موضوعات = علوم جانوری
علوم جانوری

بررسی نقش رسپتورهای خانواده D1 وD2 دوپامین در هسته قاعده ای-جانبی آمیگدال بر حافظۀ کاری و مرجع

دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 53-64

https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.53

فرهاد ولیزادگان، مریم رحیمی تسیه

چکیده ناحیه قاعده­ای-جانبی آمیگدال (BLA) جایگاه مهمی در تنظیم نوروترانسمیتری حافظۀ کاری و مرجع است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر سیستم دوپامینرژیک ناحیه (BLA) بر حافظۀ کاری و مرجعبوده است.موش های صحرایی نر نژاد ویستار با استفاده از دستگاه استرئوتاکسی به صورت دوطرفه در ناحیۀBLA کانول گذاری شد. پارامترهای تعداد خطاهای کاری و مرجع و زمان سپری شده در بازوهای خطاهای کاری و مرجع با استفاده ازدستگاه تست ماز شعاعی و بر اساس پروتکلDSWS مورد محاسبه قرار گرفتند. تزریق آپومورفیندر دوزهای پایین (0.005 µg/rat) و بالا (0.5 µg/rat) درون هسته BLA سبب کاهش معنی داری در تعداد خطاهای کاری و نه مرجع شد که نشان دهنده بهبود حافظۀکاری است. تزریق دوز متوسط آپومورفین (0.05 µg/rat) موجب افزایش تعداد خطاهای کاری و مرجع و مدت زمان سپری شده در بازوهای مذکور شد که نشان دهنده آسیب به هر دو نوع حافظۀ است. تزریق کلرپرومازین (2 µg/rat) ، باعث کاهش خطای کاری و مرجع شد. اما بر مدت زمان سپری شده در بازوهای مربوطه تأثیری نداشت که دلالت بر تقویت حافظه­ های کاری و مرجع دارد. تزریق توامان کلرپرومازین(2 µg/rat) به همراه دوزهای مختلف آپومورفین هیچ تغییر معنی­داری در تعداد خطاهای کاری و مرجع و زمان­های سپری شده در مقایسه با گروه کنترل و گروه دریافت­ کننده کلرپرومازین(2 µg/rat) ایجاد نکرد.یافته های فوق نشان میدهد که سیستم دوپامینرژیک هسته BLA از طریق هردو نوع رسپتور خانواده D1 و D2 در تعدیل حافظه های کاری و مرجع عمل می­کنند. ثانیاً با توجه به سیگنالینگ کاملاً متفاوت درون سلولی این دو نوع رسپتور تأثیر این سیستم در هسته BLA بر حافظۀ کاری و مرجع حاصل برآیند عمل­کرد هردو نوع خانواده رسپتوری است.

علوم جانوری

بررسی تنوع سوماکلونال گیاهان باززایی شده از کشت بافت آلوئه ورا

دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 72-81

https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.72

زهرا نورمحمدی، بهار قاسم زاده، فرح فراهانی

چکیده گیاهAloe barbadensis Mill. گیاهی چندساله، تک­لپه، گوشت­دار از تیرۀ Aloaceae است. در این مطالعه، تنوع سوماکلونال گیاهان باززایی­شدۀ A. barbadensis بعد از چهار واکشت و انتقال به گلدان تحت بررسی قرار گرفت. ژنوم 40 گیاه باززایی­شده استخراج و تنوع ژنتیکی با استفاده از 20 نشانگر SPAR شامل پرایمرهایRAPD وISSR بررسی شد. همچنین، میزان ژل حاصل از گیاهان باززادۀ آلوئه ­ورا محاسبه گردید. میانگین درصد پلی­مورفیسم، اندیس­شانون، تنوع ژنتیکی Nei’s و تعداد الل ­های مؤثر براساس داده ­های RAPD، بالاتر از پارامترهای ژنتیکی به­ دست­ آمده از داده ­های ISSR بود. خوشه­ بندی NJ و ساختار ژنتیکی براساس نمودار STRUCTURE بر پایۀ نشانگرهای تحت مطالعه توانستند افراد را به خوشه­ های جداگانه تقسیم کنند. تحلیل AMOVA نیز نشان­دهندۀ تمایز ژنتیکی بین گروه­ ها در سطح معنی ­داری (P=0.01) بوده است و تأییدکنندۀ تفرق گروه ­های حاصل از تجزیۀ خوشه­ ای داده ­های مولکولی است. میزان تولید ژل در گروه­ های ایجاد­شده براساس تحلیل تجزیۀ خوشه­ ای با استفاده از آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) بررسی شد که تفاوت معناداری (P=0.746) بین مقدار ژل در چهارگروه مشاهده نشد. نتایج این مطالعه توانست تغییرات سوموکلونال در سطح ژنوم با استفاده از نشانگرهای مولکولی را در میان گیاهان باززایی­ شده آلوئه نشان دهد، درحالی­که میزان ژل تولیدی در میان این گیاهان تغییر معناداری نشان داد.

علوم جانوری

بررسی فعالیت آنزیم‌های گوارشی میگوی سفید غربی در مراحل زیستی مختلف

دوره 4، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 373-379

https://doi.org/10.29252/nbr.4.4.373

سعید ضیایی نژاد، دونالد لاوت، علی آبرومند

چکیده مطالعات آنتوژنیک دستگاه گوارش یکی از مطالعات پایه­ ای و مهم در بحث تغذیۀ آبزیان پرورشی است. در این تحقیق نمونه‌های میگوی سفید غربی در مراحل مختلف تکاملی (از ناپلی 1 تا پست لارو 120) برای سنجش فعالیت آنزیم‌های گوارشی تحت بررسی قرار گرفتند. براساس نتایج، در تمام مراحل تکاملی فعالیت آنزیم‌های تریپسین، آمیلاز و لیپاز وجود داشت. نتایج نشان داد که اوج فعالیت‌ها برای تمام آنزیم‌ها در مراحل لاروی در اواخر مرحلۀ زوآ (Z3) اتفاق افتاد و فعالیت‌های کمی در مرحلۀ متامورفوژ وجود داشت. در طول مرحلۀ تکامل پست لاروی، فعالیت آمیلاز و لیپاز افزایش یافت درحالی­که تریپسین تا هفته هجدهم پست لاروی ثابت ماند. این تغییرات در فعالیت آنزیم‌های گوارشی در مراحل مختلف زیستی ممکن است هم منعکس­ کنندۀ تغییری تکاملی در سنتز آنزیم یا اثر ثانویۀ ناشی از تغییر عملکرد و اندازۀ نسبی روده در طی تمایز باشد.


علوم جانوری

ارزیابی تنوع ژنتیکی و گروه بندی اکوتیپ های مختلف هندوانه با استفاده از نشانگرهای مولکولی SRAP

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 201-208

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.201

مریم عبدلی نسب، مهدی رحیمی

چکیده تعداد 38 توده و رقم مهم هندوانه از مناطق مختلف کشور جمع­ آوری و پس ­از آماده­ سازی خاک، در مزرعۀ تحقیقاتی در قالب طرح بلوک­ های کامل تصادفی با سه تکرار کشت شد. به­ منظور بررسی تنوع ژنتیکی، DNA از برگ استخراج و واکنش زنجیره­ای پلیمراز با استفاده از 14 جفت آغازگر SRAP بهینه شد. تعداد 136 باند چندشکل به ­دست آمد، که جفت آغازگر EM10-Me4 با تعداد نوزده باند و جفت آغازگرهایEM16-Me4 و EM16-Me4 با تعداد هفت باند به ­ترتیب بیشترین و کمترین تعداد باند چندشکل را ایجاد کردند. محتوای اطلاعات چندشکل (PIC) در این تحقیق بین 20/0 تا 32/0 و میزان تنوع ژنی براساس شاخص نی از 17/0 تا 28/0 به ­دست آمد. تجزیۀ تابع تشخیص خطی فیشر نشان داد که روش UPGMA و با انجام صحت گروه­بندی در حدود 90 درصد، مناسب­تر از دیگر روش­ های تجزیۀ خوشه­ ای است. تجزیۀ خوشه ­ای براساس روش جاکارد توده ­های تحت مطالعه را در پنج گروه مجزا قرار داد. تجزیه به مختصات اصلی نشان می­دهد که مؤلفه­ های اول و دوم 5/92 درصد از تنوع به­ دست ­آمده را توجیه می­ کنند که خود نشان ­دهندۀ توزیع مناسب نشانگرها در کل ژنوم است.

علوم جانوری

تأثیر عصارۀ هیدروالکلی میوۀ گیاهان اسپند و دارفلفل بر میزان هورمون های محور هیپوفیز-گناد موش های آزمایشگاهی نر نژاد NMRI

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 209-214

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.209

نامدار یوسف وند، دلارام اسلیمی اصفهانی، طیبه بهرامی

چکیده گیاهان اسپند و دارفلفل کاربرد درمانی فراوانی دارند. این گیاهان حاوی فلاونوئیدها هستند که احتمالاً بر سیستم اندوکرینی تولیدمثل مؤثرند و می­توانند باروری را کاهش دهند، بنابراین، در این مطالعه عصارۀ هیدروالکلی اسپند و دارفلفل بر محور هیپوفیز- گناد و تغییرات بافت بیضه تحت بررسی قرار گرفت. در این تحقیق حیوانات به یک گروه کنترل و سه گروه تحت آزمایش تقسیم شدند. گروه اول عصارۀ هیدروالکلی گیاه اسپند با غلظت 200 میلیگرم/لیتر، گروه دوم عصارۀ هیدروالکلی گیاه دارفلفل با غلظت 200 میلیگرم/لیتر و گروه سوم ترکیب این دو عصاره را با همین غلظت به­ مدت 30 روز دریافت کردند. بعد از گذشت زمان تیمار چندین شاخص باروری از جمله تعداد اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید و تغییرات بافتی بیضه و نیز سطوح سرمی تستوسترون، LH و FSH اندازه ­گیری شد. داده ­های به­دست­آمده توسط نرم ­افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. در این مطالعه سطوح هورمون­ های تستوسترون، هورمون محرک فولیکولی و هورمون لوتئینی در گروه عصارۀ اسپند و هردو عصاره در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی­دار داشت. علاوه­ بر این، تعداد اسپرماتوگونی، اسپرماتوسیت و اسپرماتید در گروه عصارۀ اسپند و هردو عصاره کاهش معنی­ دار نشان داد. نتایج این مطالعه نشان داد عصارۀ هیدروالکلی گیاهان اسپند و دارفلفل باعث کاهش عمل­کرد محور هیپوفیز-گناد و اسپرماتوژنز در موش کوچک آزمایشگاهی نر نژاد NMRI می­شوند.

علوم جانوری

بررسی اثر نانواکسید آهن در دورة جنینی بر رشد و نمو بیضۀ موش بالغ نژاد NMRI

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 215-225

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.215

حوا شریف دینی، کاظم پریور، نسیم حیاتی رودباری

چکیده در میان انواع نانو‌ذرات زیست‌سازگار، نانواکسیدآهن توجه زیادی برای کاربردهای مختلف- بهخصوص در پزشکی و در تصویربرداری رزونانس مغناطیسی MRI))- به خود جلب کرده است. بررسی اثرات نانواکسیدآهن بر تغییرات هیستولوژیکی بیضه و اسپرماتوژنز موش بالغی که در زمان جنینی تحت تأثیر قرار گرفته است، هدف این تحقیق است. در این مطالعة تجربی، موش­ ها به سه گروه تجربی و دو گروه کنترل و شم تقسیم شدند. نانواکسیدآهن با سه تکرار و دوزهای ۱۰، ۳۰ و ۵۰ mg/kg در روز۱۰ و ۱۲ و ۱۴ دورة بحرانی نمو بیضه جنین به مادر تزریق شد و پس‌از بلوغ زاده­ ها، از بیضه و اپیدیدیم برش سریال به ضخامت µm ۰۶/۰ تهیه و رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین انجام شد و بعد از شمارش سلولی، داده‌ها تحت تحلیل واریانس یک­ عاملی با تکرار وTukey قرار گرفت. نتایج به ­دست ­آمده افزایش برخی پارامترها مانند تعداد اسپرم اپیدیدیمی در دوزهای ۱۰ و ۳۰ میلی‌گرم، وزن بیضه در دوز ۳۰ میلی‌گرم، اسپرماتوسیت اولیه در دوز ۱۰ میلی‌گرم و کاهش برخی دیگر مانند قطر بیضه در هر سه گروه تجربی و حجم بیضه در دوز ۵۰ میلی‌گرم را نشان دادند. به‌علاوه تغییراتی از قبیل به هم‌ریختگی و واکوئله شدن را در دوزهای بالا شاهد بودیم. با توجه به عبور نانواکسیدآهن از غشای سلولی و نیز با توجه به توان اکسیدکنندگی و احیای آن، این نانوماده در دوزهای کم همچون یک آنتی‌اکسیدان عمل کرد و در دوزهای بالا سمیت را نشان داد و این نشان­ دهندة پتانسیل دو‌گانة نانو ‌‌اکسید‌آهن است.

علوم جانوری

ارزیابی خصوصیات رشدی، رنگدانه های فتوسنتزی و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدان ارقام عدس در پاسخ به تنش آبی

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 226-235

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.226

راهله احمدپور، سعیدرضا حسین زاده، نظام آرمند، سمیه چاشیانی

چکیده تنش آبی یکی از مهم­ترین عوامل محدودکنندة رشد و عمل­کرد گیاهان در بسیاری از مناطق دنیا است. به­منظور بررسی اثر تنش آبی بر برخی صفات مورفولوژیک، فیزیولوژیک و فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدان عدس، آزمایشی با 4 رقم پرکاربرد عدس (گچساران، کیمیا، زیبا و رباط) در 4 تیمار تنش آبی شامل 25، 50، 75 و 100 درصد (شاهد) ظرفیت زراعی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در اتاقک رشد انجام شد .نتایج نشان داد که تنش آبی در سطوح 25 و 50 درصد ظرفیت زراعی به کاهش معنی­دار ویژگی­های مورفوفیزیولوژیک و افزایش معنی­دار فعالیت آنزیم­های آنتی اکسیدان، پرولین و پروتئین محلول برگی در مقایسه با سطح شاهد می­انجامد. در بررسی صفات مورفوفیزیولوژیک، ارقام گچساران و رباط در بیشتر صفات تحت بررسی نسبت به ارقام کیمیا و زیبا برتری داشتند. در تنش شدید، محتوای پرولین و پروتئین محلول برگی، فعالیت آنزیم کاتالاز و سوپراکسید­دیسموتاز در ارقام گچساران و رباط افزایش معنی­داری نسبت به ارقام کیمیا و زیبا داشت. نتایج این بررسی نشان داد که ارقام رباط و گچساران از طریق به­کارگیری سازوکار­های مختلف تحمل تنش آبی نظیر فعالیت بیشتر آنزیم­های آنتی­اکسیدان، افزایش رنگ­دانه­های فتوسنتزی، محتوای پرولین و پروتئین نسبت به ارقام کیمیا و زیبا، کمتر تحت تأثیر اثر منفی تنش آب قرار گرفتند. با توجه به اینکه صفات تحت بررسی در این مطالعه معیارهای مناسبی جهت شناسایی ارقام مقاوم به تنش خشکی محسوب می­شوند، بنابراین ارقام رباط و گچساران به­منزلۀ ارقام مقاوم جهت کشت دیم معرفی می­شود.

علوم جانوری

مطالعۀ فلوریستیکی مراتع درمنۀ کوهی در استان اصفهان، ایران

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 236-245

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.236

مهدیه جعفری پاریزی، سعید افشار زاده، حمید رضا عکافی، شبنم عباسی

چکیده جهت بررسی درمنه ­زارهای استان اصفهان، دو مرتع خروس­گلو در جنوب غربی و اشن در غرب استان انتخاب شد. این مراتع، مناطق کوهستانی با اقلیم نیمه ­خشک هستند. در منطقة گردنة خروس­ گلو، 68 گونه متعلق به 50 سرده و 24 تیره شناسایی شد و اشکال رویشی شامل 39 درصد همی­کریپتوفیت، 27 درصد تروفیت، 19 درصد کامفیت، 13 درصد ژئوفیت و 2 درصد فانروفیت بودند.کوروتیپ­ های منطقة خروس­گلو متشکل از 56 گونه متعلق به ناحیة ایران و تورانی، چهار گونه مربوط به نواحی اروپا سیبری- ایران و تورانی- مدیترانه ­ای، سه گونه متعلق به نواحی اروپا سیبری- ایران و تورانی، دو گونه متعلق به نواحی ایران و تورانی- مدیترانه­ای، 1 گونه مربوط به نواحی ایران و تورانی- صحرا سندی- مدیترانه‌ای، یک گونه مربوط به نواحی ایران و تورانی- صحرا سندی و یک گونه جهانی بودند. در منطقة اشن، 88 گونه متعلق به 67 سرده و 29 تیره شناسایی شد. همی­ کریپتوفیت ­ها 39 درصد، تروفیت­ ها 28 درصد، ژئوفیت­ ها 17 درصد، کامفیت ­ها 15 درصد و فانروفیت­ ها 1 درصد سهم فلور منطقه را شامل شدند. تعداد 73 گونه متعلق به ناحیه ایران و تورانی، هفت گونه متعلق به نواحی اروپا سیبری- ایران و تورانی، چهار گونة متعلق به نواحی ایران و تورانی- مدیترانه ­ای، 3 گونة مربوط به نواحی اروپا سیبری- ایران و تورانی- مدیترانه ­ای و یک گونة جهانی شناسایی شد. تعداد دو گونه برای اولین­بار از استان اصفهان گزارش شد. با توجه به تشابه زیاد فلورهای دو منطقه که در نتیجة مشابهت عوامل تأثیرگذار محیطی است باید سیاست مدیریتی واحدی برای پوشش گیاهی درمنه­ زارهای استان اصفهان اتخاذ کرد.

علوم جانوری

ارزیابی تجزیۀ زیستی آنتراسن به وسیلۀ Gliomastix sp. جداشده از خاک های آلوده پالایشگاه شازند، ایران

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 246-254

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.246

رضوان حیدری تبار، حمید مقیمی

چکیده در این پژوهش جداسازی قارچ­ های تجزیه­ کنندۀ­ نفت­خام از خاک ­های آلوده به نفت پالایشگاه شازند اراک جدا شد. در مرحلۀ جداسازی 12 جدایۀ قارچی بدست آمد. آزمون (Total Petroleum Hydrocarbons) TPH در حضور درصد1 نفت در این جدایه ­ها نشان داد که جدایۀ ADH-02 با 75 درصد حذف نفت خام، توانمندترین جدایه در حذف هیدروکربن‌های نفتی است. تحلیل FTIR حذف 91 درصد ترکیبات آلیفاتیک در این جدایه را نشان داد. نتایج حاصل از شناسایی نشان داد که ADH-02 با 99 درصد شباهت متعلق به جنسGliomastix است. بررسی تجزیۀ ترکیبات هیدروکربن­ های آروماتیک چندحلقه ­ای مدل در محیط پایۀ نمکی با HPLC توسط این سویه نشان داد که این سویه قادر است 67 درصد آنتراسن را طی 14 روز تجزیه کند. نتایج نشان داد که سویۀGliomastix sp. برای اولین بار به­ مثابۀ قارچی توانمند درجهت حذف زیستی نفت خام و ترکیبات هیدروکربن­ های آروماتیک چندحلقه­ ای گزارش ‌شده است.

علوم جانوری

استخراج کیتوزان α، β و γ از خرچنگ Portunus segnis، سپیا Sepia pharaonis و قارچ Aspergillus niger و مقایسۀ خواص ضد میکروبی آنها

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 255-263

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.255

محمدصادق خاکشور، جمیله پازوکی

چکیده سه نوع کیتین به نام α (اسکلت خارجی سخت پوستان)، β (اسکلت داخلی سرپایان) و γ (دیوارۀ سلولی برخی قارچ­ها) در طبیعت وجود دارد. کیتوزان مهم ­ترین مشتق کیتین است که فعالیت­ های زیستی مختلفی دارد. در این مطالعه سه نوع کیتوزان α، β و γ به ترتیب از پوستۀ خرچنگ Portunus segnis ، صدف داخلی Sepia pharonis و دیوارۀ سلولی قارچ Aspergillus niger استخراج شد. نمونه­ های سخت پوست و نرم­تن در تابستان 1393 از آب­ های بندر عباس و سویۀ قارچی Aspergillus niger (5223 PTCC ) از سازمان پژوهش ­های علمی و صنعتی تهیه شد. مقدار کیتوزان استخراج شده از پوستۀ خرچنگ به طور معنی ­داری بیشتر از کیتوزان سپیا و کیتوزان قارچ محاسبه شد. خواص ضدمیکروبی سه نوع کیتوزان به روش انتشار دیسک در آگار روی نه سویۀ باکتریایی و دو سویۀ قارچی بررسی شد. به ­طور میانگین، کیتوزان α بیشترین و کیتوزان γ کمترین فعالیت ضد میکروبی را نشان دادند. در برابر 3 نوع کیتوزان حساسیت باکتری­ها بیشتر از سویه­ های قارچی بود. باکتری­ های گرم مثبت و گرم منفی حساسیت یکسانی در برابر انواع کیتوزان از خود نشان دادند. با توجه به نتایج به­ دست آمده، 3 نوع کیتوزان استخراج شده خواص ضد میکروبی قابل توجهی را از خود نشان دادند. مطالعات بیشتر در این زمینه نیز پیشنهاد می شود.

علوم جانوری

اثر دما بر فعالیت آنتی‌اکسیدانی، فنل کل و صفات زراعی دو گونه آویشن

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 264-270

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.264

مهدی رحیمی، مهدی رمضانی

چکیده گیاه آویشن یکی از پرمصرف‌ترین گیاهان دارویی از نظر اسانس و متابولیت‌های ثانویه شناخته شده است. به منظور بررسی اثر دما بر فعالیت آنتی‌اکسیدانی، فنل کل، صفات زراعی و بازده اسانس دو گونه آویشن (کرمانی و باغی) آزمایشی در سال 94 در قالب طرح اسپیلت پلات بر پایه طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار در گلخانه انجام شد. نتایج این آزمایش نشان داد که بین دو گونه و دماهای مختلف از نظر صفات اندازه ­گیری­شده اختلاف معنی‌داری وجود دارد. درصد اسانس، فعالیت آنتی‌اکسیدانی، فنل کل و ارتفاع بوته در آویشن کرمانی بیشتر از آویشن باغی بود. مقایسة میانگین اثر متقابل برای صفت درصد اسانس نشان داد که مقدار این صفت در آویشن کرمانی و دمای 30 درجة سانتی‌گراد بیشتر از تیمارهای دیگر است. میــزان IC50 آویشـن باغی و کرمانی در موقعیت­های مختلف از 37/24 تا 43/54 میکروگرم در میلی‌لیتر و مـیزان تـرکیبات فنـلی از 63/36 تا 37/89 میلی­گرم گالیک‌اسید در یک گرم عصارة خشک متغیر بودند. نتایج نشان داد که بیشترین فعالیت آنتی‌اکسیدانی، بازده اسانس و ترکیبات فنلی در دمای 30 درجه برای هر دو گونه مشاهده شد.

علوم جانوری

مطالعۀ فلوریستیک توده های خالص راش (Fagus orientalis Lipsky) در شرق گیلان، ایران

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 271-280

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.271

حمید قلی زاده، شهریار سعیدی مهرورز، علیرضا نقی نژاد

چکیده جنگل ­های هیرکانی در شمال ایران دارای عناصر درختی و درختچه­ ای مهم اروپا- سیبریایی و جوامع جنگلی کمیابی است که در این میان جوامع راش سطح وسیعی از جنگل­ های کوهستانی را از غرب تا شرق (گرگان) هیرکانی به خود اختصاص داده­ است. به ­منظور شناخت ویژگی­ های فلوریستیک و عوامل مؤثر بر غنای گونه ­ای در توده­ه ای خالص راش در شرق گیلان، تعداد 54 پلات با روش سیستماتیک- تصادفی برداشت شد. در مجموع، 111 گونه گیاهی متعلق به 84 سرده و 44 تیره شناسایی شد که تیره Orchidaceae با 9 گونه و سرده Carex با 6 گونه به ترتیب بزرگ­ترین تیره و سرده محسوب می­ شوند. بالاترین فراوانی در بین گونه ­ها مربوط به Galium odoratum است که یکی از گونه­ های علفی تشکیل دهنده جوامع راش در مناطق مختلف جنگل­ های هیرکانی است. به دلیل جنگلی و کوهستانی بودن مناطق مطالعه شده، همی­کریپتوفایت­ ها و ژئوفایت­ ها به ترتیب شکل­ های زیستی غالب در این مناطق هستند و عناصر اروپا- سیبری با 30.6 درصد بیشترین فراوانی را از دیدگاه کورولوژی دارند. همچنین، اندازه خرد زیستگاه و درصد تاج پوشش درختی با ایجاد شرایط اکولوژیک متنوع در پلات­ ها مانند حفظ رطوبت خاک و تغییر در میزان نور وارد شده به درون پلات­ ها از مهم­ ترین عوامل تأثیرگذار بر غنای گونه ­ای این مناطق هستند.

علوم جانوری

تأثیر سطوح چربی اکسیدشدۀ جیره بر هورمون های تیروییدی در تاسماهی هیبرید

دوره 4، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 281-287

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.3.281

سیدامیر تیموری، امیرپرویز سلاطی، عبدالعلی موحدی نیا، حسین پاشا زانوسی، سلیمان حسن پور

چکیده روغن ماهی موجود در جیرۀ ماهی پیوسته در معرض خطر اکسیداسیون قرار دارد. در مطالعۀ حاضر، اثر تغذیۀ تاسماهی هیبرید (Huso huso ♂ × Acipenser ruthenus ♀) جوان با جیرۀ حاوی سطوح مختلف چربی اکسیدشده بر سطوح هورمون­ های تیروئیدی به­ مثابۀ هورمون­ های اصلی دخیل در متابولیسم تحت بررسی قرار گرفت. جهت انجام این آزمایش سه رژیم غذایی مختلف با جایگزینی صفر (گروه شاهد)، 50 و 100درصد روغن ماهی اکسیدشده طراحی شد. 90 قطعه تاسماهی هیبرید با میانگین وزن اولیه 7/0 ± 6/212 گرم، پس­از 2 هفته سازگاری با جیرۀ غذایی طراحی شده و محیط آزمایشی، به صورت تصادفی در 9 مخزن فایبرگلاس با ابعاد 2 متر مکعب، در 3 تیمار و هر کدام 3 تکرار ذخیره شدند. غذادهی سه بار در روز (ساعات 8 ، 14 و 20) و تا حد سیری به­ مدت 6 هفته انجام شد. در پایان دوره آزمایش، از ماهی ­ها نمونه خون تهیه و سرم جدا شد. هورمون تیروکسین و تری­یدوتیرونین سرم به روش رادیو­ایمونواسی انداز ه­گیری شد. نتایج این پژوهش نشان داد که تیروکسین، تری­یدوتیرونین و نسبت تیروکسین به تری­یدوتیرونین سرم تغییر معنی­داری در پاسخ به سطوح مختلف چربی اکسیدشده رژیم غذایی نشان نداد. با توجه به یافته­ های مطالعۀ حاضر می­توان نتیجه گرفت که تغذیه با چربی اکسیدشده اثری بر سطح سرمی هورمون­ های تیروییدی در تاس ماهی هیبرید ندارد.

علوم جانوری

مطالعۀ تاکسونومی عددی گونه های سردۀ مریم گلی (تیرۀ نعناعیان) در شیب جنوبی البرز مرکزی

دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 107-115

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.107

بهناز علیجانپور، مسعود شیدایی

چکیده Salvia L. یکی از سرده های بزرگ ، جهان زی گیاهان گلدار از تیرۀ نعنائیان است که با حدود 1000 گونه در دنیای جدید و قدیم پراکنش دارند و دو مرکز مهم پراکنش آن در آمریکا و جنوب غربی آسیا که در مناطق حاره ای نیمه معتدل است. در فلور ایرانیکا 70 گونه از آن گزارش شده است که 56 گونۀ آن در ایران پراکنش دارند و 20 گونۀ آن بوم ویژۀ ایران هستند. مطالعات ریخت شناسی روی 36 جمعیت از 11 گونۀ این سرده از نواحی البرز مرکزی از نمونه های تازه جمع آوری شده از رویشگاه طبیعی آنها با استفاده از 42 صفت ریختی (کمی و کیفی) انجام گرفت. کلید شناسایی گونه های موجود تهیه شد. تجزیۀ خوشه ای، کلادیستیکی و رسته بندی گونه ها براساس PCA نشان دهندۀ قرابت گونه های این سرده با یکدیگر است.

علوم جانوری

نقش کلستاز در ایجاد آسیب بافتی مغز در ناحیۀ هیپوکامپ موش صحرایی نر نژاد ویستار

دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 128-136

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.128

دلارام اسلیمی اصفهانی، شهربانو عریان، محمد نبیونی، منیژه کریمیان پیرو

چکیده به قطع جریان صفرا از کانالیکول­ های صفراوی به روده کلستاز می­گویند. در سندروم کلستاز تغییر سطح اسیدها، نمک ­های صفراوی، اندوتوکسین‌ها و اوپیوئیدها با آنسفالوپاتی کبدی و آسیب مغزی همراه است. برای بررسی میزان آسیب مغز این مطالعه، تأثیر بستن مجرای صفراوی بر تغییرات هیستولوژیک هیپوکامپ مغز موش صحرایی را نشان می­دهد. این مطالعه دربارۀ موش­ های نر نژاد ویستار انجام شد. حیوانات به سه گروه شاهد (بدون جراحی)، گروه شم (جراحی بدون انسداد مجرای صفراوی) و گروه کلستاتیک (جراحی همراه با انسداد مجرای صفراوی) تقسیم­بندی شدند. پس­از دو هفته موش­ ها تحت بی­هوشی کشته شدند و مغز آنها بلافاصله خارج شد. از نمونه های مغز پس­از تثبیت و قالب­ گیری، مقاطع بافتی با ضخامت شش میکرون تهیه شد. مقاطع با روش هماتوکسیلین-ائوزین رنگ­ آمیزی و با میکروسکوپ نوری ارزیابی شد. داده‌ها ازطریق واریانس یکطرفه بااستفاده از نرم­افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. ازلحاظ آماری p کمتر از 05/0 معنی­دار فرض شد. چهارده روز پس­از کلستاز، در مقاطع بافت هیپوکامپ نکروز،کاهش تراکم سلولی، هسته­ های پررنگ (هتروکروماتین) و چروکیده در بافت هیپوکامپ مشاهده شد. همچنین ضخامت بافتی در بیشتر بخش­ های هیپوکامپ کاهش یافت؛ درصورتی­که چنین تغییرات بافتی در بافت مغز موش‌های گروه شم یا کنترل مشاهده نشد. داده­­ ها نشان داد که در نتیجۀ کلستاز و تجمع اسیدهای صفراوی و اندوتوکسین ­ها، تغییرات بافتی مانند نکروز، هسته­ های پررنگ و چروکیده، کاهش تراکم سلولی در هیپوکامپ ایجاد می­شود. اندوتوکسین‌ها می‌توانند باعث ایجاد آسیب بافتی شوند. این احتمال وجود دارد که کلستاز ازطریق افزایش اندوتوکسین­ ها باعث ایجاد آسیب بافتی شده باشد.

علوم جانوری

بررسی هیستولوژیکی اثرات نانو دی اکسید تیتانیوم بر روی رشد و نمو جوانۀ اولین دندان آسیاب جنین موش نژاد NMRI در شرایط in vivo

دوره 4، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 137-146

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.4.2.137

سیده سعدانه طباطبائی نیا، مونا فرهادی، کاظم پریور

چکیده امروزه با توجه به مصارف نانو دی اکسید تیتانیوم در داروسازی، مواد غذایی، لوازم آرایشی، خمیر دندان و ضدآفتاب‌ها، احتمال مواجهۀ مادران باردار با این نانوذرات زیاد است. از آن‌جا که رشد و نمو دندان تحت تاثیر عوامل زیست محیطی است و جوانۀ اولین دندان آسیاب فک پایین پیش از جوانۀ اولین دندان آسیاب فک بالا رشد و نمو می‌یابد، در این تحقیق تلاش شد که اثر نانوذرات دی­ اکسید تیتانیوم بر رشد و نمو جوانۀ اولین دندان آسیاب فک پایین بررسی شود. در این مطالعۀ تجربی از ۲۵ سر موش مادۀ نژاد NMRI استفاده شد. موش‌ها به صورت تصادفی به پنج گروه تقسیم شدند. موش‌های گروه کنترل مواجهه‌ای با نانو دی­اکسید تیتانیوم نداشتند و از روز دهم تا چهاردهم بارداری؛ موش‌های گروه شم روزانه ۱ میلی‌لیتر آب مقطر و گروه‌های تجربی ۱ ، ۲ و ۳ به ترتیب روزانه ۵۰، ۱۵۰ و ۵۰۰ میلی‌گرم/کیلوگرم محلول نانو دی­ اکسید تیتانیوم آناتاز ۱۰ نانومتر دریافت کردند. در روز چهاردهم بارداری، پس از تشریح، برش‌های بافتی از سر جنین‌ها تهیه شد و بافت‌های دندانی ارزیابی شد. جهت مقایسۀ گروه‌ها از آزمون ANOVA و تست TUKEY استفاده شد. مشاهدات میکروسکوپی بی‌نظمی بافتی را در هر سه گروه نشان داد. همچنین نتایج مشخص کرد در گروه تجربی 1 و 2 قطر جوانه و قطر پاپیلای دندانی و طول جوانۀ دندانی کاهش معنی‌دار داشت. در گروه تجربی 2 کاهش قطر فولیکول دندانی و طول جوانه دندانی مشاهده شد. در حالی که گروه تجربی 3 تنها طول جوانۀ دندانی کاهش معنی‌دار را نشان داد. بررسی‌های مورفولوژیکی در هر سه گروه تجربی توقف رشد و نمو در مرحلۀ جوانه‌ای را تأیید کرد. یافته‌ها نشان داد که نانو دی ­اکسید تیتانیوم علاوه بر کاهش رشد می‌تواند از پیشرفت رشد و نمو جوانۀ دندانی جلوگیری کند.

علوم جانوری

مطالعۀ مقدماتی پرندگان جوجه‌آور منطقۀ حفاظت‌شدۀ دز در استان خوزستان، ایران

دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 184-192

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.184

سیدمسعود حسینی موسوی، سیدمهدی امینی نسب، رضا کریمپور، مونا عبادی

چکیده این مطالعه حاصل مجموعۀ پژوهش‌های انجام­ شده طی سال های 1388 تا 1391 بر روی پرندگان جوجه‌آور منطقۀ حفاظت شدۀ دز است. روش انجام مطالعه، بازدیدهای میدانی با فواصل زمانی دو تا چهار روز بوده است. در مدت مطالعه پنج گونۀ جوجه‌آور بومی، شامل بلبل‌خرما (Pycnonotus leucotis)، لیکو (Turdoides caudatus)، یاکریم (Streptopelia decaocto)، قمری معمولی (Streptopelia senegalensis) و سبزقبا (Coracias garrulous ) و هفت گونۀ جوجه‌آور مهاجر، شامل میوه‌خور (Hypocolius ampelinus)، سنگ­ چشم­خاکستری (Lanius excubitor)، سلیم ­طوقی کوچک (Charadrius dubius)، دیدومک (Vanellus indicus)، باقرقره شکم ­سفید (Pterocles alchata)، چلچلۀ رودخانه­ های ( Riparia riparia) و زنبور­خور گلوخرمایی (Merops persicus) مشاهده­ شد. از میان گونه ­های‌جوجه‌آور، یاکریم طولانی­ ترین دورۀ جوجه‌آوری را به خود اختصاص داد و از اسفند تا مرداد همچنان تخم‌گذاری می­کرد. لیکو با 53 آشیانه در طول دورۀ بررسی معمول‌ترین گونۀ جوجه‌آور در بخش خشکی زیستگاه دز بوده است. پرندگان خشکی‌زی جوجه‌آور منطقه، زیستگاه‌های با گونۀ رمیلک Ziziphus nummularia را برای جوجه‌آوری ترجیح داده بودند. چلچلۀ رودخانه‌ای نیز با بیش از 300 آشیانه، معمول­ ترین گونه در بخش زیستگاه آبی بوده و دیواره‌های عمودی حاشیۀ رودخانه را برای آشیانه­ سازی انتخاب کرده­اند. مهم­ترین عامل تهدیدکنندۀ جوجه‌آوری پرندگان در منطقه، تخریب زیستگاه بوده است.

علوم جانوری

اثر حفاظتی نانوذرات اکسید روی بر کبد و روند اختلالات القاءشده از طریق داروی پاکلی تاکسل در موش مادۀ نژاد ویستار

دوره 3، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 218-227

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.3.218

هما محسنی کوچصفهانی، آتوسا استادباقر کاشی

چکیده پاکلی­تاکسل داروی شیمی­درمانی است که باعث مهار رشد سلول­ ها می­ شود. در بررسی­ های انجام­ شده، بیماران با عمل­کرد نرمال کبدی با مصرف پاکلی­ تاکسل افزایش بیلی­روبین، ALT و AST را تجربه کرده­ اند. هدف این مطالعه بررسی اثر تزریق درون صفاقی دوزهای mg/kg 5 و 10 نانوذره اکسید روی بر کبد موش ­های تیمار شده با پاکلی­ تاکسل بود. 35 موش مادۀ بالغ نژاد ویستار به 7 گروه شامل کنترل، شم ( تزریق سالین)،گروه تجربی 1 و 2 ( تزریق نانواکسید روی)، گروه تجربی 3 ( تزریق پاکل­یتاکسل)، گروه تجربی 4 و 5 ( تزریق نانو اکسید روی همراه با پاکلی­تاکسل) تقسیم شدند. عمل­کرد کبد 28 روز پس­از پایان تزریق بررسی شد. درگروه تجربی3 مورفولوژی کبد بزرگ و متورم بود. اکثر سلول­ های کبدی هسته­ های متراکم و شکل سلولی تغییریافته داشتند که حاکی از وقوع مرگ سلولی بود. آزمایش خون افزایش قابل­ملاحظه در سطح ALT،AST و بیلی­روبین و کاهش معنادار در سطح ALP را در مقایسه با گروه کنترل نشان داد. در گروه تجربی 4 و 5 تغییرات شکل سلولی، افزایش در مرگ سلولی و شاخصه­ های کبدی به­ طور مشخصی در مقایسه با گروه تجربی 3 کاهش یافت، به­ طوری­ که تفاوت معناداری با گروه کنترل وجود نداشت. تفاوتی بین گروه­ های تجربی 1 و 2 در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نشد. براساس یافته­ ها، می­توان نتیجه گرفت که نانوذرات اکسید روی اثر جانبی پاکلی­ تاکسل بر کبد را کاهش می­دهد.

علوم جانوری

فیلوژنی مولکولی جنس Eumeces Wiegmann, 1834 (خزندگان: سینسیده) در ایران، براساس DNA میتوکندریایی ژن 16S

دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 123-130

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.2.123

هیوا فیضی، نسترن حیدری، نصرالله رستگار پویانی، اسکندر رستگار پویانی

چکیده روابط فیلوژنتیکی بین زیرگونه های Eumeces schneiderii princeps و Eumeces schneiderii pavimentatus با استفاده از 143 جفت باز از توالی ژن 16S میتوکندریایی مورد بررسی قرار گرفت. آنالیزها با استفاده از رویکرد حداکثر احتمال (ML) به کمک نرم افزار RAxML بر روی 12 نمونه جمع آوری شده از حدود 24 منطقه مجزا صورت گرفت. نتایج مطالعات مولکولی ما چهار کالد کامال مجزا و به خوبی حمایت شده ای از لحاظ موقعیت فیلوژنتیکی، تفاوت ژنتیکی و ویژگی های مشخص در مورفولوژی و ویژگی های زیستگاهی آنها تشخیص داد. این کالدها شامل گروه هایی از Scincus (3) Eurylepis (2) Eumeces schneiderii princeps+Eumeces schneideri pavimentatus (1) و Scincopus (4) هستند. همچنین، رابطه فیلوژنتیکی تاکسون ناشناخته Eumeces sp. با کالد Scincus بطور کامل مشخص و آشکار نیست. آنالیزهای فیلوژنتیکی صورت گرفته جنس Eurylepis را در کنار کالدهای حاوی جنس Eumeces قرار نداد. به عالوه، نتایج این آنالیزهای فیلوژنتیکی یک وضعیت مونوفایلتیک را برای گونه Eumeces schneiderii نشان داد.

علوم جانوری

ریزساختار زونا ردیاتا در طول مراحل رشد تخمک لقاح نیافته گوپی زنده زا (Poecilia reticulata)

دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 157-162

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.2.157

باهره میرناطق، نادر شعبانی پور، فاطمه اسمعیل کاویانی

چکیده زنده زایی فرایند پیشرفته­ای است که در برخی ماهیان استخوانی دیده می­شود. تخمک ماهیان با پوشش های متفاوتی حفاظت می­شود که اولین آنها پس از غشاء تخمک (اولما) زونا ردیاتا (ZR) با ساختاری فاقد سلول است. زونا ردیاتا تنوع زیادی در ضخامت، ساختار و احتمالا عملکرد در تخمک ماهیان متفاوت و همچنین مراحل مختلف رشد تخمک­ها دارد. در تحقیق حاضر ریز ساختار زونا ردیاتا در اطراف تخمک ماهی گوپی (Poecilia reticulata) توسط میکروسکوپ­های نوری و الکترونی روبشی در مراحل مختلف رشد مطالعه شده است. زونا ردیاتا در مراحل 1 و 2 رشد تخمک دیده نشد. در مرحله 3 زونا ردیاتا بصورت نواری نازک بدور تخمک یافته شد. ضخامت و پیچیدگی ساختاری در زونا ردیاتا تخمک مرحله 4 پیشرفت کرده ولی در مرحله 5 واجد ظاهری متفاوت و کاستی در ضخامت شد. مشخصه­های سطح خارجی، ویژگی های منافذ و عملکرد احتمالی زونا ردیاتا در طول نمو تخمک بررسی شد.

علوم جانوری

دو گونه جدید از تیرۀ Grimmiaceae برای فلور خزه ای ایران

دوره 3، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 163-166

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.2.163

سعید شیرزادیان، سمانه آخوندیان درزیکلایی

چکیده دو گونه خزۀ جدید به نام‌های Grimmia dissimulata و Schistidium pruinosum متعلق به تیرۀ Grimmiaceae برای فلور خزه‌ای ایران از استان خراسان رضوی گزارش می‌شوند. براساس تحقیقات انجام شده، تا کنون 16 گونه گریمیا و 13 گونه شیستیدیوم از ایران گزارش شده است. در این تحقیق، صفات کلیدی، پراکنش جغرافیایی و همچنین شکل‌های هر دو گونه آورده شده است.

علوم جانوری

تاثیر میان کنش بین مورفین و سیستم آلفا- نورآدرنرژیک در هستۀ قاعده‌ای-جانبی آمیگدال بر اضطراب و حافظه

دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 1-14

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.1.1

فرهاد ولی زادگان، شهربانو عریان، محمدرضا زرین دست

چکیده هسته قاعده ای-جانبی آمیگدال(BLA)، یک جایگاه مهم مغزی در تنظیم اضطراب است. هدف این پژوهش، بررسی میانکنش بین مورفین و داروهای نورآدرنرژیک بر رفتارهای اضطرابی و حافظه بود. رت­های نر به صورت گروه­ های 6 تایی ابتدا بیهوش شده و در دستگاه استرئوتاکسیک قرار داده شدند و هسته قاعده­ای – جانبی آمیگدال بصورت دوطرفه مورد کانول­گذاری قرار گرفتند. سپس در دستگاه تست elevated plus maze قرار داده شدند. پارامترهایی میزان حضور در بازوهای باز، تعداد ورود به بازوهای باز و میزان فعالیت حرکتی حیوان مورد سنجش آماری قرار گرفت. بکارگیری درون صفاقی مورفین (mg/kg 6)، درصد حضور در بازوهای باز را افزایش داد. تزریق درون BLA کلونیدین، ( μg/rat4)، اضطراب را افزایش داد. درحالیکه تزریق توامان درون BLA ( μg/rat4)، و دوز غیر موثر مورفین ( mg/kg4) افزایش معنا­داری را در OAT% در تست اضطراب یک پاسخ اضطراب­ زدا را نشان داد. تزریق درون BLA یوهیمبین ( μg/rat2)، موجب افزایش رفتارهای اضطرابی شد. درحالیکه تزریق توامان درون BLA کلونیدین ( μg/rat4) همراه با دوز موثر مورفین ( mg/kg6) نشان دهنده یک افزایش معنا­دار در OAT%است. بکارگیری توامان دوزهای غیرموثر مورفین ( mg/kg4) و یوهیمبین ( μg/rat5/.) به همراه دوز موثر کلونیدین ( μg/rat4) نشان داد که یوهیمبین توانست اثرات اضطراب زدایی مورفین و کلونیدین را برگرداند. سیستم­های اپیوئیدرژیک ونورآدرنرژیک، هردو سبب بروز تاثیرات مشابه بر اضطراب و تثبیت حافظه شدند. اما این دو سیستم بصورت موازی عمل کرده و اثرات سینرژیستیک دارند.

علوم جانوری

شجره شناسی ماهی قزل‌آلای خال‌قرمز (Salmo trutta L. 1758) رودخانه جاجرود با استفاده از توالی ناحیه D-Loop

دوره 3، شماره 1، بهار 1395، صفحه 39-47

https://doi.org/10.21859/acadpub.nbr.3.1.39

غفار خسروانی اصل، ایرج هاشم زاده سقرلو، اسماعیل پیرعلی، اصغر عبدلی

چکیده در این بررسی روابط شجره­ شناسی ماهی قزل­آلای خال قرمز Salmo trutta L.1758 در رودخانه جاجرود حوضه دریاچه نمک با استفاده از توالی کامل ناحیه D-Loop ژنوم میتوکندریایی 5 قطعه ماهی در مقایسه با دیگر جمعیت­ های این گونه در ایران بررسی شد. نتایج به دست آمده نشان داد که جمعیت ماهی قزل­آلای خال­قرمز رودخانه جاجرود نیز مثل دیگر جمعیت­ه ای ایرانی این ماهی متعلق به گروه شجره شناسی دانوب است. هاپلوتایپ مشاهده شده در جمعیت رودخانه جاجرود مشابه هاپلوتایپ گزارش شده در جمعیت رودخانه کرج است. با توجه به نتایج به دست آمده ماهی قزل­آلای خال­قرمز حوضه نمک به جمعیت­های حوضه خزر نسبت داده شد و نسبت آن با گونه Salmo macrostigma مورد تأیید قرار نگرفت. با توجه به مشاهده نشدن هاپلوتایپ جمعیت­ های کرج و جاجرود در حوضه خزر و روابط آن با دیگر هاپلوتایپ­ های ایرانی و دانوبی شاید بتوان این هاپلوتایپ را از هاپلوتایپ های قدیمی دانست که ممکن است در حوضه خزر هم وجود داشته باشند. با توجه به بحث­های موجود در رابطه با زیست شناسی، ویژگی­ های جغرافیایی و همچنین با توجه به نوع هاپلوتایپ ماهی قزل­آلای خال ­قرمز حوضه نمک می­توان عنوان نمود که این جمعیت­ ها احتمالاً بومی حوضه نمک بوده و توسط انسان به حوضه یادشده معرفی نشده­ اند.