اثر عصاره شاهدانه در آسیب القایی میدانهای الکترومغناطیسی بر بلوغ فولیکولهای تخمدانی و تغییرات سطح هورمونی در موش کوچک آزمایشگاهی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 267-277
https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.267
آزیتا مهربخش، جواد بهارآرا، سعیده ظفر بالانژاد، محمد امین کراچیان
چکیده امواج الکترومغناطیسی (EMF) ترکیبی از امواج الکتریکی و مغناطیسی هستند. انرژی حمل شده به وسیله این تابشها در بافتهای زنده جذب میشود. به نظر میرسد که میدانهای الکترومغناطیسی میتوانند باعث ناباروری در زنان شوند. شاهدانه گیاهی یکساله و لیفی است و در مناطق گرمسیری به طور خودرو میروید. این پژوهش با هدف بررسی اثر حفاظتی عصاره شاهدانه با غلظتهای 50، 100 و 150 میلیگرم بر کیلوگرم و میدان الکترومغناطیسی با فرکانس 50 هرتز و شدت 50 گاوس بر بلوغ فولیکولهای تخمدانی و تغییرات سطح هورمونهای FSH، LH، استرادیول و پروژسترون در موش ماده نابالغ نژاد NMRI انجام شده است. در پژوهش حاضر 48 سر موش کوچک آزمایشگاهی نژاد ماده نابالغ NMRI با سن تقریبی 16 روزه و وزن حدود 18 گرم در 8 گروه تقسیم شدند. بعد از تیمار، نمونهها تشریح و تخمدانها از بدن آنها خارج شدند. سپس وزن تخمدانها با ترازوی دیجیتال ثبت شد و پس از طی مراحل آمادهسازی بافتی شمارش تعداد فولیکولهای بدوی، اولیه، ثانویه و آترزی و تعیین سطح هورمونها انجام شد. نتایج نشان داده است که غلظت 50 میلیگرم بر کیلوگرم عصاره شاهدانه میتواند بعد از اثر میدان 50 گاوس، تعداد انواع فولیکولها را افزایش و تعداد فولیکولهای آترزی را کاهش دهد. کاربرد غلظت 50 بعد از تیمار با میدان 50 گاوس افزایش سطح هورمونهای FSH، LH و استرادیول را باعث شد و سطح پروژسترون را کاهش داد. یافتهها بیانگر این است که عصاره شاهدانه با غلظت 50 میلیگرم بر کیلوگرم میتواند نقش محافظتی در جلوگیری از کاهش تعداد فولیکولهای حاصل از آسیب القا شده توسط امواج الکترومغناطیسی داشته باشد.
استخوانشناسی مقایسهای Chondrostoma orientale و C. nasus
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 278-284
https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.278
سیدعلی معزی، یزدان کیوانی، بنینیو الوایرا
چکیده
مقایسه ساختارهای ریختی، یک عنصر کلیدی در زیستشناسی تکاملی است که هم در آرایهشناسی و هم در درک تنوع موجودات کاربرد دارد. اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف مقایسه ساختارهای استخوانی Chondrostoma orientale و C. nasus به اجرا درآمد. برای این منظور سه نمونه از C. orientale از رودخانه کر ایران و پنج نمونه از C. nasus از حوضه رودخانههای دانوب، دنیپر و رون و دریاچه اوهرد بررسی شدند. نتایج نشان داد که دو زائده قدامی استخوان فراپرویزنی در C. orientale نسبت به C. nasus فاصله بیشتری ازهم دارند. نمای قدامی استخوان فراپرویزنی در C. orientale مقعر ولی در C. nasus تقریباً صاف است. زائده حلقی- خلفی در استخوان قاعدهای پسسری در C. orientale پهن و مثلثیشکل و در C. nasus باریک و مستطیلیشکل است. زائده بالارونده میانی- جانبی استخوان فکی در C. orientaleمتمایل به جلو، درحالیکه در C. nasus کمی به سمت عقب متمایل شده است. زائده پایینرونده استخوان فکی در C. orientale بلند و در C. nasus کوتاه است. استخوان پیشفکی در C. orientale دارای زائده بالارونده منقاری است، در حالیکه در C. nasusوجود ندارد. بخش قدامی استخوان دندانی در C. orientale باریک و کشیده و زائده منحنی به صورت عمود بر وسط استخوان دندانی قرار گرفته، درحالیکه در C. nasus بخش قدامی استخوان دندانی کوتاه و پهن و زائده منحنی به سمت جلو متمایل شده است.
واژههای کلیدی:
SayyedAli Moezzi1, Yazdan Keivany2 & Benigno Elvira3
1MSc Graduate, Department of Natural Resources (Fisheries Divission), Isfahan University of Technology, Isfahan, Iran; 2Department of Natural Resources (Fisheries Divission), Isfahan University of Technology, Isfahan, Iran; 3Department of Biodiversity, Ecology and Evolution, Complutense University of Madrid (UCM), Madrid, Spain
Correspondent author: SayyedAli Moezzi, moezzi.sayyed.ali@ut.ac.ir
Abstract.
Keywords.
بررسی فون مارهای منطقه شکارممنوع طالو و شیربند در استان سمنان، ایران
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 285-294
https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.285
ویدا حجتی، مجتبی دیمه کار
چکیده منطقه شکارممنوع طالو و شیربند در 12 کیلومتری شمال شرقی شهر دامغان در استان سمنان در جنوب سلسله جبال البرز واقع شده و از آب و هوای سرد و خشک در زمستان و گرم و خشک در تابستان برخوردار است. این منطقه دارای تنوع زیستی غنی بخصوص در فون خزندگان است. تاکنون، 22 گونه مار از کل استان سمنان گزارش شده است. با توجه به اینکه مطالعه دقیقی در منطقه شکارممنوع طالو و شیربند صورت نگرفته است، تحقیق حاضر به منظور بررسی فون مارهای این منطقه از فروردین تا اواخر آبانماه 1393 انجام شد. نمونهبرداری با استفاده از دست (با رعایت نکات ایمنی)، چوب مارگیری و قلاب انجام گرفت. نمونهها بعد از انتقال به آزمایشگاه دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان، شناسایی و عکسبرداری شدند. شش صفت متریک و مریستیک در آنها اندازهگیری شد و با استفاده از نرمافزار SPSS17 و Excel مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در مجموع، 45 نمونه مار جمعآوری شد که متعلق به 10 گونه، هشت جنس و چهار خانواده بودند. گونهها عبارتند از:Platyceps karelini karelini (Brandt 1838) ، Platyceps rhodorachis rhodorachis (Jan in Filippi 1865)، Platyceps ventrimaculatus ventrimaculatus (Gray 1834)،Hemorrhois ravergieri (Ménétries 1832) ،Telescopus fallax iberus Eichwald 1831، Spalerosophis diadema cliffordii (Schlegel 1837)، Psammophis schokari (Forskal 1775) ، Eryx miliaris (Pallas, 1773)،Macrovipera lebetina obtusa (Dwigubsky 1832) ، (Duméril, Bibron & Duméril 1854) Pseudocarastes persicus. بیشترین فراوانی مربوط به شترمار و کمترین فراوانی مربوط به سوسنمار بوده است. تمامی این گونهها برای اولینبار از این منطقه گزارش میشوند. گونه Eryx miliaris نیز برای اولینبار از استان سمنان گزارش میشود. در ایران هشت گونه آندمیک وجود دارد که فقط گونه مار شاخدار ایرانی (Pseudocarastes persicus) در منطقه مورد مطالعه یافت شد.
بررسی دوشکلی جنسی در نسبت طول انگشتان دوم تا چهارم (2D:4D) در دو گونه وزغ سبز و وزغ پابیلچهای
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 295-303
https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.295
ایمان علی نژادی، نسترن حیدری، حسین جوان بخت
چکیده دوشکلی جنسی در نسبت طول انگشتان یک ویژگی مورفولوژیکی حاصل از برهمکنش بین هورمونهای جنسی و ژنهای Hox قبل از تولد بوده که تکوین هر دوی اندامهای حرکتی دستها و پاها و اندامهای جنسی را کنترل میکند. وضعیت این روند و نسبتها در گروههای مختلف جانوری از جمله در انسان، دیگر پستانداران، پرندگان، خزندگان و دوزیستان بررسی شده است. در این مطالعه، دوشکلی جنسی از لحاظ نسبت بین طول انگشتان II تا IV (2D:3D, 2D:4D, 3D:4D) دست و پای چپ، در 54 نمونه از وزغها متشکل از گونه Bufo viridis (16 نمونه نر و 19 نمونه ماده) و گونه Pelobates syriacus (10 نمونه نر و 9 نمونه ماده) در شمال ایران مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد در Pelobates syriacus مادهها دارای میانگین طول بدن (SVL) بیشتری نسبت به نرها بودند و این اختلاف از نظر آماری معنیدار بود (05/0P≤). در گونه Bufo viridis نیز مادهها دارای میانگین طول بدن بیشتری از نرها بودند اما این اختلاف بین افراد نر و ماده از لحاظ آماری معنیدار نبود. نسبت اندازه طول انگشتان دست و پا در سمت چپ بدن برای هر دو گونه از لحاظ (2D:3D, 2D:4D, 3D:4D) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در هیچ کدام از صفات مورد بررسی در اندامهای حرکتی جلویی و عقبی، اختلاف معنیداری بین افراد نر و ماده در گونه Bufo viridis مشاهده نشد. اما از لحاظ 2D:4D بین افراد نر و ماده در گونه Pelobates syriacus اختلاف معنیدار (040/0P=) وجود داشت و این نسبت در افراد نر بیشتر از مادهها بود. بنابراین، وجود تفاوتهای معنیدار در این انگشتان در گونه Pelobates syriacus هماهنگ با این الگوی تغییرات در بیشتر دوزیستان و دیاپسیدها است.
مقایسه تغییرات درون گونه ایِ جمعیت های (Clinopodes flavidus (Geophlilomorpha, Geophilidae در منطقه البرز با استفاده از شیوه ریختسنجی هندسی
دوره 7، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 304-314
https://doi.org/10.52547/nbr.7.3.304
رقیه زارعی، مهوش سیفعلی
چکیده چکیده. هدف از مطالعه حاضر بررسی تغییرات شکلی ناحیه سر در جمعیتهای دامنه شمالی و دامنه جنوبی گونه Clinopodes flavidus در ارتفاعات البرز با استفاده از روش ریختسنجی هندسی بر پایه لندمارک بوده است. به این منظور تعداد 17 لندمارک و شبه لندمارک روی ککسواسترنیت چنگالهای سمی و هفت لندمارک و شبه لندمارک روی تارسانگولوم چنگالهای سمی با استفاده از نرم افزار TpsDig2 قرار داده شد. دادههای حاصل از لندمارک پس از تحلیل پروکراست با شیوههای آماری چندمتغیره شامل تحلیل تجزیه مؤلفههای اصلی (PCA) و تحلیل متغیرهای کانونی (CVA) با استفاده از نرم افزارهای PAST و MorphoJ مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین شکل ککسواسترنیت چنگالهای سمی میان جمعیتهای این گونه در منطقه البرز وجود دارد (p<0.001). این مطالعه قابلیت استفاده از روش ریختسنجی هندسی بر پایه لندمارک را برای تمایز جمعیتهای مختلف Clinopodes flavidus در منطقه البرز نشان می دهد.
تاثیر کوئرستین بر اختلال حافظه و استرس اکسیداتیو ناشی از مسمومیت با مالاتیون در موشهای صحرائی نر نژاد ویستار
دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 161-168
https://doi.org/10.52547/nbr.7.2.161
ندا تنباکوچی مقدمی، حمیرا حاتمی نعمتی، غلامرضا دهقان، سیدمهدی بانان خجسته، حاتم احمدی
چکیده مالاتیون جزو رایجترین نوع حشرهکش های ارگانوفسفره است که استرس اکسیداتیو به عنوان یکی از مکانیسمهای ملکولی اصلی در سمّیت این ماده بر اندام های بدن شناخته شده است. کوئرستین یکی از ترکیبات فلاونوئیدی است. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر آنتیاکسیدانی کوئرستین بر حافظه فضایی و پارامترهای استرس اکسیداتیو موشهای نر نژاد ویستار طی مسمومیت با سم مالاتیون است. این مطالعه بر روی 9 گروه 8 تایی موشهای صحرایی نر صورت گرفته است. سه روز پس از تزریق درون صفاقی داروهای کوئرستین، مالاتیون و یا تداخل این داروها، دستگاه ماز آبی موریس به منظور سنجش پارامترهای مرتبط با حافظه فضایی استفاده شد. نمونه برداری از هیپوکامپ انجام گردید و پارامترهای استرس اکسیداتیو در این ناحیه سنجش گردید. تزریق درون صفاقی دوزهای mg/kg 200 و 100 مالاتیون به طور معنیداری موجب کاهش پارامترهای حافظه فضایی (01/0 >P ) و نیز القا استرس اکسیداتیو شد (001/0 >P ). تزریق درون صفاقی دوز mg/kg 50 کوئرستین حافظه فضایی در رتهای مسموم شده با مالاتیون را بهبود بخشید (05/0 >P ). همچنین پارامترهای استرس اکسیداتیو درگروه های مسموم شده با مالاتیون، با تیمار کوئرستین کاهش معنیداری یافت (01/0 > P). کوئرستین قادر به بازگرداندن عملکرد حافظه فضایی و مقدار پارامترهای استرس اکسیداتیو گروه های تحت تیمار با مالاتیون به سطح طبیعی است.
بررسی هیستولوژیک و بیوشیمیایی اثر عصاره هیدرواتانولی نسترن کوهی بر مسمومیت کلیوی القاشده با جنتامایسین
دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 177-184
https://doi.org/10.52547/nbr.7.2.177
سیامک یاری
چکیده جنتامایسین آنتیبیوتیکی است که بهطور وسیعی علیه عفونتهای گرممنفی استفاده میشود. اما کاربرد کلینیکی آن به علت مسمومیت کلیوی محدود شدهاست. استرس اکسیداتیو نقش مهمی در مسمومیت القاشده با جنتامایسین دارد. مطالعات نشان داده است که میوه گیاه نسترن کوهی دارای اثرات آنتیاکسیدانی، ضدجهشی و ضدسرطانی است. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر حمایتی عصاره میوه نسترن کوهی بر مسمومیت کلیوی القا شده با جنتامایسین در رَتها است. سی سر رَت نژاد ویستار به پنج گروه تقسیم شدند که شامل: گروه اول (گروه کنترل): 1 میلیلیتر نرمال سالین به شکل دهانی، گروه دوم: 100 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن جنتامایسین به صورت درون صفاقی، گروه سوم: 200 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدنی عصاره میوه نسترن کوهی و به دنبال آن 100 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدنی جنتامایسین، گروه چهارم: 400 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدنی عصاره میوه نسترن کوهی و به دنبال آن 100 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن جنتامایسین و گروه پنجم: دریافت 400 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدنی عصاره میوهی نسترن کوهی به تنهایی و به صورت دهانی. نفروتوکسیسیتی بوسیله میکروسکوپ نوری از لحاظ هیستوپاتولوژیکی بررسی شد و از نظر بیوشیمیایی سطح اوره و کراتینین سرم خون مورد ارزیابی قرار گرفت. وزن نسبی کلیه در گروه تیمار با جنتامایسین نسبت به گروه کنترل، به شکل معنیداری (p<0.05) افزایش یافت، درحالیکه افزودن عصاره نسترن کوهی، شاخص وزن نسبی کلیه را به نزدیک سطح کنترل کاهش داد. در حیواناتی که با جنتامایسین تیمار شده بودند، سطح اوره سرمی و کراتینین نسبت به گروه کنترل به شکل معنیداری (p<0.001) افزایش یافت. در صورتیکه تیمار همزمان با عصاره نسترن کوهی با دوز بالا (400 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن) و جنتامایسین، شاخصهای بیوشیمیایی نشانگر مسمومیت کلیوی را که شامل اوره و کراتینین بودند را به شکل معنیداری کاهش داد. بررسی هیستومورفولوژیکی، نکروز و غیراپیتلیالیشدن سلولهای لوله پیچیده نزدیک واقع در قشر کلیه استازیس گلومرولی و ارتشاح سلولهای التهابی به قشر کلیهها را در نتیجه تیمار با جنتامایسین نشان داد. این درحالی است که تیمار همزمان با عصاره نسترن کوهی و جنتامایسین، تخریب بافتی را کاهش داد. این مطالعه نشان داد که عصاره نسترن کوهی اثر حمایتی بر تخریب کلیوی القاشده با جنتامایسین دارد. لذا، این مکمل به عنوان یک آنتیاکسیدانت تخریب کلیوی ناشی از تیمار با جنتامایسین را کاهش داد.
.
مطالعه جمعیت های شیرماهی در دو حوضه هری رود و دشتکویر با روش ریخت سنجی هندسی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 185-191
https://doi.org/10.52547/nbr.7.2.185
عطا مولودی صالح، سهیل ایگدری، شیما لطیف نژاد، منوچهر نصری
چکیده این مطالعه بهمنظور بررسی تفاوتهای ریختی چهار جمعیت گونه شیرماهی در آبهای داخلی ایران به اجرا درآمد. بدین منظور، تعداد 81 قطعه شیر ماهی از رودخانههای بیدواز، چشمهعلی،کلات و آل نمونهبرداری شد. نمونهها پس از بیهوشی در فرمالین تثبیت بافری و برای ادامه مطالعات به آزمایشگاه منتقل شدند. از سمت چپ سطح جانبی تمام نمونهها عکسبرداری شد. بهمنظور استخراج دادههای حاصل از شکل بدن، تعداد 14 لندمارک با استفاده از عکسهای گرفته شده در نرم افزار TpsDig2 تعریف و رقومی سازی شد. ابتدا به منظور حذف اثرات ناشی از اندازه، جهت و موقعیت آنالیز پروکراست (GPA) صورت گرفت، سپس از آنالیزهای PCA، MANOVA/CVA و تحلیل خوشهای بر اساس آنالیز دادهها استفاده شد. بر اساس نتایج بین جمعیتهای مورد مطالعه تفاوت معنیداری از نظر شکل بدن یافت شد. عمده تفاوتهای شکل بدنی در جمعیتهای مورد مطالعه مربوط موقعیت پوزه، عمق بدن، عمق سر و طول ساقه دمی بود. این تغییرات مشاهده شده احتمالاً در اثر سازگاری با ویژگیهای محیطی زیستگاه آنها حاصل شده است.
بررسی ارتباط ماهیان کور غار لرستان (Garra thyphlops و Garra lorestanensis) و جمعیت های ماهی گلچراغ (Garra gymnothorax) در حوضه های دز و کرخه
دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-8
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.1
ایرج هاشم زاده، سیده نرجس طباطبائی، نبی الله قائدرحمتی، محسن امیری، لوئیس برناتچز
چکیده غار محل زیست ماهیان کور لرستان در حوضه رود دز در مجاورت رودخانه سزار در منطقه ای با ساختار کارستی قرار گرفته است. در مجاورت رودخانه سزار در دیواره های دره رودخانه چشمه هایی وجود دارد که ممکن است امکان ورود ماهیان رودخانه ای را به داخل منابع آب زیرزمینی فراهم کنند. این مشاهدات احتمال رابطه مهاجرتی در بین ماهیان gymnothorax Garra رودخانه سزار و ماهیان کور typhlops Garra و Garra lorestanensis را پیش می آورد. علاوه بر این در بین ماهیان کور در مورد هر گونه، تنوع شکل بدن قابل مشاهده است. تنوع فنوتیپی یادشده ممکن است گویای تنوع ژنتیکی ناشناخته ای در بین این ماهیان باشد و یا ناشی از شرایط محیطی حاکم بر بخش های مختلف غار ماهی کور باشد. در این مطالعه برای پاسخ به سوالات موجود از روش های تعیین توالی ژن سیتوکروم اکسیداز زیرواحد یک (COI) و تعیین توالی نسل جدید استفاده شده است. نتایج نشان می دهد اشکال دوکی شکل و اشکال دارای بدن کشیده و غیر دوکی گونه های typhlops G. و lorestanensis G. از نظر ترکیب ژنوم و ژن میتوکندریایی تفاوتی ندارند. همچنین نتایج مقایسه ترکیب ژنومی ماهیان کور و ماهی gymnothorax G. رودخانه های دز و کرخه نشان می دهد احتمالا نفوذ ژنتیکی بسیار کمی (کمتر از 3 درصد) از گونه gymnothorax G. به ماهی کور typhlops G. وجود دارد. شاید بتوان این نفوذ ژنتیکی کم ماهیان سطح زی را به سازگاری پایین تر آنها برای ورود و انطباق با شرایط زیستگاه زیرزمینی نسبت داد.
اثر ترمیم کننده پلی ساکارید استخراج شده از ستاره شکننده بر زخم پوستی موش صحرایی نر نژاد ویستار
دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 9-18
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.9
ایلناز ابوالحسنی، جواد بهارآرا، ناصر مهدوی شهری، الهه امینی
چکیده در طب سنتی عصاره های گیاهان دربردارنده پلی ساکارید به طور وسیعی برای درمان زخم پوستی به کار می رود. ستاره شکننده به عنوان یک موجود دریایی دارای ترکیبات فعال زیستی است که به آن قدرت بازسازی بازوهای آسیب دیده را می دهد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر پلی ساکارید استخراج شده از ستاره شکننده خلیج فارس (Ophiocoma erinaceus) در ترمیم زخم پوستی موش صحرایی نر نژاد ویستار است. در این پژوهش تجربی، 60 سر موش صحرایی نر به طور تصادفی به 5 گروه شاهد، شاهدمثبت (تیمار با عسل)، گروه تجربی1 تا 3 به ترتیب از راست به چپ تحت تیمار با دوز 12/5، 25 و 37/5 میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن پلی ساکارید ستاره شکننده تقسیم شدند. زخم در بخش پشتی بدن ایجاد شد و موش ها تحت تیمار موضعی قرار گرفتند. در روزهای 3، 7، 10 و 14 از زخم های در حال ترمیم نمونه برداری شد و پس از رنگ آمیزی توسط میکروسکوپ نوری ارزیابی شد. سپس، داده های کمی توسط نرم افزار SPSS ، آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه تحلیل شدند. نتایج میکروسکوپی نشان داد که در زخم های تیمار شده با دوز 37/5 پلی ساکارید مشابه با گروه شاهد مثبت بازسازی اپیتلیوم، رگزایی و کاهش تعداد سلول های التهابی سریع تر ازگروه شاهد بود. بیشترین ضخامت اپیتلیوم در روز 7 و کمترین تعداد سلولهای التهابی در روز 14 در گروه تجربی 3 و شاهد مثبت نسبت به گروه شاهد مشاهده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که پلی ساکارید ستاره شکننده باعث تسریع روند ترمیم زخم می شود که می تواند به عنوان یک ترکیب طبیعی در تکوین داروهای ترمیم دهنده زخم پوستی پیشنهاد شود.
تاثیر آلودگی صوتی بر پروتئینهای سرم خون رت نر نژاد ویستار
دوره 7، شماره 1، بهار 1399، صفحه 19-29
https://doi.org/10.29252/nbr.7.1.19
آزاده حکمت، زینب فهیمی، سید علی حائری روحانی
چکیده آلودگی صوتی یکی از عوامل خطرزا در محیط زیست است. یکی از منابع مهم این آلودگی، صدای ناشی از حمل و نقل شهری به ویژه سیستم راه آهن شهری (مترو) و مراکز تجاری است. در این مطالعه تاثیر آلودگی صوتی بر سطح پروتئینهای سرم خون در رتهای نر نژاد ویستار بررسی شد. رتهای نر به طور تصادفی به سه گروه تقسیمبندی شدند. رتهای شاهد در شرایط استاندارد آزمایشگاه و دو گروه تجربی در محدوده بازار بزرگ تهران و حوالی ایستگاه مترو صادقیه (خیابان رز غربی) نگهداری شدند. پس از اتمام هشت هفته نمونههای خون همه گروهها جمعآوری شد و سطح پروتئینهای سرم خونی توسط آزمون الکتروفورز بررسی شد. پس از آن نمونههای سرم خون توسط دستگاه مرئی –فرابفش بررسی شد و سپس مطالعات کمومتریکس توسط تحلیلMCR-ALS انجام پذیرفت. سنجش درصد پروتئینهای سرم خون نشان داد که در بین پنج پروتئین شاخص خون، درصد آلفاگلوبین و بتاگلوبین در گروه تجربی نسبت به گروه شاهد اختلاف معناداری دارد (P < 0.05). این در حالی است که در میزان پروتئین گاماگلوبولین تغییری معنادار مشاهده نمیشود. نتایج طیف جذبی مرئی-فرابنفش سرم خون و تحلیل کمومتریکس بیانگر وجود گونههای متفاوت پروتئینی در هر دو گروه تجربی نسبت به گروه شاهد بود. نتایج این مطالعه نشان داد که آلودگی صوتی در دو منطقه بازار بزرگ تهران و مترو صادقیه موجب تغییر در میزان پروتئینهای سرم خون میشود. لذا اقدامات کنترلی و اصلاحی برای کاهش صدا در این مناطق ضروری به نظر میرسد.
ارزیابی وضعیت کروماتین اسپرم در مردانی با فاکتورهای مختلف ناباروری و ارتباطش با نتایج تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 367-373
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.367
فاطمه قاسمیان
چکیده یکی از مهمترین فاکتورهای مرتبط با باروری مردان، وضعیت کروماتین اسپرم است. در جریان تکنیکهای کمک باروری، به ویژه تزریق داخل سیتوپلاسمی اسپرم، انتخاب طبیعی اسپرم با کیفیت و با کروماتین سالم امکانپذیر نیست. بنابراین، کیفیت جنین و میزان حاملگی به دلیل DNA آسیبدیده اسپرمهای درگیر در لقاح تخمکها کاهش مییابد. در این مطالعه، فراوانی تراکم غیرطبیعی کروماتین و میزان آسیب کروماتین در مردانی با فاکتورهای مختلف ناباروری (مانند الیگوزواسپرمی، آستنوزواسپرمی، تراتوزواسپرمی، الیگوآستنوتراتوزواسپرمی و نرموزواسپرمی) ارزیابی و نتایج تزریق بررسی میشود. 195 بیمار در این مطالعه وارد شدند و وضعیت کروماتین اسپرم با استفاده از رنگآمیزی آنیلینبلو و تولوئیدینبلو بررسی شد. همچنین میزان لقاح، کیفیت زیگوت و جنین، میزان حاملگی و سقط محاسبه شد. نتایج نشان میدهد که در نمونههای الیگوآستنوتراتوزواسپرمی، درصد کروماتین آسیب دیده بالاتر از نمونههای نرموزواسپرمی است. در این گروه میزان لقاح، کیفیت جنین و میزان حاملگی به طور معنیداری کاهش مییابد. همچنین میزان سقط بالا در این گروه مشاهده شد. در مجموع، فراوانی کروماتین آسیب دیده در فاکتورهای مختلف ناباروری مردان متفاوت است و میتواند نتایج را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین، ارزیابی وضعیت کروماتین اسپرم قبل از شروع چرخه میتواند نتایج درمان را بهبود بخشد.
مقایسهی شکل بدن کپور سرگنده و ریختگروههای کپور نقرهای به کمک تکنیک ریختسنجی هندسی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 382-390
https://doi.org/10.29252/nbr.6.4.382
منوچهر نصری، فریبرز قجقی
چکیده بهمنظور بررسی تفاوتهای شکلی کپور سرگنده و دو ریختگروه معروف از ماهیهای فیتوفاگ با استفاده از تکنیک ریختسنجی هندسی، تعداد 30 قطعه ماهی از هر گروه با میانگین طول استاندارد 3±25 سانتی متر تهیه گردید. پس از بیهوشی ماهیان در عصاره پودر گل میخک 1% و تثبیت آنها در فرمالین بافری 4%، تصاویر رقومی با کیفیت 6 مگاپیکسل از نیمرخ چپ نمونهها تهیه گردید. جهت نمایش شکل هندسی نمونهها، تعداد 17 لندمارک همساخت انتخاب و به کمک نرمافزار TPSdig2 رقومی شده و فایل های tps تهیه گردید. پیش از تجزیهوتحلیلهای آماری، تمامی دادههای غیر شکلی شامل اندازه و جهت با استفاده از تکنیک رویهمگذاری عمومی حذف گردید. مختصات دادههای رویهمگذاری شده پس از تائید همبستگی بین فضای شکل و فضای تانژانت، مورد تجزیهوتحلیل آماری تجزیه به مؤلفههای اصلی (PCA)، تجزیه همبستگی کانونی (CVA) و آنالیز خوشهای (CA) قرار گرفتند. تمامی تجزیهوتحلیلهای آماری به کمک نرمافزارهای PAST و مجموعه TPS انجام شد. بر اساس نتایج حاصله، بزرگتر بودن طول و ارتفاع سر، طول قاعده بالههای پشتی و فاصله پیشباله شکمی و ارتفاع ساقه دمی در محل اتصال باله دمی و موقعیت عقبتر قاعده باله سینهای در کپور سرگنده تفاوتهای ریختی مرتبط با الگوی تغذیهای آنها بوده و عقبتر بودن موقعیت قاعده باله سینهای در فیتوفاگ R نسبت به فیتوفاگ N به دلیل بروز دورگه بین کپور سرگنده و فیتوفاگ است که حداقل برخی از آنها از نظر ریختی به کپور سرگنده شباهت یافتهاند.
مقایسه سه روش رنگ آمیزی مختلف برای توصیف مورفومتریک اسپرم آلپاکا (Vicugna pacos) با استفاده از سیستم ISAS® CASA-Morph
دوره 6، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 284-291
https://doi.org/10.29252/nbr.6.3.284
هرنان کوچو، یولوی لوپز، کارینا کالدیرا، آنتونی والورده، سزار اوردونز، کارلس سولر
چکیده مورفومتری اسپرم بخشی از آنالیز مایع منی مبتنی بر فناوری CASA است و نقش مهمی در پیش بینی باروری مردان نشان داده است. این آنالیز برپایه استفاده از تکنیک های مختلف رنگ آمیزی است، اگرچه نشان داده شده است که رنگ آمیزی می تواند تغییرات چشمگیری در مورفومتری سلول در گونه های مختلف ایجاد کند. هدف از این مطالعه، بررسی تفاوتهای موجود در مورفومتری اسپرم درآلپاکا بود که با استفاده از تکنیک های مختلف رنگ آمیزی انجام شد. یک انزال ازهریک از پنج آلپاکای بالغ مورد استفاده قرار گرفت. نمونه ها با استفاده از روش جراحی مجرای دفران جمعآوری شدند. سه روش رنگ آمیزی (یعنیHemacolor ، Harri’s Henatoxylin و Diff-Quik) مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل مورفومتریک با استفاده از سیستم ISAS® v1 CASA-Morph، با بزرگنمایی 100x و میکروسکوپ زمینه روشن و یک دوربین فیلمبرداری دیجیتالی با وضوح نهایی 08/0 میکرومتر بر پیکسل انجام شد. تقریباً تعداد 200 سلول به صورت تصادفی از هر نمونه انتخاب شد وانتخاب تکنیک رنگ آمیزی با توجه به اهمیت پارامترهای اندازه سر اسپرم وبخش میانی انتخاب شد. بین تکنیک های به کار رفته تقریباً کلیه پارامترها در سطوح متفاوت تفاوت هایی را از خود نشان دادند. به طور کلی، سلول هایی که سر بزرگ داشتند با تکنیک Harri’s Henatoxylin و آنهایی که دارای سر کوچک بودند با Diff-Quik رنگ آمیزی شدند. پارامترهای تفکیک کننده برای تمایز بهتر بین حیوانات، عرض سر، سطح و درصد آکروزوم بود. در نتیجه، مانند سایر گونه ها، نتایج مورفومتری اسپرم آلپاکا نیز به تکنیک رنگ آمیزی به کاررفته، حساس بود. این دلالت بر لزوم ذکر واضح و دقیق تکنیک رنگ آمیزی استفاده شده در هر مورد برای انجام مقایسه بین مطالعات مختلف روی گونه های مشابه دارد. هیچ یک از تکنیک های به کار گرفته شده برتر از سایرین نبود. علاوه بر این، روشی که برای به دست آوردن نمونه ها استفاده شد، سودمندی و سادگی آن را برای نمونه برداری های مکرر نشان داد.
تأثیرتوأم عصارۀ هیدروالکلی ریشۀ گزنه و متفورمین بر بافت تخمدان مدل دیابتی موش صحرایی نژاد ویستار
دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 131-139
https://doi.org/10.29252/nbr.6.2.131
حدیثه اسفده، غدیره میرابوالقاسمی، مهناز آذرنیا
چکیده دیابت ملیتوس با مقاومت انسولین، به عنوان اختلال عملکرد سلولهای بتا و افزایش تولید گلوکز کبدی شناخته میشود. کنترل ضعیف گلوکز در زمان هیپرگلیسمی سبب ایجاد آسیب به بافت ها و ایجاد عواقب خطرناک مانند ناباروری می شود. هیپرگلیسمی مزمن اثرات مضری روی رشد فولیکول ها دارد که برای عملکرد طبیعی جنسی زنان ضروری است. متفورمین بیشترین داروی تجویزی در بیماری دیابت است. اما داروهای شیمیایی علی رغم فواید غیر قابل انکار، دارای اثرات مخرب نیز هستند. از این رو استراتژی های جایگزین برای داروهای فعلی دیابت ضروری است. داروهای گیاهی به طور وسیعی توسط بیماران، بنا بر توصیه های غیر پزشکی به عنوان مواد پایین آورندۀ قند خون استفاده میشوند که گیاه گزنه از جمله این گیاهان است. گزنه از طریق ترشح انسولین و افزایش تکثیر سلولهای بتای پانکراس باعث کاهش سطوح گلوکز پلاسما می شود. هدف پژوهش حاضر تعیین اثر عصارۀ ریشۀ گزنه به عنوان مکمل متفورمین بر بافت تخمدان مدل دیابتی است. در این مطالعه، از30 سر موش صحرایی ماده نژاد ویستار با وزن تقریبی20 ± 180 گرم استفاده شد. حیوانات تحت آزمایش پس از توزین، به طور تصادفی به 5 گروه6 تایی تقسیم شدند. 1) گروه کنترل، 2) گروه دیابتی که با داروی آلوکسان (mg/kg150) به صورت تزریق داخل صفاقی دیابتی شدند، 3) گروه دیابتی + عصارۀ ریشۀ گزنه (mg/kg 150)، 4) گروه دیابتی + متفورمین (mg/kg150)، 5) گروه دیابتی + متفورمین (mg/kg 150) + عصارۀ ریشۀ گزنه (mg/kg 150 ). در پایان دوره درمان، اثر متفورمین و عصارۀ ریشۀ گزنه بر روی وزن بدن، بافت تخمدان و فاکتورهای بیوشیمیایی ازجمله قند خون و هورمونهای جنسی تحت بررسی و مقایسه قرار گرفت. هم چنین داده های به دست آمده با استفاده از تحلیلهای آماری مقایسه شد. هیپرگلیسمی و کاهش وزن بدن بعد از تجویز متفورمین و ریشه گزنه به مدت 4 هفته بهبود پیدا کرد. تجویز هم زمان متفورمین و عصاره ریشه گزنه سبب افزایش معنی دار فولیکول های آغازین، اولیه، ثانویه، جسم زرد و کاهش فولیکول های آترتیک و افزایش معنیدار سطح هورمون های FSH، LH و تستوسترون نسبت به استفاده متفورمین به تنهایی بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ریشه گزنه با دارا بودن ترکیبات آنتی اکسیدانی و دیگر خواص خود می تواند به عنوان مکمل متفورین دارای عملکرد اصلاحی بر هیپرگلایسمی و بهبود اختلالات تخمدان باشد.
مطالعه بیان ژن های GH و گرلین در دوره تکامل لاروی ماهی گورخری
دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 148-154
https://doi.org/10.29252/nbr.6.2.148
حامد پاک نژاد، طیبه عنایت غلامپور، رقیه صفری، سیدحسین حسینی فر
چکیده ماهی گورخری به عنوان یک گونه مهم در علم ژنتیک است و با توجه به نزدیکی ژنوم آن به ژنوم انسان، بررسی بیان برخی از ژنهای مربوط به رشد و اشتها طی دورۀ تکامل لاروی این ماهی ضروری به نظر میرسد. ژنهای کدکننده هورمون رشد و اشتها (GH و گرلین) در سنتز و رهاسازی هورمون رشد نقش دارند که میتوانند به عنوان ژنهای اقتصادی در ماهیان مطرح شوند. با توجه به اهمیت ژنهای مذکور در دوران تکامل لاروی، تحقیق حاضر به منظور بررسی روند فعالیت آنها در مراحل ابتدایی رشد صورت گرفت. نمونه برداری از لاروها در روزهای 4، 7، 10، 15، 30 و 45 پس از تفریخ صورت پذیرفت. نمونه ها بلافاصله در ازت مایع قرار گرفتند و تا زمان استخراج RNA (با استفاده از کیت RNX-Plus) در فریزر 80- درجۀ سانتیگراد نگهداری شدند. داده های ژنهای هدف با استفاده از ژن رفرنس β-actin به روش ∆∆CT- 2 تحلیل شد. بیان ژنهای مذکور در طی مراحل مختلف تکاملی تفاوت معنی داری با یکدیگر داشتند؛ به طوری که بیان ژن GH و گرلین بهترتیب در روز 4 و 10 پس از تفریخ به طور معنی داری بیشتر از سایر روزهای نمونه برداری بود (P<0.05). بطور کلی با توجه به اهمیت بسیار زیاد ژنهای مرتبط با رشد و اشتها که تأثیر به سزایی در روند بازمانی و بقاء لاروها در مراحل اولیه زندگی بر عهده دارند، در مراحل اولیۀ لاروی و روزهای ابتدایی لاروها بیان ژنهای GH و گرلین، بیشتر از سایر دوره های تکاملی است.
اثر آلژینات استخراج شده از جلبک قهوه ای روی نگهداری تخم ماهی قزل آلای رنگین کمان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 155-168
https://doi.org/10.29252/nbr.6.2.155
معظمه کردجزی، سیدحجت میرصادقی، امید اسدی فارسانی
چکیده امروزه ماکروجلبکهای قهوه ای به مثابة یک منبع از ترکیبات مختلف غذایی و دارویی محسوب میشوند، همچنین تخم ماهی با وجود اسیدهای چرب غیراشباع و پروتئین بالایی که دارد، در برابر فساد بسیار حساس است. جهت به تعویق انداختن فساد محصولات تولیدی از تخم ماهی از نمک و نگهدارنده استفاده میشود. با توجه به اثر نامطلوب افزودنیهای شیمیایی، استفاده از نگهدارنده های طبیعی بیشتر توصیه میشود. در این راستا به منظور دستیابی به غلظت بهینه آلژینات از تیمارهای مختلف آلژینات 0/1 درصد، 0/2 درصد، 0/3 درصد، 0/4 درصد و 0/5 درصد استفاده شد که براساس ارزیابی حسی آلژینات 0/2 درصد انتخاب شد. سپس از تیمار شاهد (فاقد نمک و آلژینات)، تیمار A1 (تخم حاوی 2/5 درصد نمک)، تیمار A2 (تخم حاوی 0/2 درصد آلژینات) و تیمار A3 (تخم حاوی ترکیبی از نمک 2/5 درصد و آلژینات 0/2 درصد) جهت بررسی اثر نگهدارنده ها در تخم ماهی استفاده شد. کیفیت تخم ماهی قزل آلای رنگین کمان طی نگهداری در یخچال به صورت دورهای در روزهای (0، 15، 30 و 45) بررسی شد. تیمار A3 در نتایج شیمیایی، میکروبی و حسی تفاوت معنی داری با سایر تیمارها نشان داد )0/05≥(p. نتایج این تحقیق مشخص کرد که استفاده از ترکیب نمک 2/5 درصد و آلژینات 0/2درصد برای ایجاد طعمی مطلوب و افزایش ماندگاری تخم ماهی روش مناسبی است.
تاثیر ترکیبی بیوپلاستیک و باکتری های تجزیه کننده آن از سرده Acidovorax بر فعالیت متابولیکی باکتریهای بی هوازی انتهای روده بچه ماهیان تاسماهی سیبری (Acipenser baerii) به روش CLPP
دوره 6، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 169-175
https://doi.org/10.29252/nbr.6.2.169
ابراهیم حسین نجدگرامی، پیتر بوسیر
چکیده روش Community Level Physiological Profiles (CLPP) از جمله روشهای نوین در ارزیابی تنوع و فعالیت متابولیکی باکتریها در اکوسیستمها است. بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده، پلی بتا هیدروکسی بوتیرات (PHB) به عنوان یک عامل بیوکنترل، باعث افزایش تنوع باکتریایی در سیستم گوارش برخی از گونه های آبزی شده است. در این تحقیق تاثیر استفاده از PHB و ترکیب دو گونه از باکتری تجزیه کننده آن از سرده Acidovorax در 4 تیمار تحقیقاتی (کنترل، ترکیب دو باکتری تجزیه کننده، % 2 PHB و ترکیب دو باکتری + %2 PHB) بر فعالیت متابولیکی باکتریهای قابل کشت بی هوازی ، در بچه ماهیان تاسماهی سیبری با روش CLPP بررسی شد. نتایج نشان داد که پتانسیل فعالیت باکتریهای بی هوازی در تیمار2% PHB نسبت به سایر تیمارها متفاوت است و استفاده از این بیوپلاستیک باعث افزایش فعالیت متابولیکی باکتریهای بی هوازی در انتهای روده می شود. همچنین نتایج نشان داد که باکتریهای بی هوازی انتهای روده در بچه ماهیان تغذیه شده با این تیمار، دارای بالاترین فعالیت متابولیکی بر روی منابع کربنی اسید آمینه، کربوهیدرات و کربوکسیلیک اسیدها در میکروپلت ها بودند. نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از 2% PHB باعث افزایش فعالیت متابولیکی باکتریهای بی هوازی انتهای روده می شود و اضافه کردن باکتریهای تجزیه کننده آن بنا به دلایل نامعلوم تاثیری در افزایش این فعالیت ندارد.
اثرات انسداد مجرای صفراوی ﺑﺮ ﻣﻮرﻓﻮﻟﻮژی ناحیه حرکتی قشر مغز و ﻣﯿﺰان ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ کانالهای آب نوع چهار در موشهای صحرایی نر بالغ
دوره 6، شماره 1، بهار 1398، صفحه 1-9
https://doi.org/10.29252/nbr.6.1.1
دلارام اسلیمی اصفهانی، شهربانو عریان، محمد نبیونی، طلیعه السادات حسینی نیا
چکیده عمل کردهای معیوب حرکتی در حیوانات کلستاتیک گزارش شده است. این اختلال در عمل کرد و مرگ نورونهای حرکتی بسیار به تغییرات در محیط پیرامون آستروسیتها و سد خونی- مغزی وابسته است که توسط پروتئین آکواپورین 4 تعدیل می شود. به همین دلیل در این مطالعه به بررسی اثرات کلستاز بر هیستولوژی و مورفولوژی قشر مغز و بررسی آکواپورین 4 در ایجادناحیه قشر حرکتی پرداخته شد. نمونهها با روش ائوزین-هماتوکسیلین رنگ شده و تغییرات بافتی قشر مغز مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مقدار آکواپورین 4 در تمامی گروهها توسط روش ایمونوهیستوشیمی مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه ضخامت قشر مغز درقشر حرکتی در نمونه های کلستاتیک نسبت به گروه شم وکنترل افزایش یافت. همچنین کلستاز باعث ایجاد سلول های هتروکروماتین شد. از طرف دیگر، نکروز بافتی در نمونه های کلستاتیک در مقایسه با نمونه های شم وکنترل قابل تشخیص بود. کاهش تراکم سلول ها در برخی از لایههای قشر مغز مشاهده شد که احتمالاً نشانگر مرگ سلولی در اثر کلستاز است. مقدار آکواپورین 4 در گروه کلستاتیک نسبت به گروه های کنترل و شم کاهش معنی دار نشان داد (P<0.05). در این تحقیق، آسیب بافتی مشاهده شده در قشر حرکتی موش های صحرایی کلستاتیک ممکن است دلیل ناهنجاری های حرکتی ایجاد شده باشد. همچنین کاهش سطح آکواپورین 4 ممکن است باعث آسیب نورونهای حرکتی گردد.
ساختار و پاسخ رتینوموتوری شبکیه چشم ماهی سفید
دوره 5، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 356-364
https://doi.org/10.29252/nbr.5.4.356
مریم عباسی، نادر شعبانی پور
چکیده تحقیق حاضر ساختار شبکیه ماهی سفید دریای خزر و واکنش این ماهی در برابر تغییر نور محیطی را در مرحله بلوغ بررسی میکند. ماهی سفید دریای خزر(Rutilus frisii subsp. kutum) از جمله ماهیان آنادرموس و بومی دریای خزر و از جمله ماهیان همه چیز خوار است. نمونه های بالغ از مرکز تکثیر و پرورش ماهیان استخوانی شهید انصاری شهر رشت تهیه شدند و به منظور سازش به شرایط روشنایی و تاریکی به مدت نیم ساعت در تاریکی مطلق و روشنایی روز قرار گرفتند. سپس شبکیه چشم جهت مطالعه بافت شناسی با میکروسکوپ نوری و الکترونی جداسازی و آماده شدند. برای آگاهی از ساختار و انواع سلول ها و لایه های شبکیه مقاطع طولی و جهت مشخص کردن آرایش سلول های مخروطی شبکیه مقاطع عرضی از شبکیه تهیه شد. ده لایه سلولی در شبکیه ماهی سفید مشاهده شد. در لایه سلولهای گیرنده نوری علاوه بر سلول های استوانه ای، سلول های مخروطی منفرد کوتاه دیده شد. در مقاطع عرضی آرایش و الگوی مشخصی از ترتیب و قرار گرفتن سلولهای مخروطی به دست نیامد در بررسی واکنش رتینوموتور در ماهی سفید مشخص شد که شبکیه این ماهی به تغییر شرایط نوری پاسخ می دهد. نتایج پاسخ رتینوموتور و شاخص رنگدانهای قابل ملاحظه حاکی از اتکای جانور بر دید استوانه ای در نور اندک است. از طرف دیگر تغییر میوئید سلول های مخروطی نشان دهنده قابلیت دید نگی در ماهی سفید نیز هست.
اثر حفاظتی عصاره گیاه کارده بر افسردگی و درد در مدل پارکینسون ایجاد شده توسط 6-هیدروکسی دوپامین در موشهای صحرایی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 365-371
https://doi.org/10.29252/nbr.5.4.365
راضیه محمودی، زهرا زنگنه نژاد، محبوبه سترکی
چکیده بیماری پارکینسون یک اختلال طولانی مدت دستگاه عصبی مرکزی است که به طور عمده سیستم حرکتی را تحت تأثیر قرار میدهد. درد و اختلالات خلقی و ناشی از بیماری پارکینسون اثر نامطلوبی بر کیفیت زندگی فرد دارد. گیاه کارده گیاهی با اثرات آنتیاکسیدانی است که در طب سنتی نیز کاربرد دارد. هدف این تحقیق بررسی اثر عصاره کارده بر افسردگی و درد ناشی از تزریق نوروتوکسین 6-هیدروکسی دوپامین در موشهای صحرایی نر است. موشهای صحرایی به صورت تصادفی به 5 گروه 8 تایی تقسیم شدند. گروه کنترل نرمال سالین دریافت کردند. گروه پارکینسونی (PD)، با تزریق نوروتوکسین 6- هیدروکسی دوپامین در دﺳﺘﻪ ﻗﺪاﻣﯽ- ﻣﯿﺎﻧﯽ ﻣﻐﺰ (MFB) پارکینسونی شدند. گروههای سوم، چهارم و پنجم 7 روز پس از القای مدل پارکینسون با دوزهای 100، 200 و 400 عصاره کارده به روش گاواژ به مدت 14 روز تیمار شدند و در روز 15 تستهای رفتاری شامل تست شنای اجباری و تیل فیلیک انجام شد. تیمار موشهای پارکینسونی با عصاره کارده در غلظتهای 100، 200 و 400 به طور چشمگیری مدت زمان بیحرکتی را در آزمون شنای اجباری کاهش داد (05/0p<). تیمار موشهای پارکینسونی با عصاره کارده در دوزهای 100، 200 و 400 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن به طور معنیداری مدت زمان مقاومت به درد را نسبت به گروه پارکینسونی افزایش داده است (05/0p<) . نتایج این مطالعه نشان میدهد عصاره گیاه کارده باعث بهبود افسردگی و کاهش درد ناشی از القای پارکینسون میشود که احتمالاً به اثرات آنتیاکسیدانی آن مربوط است.
نقش کنترل منفی ژن شبه استریکتوسیدین سینتاز-7 در مقاومت گیاه آرابیدوپسیس تالیانا به تنش شوری
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 106-117
https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.106
پردیس قربانی سالکویه، محمدمهدی سوهانی، امین عابدی
چکیده ژنهای شبهاستریکتوسیدین سینتاز یک خانواده ژنی آرابیدوپسیس است که ژنهای اورتولوگ آنها در بقیۀ گیاهان کدکنندۀ آنزیم کلیدی مسیر بیوسنتزی ایندول آلکالوئیدهای مونوترپن هستند. بیان ژن SSL7 آرابیدوپسیس بلافاصله پس از تیمار با مولکول های پیام رسانی نظیر SA، متیل جازمونات و اتیلن القا می شود. در این آزمایش به منظور مطالعۀ کارکرد ژن شبه استریکتوسیدین سینتاز - 7 (SSL7) از ژنوتیپ وحشی گیاه آرابیدوپسیس تالیاناCol-0 (شاهد) و لاین سرکوب شدۀ ژن SSL7 (ssl7) از طریق درج T-DNA استفاده شد. تحلیل داده ها برمبنای آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد. فاکتورها شامل دو ژنوتیپ و پنج سطح شوری شامل صفر، 50، 100، 150 و 200 میلی مولار NaCl بود. سرکوب ژن SSL7 در جهش یافته ssl7 با استفاده از qRT-PCR تأیید شد. بیان ژن های واکنش گر به تنش شوری شامل P5CS1، NCED3، AAO3 و RD29A در زمانهای 3 و 6 ساعت پس از اعمال تیمار NaCl در غلظتmM 150 نشان داد که چهار ژن مذکور در موتانت ssl7 در هر دو زمانِ پس از تیمار میزان بیان بالاتری نسبت به مقدار بیان در ژنوتیپ Col-0 نشان دادند. میزان فعالیت تعدادی از آنزیم های آنتیاکسیدان در غلظت های مختلف NaCl در هر دو ژنوتیپ اندازه گیری شد. میزان فعالیت آنزیمهای پراکسیداز (POD)، آسکوربات پراکسیداز (APX) و سوپر اکسید دیسموتاز (SOD) در موتانت ssl7 به طور معنی داری در سطح احتمال 1 درصد بیشتر از Col-0 بوده است. برعکس، فعالیت آنزیم کاتالاز (CAT) در موتانت کاهش یافت. بنابراین، نتایج نشان داد که ژن SSL7 احتمالاً در مسیر مربوط به پاسخ به تنش شوری وابسته به سالیسیلیک اسید در گیاه آرابیدوپسیس نقش دارد و میتواند به طریق کنترل منفی عمل کند.
اثر ضدافسردگی عصاره هیدروالکلی چویل در مدل ایسکمی/هایپوپرفیوژن در موش صحرایی نر ویستار بالغ
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 137-143
https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.137
مریم رفیعی راد، زینب عیدی پور، شهربانو عالمی رستمی
چکیده در بیماران مبتلا به ایسکمی مغزی، چه در زمان بستری و چه در جامعه، شیوع افسردگی ماژور مشهود است از آنجا که افسردگی بر روی بهبود فرد تأثیر منفی دارد، تشخیص و درمان بهموقع آن ضروری است. این مطالعه به تأثیر عصارهی هیدروالکلی چویل بر شاخص های استرساکسیداتیو مغز و افسردگی پس از انسداد دوطرفه دائم شریان کاروتید مشترک یا همان ایسکمی/هایپوپرفیوژن در موش صحرایی های نر بالغ می پردازد. تعداد 35 موش صحرایی نر نژاد ویستار به گروه های کنترل، ایسکمی و گروه های ایسکمی دریافت کننده 14 روزه دوزهای (100، 200 و 400 mg/kg) عصاره چویل به روش گاواژ تقسیم شدند. برای ایجاد مدل حیوانی از ایسکمی/هایپوپرفیوژن مغزی دائم، شریان های کاروتید به فاصله یک هفته از بالا و پایین بسته شده و برش یافتند. برای سنجش افسردگی زمان بیحرکتی در شنای اجباری اندازه گیری شد و سپس بافت مغز برای تفکیک هیپوکامپ و اندازه گیری مالوندیالدئید خارج شد. در گروه ایسکمی/هایپوپرفیوژن، زمان بیحرکتی و مالوندیالدئید افزایش معنی داری نشان داد و گاواژ هر سه دوز عصاره چویل به موشهای ایسکمی باعث کاهش قابل توجه غلظت مالون دی الدئید در هیپوکامپ و نیز کاهش زمان بیحرکتی به ترتیب در دوز 100 و دوزهای mg/kg 200 و 400 گردید و افزایش زمان شنا در هرسه گروه دریافت کنندهی عصاره مشاهده شد. عصاره چویل با اثر آنتی اکسیدانی می تواند از عوارض ناشی از ایسکمی از جمله افسردگی را بکاهد.
تنوع ریختی جمعیتهای سه گونه ماهی سفید رودخانهای در حوضههای آبی ایران
دوره 5، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 192-204
https://doi.org/10.29252/nbr.5.2.192
عطا مولودی صالح، یزدان کیوانی
چکیده در این مطالعه تنوعپذیری ریختی سه گونه از سرده Squalius در حوضههای آبی ایران به اجرا درآمد. بدین منظور تعداد 709 قطعه ماهی سفید رودخانهای از چهار حوضه خزر، ارومیه، نمک و دجله صید شد. نمونههای صید شده ابتدا در محلول پودر گلمیخک بیهوش و در فرمالین10درصد بافری تثبیت شده سپس برای مطالعه بیشتر به آزمایشگاه ماهیشناسی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان منتقل شدند. در آزمایشگاه تعداد 14 صفت شمارشی محاسبه شد. همچنین از عکسهای گرفته شده از سمت چپ نمونهها در نرمافزار ImageJ تعداد 19 صفت اندازهگیری شد و به منظور استخراج دادههای ریختسنجی هندسی تعداد 13 لندمارک بر روی تصاویر گرفته شده در نرمافزار tpsDig2 قرار داده شد. بهمنظور پیبردن به تفاوتهای میان جمعیتهای تحت مطالعه از تحلیلهای کولموگروف- اسمیرنوف، کروسکال- والیس، ANOVA، آزمون دانکن، PCA، CVA و تحلیل خوشهای استفاده شد. نتایج حاصل از PCA و CVA تفاوت معناداری میان جمعیتهای تحت مطالعه نشان نداد. جمعیتهای گونههای تحت مطالعه در 11 صفت شمارشی و 15 صفت اندازشی با یکدیگر تفاوت معناداری داشتند. همچنین عمده تفاوتهای مشاهده شده حاصل از نتایج ریختسنجی هندسی نیز مربوط به موقعیت بالۀ سینهای، عمق بدن و اندازه سر بود. در کل جمعیتهای تحت مطالعه همپوشانی بالایی با یکدیگر داشتند. پیشنهاد میشود جمعیتهای گونههای ماهی سفید رودخانهای با روشهای ژنتیکی و مولکولی نیز بررسی شوند
اثر ضدتوموری والپروئیک اسید و 25،1 دی هیدروکسی ویتامین D3 بر سلولهای سرطانی HL-60
دوره 5، شماره 1، بهار 1397، صفحه 38-44
https://doi.org/10.29252/nbr.5.1.38
مریم رحیمی
چکیده گزارش شده که 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 یک شکل فعال ویتامینD رشد تعدادی از سلولهای سرطانی پوست، پروستات، سینه، کولون و لوسمی را مهار میکند. والپروئیک اسید، به عنوان یک مهارکنندۀ قوی هیستون داستیلاز، همچنین نقش مهمی در مهار تکثیر سلولهای تومور ایفا میکند. با این حال، تا کنون هیچ گزارشی در مورد همکاری بین والپروئیک اسید و 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 برای اثر ضد سرطانی وجود ندارد. هدف از تحقیق حاضر ارزیابی این بود که آیا دوزهای کم1، 25دی هیدروکسی ویتامینD3 سمیت والپروئیک اسید را تقویت میکند و آیا این عمل از طریق مکانیزم های آپوپتوز انجام میگیرد. در این مطالعه سلول هایHL-60 با غلظت های مختلف والپروئیک اسید و 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 به تنهایی و در ترکیب با یکدیگر در 24ساعت تیمار شدند. درصد زنده بودن سلولها به روش MTT سنجیده شد و سپس برای بررسی نوع مرگ سلولی از رنگ آمیزی Hoechst استفاده شد. مطالعه حاضر نشان داد که1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 اثر آنتی توموری والپروئیک اسید را افزایش میدهد. همچنین نتایج حاصل از رنگ آمیزی سلولها نشان داد که والپروئیک اسید و 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 باعث القاء آپوپتوز در سلولهای HL-60 میشوند. در کل ترکیب جدید والپروئیک اسید و 1، 25دی هیدروکسی ویتامین D3 هم افزایی اثر ضد تکثیری و القاء آپوپتوز در روی سلولهای سرطانی HL-60 را نشان داد.
