تعیین حدود گونهای کمپلکس .Linaria lineolata s.s در ایران بر پایه شواهد ریختشناختی و مولکولی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 شهریور 1405
سحر لطفیان، آذرنوش جعفری، جمیل واعظی، سید محمد مهدی حمدی
چکیده جنس .Linaria Mill بهعنوان یکی از گروههای پیچیده تاکسونومیکی در تیره Plantaginaceae، شامل گونههایی است که تفکیک آنها بهدلیل شباهتهای ریختشناختی و تنوع درونگونهای همواره با چالش همراه بوده است. در این مطالعه، چهار گونه از کمپلکس Linaria lineolata s.s. (شامل گونههای Linaria lineolata، Linaria elymaitica، Linaria karajensis و Linaria khalkhalensis) با استفاده از دادههای ریختشناسی و مولکولی مورد بررسی قرارگرفتند. در مجموع ۲۰ صفت کمی و کیفی در قالب تحلیلهای آماری تکمتغیره و تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) ارزیابی شد. بهمنظور مطالعه روابط مولکولی، توالیهای ژن هستهای کمنسخه AGT1 و ناحیه بینژنی کلروپلاستی rpl32–trnL مورد استفاده قرار گرفت و روابط فیلوژنتیکی با روش استنتاج بیزین بازسازی شد. نتایج PCA نشان داد که گونههای مورد مطالعه در فضای رجبندی بهطور مشخص از یکدیگر تفکیک میشوند و دو مؤلفه اول بخش عمدهای از واریانس دادهها را تبیین میکنند. همچنین تحلیلهای فیلوژنتیکی مبتنی بر ژن هستهای AGT1 و ناحیه بین ژنی کلروپلاستی rpl32–trnL نشان داد که تاکسونهای مورد مطالعه در کلادهای مجزا قرار گرفته و الگوی تفکیک ژنتیکی با نتایج ریختشناسی همخوانی دارد. بر پایه صفات ریختشناسی دارای بیشترین ارزش تشخیصی، کلید شناسایی دوشاخهای برای گونههای مورد مطالعه نیز تدوین شد. همخوانی میان دادههای ریختشناسی و مولکولی از استقلال تاکسونومیکی گونههای بررسیشده حمایت میکند. نتایج این مطالعه ضمن حمایت از حدود گونهای اعضای کمپلکس L. lineolata s.s.، نشان داد که تلفیق شواهد ریختشناختی و مولکولی میتواند رویکردی مؤثر برای روشنسازی روابط تاکسونومیکی و بازنگری کمپلکسهای گونهای در جنس Linaria باشد.
Molecular relationships in the Veronica hederifolia complex (Plantaginaceae, Veroniceae)
دوره 12، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 1-16
https://doi.org/10.22034/NBR.12.2.3
Hamideh Ahmadian، Azarnoosh Jafari، Jamil vaezi، Ehsan Karimi
چکیده Veronica is a species-rich genus of the Plantaginaceae, comprising over 500 annual and perennial herbs distributed across both hemispheres. We examined relationships within the Veronica hederifolia complex (V. hederifolia, V. cymbalaria, V. panormitana, and V. triloba), all belonging to V. subg. Cochlidiosperma. Overlapping morphological features complicate taxonomic delimitation in this group. To clarify species boundaries, we analysed 28 sequences from three regions: the nuclear low-copy CYCLOIDEA2 region, the nuclear ribosomal internal transcribed spacer (ITS), and the plastid DNA (trnL–trnF), in addition to morphological characters. Morphological variation was observed in leaf shape, calyx and pedicel orientation, corolla diameter and colour, sepal form, and seed features. Bayesian phylogenetic inference revealed that the CYC2 marker provided the highest resolution, confirming the monophyly of the complex and distinguishing V. triloba as a separate species. V. cymbalaria and V. panormitana formed sister lineages, with V. panormitana as the earliest-diverging taxon. Plastid trnL–trnF sequences showed limited variability, and ITS data displayed partial incongruence, likely due to hybridization, introgression, and polyploidy. Overall, integrating molecular and morphological evidence highlights the utility of low-copy nuclear markers in resolving recently diverged and reticulate lineages, supporting distinct evolutionary trajectories within the V. hederifolia complex.
دستورالعمل ساده و کارآمد استخراج DNA برای برگهای قدیمی و هرباریومی تمشکین (تیره مارچوبهایان)
دوره 9، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 124-131
https://doi.org/10.52547/nbr.9.2.124
لیدا جلالی رودسری، آذرنوش جعفری، جمیل واعظی، احسان کریمی
چکیده DNA استخراج شده با کیفیت بالا در بدست آمدن باندهای واضح در مرحله الکتروفورز و نتایج صحیح در تعیین توالی نقش مهمی ایفا میکند. معمولا CTAB یکی از روش های رایج برای استخراج DNA است که برای برگهای قدیمی نمونههای هرباریومی سرده تمشکین (Bellevalia) که متابولیت های ثانویه با اثر بازدارندگی دارد مناسب نسیت. برای حل این مسئله، تغییراتی در مراحل مختلف CTAB اعمال شد و ترکیبات زغال فعال، فنل، استات پتاسیم و RNase استفاده شد و آب دیونیزه جایگزین Tris EDTA شد تا ناخالصیها حذف شده و DNA با کیفیت تری بدست آید. دادههای میزان جذب DNA روش جدیدبا روش CTAB در طول موجهای ۲۶۰ و ۲۸۰ نانومتر مقایسه شد. نتایج، تغییر ۱۵تا۸۰ برابری در غلظت DNA را نشان داد. این مطالعه روش اصلاح شدهای را پیشنهاد میکند که امکان استخراج DNA با کیفیت بالاتری نسبت به روش CTAB را از برگهای قدیمی نمونه های هرباریومی Bellevalia امکانپذیر میکند.
مهار تکثیر رده سلولی سرطان مری (KYSE-30) توسط متابولیتهای ثانویه باکتریهای اندوفیت افدرا
دوره 8، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 95-103
https://doi.org/10.52547/nbr.8.2.95
مهرداد غیاثوند، علی مخدومی، مریم مقدم متین، جمیل واعظی
چکیده با توجه به افزایش نرخ بروز سرطان مری در برخی کشورهای آسیایی از جمله مناطق شمال و شمالشرق ایران، شناسایی ترکیبات ضدسرطانی جدید برای سرکوب این بیماری ضروری است. امروزه اثبات گردیده که تولید بسیاری از متابولیتهای گیاهی با فعالیت میکروارگانیسمهای اندوفیت در ارتباط است. در این پژوهش توانمندی باکتریهای اندوفیت گیاه دارویی افدرا در مهار تکثیر رده سلولی سرطان مری (KYSE-30) ارزیابی شد. 54 سویه باکتری اندوفیت (از 74 جدایه اولیه) از دو گیاه دارویی Ephedra intermedia و Ephedra foliata پس از استریل کردن سطح آنها بهدست آمد. باکتریها در محیط کشت تریپتیک سوی براث (TSB) تلقیح و پس از 72 ساعت متابولیتهای تولید شده با استفاده از کلروفرم استخراج گردید. اثر عصاره خام سویههای منتخب بر روی رده سلولی سرطان مری KYSE-30 با آزمون MTT در بازههای زمانی 24، 48 و 72 ساعت ارزیابی گردید. در نهایت سویه مورد نظر با استفاده از تکثیر و توالییابی ژن 16S rRNA شناسایی شد. بر اساس نتایج آزمونMTT سویه A1 دارای فعالیت ضدسرطانی بر روی رده سلولی KYSE-30 با مقادیر IC50 برابر با 4/346، 8/192 و 3/121 میکروگرم بر میلیلیتر به ترتیب در زمانهای 24، 48 و 72 ساعت پس از تیمار بود. بر اساس شناسایی مولکولی، باکتری مذکور به Microbacterium maritypicum شباهت داشت. با توجه به توانایی جدایه A1 در مهار تکثیر و زنده مانی KYSE-30 استفاده از ترکیبات طبیعی تولید شده توسط این باکتری برای درمان سرطان مری امکانپذیر است. هرچند جهت تایید این نتایج آزمایشهای بیشتری پس از خالصسازی مواد موجود در عصاره و همچنین انجام مطالعات در مدلهای جانوری سرطانی ضروری است.
معرفی گونه جدید Phelipanche pouyanii (تیره گل جالیزیان) از ایران
دوره 7، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 457-467
https://doi.org/10.52547/nbr.7.4.457
سیدهزهرا موسوی پارسایی، جمیل واعظی، حمید اجتهادی، فرشید معماریانی، محمدرضا جوهرچی
چکیده . Phelipanche pouyanii به عنوان یک گونه جدید از استان خراسان جنوبی واقع در شرق ایران معرفی می شود. صفات ریخت شناسی تشخیصی شامل دندانه های کاسه خیلی بلندتر از لوله کاسه و بی کرک بودن میله های پرچم، به خوبی گونه جدید را از گونههای خویشاوند نظیر P. mutelii، P. angustelaciniata و P. nana جدا می کنند. نتایج حاصل از مطالعات گردهشناسی و ریزریختشناسی دانه نشان می دهد که این صفات ارزش آرایهشناختی در مرزبندی بین گونه جدید و گونه های خویشاوند ندارند. با این حال، توالی های حاصل از نشانگر ریبوزومی ITS، مرزبندی آشکاری را بین گونه جدید و گونه های خویشاوند نشان میدهند.
