غیرخطی دارند. تکوین کیسۀ رویانی از طرح تک­اسپوری و تیپ پلی‌گونوم پیروی می‌کند، درحالی­‌که وجود تیپ آلیوم نیز در این تیره رایج است. یاخته­ های آنتی­پود برخلاف تیپ متداول پلی­گونوم شدیداً پلی­پلوئید و نیز پایا هستند، اما تک‌هستهای باقی می‌مانند و با فشار پوستامنت به وسط کیسۀ رویانی پیش‌روی می‌کنند. تحلیل آنها با تأخیر قابل توجه و در مرحلۀ آندوسپرم سلولی صورت می‌گیرد.

بررسی اثر سندروم کلستاز برتغییرات بافتی هسته های مجاور بطنی و فوق بصری هیپوتالاموس مغز موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار

صفحه 77-85

https://doi.org/10.29252/nbr.1.2.77

فاطمه قارونی، شهربانو عریان، محمد نبیونی، دلارام اسلیمی اصفهانی، طلیعه السادات حسینی نیا، منیژه کریمیان پیرو، سودابه پارسا

چکیده کلستاز در اثر تجمع بیش­از حد صفرا در کبد به ‌علت عوامل درون یا بیرون­کبدی ایجاد می‌شود. عوارض کلستاز مستقیم یا غیر­مستقیم با کاهش جریان صفرا در ارتباط است و نتیجۀ آن احتباس مواد وابسته به ترشح صفرا (مانند اسید­های صفراوی، بیلی روبین و کلسترول) است. از طرف دیگر عواملی نظیر اپیوئیدها، آلکالین­فسفاتاز، اندوتوکسین‌ها و نیتریک­اکساید در خون افزایش می­یابد که می‌تواند باعث آسیب بافتی شود. از­آنجا­که اخذ آب در هنگام کلستاز کاهش می‌یابد و هسته‌های هیپوتالاموسی مانند هستۀ مجاور­بطنی و هستۀ فوق بصری در تنظیم میزان آب بدن نقش دارند، این تحقیق به بررسی تغییرات بافتی این هسته‌ها در هنگام کلستاز پرداخته است. موش‌های نر نژاد ویستار با وزن 200 تا 250 گرم به صورت تصادفی به سه گروه هفت‌تایی، شامل موش‌های گروه کنترل (بدون جراحی)، موش­های گروه شم (عمل جراحی کاذب) و موش‌های گروه کلستاز، که مجرای صفراوی آنها بسته شد، تقسیم شدند. سپس نمونه‌ها از­نظر بافتی و با استفاده از روش هیستوتکنیک و میکروسکوپ نوری تحت ارزیابی قرار گرفتند. در مغز موش­های کلستاتیک، نکروز در بافت هسته­های مجاور­بطنی و فوق­بصری نسبت به بافت این هسته‌ها در مغز موش‌های شم و کنترل به طور چشم­گیری مشاهده شد. در اثر کلستاز و نکروز بافتی، هتروکروماتینه­شدن برخی سلول­ها و افزایش ضخامت در هسته­های مجاور­بطنی و فوق­بصری نیز اتفاق­ افتاد. احتمال دارد که کلستاز از­طریق افزایش اندوتوکسین­ها باعث ایجاد آسیب بافتی شود.