بررسی تأثیر سمیت نیکل بر میزان کلروفیل، واکنش هیل و رشد دانهرستهای ذرت
صفحه 1-7
https://doi.org/10.29252/nbr.1.1.1
فاطمه قاسمی، رضا حیدری، رشید جامعی، لطیفه پوراکبر
چکیده برای بررسی سمیت ناشی از نیکل، دانهرستهای ذرت بعد از جوانهزنی در محیطهای کشت هیدروپونیک حاوی صفر، 50 ، 100 و 200 میکرومولار کلرور نیکل به مدت دو هفته کشت شدند. سپس تأثیر آن بر رشد، سرعت واکنش هیل و محتوای رنگیزههای فتوسنتزی بررسی شد. وزن تر و خشک برگها و ریشهها در غلظت 50 میکرومولار کلرور نیکل افزایش یافت، اما در غلظتهای 100 و 200 میکرومولار کاهش نشان داد. با افزایش نیکل، از طول ریشه و اندام هوایی کاسته شد. با توجه به نتایج حاصل، بافتهای اندام هوایی و ریشهای دربرابر غلظتهای مختلف نیکل پاسخ رشدی متمایزی از خود نشان میدهند. نیکل تا 100 میکرومولار باعث افزایش میزان کلروفیل a شد، اما در غلظت 200 میکرومولار از میزان آن کاست. تغییر درخور ملاحظهای در میزان کلروفیل b و کاروتنوئیدها مشاهده نشد. با افزایش نیکل از سرعت واکنش هیل به منزلۀ شاخص توانایی کلروفیل a در مرکز واکنشی PSII برای شکافت آب، کاسته شد.
اثر القایی IDE1 در تمایز سلولهای بنیادی القا شده انسانی به سلولهای آندودرم قطعی با استفاده از داربست نانوفیبر PCL
صفحه 8-22
https://doi.org/10.29252/nbr.1.1.8
الهام حویزی، محمد نبیونی، کاظم پریور، محمد معصومی، جعفر آی
چکیده امروزه سلولهای پرتوان القاشده به منزلۀ یکی از جدیدترین و بهترین منابع سلولی برای سلول درمانی مرکز توجه قرارگرفته اند. در این مطالعه توان تمایزی سلولهای انسانی کشت دادهشده بر داربست به سلولهای آندودرم قطعی، که خود پیشساز سلولهایی ازجمله سلولهای هپاتوسیت، پانکراس و ششی هستند، بررسی شد. اجسام جنینی از سلولهای پلوری پوتانت ساخته شد و سپس به داربست نانوفیبروز پلیکاپرولاکتون، که با روش الکترواسپینینگ تهیه شد، انتقال داده شد. سلولها تحت تأثیر ریزمولکولی با عنوان فاکتور القاکنندۀ آندودرمی IDE1، به سلولهای آندودرم قطعی تمایز داده شدند. بیان مارکرهای آندودرمی شامل SOX17 ، FoxA2 و GSC با روش ایمونوسیتوشیمی وRT-PCR تأیید شد. در این تحقیق مورفولوژی و بقای سلولها بهترتیب با استفاده از عکسهای میکروسکوپ الکترونی و آزمون MTT بررسی شد. نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان میدهد که محیط کشت سهبعدی با استفاده از فاکتورهای مناسب میتواند بستر مناسبی برای رشد و تمایز سلولهای پلوری پوتانت انسانی به سلولهای آندودرم قطعی را فراهم آورد.
اکوفیزیولوژی جوانهزنی بذر علفهرز کهورک (.Prosopis farcta L)
صفحه 23-33
https://doi.org/10.29252/nbr.1.1.23
رویا غفاری، فریبا میقانی، حمیرا سلیمی
چکیده کهورک علف هرز مهاجم و مشکلساز مناطق گرم و خشک است و بنابراین مکنترل آن از اهمیت بالایی برخوردار است. به منظور بررسی عوامل مؤثر بر جوانهزنی بذر کهورک، بررسیهای آزمایشگاهی شامل بررسی زیستایی بذر، اثر دماهای ثابت و متناوب، اثر خراشدهی شیمیایی و فیزیکی بذر و اثر تنش خشکی با اعمال غلظتهای صفر، 100، 200، 300، 400، 500 و 600 میلیمولار PEG و تنش شوری با اعمال غلظتهای صفر، 100، 200، 300، 400، 500 ، 600 و 700 میلیمولار NaCl بر جوانهزنی بذر و بررسی گلخانهای شامل اثر عمق کاشت بذر بر ظهور گیاهچۀ کهورک بود. آزمایش درقالب طرح بلوک کامل تصادفی با 4 تکرار انجام شد. نتایج نشان داد که زیستایی بذر کهورک 81 درصد بود. دمای بهینۀ جوانه زنی بذر کهورک، دمای ثابت 30 درجۀ سانتیگراد بود و بطورکلی، دمای ثابت برای جوانهزنی بذر کهورک مناسبتر از دمای متناوب بود. بررسی اثر عمق کاشت بذر نشان داد که بیشترین ظهور گیاهچه مربوط به بذرهایی بود که در عمق 2 سانتیمتری گلدان کاشته شده بودند. بیشترین درصد جوانهزنی بذرکهورک تحت تأثیر تیمار 20 دقیقه با اسیدسولفوریک غلیظ مشاهده شد. خراشدهی فیزیکی بذر با سنباده کارایی چندانی در تحریک جوانهزنی بذر نداشت. در بررسی اثر تنش خشکی و شوری، بیشترین جوانهزنی بذر کهورک (بعد از تیمار شاهد بدون تنش) در پاسخ به غلظتهای پایینتر PEG و NaCl یعنی 100 و 200 میلیمولار مشاهده شد و با افزایش شدت تنش خشکی و شوری، جوانهزنی بذر کاهش معنیداری نشان داد. براساس نتایج پژوهش حاضر، نور نقش مهمی در جوانهزنی بذر کهورک ندارد و به عبارت دیگر بذر کهورک فتوپلاستیک نیست. این ویژگیها از عوامل عمدۀ تهاجم کهورک قلمداد میشود و اطلاع دقیق از آنها در کنترل و ممانعت از گسترش این علفهرز چندساله مؤثر خواهد بود.
مطالعۀ فلوریستیک جنگل کاسف (استان خراسان رضوی)
صفحه 34-44
https://doi.org/10.29252/nbr.1.1.34
حسن زارع مایوان، جواد محمدی، حمید اجتهادی بجستانی، کریم پاساد
چکیده جنگل کاسف با مساحتی بالغ بر 12 هکتار در فاصلۀ 20 کیلومتری شمال شهرستان بردسکن در منطقهای کوهستانی و خشک، در ارتفاع 1580 تا 1630 متر از سطح دریا با شیب 15درصد در جهت غربی-شرقی واقع شده است. پوشش گیاهی این منطقه در پاییز 1391، پس از نمونهبرداریهایی در بهار و پاییز 1391، به روش فلوریستیک مطالعه و سپس شکل های زیستی و پراکنش جغرافیایی آنها تعیین شد. به طور کلی در منطقه 69 گونه متعلق به 29 تیره وجود دارد که 25 تیره دولپهای و 3 تیره تکلپهای هستند و یک تیره نیز متعلق به بازدانگان است. بزرگترین تیرهها نعناع (Lamiaceae) با 11 گونه، کاسنی (Asteraceae) با 9 گونه و تیره میخک (Caryophyllaceae) با 5 گونه هستند. شکلهای زیستی اصلی منطقه عبارتند از: تروفیتها با 36% (25 گونه)، همیکریپتوفیتها 29% (20گونه)، کامفیتها 16% (11گونه)، فانروفیتها 13% (9گونه) و کریپتوفیتها با 6% (4 گونه). درصد بالای همیکریپتوفیتها نشاندهندۀ اقلیم سرد و کوهستانی منطقه است و درصد بالای تیره کاسنی و حضور گونههایی هم چون اسپند (Peganum harmala) نشاندهندۀ تخریب بالای پوشش گیاهی و عدم نظارت و مدیریت مناسب بر محیط زیست این منطقه است.
عملکرد زیست تودۀ مردۀ جلبک فوکوس سراتوس برای جذب زیستی همزمان کادمیوم و نیکل از محیط آبی
صفحه 45-55
https://doi.org/10.29252/nbr.1.1.45
سلمان احمدی اسبچین، ناصر جعفری
چکیده روشهای فیزیکی و شیمیایی جذب فلزات سنگین معایبی از جمله هزینۀ زیاد و غیرمؤثربودن در غلظتهای کم دارد. روشهای زیستی جذب فلزات سنگین در چنددهۀ اخیر مورد توجه قرار گرفت. ازمیان جاذبهای زیستی شامل باکتریها، قارچها و جلبکها، جلبکها بالاترین توانایی را در جذب فلز دارند. در این تحقیق مشخص شد که نقش اصلی در جذب همزمان فلزات نیکل و کادمیوم برعهده اسیدآلژینیک است. جلبک قهوهای فوکوس سراتوس به عنوان جاذب زیستی مقرون بهصرفه در این تحقیق استفاده شده و جذب زیستی همزمان یون کادمیوم و نیکل در راکتور بسته مطالعه شد. ساختار سطحی جلبک وکینتیک جذب فلزات بررسی شده است. زمان تعادل حدود 300 دقیقه بود. ایزوترم جذب با استفاده از معادله لانگموییر تفسیر شد. بیشینۀ جذب برای فلزات کادمیوم و نیکل بهترتیب حدود 85/0 و 95/0 میلیمول بر گرم بود.
مقایسۀ ساختار و فراساختار فولیکول های مو و پر
صفحه 56-69
https://doi.org/10.29252/nbr.1.1.56
احمد قارزی
چکیده طرز تشکیل فولیکول پر و فولیکول مو در مرحلۀ جنینی تقریباً مشابه است. هدف تحقیق حاضر بررسی شباهتها و تفاوتهای ساختاری این دو نوع فولیکول در موشهای صحرایی و کبوترهای بالغ است. برای این منظور، پس از خارجکردن فولیکولها، آنها را برای بررسی با میکروسکوپ نوری و الکترونی آماده کردیم. نتایج این تحقیق نشان داد که این دو نوع فولیکول ازنظر داشتن پاپیلای درمی و ماتریکس اپیدرمی مشابه هستند. همچنین نحوۀ تولید رشته مو و پر در آنها تقریباً یکسان است. اما برخلاف فولیکول مو، در بخش بالای پاپیلای درمی فولیکول پر یک بخش متمایز به نام پولپ وجود دارد. در مرکز این پولپ و همچنین پاپیلای درمی یک رگ خونی قرار دارد که نظیر آن در فولیکول مو دیده نمیشود. یکی دیگر از تفاوتهای مشاهدهشده به ضخامت غشای پایهای مربوط میشود که در مرز ماتریکس اپیدرمی و پاپیلای درمی وجود دارد و در فولیکول پر نسبت به فولیکول مو از ضخامت بسیار بیشتری برخوردار است. همچنین در قاعدۀ فولیکول پر جمعیت مشخصی از سلولهای شبه بنیادی دیده میشود که نظیر آن در فولیکول مو مشاهده نشد. با توجه به نتایج به نظر میرسد که پر در پرندگان و مو در پستانداران برای اهداف زیستی مختلفی سازگاری یافتهاند
اثر باران اسیدی بر پاسخ های رشدی و فیزیولوژیکی گندم
صفحه 70-81
https://doi.org/10.29252/nbr.1.1.70
رامین عزتی، گلاره ربانی
چکیده باران اسیدی که شکل مرطوب آلایندههای گازی تلقی میشود، دراثر ترکیب آلایندههایی مانند CO2، SO2و NO2 در اتمسفر با بخار آب در ابرها تشکیل میشود. با افزایش غلظت این آلایندهها در اتمسفر میزان باران اسیدی نیز روبهافزایش است. باران اسیدی، که مخلوطی از اسیدهای سولفوریک، نیتریک و کربنیک است، در خاک موجب تغییراتی مانند کاهش pH، زدایش عناصر غذایی، افزایش آزادسازی فلزات سمی و کاهش حاصل خیزی خاک میشود،که نتیجۀ آن اعمال اثرات منفی بر گیاهان است. در مطالعۀ حاضر طی یک دوره 32 روزه، گیاهان گندم تحت آبیاری و برگپاشی با 4 تیمار باران اسیدی حاوی اسیدسولفوریک و اسیدنیتریک با pHهای 5/2 و 5/3 و 5/4 و 6/5 قرار گرفتند، درحالیکه گیاهان شاهد با آب معمولی با 4/7pH= آبیاری شدند. طبق نتایج، گیاهان شاهد در تمام شاخصهای رشدی و فیزیولوژیکی بهتر از گیاهان تیمار باران اسیدی با pHهای 5/2 و 5/3 بودند. همچنین گیاهان تیمارشده با باران اسیدی در pHهای 6/5 و 5/4، به غیر از شدت فتوسنتز، محتوای رنگیزهها و قندهای محلول در دیگر فاکتورها در سطح پایینتری از گیاهان شاهد قرار داشتند. همچنین درpH های 5/3 و 5/2 ایجاد لکههای سفید در هردو سطح برگ، خشکشدن رأس و کنارهای برگ نیز مشاهده شد.
