ارزیابی اثرات همافزایی کارواکرول و سلولهای EPCs بر شاخصهای آنتیاکسیدانی و آپوپتوتیک در مدل حیوانی سندرم تخمدان پلیکیستیک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405
https://doi.org/10.22034/nbr.2026.132122.0
فاطمه زهرا شاکری، امه لیلا بخشی، رویا بیشه کلایی
چکیده مقدمه: سندروم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) از اختلالات شایع هورمونی در زنان سن باروری است. در این مطالعه، اثر کارواکرول و سلولهای پیشساز آندوتلیال (EPCs) بر شاخصهای آنتیاکسیدانی و آپوپتوتیکی شامل MDA، SOD، کاتالاز و Caspase-3 در مدل موشی PCOS بررسی شد.
روشها: مدل PCOS با تزریق استرادیول والرات در موشها القا شد. درمان شامل تزریق یکبارهٔ سلولهای پیشساز آندوتلیال (EPCs) مغز استخوان (ورید دمی)، گاواژ روزانه کارواکرول به مدت یک ماه، یا ترکیب هر دو بود. یک ماه پس از اتمام مداخلات، مارکرهای آنتیاکسیدانی سرم (MDA، SOD و Catalase) و بیان پروتئین Caspase-3 بافت تخمدان (به روش وسترنبلات) سنجش شدند.
یافتهها: نتایج الایزا نشان داد که سطح آنزیمهای Catalase و SOD در گروه PCOS نسبت به گروه کنترل کاهش یافته بود (p<0.001) که پس از مداخله با کارواکرول و سلولهای EPCs افزایش یافت (p<0.05). نتایج مربوط به MDA برعکس دو آنزیم قبلی بود؛ بهطوریکه در گروه PCOS نسبت به گروه کنترل افزایش نشان داد (p<0.01) و پس از مداخله کاهش یافت (p<0.001). همچنین، نتایج وسترن بلاتینگ نشان داد که میزان پروتئین Caspase3 در گروه PCOS نسبت به گروه کنترل افزایش یافته بود (p<0.01) و پس از مداخلات کارواکرول و سلولهای EPCs کاهش یافت (p<0.05).
نتیجهگیری: سلولهای EPCs و کارواکرول موجب کاهش فاکتورهای آپوپتوتیکی و تعدیل فاکتورهای آنتیاکسیدانی در موشهای مدل PCOS میشوند. بنابراین پیشنهاد میشود این درمان پس از طی مراحل پیشبالینی، وارد پروتکلهای درمانی برای بیماران مبتلا به PCOS شود.
تأثیر تلقیح با قارچ میکوریزا و محلول پاشی کلات روی بر کمیت و کیفیت اسانس مرزه بختیاری (Satureja bachtiarica Bunge) در مرحله گلدهی کامل
دوره 11، شماره 1، بهار 1403، صفحه 48-61
https://doi.org/10.61186/nbr.11.1.48
سعیده خاموشی، فاطمه نژاد حبیب وش
چکیده به منظور بررسی تأثیر تلقیح با قارچ میکوریزا Glomus caledonium و محلولپاشی کلاتروی در غلظتهای (0،2،4 و 8 گرم در لیتر)، بر روی مقدار و ترکیبات اسانس مرزه بختیاریSatureja bachtiarica Bunge) )، آزمایش گلدانی در سال 1398 در گلخانه تحقیقاتی واقع شرکت زرین گیاه در شهر ارومیه، در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شد. برداشت گیاهان در مرحله گلدهی کامل انجام گرفت. اسانسگیری به کمک دستگاه کلونجر انجام شد و تجزیه ترکیبات اسانس در نمونههای مورد مطالعه به وسیله دستگاههای GC و GC-MS انجام گرفت. مقایسه میانگینها با استفاده از آزمون چند دامنهای دانکن نشان داد که تلقیح با قارچ میکوریزا گلوموس کالدونیوم تأثیر معنیدار روی بازده اسانس سرشاخههای گلدار مرزه بختیاری نداشته است ولی محلولپاشی با کلاتروی تأثیر معنیدار آماری روی بازده اسانس در مقایسه با گروه شاهد داشته است. بین غلظتهای مختلف کلاتروی از نظر تأثیر بر بازده اسانس تفاوتی مشاهده نشد. همچنین، تیمارهای اعمال شده سبب تغییر ترکیبات اسانس نسبت به نمونه اسانس گیاهان شاهد گردید. این تغییرات شامل کاهش ترکیبات بتا-کاریوفیلن، سابینن هیدرات، بورنئول و کارواکریل استات و افزایش میزان سیترال و اکتیل فتالات در گیاه تلقیح شده با میکوریزا و نیز افزایش میزان کارواکرول در اسانس گیاهان تیمار شده با کلات روی شد. همچنین، میکوریزاسیون، مقدار کل ترکیبات سزکوئیترپن و دیترپن و محلولپاشی با کلاتروی، مقدار کل ترکیبات منوترپنی در اسانس مرزه بختیاری را افزایش داد.
